یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

حزب کمونیست کارگری: ونزوئلا به کدام سو میرود؟

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : آرمان شیرازی

عنوان : تفاوت ها همواره در گذار پیچاپیچ واقعیت ها رنگ می بازند...
هم میهن گرامی, خانم یا آقای تبریزی, سپاس و ارج بر شما برای وقت گذاشتن و ارائه ی پاسخ های روشن به پرسشهایی که طرح شده بودند.
گفتگوی دوسویه ی ما, آزمونی بود که نشان داد, هرگاه که بر صورت مسئله تمرکز لازم صورت بگیرد, میتوان از دو نگرگاه گوناگون, به پاره ای از درک های مشترک دست یافت. افزار برشمرده در زیر نیز در فراهم آوری اینگونه همسویی و همگامی نقش دارند:
۱ - کنار نهادن پیشداوری ها.
۲ - بررسی تفاوت ها از پنجره ی واقعیت ها.
۳ - باور به اینکه مفاهیم و پدیده ها در شدند.
۴ - هیچ چیز, جز تغییر, در جهان هستی مطلق نیست.
انسان ها ممکنست همیشه در ارزیابیهایشان کم یا بیش تفاوت هایی داشته باشند. مهم آنست که بدانند تفاوت ها همواره در گذار پیچاپیچ واقعیت ها رنگ می بازند.
٨٨۴۲۷ - تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱٣۹۷       

    از : تبریزی

عنوان : پاسخ روشن
دوست گرامی ما آرمان شیرازی می گوید که تبریزی به پرسش های پرسیده شده پاسخ روشن نداده است! گذشته از آن که همگان پاسخ های پرسش های ایشان را در یادداشت های دور و دراز من در همین صفحه می توانند پیدا کنند اما پاسخ روشن به پرسش های ایشان این چنین است:

یک - چگونه می توان جناح طرفدار آمریکا را که طبعا سرشت خودفروشانه دارد هنوز ناسیونالیست خواند؟

پاسخ: نخست آن که به کارگیری واژه ناسیونالیست هم درباره رژیم ونزوئلا و هم درباره دشمنان این رژیم نادرست است! حتی حزب کمونیست کارگری هم نباید واژه ناسیونالیست را درباره هواداران و دشمنان رژیم ونزوئلا به کار می برد و واژه درست در این باره ها سکتاریسم (گروه پرستی) است نه ناسیونالیسم! دوم آن که میهن پرستی نیز برابر با ناسیونالیسم نیست و ناسیونالیسم در چم آکادمیک آن هرگز درباره رژیم ونزوئلا و دشمنان این رژیم نمی تواند کاربرد داشته باشد که در این باره نگاه کردن به نوشتاری در لینک زیر سودمند است

http://iranglobal.info/node/۱۶۱۹۵

دو - در گیرودار کنونی ونزوئلا انتخاب میان بد و بدتر درست است یا ارجاع سرنوشت کشور به هر چه پیش آید؟

پاسخ: این سخن که میان بد و بدتر باید بد را برگزید ابزاری برای فرمانروائی رژیم های گندکاری مانند رژیم آخوندی است که می گوید میان حسن روحانی بد و سیدابراهیم رئیسی بدتر باید حسن روحانی بد را برگزینیم تا سیدابراهیم رئیسی بدتر بر سر کار نیاید! (پس ایرانیان کی باید از دست بدی ها و بدها رها شوند؟) اما سخن درست این است که باید بد و بدتر را کنار گذاشت و میان خوب و خوبتر باید خوبتر را برگزید! اما گذشته از این که این سخن که رژیم ونزوئلا بد است و مخافان این رژیم بدترند بر هیچ وندآوردی استوار نیست چرا مردم ونزوئلا میان خوب و خوبتر نباید خوبتر را برگزینند؟

سه - با توجه به حمایت های آشکار حکومت ترامپ از جناح گوایدو آیا لازم است که به اتحادهای ناگزیر در برابر تجاوزگران دست زد؟

پاسخ: نخست آن که جاده صاف کن آمریکا رژیم ناکارآمد ونزوئلاست، مانند صدام که جاده صاف کن آمریکا در عراق شد و مانند القاعده و طالبان که جاده صاف کن آمریکا در افغانستان شدند! به چند شعر و شعار رژیم ونزوئلا و چند مرده باد آمریکا گفتن این رژیم نگاه نکنید، کارهای دور از خرد و ناکارآمدی رژیم ونزوئلا چنان راه را برای آمریکا باز کرد که با ترکیدن بمب اتمی در ونزوئلا نیز این چنین راه برای آمریکا باز نمی شد! دوم آن که پیش از هواداری آمریکا از مخالفان رژیم ونزوئلا این مخالفان در میان مردم ونزوئلا پایگاه مردمی گسترده ای داشتند و مانند قارچ در بیست و چهار ساعت از زمین نروئیدند و دولت آمریکا برای آن که نشان دهد هوادار مردم ونزوئلاست با هواداری از این مخالفان دست پیش را گرفته است که پس نیفتد!

چهار - سه تلاش آشکار کودتاگرانه آمریکا (۲۰۰۲ - ۲۰۱۵ - ۲۰۱۹) که در حال انجام است را چگونه می توان نادیده گرفت و محکوم نکرد؟

پاسخ: هنگامی که در کشوری رژیمی ناکارآمد بر سر کار باشد کودتا نیز رخ می دهد و این که حتما در پشت هر کودتائی آمریکا یا کشور دیگری کارگردانی می کند سخن درستی نیست! آمریکا چرا در چین و کوبا و ویتنام نمی تواند کودتا کند؟ کودتای سال ۱۳۳۲ در ایران برای ناکارآمد بودن و کاستی های فراوان دولت دکتر مصدق بود و یا کودتا در شیلی برای ناکارآمد بودن و کم توانی رژیم سالوادور آلنده بود و هر جا که کودتائی رخ می دهد نمی توان کاسه کوزه را بر سر این کشو و آن کشور شکست! اگر در ونزوئلا نیز کودتائی رخ دهد برای ناکارآمد بودن رژیم ونزوئلاست نه دسیسه این کشور و آن کشور!

پنج - آیا حل مشکلات یک کشور مانند ایران یا ونزوئلا کار مردمان آن است یا وظیفه حکومت کشوری دیگر که در تجاوزهای رنگارنگ استاد است؟

پاسخ: روشن است که مردم کشوری که گرفتار رژیم هائی مانند رژیم صدام در عراق و رژیم خامنه ای در ایران و رژیم ونزوئلا شده اند خودشان باید دست به کار شوند و رژیمی کارآمد را بر سر کار آورند نه این که چشم به راه یاری از سوی کشورهای دیگر باشند!
٨٨۴۲۱ - تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱٣۹۷       

    از : آرمان شیرازی

عنوان : شاگرد پرسید "توجه" چه معنا دارد؟ آموزگار اما نشنید...
هم میهن گرامی, خانم یا آقای تبریزی, من در پانویس های خود ادعای سوسیالیست یا کمونیست بودن نکرده ام. اما میدانم که یکی از کیفیت های فرد سوسیالیست یا کمونیست, صراحت و سرراست بودن در گفتار و نیز پرداختن به پرسش ها و اصل موضوع است.
تا کنون بر پایه نوشتارهای شما, همه ی خوانندگان باید فهمیده باشند که چه چیزهایی "برابر سوسیالیست بودن و کمونیست بودن نیست". شوربختانه اما, شما آنان را از پاسخ هایتان به پرسشهای مشخص مطرح شده محروم نگهداشته اید.
آیا گمان میکنید انتظار خوانندگان برای دیدن پاسخ های شما بیجاست؟ آیا در نگاه شما, پاسخ به این پرسش ها نا لازمست؟
٨٨۴۱۹ - تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱٣۹۷       

    از : تبریزی

عنوان : دشمنی با آمریکا برابر سوسیالیست بودن و کمونیست بودن نیست!
بدبختانه و با اندوه فراوان باید گفت این پندار نادرست که هر گونه دشمنی با آمریکا برابر با سود بردن کمونیست ها و سوسیالیست هاست تله مرگباری است که بسیاری از چپ گرا در آن افتاده اند و پس از آسیب های فراوان هنوز که هنوز است از آن آسیب ها پندآموزی نکرده اند!

اگر این چنین است دشمنی رژیم جنگ سالار (میلیتاریست) ژاپن و رژیم آدولف هیتلر در آلمان با آمریکا را باید برابر با سود بردن چپ گراها بدانیم! و اگر این چنین است دشمنی اسلوبودان میلوشوویچ پان صرب و صدام حسین پان عرب و طالبان و القاعده در افغانستان برابر با چپ گرا بودن، کمونیست بودن، مترقی بودن، مردمی بودن، دموکرات بودن و ..... باید باشد و همه کمونیست ها و سوسیالیست های جهان باید از آشغال هائی مانند هیتلر و صدام و بن لادن پشتیبانی کنند!!!

این پندار نادرست همان تله مرگباری است که حزب توده ایران و سازمان فدائیان خلق ایران - اکثریت در آن گرفتار شدند و در سه سال سیاه ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ گفتند زنده باد خمینی و هر گونه خوش رقصی در برابر رژیم دوزخی ولایت فقیه را انجام دادند و همگان دیدند که فرجام کار چه شد!

اکنون نیز که در ونزوئلا رژیمی بر سر کار آمده است که برای ناکارآمد بودن مردم ونزوئلا را دچار تیره روزی های فراوان کرده است چون به هر دلیلی چه درست و چه نادرست با آمریکا درگیر شده است چنین چپ گراهائی هر گونه گلایه از رژیم ونزوئلا را برابر با امپریالیست بودن، نوکر سرمایه داران بودن ، مزدور آمریکا بودن، وابسته به بورژوازی بودن، ضربه زدن به افکار چپ و مترقی و ..... می دانند!

بی آن که این رفقای چپ گرا بفهمند که آن چه که در صربستان راه را برای آمریکا باز کرد رژیم اسلوبودان میلوشوویچ بود و آن چه که در عراق راه را برای آمریکا باز کرد رژیم صدام بود و آن چه که در افغانستان راه را برای آمریکا باز کرد رژیم طالبان و گروه القاعده بودند و هم اکنون آن چه که راه را برای آمریکا در ونزوئلا باز کرده است ناکارآمد بودن رژیم ونزوئلا و تیره روزی مردم ونزوئلاست!

این رفقای چپ گرا با فلسفه بافی های گوناگون و با هر دلیل تراشی که شده و با این فرمول صد درصد نادرست که میان بد و بدتر باید بد را برگزینیم می خواهند بگویند که رژیم ونزوئلا چون با آمریکا کشمکش دارد هر جور که شده باید پا برجا بماند و فردا هم اگر این رژیم ناکارآمد از میان برود نابودی رژیم ونزوئلا را دسیسه امپریالیسم جهانی خواهند دانست!

رفقا ! اگر هم اکنون چند ستاره دنباله دار به آمریکا برخورد کنند و آمریکا نابود شود و کشوری به نام آمریکا از نقشه جغرافیا پاک شود آیا در ونزوئلا جوی های شیر و عسل روان خواهند شد و از آسمان ونزوئلا سکه های طلا خواهند بارید؟

رفقا ! آیا بهتر نیست که ژرف اندیشانه بیندیشید و مانند حزب توده ایران و سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت که در آغاز به روی کار آمدن رژیم دوزخی ولایت فقیه از این رژیم پشتیبانی کردند و آبروی کمونیسم و کمونیست ها را بردند با دلیل تراشی های رنگارنگ از رژیم ونزوئلا پشتیبانی نکنید؟
٨٨۴۱۵ - تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱٣۹۷       

    از : آرمان شیرازی

عنوان : ... و پرسش همچنان برجاست!
هم میهن گرامی, خانم یا آقای تبریزی, درود بر شما!
برای پردازش به نکته اصلی, بهترست که داعیه سوسیالیسم و کمونیسم را برای هر کس کنار بگذاریم و دولت ونزوئلا را سرمایه داری دولتی بدانیم. گوهر گفتار من در اینجا به چند پرسش بر میگردد که در برابر دوستان نهاده شده اند:
۱ - چگونه میتوان جناح طرفدار آمریکا را, که طبعا سرشت خودفروشانه دارد, هنوز ناسیونالیست خواند؟
۲ - در گیر و دار کنونی ونزوئلا, انتخاب میان بد و بدتر درست است یا ارجاع "سرنوشت" کشور به هرچه پیش آید؟
۳ - با توجه به حمایت های آشکار حکومت ترامپ از جناح گوایدو آیا لازمست که به اتحادهای ناگزیر در برابر تجاوزگران دست زد؟
۴ - سه تلاش آشکار کودتاگرانه آمریکا (۲۰۰۲, ۲۰۱۵ و ۲۰۱۹ که در حال انجام است) را چگونه میتوان نادیده گرفت و محکوم نکرد؟
۵ - آیا حل مشکلات یک کشور (مانند ایران یا ونزوئلا), کار مردمان آنست یا وظیفه ی حکومت کشوری دیگر که در تجاوزهای رنگارنگ "استاد" است؟
٨٨۴۰۴ - تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱٣۹۷       

    از : تبریزی

عنوان : سه دیدگاه درباره ونزوئلا
دوست گرامی ما آرمان شیرازی می گوید که چکیده سخن تبریزی این است که: ( ..... خود را سوسیالیست و کمونیست ننامید! از امپریالیسم آمریکا ننالید و بگذارید کار خودش را بکند! ..... ) نوشته مرا همگان در این صفحه می توانند ببینند و داوری کنند که سخن من چه بوده است!

از سوی دیگر دوست گرامی ما آرمان شیرازی نوشته است که: ( ..... کار صاحبان نظم جهانی (بخوان سرمایه داری یعنی امپریالیسم) این است که با جا به جائی مهره های شطرنج بازی را به سود خود تغییر دهند، همچنان که در ایران (۱۳۳۲ و ۱۳۵۷) شیلی، برزیل و کشورهای دیگر کردند ..... )

بدبختانه بسیاری از کسانی که خود را کمونیست و سوسیالیست می نامند ناتوان از فهم این نکته هستند که هم اکنون سال ۱۳۹۷ است و ما در سال ۱۳۳۲ و سال ۱۳۵۷ زندگی نمی کنیم! از سوی دیگر ونزوئلا نه برزیل است، نه شیلی هست و نه ایران! هر کشوری ویژگی های خودش را دارد و نمی توان گفت که چون در فلان کشور چنین و چنان شد پس در آن یکی کشور هم چنین و چنان خواهد شد!

سخن گفتن از امپریالیسم آمریکا با ادبیات پنجاه سال پیش نیز راه به جائی نمی برد و آمریکای کنونی مانند پنجاه سال پیش نمی تواند به کشورهای دیگر مانند ویتنام لشکرکشی کند و حمله به ونزوئلا با هزینه ای چند صد میلیارد دلاری در توان آمریکای کنونی نیست! چنان که آمریکا برای هزینه های سنگینی که ناتوان از پرداخت آنهاست نیروهایش را از عراق و سوریه و افغانستان بیرون می برد!

درباره ونزوئلا نیز هم اکنون سه دیدگاه دیده می شوند:

یک - کسانی هستند که دشمن کمونیسم و سوسیالیسم هستند و با دیدن ونزوئلا شاد و شنگول بالا و پائین پریده و می گویند که کمونیسم شکست خورد و سوسیالیسم از میان رفت!

دو - کسانی هستند که خود را سوسیالیست و کمونیست می نامند و می گویند تیره روزی مردم ونزوئلا دسیسه امپریالیسم جهانی و آمریکا و کشورهای دیگر است و ما باید از دولت ونزوئلا پشتیبانی کنیم!

سه - کسانی هم هستند که تیره روزی مردم ونزوئلا را برای ناکارآمد بودن دولت ونزوئلا دانسته و می گویند که در ونزوئلا سوسیالیسم و کمونیسمی در کار نیست و آن چه همگان در ونزوئلا می بینند سرمایه داری دولتی است و ما به جای پشتیبانی از دولت ناکارآمد ونزوئلا باید از مردم ونزوئلا پشتیبانی کنیم!

بسیاری از کسانی که خود را سوسیالیست و کمونیست می نامند باورمند به دیدگاه دوم هستند و دیدگاه من (تبریزی) دیدگاه سوم است!
٨٨٣۹۲ - تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱٣۹۷       

    از : آرمان شیرازی

عنوان : اگر چشمت فروبندی, پرسش همچنان برجاست... هنگام تجاوز, کدام سو می ایستی؟
چکیده ی نوشتار هم میهن گرامی, خانم یا آقای تبریزی, اینست که "رژیم ونزوئلا سرمایه داری دولتی ست... فروپاشی ... آن ... را نمی توان دسیسه کشورهای دیگر و کار امپریالیست ها دانست ... با ادبیات پنجاه سال پیش (زندگی نکنید) ... خود را سوسیالیست و کمونیست (ننامید) از امپریالیسم آمریکا (ننالید و بگذارید کار خودش را بکند)"!

آشکارست, زمانی که مردم یک کشور برای " دگرگونی های بنیادین ... برای کار و رفاه و اقتصاد پیشرفته و برابری و آزادی های سیاسی به خیابان ها" می آیند, کار صاحبان نظم جهانی (بخوان سرمایه داری یعنی امپریالیسم) اینست که, با جابجایی مهره های شطرنج, بازی را بسود خود تغییر دهند. همچنان که در ایران (۱۳۳۲ و ۱۳۵۷), شیلی, برزیل ... و کشورهای دیگر کردند! و درست همینجاست که بنام انسانیت لازمست که "مانند کبک سر را زیر برف" نکنیم, و دخالت چاقو کاشانه امپریالیسم را "ماله کشی و ماست مالی" نکنیم!
بجای پرخاش, دشنام و پند دادن به این و آن بهتر است بدانیم که ایستادن در برابر تجاوز, کار هر انسان آزاده است لازم نیست حتما سوسیالیست و کمونیست باشیم!
٨٨٣٨٨ - تاریخ انتشار : ۱٣ بهمن ۱٣۹۷       

    از : تبریزی

عنوان : سرمایه داری دولتی نه کمونیسم است و نه سوسیالیسم!
دوستان گرامی، رویدادهای ونزوئلا هیچ پیوندی با سوسیالیسم و کمونیسم ندارند! و این که مردم در کشور ونزوئلا با بودن بهترین کانی ها که نفت یکی از آنهاست و بهترین دستمایه های اقتصادی دچار تورم تازنده و اقتصادی درهم کوبیده هستند برای گناهکار بودن راه و روش های سوسیالیستی و کمونیستی نیست! آن چه که در ونزوئلا می گذرد برای آن است که باز هم مانند شوروی رژیمی بر سر کار آمده است که سرمایه داری دولتی را با نام سوسیالیسم و کمونیسم به خورد مردم می دهد! با گفتن زنده باد سوسیالیسم و زنده باد کمونیسم کسی سوسیالیست و کمونیست نمی شود! باید در میدان کردار سوسیالیست و کمونیست بود! آن چه در ونزوئلا به بن بست رسیده است سرمایه داری دولتی مانند شوروی است نه سوسیالیسم و کمونیسم! ورشکستگی بنگاه ها و نهادهای اقتصادی، بیکاری ها و بیکارسازی های میلیونی، تورم سرسام آور و چند میلیون درصدی، از کار افتادن کارخانه ها، فروشگاه های تهی از کالا، بی پولی و نداری کارگران و رنجبران و دهقانان و گرسنه ماندن مردم در ونزوئلا پیامد شکست سرمایه داری دولتی در ونزوئلاست! آن هم ونزوئلائی که یکی از بزرگترین کانی های نفت را در جهان دارد!

مردم ونزوئلا حق دارند که برای تورم تازنده آن هم با ارقام نجومی و اقتصاد درهم کوبیده و خفقان سیاسی اعتراض کنند، مردم ونزوئلا حق دارند در برابر رژیم ونزوئلا که به بار آورنده تیره روزی های فراوان برای آنهاست دست به تظاهرات بزنند و خواهان دگرگونی های بنیادین در ونزوئلا باشند، مردم ونزوئلا حق دارند برای کار و رفاه و اقتصاد پیشرفته و برابری و آزادی های سیاسی به خیابان های ونزوئلا بیایند اما رژیم ونزوئلا در برابر اعتراض مردم ونزوئلا چه می کند؟ رژیم ونزوئلا مانند رژیم ولایت فقیه در ایران با سرکوب و زندان و پلیس ضد شورش و پرونده سازی پاسخ مردم گرسنه ونزوئلا را می دهد! سپس رژیم ونزوئلا مانند رژیم ولایت فقیه در ایران همه کاسه کوزه ها را بر سر آمریکا شکسته و می گوید تیره روزی مردم ونزوئلا برای دسیسه های کشورهای دیگر به ویژه آمریکاست!

دوستان گرامی، آیا آن چه که همگان در ونزوئلا می بینند بهره برداری برابر و مشترک مردم ونزوئلا از دارائی های ونزوئلاست؟ و آیا آن چه که جهانیان در ونزوئلا می بینند سوسیالیسم و کمونیسم است؟ روشن است که اگر کسی فهم درستی از سوسیالیسم و کمونیسم داشته باشد رژیم ونزوئلا و ناکارآمدی آن را در پیوند با سوسیالیسم و کمونیسم نخواهد دانست!

از سوی دیگر کسانی هستند که خود را سوسیالیست و کمونیست می نامند اما وکیل مدافع رژیم ونزوئلا شده و هزاران گندکاری این رژیم ناکارآمد را با فلسفه بافی های گوناگون ماله کشی و ماست مالی می کنند و این سخن درست را که ساختار رژیم ونزوئلا بر پایه سرمایه داری دولتی است نمی پذیرند!

اینان که در جهان کنونی و در سده بیست و یکم زندگی نمی کنند با ادبیات پنجاه سال پیش و با نالیدن از امپریالیسم آمریکا و رژیم ونزوئلا را برابر با رژیم سالوادور آلنده در شیلی دانستن مانند کبک سرشان را در زیر برف کرده و آبروی سوسیالیست ها و کمونیست ها را می برند!

رفقا ! ما در سده بیست و یکم زندگی می کنیم نه در پنجاه سال پیش و در زمان سالوادور آلنده!

رفقا ! ونزوئلا، ونزوئلا هست و شیلی هم شیلی هست! نه ونزوئلا را می توان همانند شیلی در زمان سالوادور آلنده دانست و نه شیلی در زمان سالوادور آلنده برابر با ونزوئلا در زمان کنونی است!

رفقا ! سرمایه داری دولتی برابر با سوسیالیسم و کمونیسم نیست و فروپاشی رژیمی که ساختار آن بر پایه سرمایه داری دولتی است را نمی توان دسیسه کشورهای دیگر و کار امپریالیست ها دانست و با داستان پردازی ها و فلسفه بافی های رنگارنگ نمی توان ناکارآمدی رژیم هائی مانند شوروی و ونزوئلا را ماله کشی و ماست مالی کرد!
٨٨٣۷۱ - تاریخ انتشار : ۱٣ بهمن ۱٣۹۷       

    از : شبگیر حسنی

عنوان : پرچم دروغین
اگر کسی خواهان است تا نمونه ای از تاکتیک پرچم دروغینِ کمونیسم را در حمایت از امپریالیسم با پوشش شعارهای چپ ملاحظه کند کافی است به همین بیانیه رجوع نماید!
٨٨٣۲۰ - تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱٣۹۷       

    از : آرمان شیرازی

عنوان : بار دیگر, جاهل سر گذر جهان, چاقو بر کشیده است...
چکیده ارزیابی حزب حزب کمونیست کارگری (حکک) اینست که در ونزوئلا یک طبقه ناسیونالیست حاکم متشکل از دو جناح ضد آمریکایی و طرفدار آمریکا روبروی هم قرار گرفته اند. البته پیدا نیست که چگونه میتوان جناح طرفدار آمریکا را, که طبعا سرشت خودفروشانه دارد, هنوز ناسیونالیست خواند؟
حکک با کنارگیری از دعوای دو جناح حاکم از یک طبقه, سوی جناح سوم (توده های زحمتکش مردم) را میگیرد که "در حال حاضر دارای نماینگی سیاسی بارز و آشکاری نیست...اما... پیشرفت و سعادت مردم در گرو متشکل شدن و شکل گیری (آن) در تقابل با وضعیت موجود است." بیگمان این آرزوی انسان پسند و نیکویی ست. اما, در این گیر و دار, انتخاب میان بد و بدتر درست است یا ارجاع "سرنوشت" کشور به هرچه پیش آید؟
آیا در کشاکش های اجتماعی, احزاب مدافع توده های زحمتکش مردم کناری می نشینند و "دست به دعا" بر میدارند؟
براستی, سه تلاش آشکار کودتاگرانه (۲۰۰۲, ۲۰۱۵ و ۲۰۱۹ که در حال انجام است) از سوی آمریکا, این جاهل سر گذر جهان, را چگونه میتوان نادیده گرفت و محکوم نکرد؟
٨٨۲۷۱ - تاریخ انتشار : ٨ بهمن ۱٣۹۷       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۱۲)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست