یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

چرا فرصت طلبان همیشه بر مصدر کار می مانند - دنیز ایشچی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۷ مهر ۱٣۹۶ -  ۹ اکتبر ۲۰۱۷


آشنائی به من میگفت که یکی از فامیل های نزدیکش زمان جنبش ملی شدن نفت، توده ای بود. بعد از شکست جنبش نفت پیروزی کودتای بیست و هشت مرداد، به دسته طرفداران پروپا قرص رژیم سلطنتی پیوست و شغل تثبیت شده ای اداری بدست آورده و به زندگی متوسط خویش زیر سایه حکومت سلطنتی ادامه می داد، تا اینکه یواش یواش انقلاب بهمن پنجاه و هفت صورت گرفت. در این موقع یواش یواش ریش در آورده و مرتب در مساجد حاضر شده و پیش معمم ها ظاهر میشدند. پس از سفرهای سوریه وسپس مکه، دیگر موقعیت ایشان در همان پست مدیریت ادامه یافت، تا زمان بازنشستگی.

همیشه من فکر میکردم چرا فرصت طلبان در هر شرایطی خود را مثل آفتاب پرست با رنگ طبیعت سیاسی اجتماعی زمان همرنگ کرده و نه فقط تطبیق می دهند، بلکه مصدرهای اصلی قدرت را همچنان در دست خویش حفظ می کنند. بالاخره آن روز متوجه شدم که من تنها نیستم که چنین فکر میکنم، بلکه کسان دیگری هم هستند که اینطور فکر میکنند. البته من پیوستن آفتاب پرستان اجتماعی به چالش ها و حرکت های اجتماعی دموکراتیک، سکولار، حقوق بشری و آزادیخواهانه را نشانه اجتماعی مثبتی ارزیابی میکنم. اما، خزیدن های فرصت طلبانه آنها به مصدرهای قدرت های سیاسی اجتماعی را فاکتور خیلی خطرناکی در تحولات اجتماعی میدانم.

"یانیس وارافاکیس" وزیر سابق امور مالی و اقتصاد دولت چپ یونان، بعد از اینکه بر سر اختلاف نظر با رفقای خود در رهبری حزب چپ یونان از مقام وزارت کنار گذاشته شده است، دریکسری سخنرانی های مختلف در باره مسائل اقتصادی سیاسی جهانی در دانشگاهها و مراکز علمی مختلف ترتیب داده میشود شرکت میکند. گاها من بعضی از این سخنرانی ها را از طریق اینترنت تعقیب کرده و گوش میکنم. آن روز یک جمله ای گفت که خیلی بر دل من نشست، و به خود گفتم که باید با بقیه به اشتراک بگذارم. دقیقا در باره دزدیده شدن حرکت های انقلابی و مسخ آنها توسط افراد و جریان های فرصت طلب بود.

"یانیس" این طور تشریح میکرد که "در زمان خفقان استالینی، چپ های آزاده همه در گولاگ ها زندانی بوده و اگر هم زنده مانده بودند، در اپوزیسیون بودند. الان هم که در دوران حاکمیت سیاسی سرمایه داری نئولیبرال در اکثر کشورهای جهان، ماها در اپوزیسیون بوده و در راه آزادی، عدالت و حقوق بشر مبارزه میکنیم. وی سپس ادامه داد که اگر هم در کشورهای غربی احزاب چپ روی کار بیایند، کسانی مثل هیلری کلینتن در راس احزاب چپ قرار خواهند گرفت و ما باز هم در اپوزیسیون قرار گرفته و باز هم احتمالا در گولاگ های مکارتیستی کشورهای سرمایه داری همچنان در اپوزیسیون مانده و به مخالفت و مبارزه خود ادامه خواهیم داد".

گریزی به شرایط چالش های جنبش مدنی و آزادیخواهانه و عدالت جویانه در ایران بیاندازیم. با رادیکال تر شدن خیزش ها و چالش های مردمی، خیل عظیمی از کسانی که تا دیروز به اقتضای شرایط روز خود را به امواج حکومت اوتوکراتیک اسلامی در ایران و آنهائی که از شریان رگ های همین نظام می مکیدند پیوسته بودند، مثل آفتاب پرستان تغییر رنگ سیاسی عمومی کشوری را احساس کرده و یواش یواش ریش های خود را تراشیده و فوکول کراوات زده و دموکرات تر از دموکرات ها، سکولار تر از سکولار ها و بالاخره چپ تر از آنهائی که عمر خویش را در مبارزه در راه آرمان های چپ سپری کرده اند در میدان سیاسی ظاهر میشوند.

آیا این مساله جای تعجب دارد؟ آیا نیروهای چپ از این مساله آگاهی ندارند؟ آیا نقش لمپن های سیاسی، یا اپورتونیست های سیاسی در تاریخ پدیده نو و تازه ای می باشد؟ آیا یاران دلسوز، فداکار ، پیگیر، باتجربه و پایدار آرمان ها، اهداف و برنامه های سوسیالیستی، آزادی و حقوق بشر این افراد و جریان ها می باشند، یا کسان و جریان هایی که طی دهه ها و بلکه بیش از یکصد سال اخیر از طریق فدا کردن تمامی عمر مفید خود در این راه امتحان خویش را پس داده اند؟ البته معمولا این رفقا چون هیچ ادعائی در مقابل فداکاری های خویش ندارند، مثل فرصت طلبان در امکانات و فرصت های هر چند کوچک یا بزرگ پیش آمده خود را به وسط میدان نمی اندازند و از این فرصت ها در جهت جا انداختن منافع و موقعیت های خویش بر فرصت ها و موقعیت های کلیدی به نفع خویش استفاده نمیکنند. نتیجه آن میشود که آفتاب پرستان جلد عوض کرده جاها و موقعیت های کلیدی را میگیرند.

تا به حال صحبت های من بصورتی کلی و در دنیای مجازی مطرح میشد. تلاش میکنم کمی هم زمینی صحبت بکنم. آیا نیروهای چپی که همرزمان سالهای طولانی کوران های دوران سرکوب، در به دری، مبارزات طاقت فرسا و سال های طولانی مهاجرت را با همدیگر طی کرده و از سر گذرانده اند، بهای لازم را در مقایسه با این تازه واردانی که حتی همین امروز یک پا در درون حکومتیان و یا پا در بیرون و قلب اپوزیسیون سکولار دموکرات و چپ دارند و تازه شروع به تراشیدن ریش های خود میکنند، می دهند؟

به یاد حرف "یانیس" می افتم. آیا اگر روزی در ایران یک حکومت سکولار، دموکرات بر پایه های ارزش های حقوق بشری و با سمت گیری سوسیالیستی بر سر کار بیاید، آیا قدرت سیاسی در دست افرادی مثل آقایان کروبی و میرحسین موسوی خواهد بود؟ آیا در چنان روزهائی چپ ها و سکولار های واقعی باز هم در اپوزیسیون و باز هم بقول "یانیس" در گولاگ های آنها قرار خواهند گرفت؟

با این معجزات سیاسی که هر روز در عرصه سیاست بین المللی شاهدش هستیم، هیچ هم بعید نیست به همت بخش قدرتمندی از همین یاران و رفیقان خودمان، همین اتفاق مشابهی در ایران بیافتد. آیا در چنان روز و روزگاری شبحی از دموکراسی سوسیالیستی با اهداف حقوق بشری بر سر کار خواهند آمد، یا اینکه آزادی و عدالت اجتماعی مسخ شده ای تحویل میلیون ها میلون مردم کشور به نام آزادی و عدالت اجتماعی تحویل داده خواهد شد؟ همین بخش نسبتا قابل توجهی از نیروهای "چپ" که کارگران، زحمتکشان و مردم آزاده را بسیج و تشویق به رای دادن به انتخاب آقای سید حسن روحانی به مقام ریاست جمهوری میکردند، اردک را رنگ کرده و به جای غاز به مردم ایران میفروشند، پس از سر کار آمدن ایشان، امروز چهره منتقدان جدی آقای روحانی را به خود گرفته اند. در عرصه سیاسی، این استراتژی سیاسی یک سازمان سیاسی و مرزبندی سیاسی آن با حاکمیت سیاسی است که حرف اول را می زند، نه شیون های آزادیخواهانه و حمایت از معلمان و کارگران زندانی. ما پشتیبانی آنها از سرکار آمدن و تثبیت سیاسی آقایان روحانی ها را ملاک قضاوت قرار بدهیم، یا انتقادهای دموکراتیک و ازادیخواهانه آنها از ایشان را؟

جواب این سوال ها را باید از آنهائی که از یک طرف تحت لفافه وحدت چپ، غیر از تفرقه افکنی و پراکندگی چپ کاری دیگر انجام نداده اند، و یا آنهائی که غیر از تبدیل چپ به سایه هائی از جناح های حکومتی استراتژی سیاسی دیگری را تعقیب نمی نمایند پرسید. در چنین شرایطی است که ترجمه ایرانی این جمله یانیس وارافاکیس، چنین میشود که "اگر در ایران حکومتی سکولار، دموکرات، آزاده با سمت گیری سوسیالیستی روی کار بیاید، کسانی مثل بعضی از رفقای ما در سایه اشخاصی مثل آقایان کروبی، موسوی، روحانی بر سر کار خواهند بود، و چپ های واقعی باز هم در گولاگ های حکومتی و در آپوزیسیون خواهند بود".


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست