یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

گزارشی مستند و تکان دهنده از زوایای پنهان طرح ارتقائ امنیت اجتماعی

• فجایع رخ داده در طی عملیات ارتقا امنیت اجتماعی ۱ و ۲ جزو استثنایی ترین و ضد انسانی ترین موارد نقض حقوق بشر در ایران در طی چند ساله اخیر بوده که در طی آن افراد بی گناه بسیاری بازداشت و مورد اذیت و آزار قرار گرفتند ...


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۱ مهر ۱٣٨۶ -  ۱٣ اکتبر ۲۰۰۷


از اواخر اردیبهشت ماه سال ۱٣٨۶ سلسله عملیات های پلیسی در سرتاسر کشور خصوصا در تهران از طریق نهاد های انتظامی و امنیتی با نام ارتقای امنیت اجتماعی شروع شد، که موجی از تنش ها و حاشیه ها را در ابعاد داخلی و خارجی رقم زد.
مسلما افکار عمومی در سایه حمایت رسانه های دولتی از این طرح، تنها آنچه را که گردانندگان پشت صحنه این طرح سیاسی تمایل داشتند ملاحظه نمودند. علی رغم اینکه اکثریت مطلق قربانیان این طرح از محرومترین لایه های اجتماعی بودند که به هیچگونه نهاد، مجموعه یا تریبونی برای بیان حقایق دسترسی نداشتند، این مجموعه موفق شد تا با بازگشت تعداد کثیری از افراد قربانی این طرح که یا بلاقید آزاد شدند یا با ضمانت به جامعه بازگشتند و یا به زندان های مختلف منتقل شدند ، فرصتی برای مستند سازی پشت صحنه این طرح فراهم آورد و با اینکه قلم قاصر از بیان دیده ها و شنیده های وحشتناک صورت پذیرفته توسط نهادهای مدعی حراست از حقوق اجتماعی است سعی گشته است حداقل رسالت افشای نقض حقوق انسان ها در حد توان صورت پذیرد.

آغاز طرح:
پایگاه ها و نهادهای مرتبط در انجام عملیات ارتقای امنیت اجتماعی ۱ و ۲ در تهران
در این عملیات ٣۲ کلانتری پلیس و ۱۲ پایگاه پلیس امنیت و ۵ حوزه اصلی و قرارگاه اطلاعاتی پلیس و تمام پایگاه های بسیج در پوشش ستادهای امر به معروف و نهی از منکر به شرح ذیل شرکت داشتند.
کلانتری های ۱ باهنر ، ۲ پاسداران ، ٣ ولیعصر ، ۴ خرمشهر ، ۵ میرزای شیرازی ، ۶ نامجو ، ۷ فلسطین ، ٨ آزادی ، ۹ بهارستان ، ۱۰ پیروزی ، ۱۱ حسام الدین ، ۱۲ ابوسعید ، ۱٣ پانزده خرداد ، ۱۴ آیت الله سعیدی ، ۱۵ هلال احمر ، ۱۶ خزانه بخارایی ، ۱۷ جوادیه ، ۱٨ ستارخان ، ۱۹ مهر آباد ، ۲۰ ابوذر غفاری ، ۲۱ دهم فروردین ، ۲۲ دربند ، ۲٣ شهید باهنر ، ۲۴ کلاه دوز ، ۲۵ سیدجمالدین اسد آبادی ، ۲۶ تهران پارس ، ۲۷ فرجام ، ۲٨ پیروزی ، ۲۹ ولی عصر ، ٣۰ نازی آباد ، ٣۱ فدائیان اسلام ، ٣۲ خاوران
پایگاه های دوازده گانه پلیس امنیت به شرح زیر:
پایگاه یک شمیرانات ، پایگاه دو سیدخندان ، پایگاه ٣ نیلوفر ، پایگاه ۴ هفت حوض ، پایگاه ۵ خواجه نظام ، پایگاه ۶ خاواران ، پایگاه ۷ ارگ ، پایگاه ٨ میدان حر ، پایگاه ۹ ..... ، پایگاه ۱۰ .... ، پایگاه ۱۱ .... ، پایگاه ۱۲ ....
حوزه های پنجگانه اطلاعات نیروهای انتظامی
۱- حوزه مرکزی تهران ، ۲- حوزه شمال تهران ، ٣- حوزه جنوب تهران ، ۴- حوزه غرب تهران ، ۵- حوزه شرق تهران

نوع و نحوه برخورد در زمان دستگیری
دستگیری در منازل در روزهای آغازین طرح:

نحوه دستگیری و برخورد کلی در مورد افراد دستگیر شده در منازل به این شرح بود که فرماندهانی همچون سردار معمولی که صدها پلیس نقابدار را به همراه داشتند و به خانه ها حمله می کردند و از دیوار و بام آنها و همسایه های بی گناه آنها بدون اذن و هماهنگی در نیمه های شب بالا می رفتند و درب ها را میشکستند و حریم خصوصی افراد را مورد تجاوز قرار می دادند و پدر را در برابر چشمان همسر و فرزندان، مضروب می کردند و شکنجه می دادند، شلوار پدر را در برابر چشمان فرزندان از تن خارج می کردند، پسر را در برابر چشمان مادر و خواهر لگد مال می کردند و افراد را با تن لخت و یا با لباس خواب به کوچه یا محل تجمع مردم می بردند.
هیچگونه محدودیتی در حمله ها و عملیات وجود نداشت حتی شکستن درب منازل یا اتاق های که در آن نوامیس و فرزندان متهمین با وضعیت نامناسب قرار داشتند و هیچگونه محدودیتی در زمینه حفظ حریم و حرمت و حیثیت و آبروی افراد در محدوده منازل مراعات نمی شد و هیچگونه توجه ی به پوشش نامناسب زنان و مردان افراد سالخورده و حتی کودکان، دختران و پسران غیر مرتبط با موضوع نمیشد.
مامورین اکثرا در عملیات های بازداشت در منزل فقط به بهانه ایجاد رعب و وحشت و کشاندن همسایه ها به کوچه، درب و دیوار و سقف منازل متهمین بازداشتی را به گلوله می بستند بدون اینکه در نظر داشته باشند که این نوع عملیات های وحشت آور و متوحشانه بر روی روح و روان زن و مرد، پیر و جوان، دختر و پسر خردسال در محدوده منازل چه تاثیری می گذارد.
افراد بازداشتی در مرحله دستگیری منازل، اکثرا از افراد شناخته شده و دارای شناسنامه قضایی و کیفری بوده اند را اینگونه بازداشت می کردند و پس از بازداشت با ضرب و شتم به محیط کوچه و خیابان محل سکونت انتقال و با تیراندازی مردم را جمع می کردند آنها در مورد دستگیری متهم تبلیغات می کردند و او را وادار می کردند که با استفاده از بلندگوهای اتومبیل های پلیس به خود و نوامیسش توهین و ناسزا بگوید.
دستگیری افراد در روزهای بعدی طرح ارتقا امنیت اجتماعی:
اکثریت افرادی که در روزهای بعدی طرح ارتقا امنیت اجتماعی دستگیر شدند هیچگونه ارتباطی با اتهامات و چارچوب های امنیتی گفته شده در این طرح نداشتند و فقط از جهت بالا بردن کمییت عملیات و بالا بردن آمار و بیلان عملیات دستگیر شدند که اکثر آنان نیز پس از مدت کوتاهی از یک الی ۴ ماه از بازداشتگاه بطور بلاقید و بدون اینکه کیفر خواستی در موردشان صادر شود آزاد شدند.
این افراد شامل معتادان تابلو، خلافکاران محلی شناخته شده، جوانان تجمع کننده در سر کوچه ها، جوانان در حال تفریح و تجمع کرده در پارک ها، افراد مشکوک به فروش مواد مخدر، مشروبات الکلی و یا فیلم های غیرمجاز و ولگردهای خیابانی، دارندگان وسایل نقلیه ای که تولید آلودگی صوتی می نمودند و کاسب های سرپایی میادین و خیابان های پر تردد که مزاحم کسب و کار سایر کسبه و از جمله مغازه داران محسوب می شدند بودند.
همچنین عده ای از مشتریان سفرخانه ها و قهوه خانه ها و مکان های تفریحی محل تجمع دختران و پسران که عملا اکثریت آنان مرتکب هیچگونه جرم قابل تعریفی نشده بودند و با یورش پلیس به محل تجمع و استقرار یا کسب و کار این افراد آنان را با ضرب و شتم و عناوین واهی اراذل و اوباش و به منظور ارتقا امنیت اجتماعی بازداشت و به کلانتری ها و پاسگاه های پلیس امنیت منتقل نمودند، اینگونه بازداشتی ها به بازداشت های آماری عملیات کور معروف هستند که در طی طرح های مختلف بازداشت می شوند که حتی اگر طرح جمع آوری گدایان، ولگردان و یا سد معبر هم بود میشد عده ای را مثل همین افراد به خیابان ها فقط برای بالا بردن آمار حتی برای چند ساعت بازداشت نمایند که این تعداد بازداشت شدگان به طور کامل در دید اذهان عمومی نگه داشته شدند تا عملیات هر چه بیشتر موفق و فراگیرتر بنظر برسد.

متهمین ارجاع شده از کلانتری ها و پایگاه ها به پلیس امنیت:
در طی طرح ارتقا امنیت اجتماعی افرادی بودند که بنا به اتهامات خاصی که یا مرتبط با طرح بود و یا غیرمرتبط در بازداشت گاه ها بودند و طبق دستور، کلانتری ها و پایگاه های پلیس امنیت برای کمک به افزایش میزان بازداشتی ها، بدون در نظر گرفتن موارد قانونی و ارجاع آنان به دادگاه، متهمین فوق را که در بازداشتگاه های کلانتری ها و پایگاه های پلیس امنیت بودند متغلبانه به عنوان مرتبطین در طرح ارتقا امنیت اجتماعی به پلیس امنیت مرکز تحویل نمودند که در این بین حتی متهمین جلب، اختلافات خانوادگی و درگیری و یا دعوا های عادی پیش پا افتاده هر روزه در جامعه نیز دیده می شوند. البته این بازداشتی های ارجاعی به پلیس امنیت و کمپ کهریزک که اصالتا هیچگونه عمل جنایی مستجوب چنین برخوردی انجام نداده بودند ماهیتا بطور مطلق از دید آگاهان و مطلعین دور نگه داشته شده و قربانی خودخواهی عده ای شدند که در حال پوشش دادن عملیات پوشالی ارتقا امنیت اجتماعی بودند و فقط بلندی لیست و تعداد دستگیر شدگان برای ایشان مهم بود.

محل استقرار بازداشت شدگان قبل از انتقال به کمپ کهریزک:
افراد بازداشتی در کلانتری ها:
همانگونه که معلوم است اکیب ها و تیم ها و پایگاه ها و حوزه های مختلفی در روزهای عملیات فعالیت داشتند که یکی از مراکز کلانتری های مناطق بودند و سهم بالای از شناسایی مناطق عملیات دستگیر شدگان را داشتند، اکثریت بازداشتی ها پس از ضرب و شتم های اولیه و هماهنگی ها با پایگاه های پلیس امنیت بدانجا منتقل میشدند که میزان ضرب و شتم، بسته به اختیارات محدود آنان و در حد سیلی و لگد و چند ضربه تسمه، کابل یا باتوم بوده است.

یازداشتی ها در پایگاه های پرجمعیت:

می توان گفت بیش از ٨۰% جمعیت بازداشت شده به طور مستقیم و یا غیرمستقیم و با نظارت پایگاه های پلیس امنیت بازداشت شده اند و میزان شدت عمل و ضرب و شتم در این پایگاه به مراتب از کلانتری ها شدید تر و سرسختانه تر بود و میزان اختیارات افراد شاغل در این نهاد ها در حدی بود که تا قبل از تحویل به بازداشتگاه ها و پلیس امنیت مرکز تا حد شکستن دست و پا می توانستند افراد بازداشتی را شکنجه نمایند.
از افراد معروف این شکنجه ها می توان به جلادهای نقاب به صورتی چون: سروان رضا سفری ، سرگرد اکبر محمدی، سید علی محمد حسینی از پایگاه چهارم و آقایان زعفرانی و موسیوند پلیس امنیت و هادی ذوالقدر از پایگاه دوم امنیت اشاره کرد که نقش شاخصی در شکنجه و ضرب و شتم افراد خصوصا بی گناهان داشته و سعی در گرفتن اقرارهای اجباری و واهی تحت شکنجه از افراد بی گناه را داشتند.

بازداشتی های کلانتری ها و پایگاه های پلیس امنیت پس از انتقال به پلیس مرکزی:
پلیس امنیت مرکزی واقع در عشرت آباد – میدان سپاه محل تجمیع تمام بازداشتی های عملیات ارتقائ اجتماعی ۱ و ۲ بود که دارای کمترین فضای نگهداری بازداشت ها بود، اطراف محدوده آن محل تجمع خانواده های بازداشتی ها و قربانیان طرح بود که در طی چند مرحله و در هر مرحله چند صد نفر از افراد به صورت بسیار فشرده و آزار دهنده در آن نگهداری می نمودند.
شکنجه گران در این محل که مرکز عملیات محسوب می شد اختیارات بالاتری داشتند وقدرت بالای مانور در ضرب و شتم با اتکائ به افراد پشت پرده چون سردار رادان و سردار محمودی برگ زرینی از شکنجه ها در مورد متهمان بازداشت شده رقم زدند.
پلیس امنیت مرکزی حتی گنجایش نگهداری ۷۰ نفر را نداشت ولی در آن تا ٣۵۰ نفر در هر مرحله نگهداری می شدند به طوری که افراد روی هم قرار می گرفتند و این ازدحام جمعیت حتی اجازه برنامه ریزی و نظم را نمی داد، اکثر شکنجه ها در برابر چشم سایر بازداشتی ها انجام می شد و افراد نقابدار در دسته های ۲۰ نفره به سلول ها حمله می کردند و با شلنگ و باتوم و لوله های فلزی و یا باتوم های شوک دار (برقی) نفرات را ضرب و شتم می کردند.
موی سر تمام افراد را بدون استثنائ در همان لحظه ورود با شماره صفر اصلاح می نمودند و برای بالا بردن میزان رعب و وحشت در حالی که تعداد زیادی دست و پا در زیر ضربات افراد پلیس امنیت و افراد نقابدار شکسته شده بود و این افراد در حال تحمل ضربات شیلنگ و باتوم و ضربات پی در پی شوک الکتریکی بودند سردار رادان به همراه عده ای محافظ ریز و درشت و جلادان دست پرورده وارد شدند و دقیقا با این کلمات تکلیف را روشن کردند (ما از بالاترین مقامات کشوری و امنیتی و قضایی دستور داریم که اینگونه عمل کنیم و مامورین تنها دستورات را اجرا می کنند و در سیر بازجویی های فنی به تمام مامورین پلیس امنیت می گویم که برخورد کنید و بزنید و اگر کسی کشته شد من پاسخ خواهم داد) که پس از این بازدید آنچنان یورشی سهمگینی به بازداشتی ها در جهت شکنجه انجام گردید که چندین نفر دست و پاهایشان شکست و چند نفر به اغما رفتند و تعداد زیادی دچار بی اختیاری ادرار شدند و خود را خراب کردند و تعدادی هم نیمه هوشیار و حتی بی هوش به زیر دست و پا افتاده بودند و افراد پلیس امنیت با پوتین روی آنها به این طرف و آنطرف می دویدند.
چون مکان کوچک بود و بازداشتی ها زیاد و پلیس های یورش آورنده نمی توانستند افراد آخر اتاق ها را ضرب و شتم کنند. دهها نفر را دسته دسته به صورت کاملا برهنه با دستبند و پا بند به یکدیگر بستند و روی زمین انداختند و از بالای سر آنان به سایر بازداشتی ها حمله می کردند و چون چرخاتدن باتوم سخت بود همه آنها کابل های کوتاه و تسمه های اتومبیل در دست داشتند و به هر جای بدن که می توانستند ضربه وارد میکردند.
به طور کلی انتقال دست و پا شکسته ها انگشت و گونه و بینی شکسته ها به بهداری مفهومی نداشت و تا مدت ها در همان حالت در بازداشت ( میانگین حدود دو هفته) پلیس امنیت بودند. که در این مرحله چند نفر به اغما رفتند و چند نفر کشته شدند که متاسفانه بر اثر پوشیده بودن صورت های پلیس امنیت افراد انگشت شماری شناسایی شدند که در بین آنان آقایان زعفرانی و موسیوند از همه معروف تر بودند و جلادانه تر عمل می کردند
در این بین حتی افرادی پا را از همه چیز فراتر گذاشته و با ایجاد رعب و وحشت و ضربات کابل افراد بازداشتی را وادار می کردند که پس از اینکه به خود و نوامیس خود ناسزا می گویند برای خلاصی از شکنجه و ضرب و شتم ، سر خود را داخل کاسه توالت برده و سنگ توالت را بلیسند و یا در مواردی آنقدر افراد را به میله ها می بستند که خود را خراب کنند و حتی در مواردی بازداشتی ها را به میله ها می بستند و سایر افراد را برای مصون ماندن از ضربات کابل و تسمه وادار میکردند ضربات پی در پی مشت و سیلی را پشت گردن سایر بازداشت شدگان بزنند که اکثرا چنین افرادی بر اثر شدت ضربات وارد شده بر پشت گردن بی هوش می شدند و از بینی آنها خون جاری میشد ، بعضی از آنان پس از گذشت چند ماه هنوز دچار مشکل سر درد و بینایی هستند.

گرفتن اقرارهای واهی تحت شکنجه:
در پی نقل و انتقال بازداشتی ها از کلانتری ها و پایگاه های پلیس امنیت تا خود پلیس امنیت مرکزی تمام مراکز فوق با شگردهای مختلف در صدد تشکیل پرونده و پرونده سازی برای تمام بازداشت شدگان بودند که شدت این عمل در پلیس امنیت مرکزی پس از بررسی و هویت آمار افرادی که غیر قابل اتهام قلمداد شده بودند شدت گرفت، با توجه به میزان مانور و تبلیغات رسانه ها و شدت عملی در طی بازداشها نشان داده شده و تعداد بازداشتی ها و آمارهای اعلام شده و میزان صدمات و تلفات روزهای بازداشت هر طور شده باید آمار قابل قبولی از مجرمین بازداشت شده به مراکز ذی صلاح و دادگاه ها و افکار عمومی ارجاع شود در نهایت سیاست طرح ارتقا امنیت اجتماعی به اینجا ختم شد که با هر ابزاری از افراد بی گناه و کم گناه برای افرار به گناهان بزرگ و سنگین استفاده شود و چه چیزی بهتر از اختیارات مطلق در امر شکنجه،
افراد سابقه دار و دارای سجل کیفری و شهرت و اسم و رسم دار تکلیفشان مشخص بود. می ماند عده بسیاری بی گناه و کم گناه که بدون اتکا به سندی با وارد کردن اتهام پس از ضرب و شتم و بارها فلک کردن از هوش بردن و بهوش آوردن انجام شد،
مجموعه سوالاتی که از افراد میشد بدین قرار بود:
تا به حال به چند نفر تجاوز کردی، چند تا کودک ربوده ای، چند بار سرقت مسلحانه نموده ای، چند مرحله تجاوز به عنف داشته ای، چند بار قمه کشیده ای، چند نفر را کشته ای، شنیدیم در محلتان به کودکان تجاوز می کردی و بسیاری سوالات دیگر که در اکثر موارد پر کردن اینگونه پرونده های واهی در نهایت ناجوانمردی انجام میشد.
در حالی که افراد به تخلفات واقعی اقرار نمی کنند چگونه است که افراد بی گناه و بی اطلاع از اتهام باید به جرم و گناه و اتهام که اصلا معلوم نیست از کجا وارد شده اقرار کنند.
البته موارد بسیاری اخذ امضا اقرار، بدون اجازه مطالعه متهم توسط مامورین پلیس امنیت صورت گرفت و چندین مورد افراد را وادار به امضا برگه های سفید بازجویی نمودند که هنوز نتایج و عواقب و میزان دفعات این موارد مشخص نیست.

فریب افکار عمومی و بهره برداری تبلیغاتی از طریق به راه انداختن کارناوالهای رعب و وحشت:
برای پیشگیری از شکست عملیاتی و تبلیغات عملیات ارتقای امنیت اجتماعی افرادی در پشت سیاست گذاری این عملیات طرح هایی را به فرماندهان پلیس امنیت و سرداران آشکار و پنهان ارائه نموده بودند که برای همراستا نمودن افکار عمومی با عملکرد پلیسی بدون درنظر گرفتن خوب و بد و زشت و زیبا و درست و نادرست بودن آن کارها و حیله های کثیفی در مورد بازداشت شدگان بکار رفت که از جمله آنان ایجاد زمینه های رعب و وحشت و بزرگ نمایی عملکرد پلیس و تخلفات بازداشت شدگان با هر ترفند و ابزار بود، یکی از این رفتارها چرخاندن متهم بازداشتی بود که بدون اثبات اتهام و صدور مجرمیت از طریق دادگاه در محله ها گردانده میشدند تا هتک حرمت و سلب حیثیت می شدند.
در این راستا وظیفه تیم های عملیاتی مجری سیاست ها عوام فریبی افکار عمومی این بود که افراد را پس از ساعت ها ضرب و شتم و گرفتن زهرچشم و سلب کردن قدرت دفاع در برابر مدعیات حتی تا رسیدن به مکان های از قبل تعیین شده به باد کتک می گرفتند و با تعداد زیادی مامور نقابدار فرد بازداشتی را از اتومبیل خارج و با صدای آژیر و شلیک های هوایی بی هدف مردم را به کوچه و خیابان میکشاندند و اکثرا برای جریحه دار کردن افکار عمومی و برانگیختن حس انزجار و دادن حق به پلیس و نشان دادن لیاقت و کارایی چنین می گفتند.
( مردم این فردی که میبینید از اشرار منطقه شماست به نوامیس مردم تجاوز کرده به چندین دختر دانشجو زنان شوهر دار تجاوز کرده، چندین مورد سرقت و زور گیری کرده، و یا نوع عروسی را از کنار همسرش ربوده و تجاوز کرده و به دختر سه ساله ای نیز تجاوز کرده و او را کشته است)
در برابر این مدعیات و تبلیغات حتی عاقل ترین شهروندان حق را به پلیس می دادند و پلیس برای نشان دادن ذات مقتدر خود در مقابل، با سرکشی ها فرد مورد نظر را که حتی قدرت لب باز کردن نیز نداشت در حالی که کلکسیونی از قمه و قداره و شمشیر و چاقو که حتی متهم از وجود آنان خبر نداشت را در بسیاری از موارد از پشت صندوق عقب ماشین های پلیس خارج کرده و برای مردم نمایش گذاشته و شروع به ضرب و شتم و شکستن دست و پای فرد بازداشتی با لوله های فلزی در مقابل چشم مردم می کردند و یا در صورت منصفانه تر وی را به تیرهای برق بسته و دربرابر چشم مردم کشف اورت نموده و یا بدون حکم قانونی تعزیر و شلاق و یا باتوم و سیم کابل و تسمه می زدند.
حتی بازداشتی را وادار می کردند برای خلاصی از شکنجه های که هر لحظه امکان داشت موجب فلج یا نقض عضو شود در پشت اتومبیل های پلیس فریاد بزند ... خوردم و یا من ... زاده هستم تا فقط شاید ضربات پی در پی سیم های برق بافته شده بر سر و صورتش و مشت و لگد ها قطع شود.
البته این نوع موارد حتی تا چهار مرحله در مورد بازداشتی ها اجرا میشد و افراد را حتی در محله هایی که اصلا به متهمین بازداشت شده ارتباطی نداشت و مردم آنان را نمی شناختند می گرداندند، وقت و زمان مشخص شامل این عملیات نمیشد . حتی اگر چهار صبح بود، فقط کافی بود صدای آژیر و تیراندازی های پی در پی مردم را به کوچه بکشانند و دست آورد های دروغین و عوام فریبانه و نمایشی و فرمایشی خود را نشان دهند.

نقل و انتقال بازداشتی ها از پلیس امنیت مرکزی به کمپ کهریزک و اهداف آن:
پس از اینکه مدتی بازداشتی ها در محیط کلانتری ها و پایگاه های پلیس امنیت و پلیس امنیت مرکزی بازجویی و ضرب و شتم شدند و با توجه به کوچکی محدودیت مکانی بعضا امکان سازمان دهی و اینکه خانواده های بازداشتیان و قربانیان و افکار عمومی پیگیر مسئله بودند و تردد پی در پی آمبولانس و اتومبیل های نقل و انتقال متهمین بازداشتی در محدوده پلیس امنیت مشکل ساز شده بود، بازداشتی ها را در اکیب های مختلف برای آزادی عمل بیشتر و سازمان دهی در کارها به کمپ کهریزک واقع در شهرسنگ شهرری نزدیک به آسایشگاه سالمندان کهریزک مستقر در وسط بیابان منتقل نمودند.

وضعیت فیزیکی کمپ کهریزک:
کمپ کهریزک مکانی است که نزدیک به ۷ سال پیش در پی عملیات جزیره در محدوده محله خاک سفید جهت اسکان بازداشت شدگان احداث و بکارگیری شد.
این کمپ در وسط محیط خالی از سکنه و بیابان قرار دارد که دارای یک سالن، ٨ اتاق و ۲ اتاق قرنطینه می باشد، این مکان فاقد امکانات آب شهری می باشد و مدتها به صورت متروک و بلااستفاده بوده و دارای تلفن و یا محل ملاقات، سیستم تهویه، سیستم سرمایش و گرمایش نمی باشد و در اتاق های آن از کف پوش، موکت و تختخواب خبری نیست، سیستم نوررسانی آن بسیار ضعیف است. از سرویس های بهداشتی مفید و حمام و مرکز درمانی در این کمپ نگهداری بازداشتی های عملیات ارتقای امنیت اجتماعی خبری نیست.

آب:
همانگونه که گفته شد در کمپ کهریزک آب لوله کشی وجود ندارد و افراد تا سه ماه به طور قطع حق استفاده از آب در مورد دستشویی نداشتند و هر گونه استفاده از آب و یا درخواست آب به شرط کتک خوردن و ضربات پی در پی شلنگ و کابل مقدور بود. آب تسویه نشده کمپ از طریق تانکرهای آب رسانی تهیه می شد.
البته تا یک ماهه اول هر قدر که آب نیاز بود افراد از طریق گالن های آغشته به گازوئیل و بنزین آب دریافت می کردند و می نوشیدند که اکثرا باعث بیماری و استفراغ میشد ، لازم به ذکر است در ماه های آخر بازداشت کمپ تا حدودی این مشکل با شل کردن سر کیسه افراد بازداشتی مرتفع شد.
پس از گذشت یک ماه از بازداشت در کمپ با کلی زد و بند به اندازه نصف یک گالن چهار لیتری آب داده میشد و آن هم دو هفته ای یک بار، تا افراد صورتشان را بشویند و برای ماموران قابل تحمل باشند، در این وضعیت توضیح در مورد مصرف آب در موارد بهداشتی قابل طرح نیست.
در حدود دو ماه اول بازداشت هر کسی می خواست از دستشویی و توالت سه دقیقه ای آنجا استفاده کند، باید در ساعات مقرر استفاده از دستشویی یعنی ۱۰ صبح و ۱۰ شب تصمیم خود را بگیرند و با خوردن و تحمل کابل و باتوم و سینه خیز رفتن و پارس کردن مثل سگ اجازه استفاده از آب را پیدا کنند، فقدان اجازه استفاده از آب بازداشتی ها را اکثرا به بیماری های پوستی و شپش آن هم در گرمای تابستان و گال مبتلا کرد که هنوز آثار و علائم این بیماری را در تن و بدن و سر صورت آنان مشهود است.

غذا:
وضعیت تغذیه در مدت بازداشت چه در کلانتری و پایگاههای پلیس امنیت و پلیس امنیت مرکزی دستورالعمل خاصی نداشت تا چند روز اول اصلا غذا خوردن و غذا دادن به بازداشتیها مفهومی نداشت و از پس مانده های کارکنان به حالت پرت کردن داخل جمعیت بازداشتیها، غذا می دادند که این وضعیت غذا شکل دردآوری در کمپ کهریزک به خود گرفت. پس از بازدید سردار رادان که در آن خطاب به بازداشتیها گفت:
(آنقدر اینجا شکنجه می شوید و بی آب و غذا نگه داشته می شوید تا اندازه موش شوید و از میان میله های سلول های بازداشتگاه رد شوید و تازه این موقع است که اگر زنده ماندید به دادگاه و زندان دیگر منتقل می شوید)
با این دستورات وفرمایش صریح ایشان، غذای بازداشتیها، ۲ وعده در ساعت ۱۶:٣۰ بعد ازظهر ۲۱:٣۰ شب تعیین شد که به صورت باور نکردنی در هر وعده دقیقا یک چهارم نان لواش به همراه یک سیب زمینی بسیار کوچک میانگین ۵۰ گرم داده می شد، که آن را هم میان زندانیان پرتاب می کردند و بعضی اوقات برای تفریح افردای را که ضعیف بودند و تا به آن روز این محیط ها را ندیده بودند، وادار می کردند برای گرفتن نان و یک عدد سیب زمینی، مثل سگ چهار دست و پا پارس کنند و با دهان سیب زمینی را بگیرند که این سوء تغذیه در طی مدت ۴ ماه چنان تاثیری گذاشت که غیر قابل باور بود و آن اینکه با کوچک ترین ضرب وشتم، افراد بازداشتی بیهوش می شدند و از حال می رفتند و اکثر افراد بازداشتی مابین یک سوم تا یک دوم وزن خود را ازدست دادند.
یکی از علائم و عوارض مشهود این مساله، بدنهای لاغر و رنجور انتقالی ها به زندان های اوین و قزل حصار است که هنوز علیرغم گذشت مدت ها از انتقالشان، به شرایط عادی بازنگشته اند و از انواع بیماریهای گوارشی رنج می برند و هنوز دوا و درمان های بهداریهای زندان ها در موردشان به جایی نرسیده است.

درمان و مصدومین:
در کمپ کهریزک برای مواقع اضطراری مثل اغما و بیهوشی طولانی و ترکیدگی فتخ یا آپاندیس و یا امثال آن که خطر مرگ وجود داشت در خارج از محدوده بهیار وجود داشت و در صورت شدید بودن جراحات و خطر فوت مضروب به بیمارستان سجاد نیروی انتظامی انتقال می یافت. و دست ها و پاهای شکسته ای که از آن خون جاری نمی شد و یرای شکستن انگشتان، گونه و بینی و انواع کبودی های تن وبدن و امثال آن هیچ گونه درمانی وجود نداشت تا زمانی که شخص بازداشتی درست و حسابی بر اثر آن مضروبیت شکنجه شود و آن وقت فقط برای گچ گرفتن دست و پا به بیمارستان اعزام می شد. البته در این بین افراد زیادی هم بودند که بر اثر عدم رسیدگی بلند مدت به شکستگیها دست ها یا پاها و یا انگشتانشان کج جوش خورده است.

انواع و اقسام و ساعات شکنجه ها و عوامل دخیل:
شکنجه های لحظه ورود به کمپ کهریزک:
پس از پیاده شدن بازداشتیها از وسایل نقلیه انتقال در بیابان های اطراف کمپ، آنها را مامورین کمپ و مامورین انتقال محاصره کرده و لخت می کردند و فقط اجازه داشتند یک شورت بر تن داشته باشند و مراسم پیشواز و خوشامد به کمپ شروع می شد و اکثر این مراسم و نقل و انتقال، در اوج گرما و داغی زمین و آسفالت یا در گرگ و میش غروب شروع می شد .
چراغهای روشن اتومبیلهای پلیس، محدوده شکنجه و سینه خیز رفتن بر روی شن و ماسه و خار و خاشاک و آسفالت را مشخص می کرد و بازداشتیهای منتقل شده شروع به سینه خیز رفتن می کردند و عده ای هم با باتوم و کابل و شلنگ و حتی دسته بیل به جانشان می افتادند و حتی در این بین نمی گذاشتند که یک بشکه خالی قیر که پر از آب بود هم بیکار بماند و شلنگ و کابل و تسمه را در آن فرو می بردند و بر سر و بدن بازداشیهای انتقالی به کمپ میزدند.
البته مامورینی هم بودند که با تاباندن کمربند و فانوسخه به گردن سینه خیز روندگان، آنها را ثابت نگه می داشتند تا سایرین بتوانند با ضربات پوتین و چوب و کابل آنها را مضروب کنند و یا آنقدر بشین پاشو و کلاغ پر و شنا می بردند تا بازداشتیها از حال بروند و حتی قادر به فرار و حرکت و عکس العمل در برابر ضربات نباشند. و پس از همه این اعمال همانطور همه را لخت به طرف سلول ها و بندهای اصلی می بردند. تا وحشت افرادی که ازقبل در آنجا بودند را چند برابر کنند و بعد لباس ها را پرت می کردند تا افراد لخت شده بپوشند. البته افرادی را از همان زمان دستگیری در خانه ها لخت آورده یودند که تا آزادی اولین گروه در کمپ یعنی ۲۰/۴/٨۶ به مدت حدود ۵۰ روز بدون لباس در زندان ماندند و لخت می خوابیدند و لخت شکنجه می شدند و لخت بازجویی می دادند تا وقتی که اولین گروه آزادی ها لباس های خود را به آنها دادند.

محیط داخلی سالن و اتاق های کمپ:
در داخل سالن کمپ، ٨ اتاق وجود دارد که بازداشتیها را به آنجا منتقل می کردند و گنجایش اتاق ها حداکثر ۲۰ نفر بود که تا ۷۰ الی ۱۰۰ نفر نیز در آن اتاق ها زندانی می کردند. از کف پوش و موکت و تخت و زیرانداز و روانداز خبری نبود و همه به مدت ٣ ماه بدون استثنا بر روی موزاییک کف اتاق ها می خوابیدند و به راحتی حیوانات موذی و سوسک و حشرات در اتاق تردد می کردند.
حدود ۲۰ روز اول درب اتاق ها را باز نمی کردند و بازداشتیها در همان محیط اتاق ها ادرار و مدفوع می کردند و با شدیدترین ضرب و شتم ها اجازه استفاده از دست شویی را پیدا می کردند و حتی تا مدتی در اتاق ها از یک پتوی تا شده به عنوان اسفنج در توالت در مقابل دیدگان یکدیگر استفاده می کردند که بوی تفعن همه را مریض کرده بود و پس از گذشت ۲۰ روز و شدت یافتن وضعیت که دیگر ماموران نیز نمی توانستند در اتاق ها تردد کنند از پمپ فشار قوی تانکر آب استفاده کردند و کف سلول ها از مدفوع و ادرار پاک شد. همچنین تا مدت ها که افرادی منتقل شوند و قرنطینه باز شود، نفرات اتاق نوبتی می خوابیدند.
دقیقا کمتر از نیم متر جا برای هر نفر وجود داشت و حتی تنفس کردن بسیار سخت بود چه برسد به نشستن یا خوابیدن. در حالیکه تمام بدن ها مضروب بود و افراد ناله می کردند و پس از بالا رفتن بیش از حد جمعیت درب قرنطینه ها باز شد و افراد به آنجا انتقال پیدا کردند که بنابه گفته چیزی حدود ۷٣۰ نفر در این عملیات بازداشت و به کمپ کهریزکی که ظرفیت آن حداکثر ۲۵۰ نفر بود منتقل شدند .

ضرب و شتم ها و شکنجه ها در داخل اتاق ها و سالن کمپ:
اصل عملیات شکنجه در کمپ کهریزک در محیط سالن اصلی و چند اتاق افسر نگهبانی انجام می شد، که اکثر افراد شکنجه گر، به غیر از عده ای گروهبان که نقاب به صورت و لباس نظامی به تن داشتند، مابقی ماموران ضرب و شتم و شکنجه با لباسهای شخصی بودند و بازداشتیها را شکنجه می دادند که اکثرا مستقیما از عوامل پشت پرده دستور می گرفتند که بنابه شواهد در بین آنان، جلادانی به نامهای ستوان علیرضا صادقی، سیدعلی اکبر منافی و دستیارش به نام کمیل بودند که سردمدار شکنجه های وحشیانه و شکستن دست و پاهای بازداشتی ها با لوله های فلزی آب بودند که در این بین ۲ بار بازدید سردار رادان به همراه سردار معمولی، رئیس مامورین ویژه عملیاتی، تجدید روحیه ای برای شکنجه گران ارتقا امنیت اجتماعی بود که در آن سردار رادان با حضور در سالن کمپ کهریزک و سخنرانی برای بازداشتی ها و مامورین چنین مطالبی را ادا نمود:
(ما اختیار مطلق در برخورد با شماها داریم تا آن حد که تک تک شما را بکشیم و در این بیابان ها دفن کنیم و صدایتان هم به جایی نرسد و تا مطمئن نشویم که عملیات ارتقا امنیت اجتماعی به اهداف خود رسیده، شما در اینجا پاسخگوی ما خواهید بود واگر در اینجا نمیرید، باید اندازه موش شوید تا از بین این میله ها بگذرید و آنوقت به دادگاهها یا زندانها منتقل شوید و رو به مامورین حاضر ادامه داد آنقدر این ها را بزنید تا صدای سگ دربیاورند، به اندازه موش شوند و اگر کسی هم زیر دست و پا کشته شد من پاسخگو خواهم بود)
اینچنین مجوزهای علنی در مورد آزادی بی حد و حصر شکنجه، باعث می شد که مامورین در دسته های ۲۰ نفره، به سالن ها و اتاق ها حمله می کردند و آنقدر بازداشتیها را با باتوم و کابل و خصوصا شوک الکتریکی می زدند تا از حال بروند و قادر به حرکت نباشند و بعد عده ای را که اکثرا لباس بر تن نداشتند، کشان کشان به راهروهای سالن می آوردند و چند نفر چند نفر به هم می بستند و دست یکی را به پای دیگری و پای دیگری را به دست دیگری می بستند و با زنجیر به میله های سلول ها و اتاق ها می بستند.
بعد از بستن، ضرب و شتم در شدیدترین وضعیت شروع می شد و آن ضرب و شتم با سیم های نازک بافته شده برق، مشت و لگد و سیلی پی در پی بود، در این بین بستن کمانی و قپانی از همه بدتر بود. چون دست ها و پاها را از پشت به هم می بستند و میله از لای آن رد می کردند و شخص را تاب می دادند و با رها کردن میله از ارتفاع شخص با دست و پای بسته در حالیکه مثل کمان از پشت بسته شده با سر و صورت و پهلو روی کف های بتونی و موزاییکی می افتاد و یا پی در پی افراد را با اسامی صدا می زدند و با بستن پاها به یک چوب ثابت، تعزیر میکردند و میزدند تا جایی که کف پا ملتهب و متورم شود.
سپس آنان را مجبور به راه رفتن بر روی پای متورم شده می نمودند و یا بازداشتیها را صدا میزدند و با ضربات باتوم و پوتین و خصوصا وارد آوردن شوک الکتریکی وادار به لخت شدن و کشف عورت مقابل چشم سایرین می کردند و به حالت نمایشی از جهت تحقیر در مقابل چشم همه بازداشتیها به استعمال باتوم و شیشه به آنها می پرداختند و در آخر بلندگو را به دستشان می دادند و می گفتند برای اتمام شدن شکنجه بگو ... خوردم، مادرم ... است، زنم ... است و بعد برو اتاقت. که بازداشتی این اعمال را انجام می داد و پس از گذشتن از تونل انسانی هم ضرب وشتم باتوم و کابل و سیم خود را به اتاق می رساند.
این یورشهای وحشیانه به شکسته شدن دست و پای عده زیادی انجامید و تعدادی نیز دچار مشکلات روحی و روانی بر اثر فشارها و شکنجه ها شدند، چند نفری بر اثر ضربات به کمر و سر دچار عدم کنترل ادرار شدند و تعدادی هم زیر دست و پا جان خود را از دست دادند و کشته شدند که بنا به شهادت جمع زیادی از بازداشتیهای کهریزک و پلیس امنیت تا مورخه ٣۰/۶/٨۶، ۱٣ فرد تحت عناوین مختلف کشته شدند.
مامورین برای فریب، علت مرگ و کشته شدن آنان را بیماری قلبی و یا ابتلا به بیماریهایی همچون هپاتیت اعلام می کردند، که تنها یکی از تاریخهای مستند ۱۱/۴/٨۶ در کمپ بود که در شب شکنجه بازداشتیها، آپاندیس یک نفر ترکید و فتخ یک نفر پاره شد. در اثر دستبند زدن به پا به صورت کمانی، قوزک پاهای یک بازداشتی دیگر کنده شد و در طی عمل جراحی از ران پای او به قسمت آسیب دیده پیوند شد و ٣ نفر نیز کشته شدند که البته در این روز دست ها و پاهای بسیاری شکست که چون اضطرار نداشت و منجر به فوت نمی شد به بیمارستان سجاد نیروی انتظامی منتقل نشدند.
آخرین ترفند شکنجه هم مثل پلیس امنیت بستن به تخت سربازان بود و وادار کردن عده ای از بازداشتیها به ادرار بر روی شخص به تخت بسته شده بود، و البته به خاطر دور بودن دستشوییها از لیسیدن توالت بر خلاف پلیس امنیت، بازداشتیها را معاف کردند.
ناگفته نماند مامورین از سه قلاده سوسمار صحرایی بزرگ حداقل ٨۰ سانتی متر که گویا در بیابان های آن منطقه زنده در دام افتاده بودند یا از مکان دیگر به آنجا منتقل شده بودند نیز غافل نماندند و با انداختن آنها بر روی صورت یا درون لباس فردی که دست ها و پاهایش بسته بود برای هر چه بیشتر ترساندن وی استفاده می نمودتد که این شکنجه بیشتر در مورد افرادی که قبل از تاریخ ۵ تیر ماه بازداشت و به آنجا منتقل شده بودند استفاده شده است در توضیح ناممکن شدت اعمال غیر انسانی تنها می توان گفت جلادان الحق و الانصاف در شکنجه و ضرب و شتم و سفید کردن روی تمام شکنجه گران سطح جهان سنگ تمام گذاشتند. تا ۲ ماه پس از بازداشت، تمام افراد در ۴ وعده شکنجه می شدند و حتی افرادی بودند در روز ۲ بار فلک می شدند که ساعات منظم و ثابت شکنجه ۱۰ صبح، ۴ بعد از ظهر، ۱۰ شب و ۱۲ شب بود.

پیرترین و جوان ترین بازداشتیها:
میانگین سنی افراد بازداشت شده در عملیات ارتقا امنیت اجتماعی ٣۰ سال بود که پیرترین بازداشتیها ۲ نفر پیرمرد ۶۲ ساله و ٨۰ ساله می بودند که به خاطر اعتراض به نحوه ورود مامورین لباس شخصی به منزل، بازداشت شده بودند و به همراه فرزندان خود توقیف بودند و جوان ترین بازداشتیها یک نفر نوجوان ۱۴ ساله بود که به جای برادرش بازداشت شده بود و چند نفر نوجوان ۱۵ الی ۱۶ ساله بودند که در پارک دستگیر شده بودند و اتهامشان مزاحمت و ولگردی بود و تعداد زیادی بالغ بر ٨۰ نفر نیز زیر سن قانونی ۱٨ سال بودند که بدون هیچ گونه سوال و جوابی در تمام مراحل، شکنجه می شدند و در نهایت پس از ۴۰ روز الی ٣ ماه بازداشت بدون کیفر خواست تعدادی به زندان منتقل و تعدادی آزاد شدند و معلوم نشد این همه مدت چرا ضرب و شتم و شکنجه شدند و صدایشان به جایی نرسید.

اولین دسته آزادیها:
اولین دسته آزادیها از کمپ کهریزک اواخر تیرماه ( ۲۰/۴ ٨۶) صورت گرفت، دسته ای ٣۰ نفره که اکثر آن ها بی گناه و اشتباه دستگیر شده و کسب و کاردار و پیگیری شونده بودند که البته مراحل شکنجه را گذرانده بودند. بر اثر غیرقابل توجیه بودن ۱۰۰% بازداشتشان آزاد شدند و کیفر خواستی حتی با وجود اقرارهای تحت شکنجه و پرونده سازی واهی یزای آن ها صادر نشد.

احیای شرافت اسلامی و انسانی:
باید گفت در مواردی پلیس امنیت و سران آن نیز از قافله کرامت و شرف به دور نماندند و با دادن یک نوبت نفری ۲ عدد سیب زمینی، نیمه شعبان را پاس داشتند که این بزرگواری شرافتمندانه از جهت احیای شرافت انسانی و اسلامی جای تقدیر و سپاس دارد.

فریب افکار عمومی و عوام فریبی در مقوله اعدام ها:

در مقوله عملیت های ۱ و ۲ ارتقا امنیت اجتماعی بالاخص در تهران و شدت غیرمنتظره عملیات که در آن تعداد بیش از ۷٣۰ نفر دستگیر شدند و طی ۴ ماه بازجویی و ضرب وشتم و دست و پا شکستن ها و بوق و کرنا کردن ها و حتی کشتن ها، دست آوردی به دست نیامد، و در مورد ٣۰ نفر از همه این تعداد بازداشتیها آن هم با هزاران پرونده سازی و بگیر و ببند و اغراق و تنظیم گزارشات، کیفرخواست صادر گردید که در نهایت با آبروریزی داخلی و خارجی و عوامفریبی و تحقیر و متهم شدن به نقض حقوق شهروندی و حقوق بشر در مجامع بین المللی و رسانه های داخلی و خارجی منجر گردید.
برای خروج از بحران و عوامفریبی و القای غیرمستقیم به مردم در مورد پیروزمندانه بودن عملیات پلیس امنیت، طی سلسله اعدام های دسته جمعی، طوری سیاست پردازی و سناریو پردازی شد که افکار عمومی فکر کنند که پلیس افراد دستگیر کرده را با عناوین اراذل و اوباش و مخل جامعه در کمتر از یک ماه با اختیارات فوق العاده اعدام می کند. در حالیکه اکثر افراد اعدام شده سالهای طولانی در زندانها بوده اند و شاید اگر قضیه اعاده حیثیت پلیس در مقوله شکست طرح کذایی ایجاد رعب و وحشت در جامعه نبود، حداقل این افراد به این زودیها اعدام نمی شدند و اعدام آنها به حساب دستاوردهای پیروزمندانه کاذب پلیس امنیت گذاشته نمی شد.
عملیاتی که صد ها بازداشتی داشت و مباحث بسیاری را برانگیخت ولی متهم و مجرم واقعی و قابل ارائه ای به افکار عمومی را نداشت، حداقل در مورد ارتقاء امنیت اجتماعی.
شایان ذکر است تعدادی از قربانیان این طرح نقل می نمایند که با انتقال آنان به اتاق های مخصوص چند دوربینه و مجهز به فیلم برداری از آنان به اجبار خواسته شده است تا با در دست گرفتن قمه به سوی دیوار با تصور اینکه یک مغازه است با اربده کشی به صورت فردی با جمعی حمله نمایند و یا در ژست های مختلف با انواع سلاح های سرد به ذکر آنچه مامورین با شکنجه از آنان خواسته اند بپردازند و اینگونه صحنه ها که با تجهیزات و افراد حرفه ای فیلمبرداری و در بعضی موارد حتی تا ٨ مرتبه نیز تکرار گشته است بزودی کارکرد خود را به معرض نمایش عموم خواهد گذاشت.

وضعیت فعلی کمپ کهریزک:
در حال حاضر در کمپ کهریزک کمتر از ٣۰ نفر نگهداری می شوند و مابقی افراد یا به زندانهای اوین و قزل حصار و بند ۲۴۰ اوین منتقل شده اند و یا آزاد شده اند. اکنون نیز در کمپ کهریزک نیروی انتطامی در حال نصب کانکس و کانتینر و احداث سلول های انفرادی است که قطعا درعملیات مشابهی در آینده از آن محیط بتواند استفاده کند.

شرح نهایی و سخن آخر در مورد عملیات به اصطلاح ارتقا امنیت اجتماعی :
در شرح نهایی این گزارش مستند معروض می داریم که تمام مستندات و گزارشات تنظیمی توسط این مجموعه به صورت ارتباط مستقیم و یا غیرمستقیم با تعداد کثیری از قربانیان طرح کاملا سیاسی به اصطلاح ارتقا امنیت اجتماعی و خانوده های آنان تهیه و گردآوری گردید، که در مجموع با استنداد به وضعیت جسمانی و روحی افراد مورد تحقیق ماست، که همگی بدون استثنا از بحران روحی و روانی وعوارض جسمانی بر اثر ضرب و شتم و شکنجه های پی در پی و اعمال حربه گرسنه و تشنه نگه داشتن رنج می برند،
می توان گفت فجایع رخ داده در طی عملیات ارتقا امنیت اجتماعی ۱ و ۲ جزو استثنایی ترین و ضد انسانی ترین موارد نقض حقوق بشر در ایران در طی چند ساله اخیر بوده که در طی آن افراد بسیاری به طور صد در صد بی گناه بازداشت و مورد اذیت و آزار قرار گرفتند و با توجه به اینکه سن زیر ۱٨ سال کودک محسوب می شود و تعداد زیادی از این طبقه سنی در طی عملیات فوق در بازداشت بوده و هستند و شکنجه های غیرقابل باور و درد آوری را تحمل کرده و می کنند.

همچنین این مجموعه خواهان تشکیل کمیته ای حقیقت یاب و دادگاهی بین المللی برای رسیدگی به این جنایات می باشد و توانایی اثبات تمامیت این گزارش مستند را با در اختیار داشتن شاهدین و مستندات کافی و ارائه آن به هر دادگاه صالحی در هر نقطه دنیا را دارا می باشد.

منبع: فعالین حقوق بشر در ایران


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست