۱۰۱ زن در افغانستان طی یکسال گذشته اقدام به خودکشی کردهاند
اخبار روز:
www.akhbar-rooz.com
آدينه
۹ تير ۱٣٨۵ -
٣۰ ژوئن ۲۰۰۶
به سختی میتوان باور کرد که حتی در خانه هم حق درس خواندن ندارند، اگر چیزی جز قرآن درس بدهند با مشکل روبرو میشوند، مردان با طرح این که اسلام دستور داده است زن کاملا پوشیده باشد پوشیدن «برقع» را اجباری کردند؛ خانه قلمرو زن بود و بدون مرد نمیتواند از قلمروش خارج شود...
به گزارش خبرنگار «زنان» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ظلم مضاعف بر زنان در افغانستان از آنجا ناشی میشود که علاوه بر تحقیر تاریخی از سوی نظامهای سیاسی خود در گذشته، همواره به عنوان «ضعیفه»، «ناقصالعقل»، «سیاه سه» و ... شاهد خشونتبارترین رفتارها از سوی مردان خانواده خود نیز بودهاند، در یک جمله میتوان گفت که زن افغان در طول تاریخ این سرزمین قربانی ذهنیت ناشی از «تبعیض جنسی و جنسیتی» بوده است.
با این حال روزها میآیند و میروند و هر بار که حکومت جدیدی در افغانستان قدرت را به دست میگیرد، زنان افغان هم تجربه جدیدی کسب میکنند، اما حکومت طالبان بدترین و سیاهترین روزهای افغانستان را رقم زد، آنها دروازههای مدارس را بروی زنان بستند و حضور اجتماعی آنها را نادیده گرفتند، گروهی که وظیفهشان امر به معروف و نهی از منکر بود، اگر زنی را تنها میدیدند او را شلاق میزدند.
زنان افغان در تمام این سالها بیشترین صدمات و آسیبها را متحمل شدند و با روی کارآمدن گروه طالبان مصیبتی مضاعف را به خود دیدند، چه سالهایی که با زور از خانهها بیرون کشیده شدند و چه سالهایی که با زور به خانهها باز گردانده شدند، آنها محکومان بدون محاکمهای هستند که حتی در دوران عملیات نظامی علیه افغانستان با نقض فاحش حقوق بشر خود مواجه گشتهاند و از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروم شدند.
با نگاهی به تاریخ گذشته افغانستان شاهد وجود برخی نظامهای سیاسی معتدل هستیم که تلاشهایی برای بهبود وضعیت زنان هر چند اندک داشتهاند، اما به علت عدم رشد فرهنگی لایههای پایینتر جامعه و ریشهدار بودن نگاه سنتی به زن و عدم اهتمام جدی روشنفکران برای متحول ساختن باورهای عامیانه و خرافی، «زن افغان» در کلیه مراحل حرکتها و جنبشهای اجتماعی به فراموشی سپرده شده بود.
این در حالیست که در چنین فضای مسمومی از باورها و خرافات مردان افغان، که حتی خود را در ضربالمثلها به شکل «مرد افغان اول افغان است بعد مسلمان» نشان میدهد این زنان به فکر چارهای برای رهایی از این قفس فرهنگی هستند؛ به گونهای که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان اعلام کرد که ۱۰۱ زن در افغانستان برای رهایی از مشکلات خانوادگی طی یکسال گذشته اقدام به خودکشی کردهاند که علت اصلی نهفته در پشت این خودکشیها ازدواجهای اجباری و مشکلات خانوادگی است، اما از آنجایی که بسیاری از زنان افغان و بستگان آنها از ترس موارد مختلف خودکشی را گزارش نمیدهند این آمار قطعا بیش از این خواهد بود.
همچنین در بخش دیگری از گزارش این کمیسیون آمده است که طی یکسال گذشته حدود ٨۰ مورد ازدواج اجباری و ۱۹۹ مورد شکنجه و ضرب و شتم زنان افغانی به ثبت رسیده؛ این در حالیست که در بسیاری از مناطق دور افتاده این کشور والدین زنان برای آنها شوهر پیدا کرده و بدین ترتیب مجبور میشوند که به ازدواج اجباری تن دهند.
زنان افغان در این دوره قربانی خشونت، جنگ، فقر، بیسوادی و مشکلات بسیار دیگری بودند اما بعد از سقوط طالبان، دنیا متوجه شد که چه ظلمی در حق این زنان شده است.
ماجرای ٣ بار فروخته شدن دختر ۱٨ ساله مهاجر در پاکستان و یا فروختن دختر ۱۲ ساله به جرم قتل برادرش به پدر ۷۲ ساله مقتول همه و همه مشتی از نمونه خروارها ظلم بینهایتی است که به زنان افغان میشود و جهانیان تنها نظارهگر سرنوشت رقت بار این زنان هستند.
ازدواجهای زودهنگام، نابرابری فرصتها، عدم دسترسی مناسب و فراگیر به اطلاعات، عدم سرمایهگذاری کافی برای ارتقاء سطح آموزش زنان، عدم وجود راهکار مطلوب برای توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زنان، نرخ پایین بهداشت و بهداشت باروری در میان زنان، نرخ بالای مرگ و میر مادران، کمبود شیر تغذیه و ... مظلومیت زن افغان را فریاد میزند.
طبق آخرین اطلاعات یونسیف، سال ۲۰۰۲ بدترین سال از جهت مرگ و میر مادران و کودکان در افغانستان بوده است؛ به گونهای که در هر ۱۰۰ هزار ولادت زنده، ۶ هزار و ۵۰۰ کودک از دنیا میرود، از سوی دیگر روزانه ۷۰۰ کودک کمتر از ۵ سال در این کشور میمیرد و ۶۰ درصد اطفال آن دچار کمبود و زن مفرط هستند.
این تحقیقات نشان میدهد که ۹۰ درصد زایمانها در این کشور بدون حضور مامای متخصص صورت میگیرد و ۷۰ درصد مادران افغانی دچار کمخونی ناشی از فقر آهن هستند، این آمار در حالی اعلام میشود که ۷۰ درصد مرگ و میر مادران و اطفال در این کشور به علت کمبود آگاهی و عدم دسترسی به امکانات بهداشتی و نیروی انسانی متخصص است؛ به گونهای که برای جمعیت ۲۴ میلیونی این کشور تنها ٣ هزار و ۵۵ پزشک و ٣ هزار و ٣۷۲ ماما و پرستار وجود دارد.
شینکی ذهین کروخیل، نماینده زن پارلمان افغانستان وضعیت تحصیل زنان این کشور را در سطح مطلوبی نمیداند و میگوید: در بسیاری از ولایتها، مدرسه راهنمایی هم وجود ندارد، تعداد معلمان زن کم است و بسیاری از خانوادهها اجازه نمیدهند دخترشان در مدرسهای درس بخواند که معلمش مرد است و به طور کلی هنوز در سطح ملی و کلان برنامهای جامع برای آموزش زنان ایجاد نشده است.
آموزش از جمله حقوق مسلم هر فردی در یک جامعه محسوب میشود، اما زن افغان حتی به عنوان یک فرد در جامعه مردسالار خود اهمیتی ندارد.
شینکی ذهین کروخیل نماینده زن پارلمان افغانستان در این زمینه میگوید: در حال حاضر در کابل به عنوان پایتخت بیشترین امکانات آموزشی وجود دارد و دختران و پسران در دانشگاه کنار هم درس میخوانند و با سایر نقاط دنیا هم در ارتباطند، اما در جایی مانند ولایت پکتیا که در همسایگی پاکستان قرار دارد هنوز هم نمیتوان آشکارا برنامههای آموزشی اجرا کرد.
اما علیرغم وجود چنین روندی زنان افغان همچنان امیدوار به حضور موثر در جامعه هستند، این حضور با مشکلات زیادی روبروست؛ چرا که در این سرزمین هنوز باورهای ریشهدار سنتی مانع از حضور موثر و تثبیت جایگاه شایسته زنان در جامعه و نهادینه ساختن پایگاه اجتماعی و سیاسی وی و بالطبع نقش آفرینی موثرش شده است.
اورزلااشرف یکی از فعالین امور زنان در افغانستان بیان میکند: یکی از بزرگترین چالشها نسبت به وضعیت زن در افغانستان حاکمیت سنن و رسوم ناپسندیده حاکم است، به عنوان مثال ازدواج اجباری زنان، خرید و فروش زنان، ازدواج دختران کم سن و سال، خشونت خانوادگی ، ... از جمله این قوانین و سنن است از سوی دیگر وقتی بین دو خانواده قتل صورت میگیرد خانواده قاتل در بدل مقتول یکی از خواهران قاتل را به آنها میدهد.
اما در حال حاضر پس از سقوط طالبان زنان افغان در بهترین دوره به سر میبرند هر چند هنوز به شرایط ایدهآل نرسیدند اما دری به روی آینده باز شده است؛ به گونهای که مردم افغانستان که در حیات سیاسی و تاریخی خود دموکراسی و انتخاب آزاد را تجربه نکرده بودند برای اولین بار در دوره حکومت انتقامی با دو پدیده منحصر به فرد انتخابات جرگه قانون اساسی و دیگری انتخابات ریاست جمهوری مواجه شدند، از این رو سال ۲۰۰۴ میلادی که در آن اولین تجربه دموکراسی برای مردم افغانستان حادث شده به عنوان یک واقعه مهم در تاریخ افغانستان به ثبت خواهد رسید.
از آنجا که زنان در این کشور برای اولین بار در تاریخ سیاسی کشور توانستند حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را پیدا کنند، انتخابات برای آنها از اهمیت ویژهای برخوردار است و مشارکت آنها در صحنه انتخابات ریاست جمهوری با وجود مشکلات، ناامنی و تهدیدات از سوی عناصر طالبانی در کشور بیانگر انگیزه بالا، شهامت و خودباوری زن افغان است و حضور ٣۰ تا ۴۵ درصد آنها در صحنه انتخابات آغازی است به یاد ماندنی که نشان از بیداری زن افغان دارد.
با این که پیش از این جامعه افغان اعتقادی به حضور زن نداشت نتایج انتخابات نشان داد افکار عمومی نگاه مثبتی به آن دارد به نحوی که در حال حاضر بیش از ۲۵ درصد نمایندگان پارلمان در این کشور زن هستند.
کروخیل بیان میکند: فشار دولتهای دیگر بر روی دولت افغانستان موجب شده برای امور زنان سرمایهگذاری شود و در قانون اساسی زن و مرد حقوق یکسان داشته باشند، به گونهای که دولت کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان (سیدا) را امضاء کرد، وزارت امور زنان که در این کشور تاسیس شده است، اما این وزارتخانه هنوز جوان و بیتجربه است و تاکنون سه وزیر عوض کرده است و توان اجرایی بالایی ندارد ما هم توقع زیادی از آنها نداریم.
|