یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

حزب الله، و ویرانی کل حکومتِ دینی - بهنام چنگائی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۲ دی ۱٣۹۶ -  ۲ ژانويه ۲۰۱٨


جامِ جان مردم سرخورده از استبداد مذهبی ـ ولائی دیریست که پُراز خشم و کینه سازش ناپذیرشده، و نفرت شان از کل رژیم سرریزکرده، و اینک تاب بردباری شان دیگر برای همیشه به لب رسیده است و ابعاد و اشکال زورها، ستم ها، توهین ها، سرزنش ها، تحمیق ها، فسادها، سوء استفاده های عقیدتی از ساده دلان، اعدام ها و دست و پا بریدن ها، چپاول ها و دشمنی افکنی های مذهبی و ملی در داخل و منطقه و جهان، ایران را به لبه پرتگاه نیستی کشانده و دامنه این همه ناسازگاری و ناهماهنگی دستگاه با مردم، آنچنان سرسام آوراست که خود سران حکومتی برای جان بدربردن از انتقام ستمردگان و تنگدستان بجان هم افتاده اند و چنین که می بینیم سیستم عمومی نظام بی آبروتر شده، و در عمل نیز کاربرد تق و لق خود را در جنگ قدرت و ثروت مافیاها و باندها بیش از پیش از دست داده است. این واقعیت را آقا و کل رژیم بخوبی می دانند!

چراکه در بازار مکاره ی رژیم هرروز دامنه تورم و گرانی بالا و بالاترمی رود و کول مردم ندار شکسته تر و خمیده تر می شود؛ و طبعا نیاز های اولیه حیاتی همچون ( نان و تخم مرغ) با توجه به توان ناچیز مالی، برای قریب به اتفاق کارمزدان و تنگدستان کمیاب تر و درسترسی به آنها سخت تر می شود و گرسنگی طاقتفرساتر. کارگران، بیکاران، توده های خانه خراب، زنان تنها و تبعیض زده و اسیر قوانین عصر چادرنشینی، جوانان دانشگاهی بیکار و سرخورده، معلمان بارها کتک خورده و زندان رفته و اسیر، خانه خرابان کنارنشین شهرها که قریب به اتفاق ها هستند، همه این جریان های کلان اجتماعی، یکدست و یکراست قربانیان این تبهکاران مذهبی می باشند.

و در چنین زمانه وجدان ستیز ملائی ـ ولائی، باردیگر مردم بلازده مذهبی برای احقاق حقوق بشر و فرصت زندگی بهتر خود و مهمتر از همه، اینبار متکی بخویش و بی آنکه گمراه طیف" اصلاحچی های ریاکار" شود خیابان ها را تسخیرکرده و برای رهائی خود متحد بپا خاسته است. باردیگر بتاراج رفتگاِن ملاها و مکلاها جان شان به لب رسیده است. یکباردیگر توده ها با اعتماد بنفس و مستقل، آنانیکه ٣۹ سال آزگار چشم به رحمت خدا و نمایندگان او سپرده و فریب آخوند جماعت را خورده بودند، آنان دوباره با غرور و شعف و شجاعت بپا خاسته و برای نان و آزادی بتاراج رفته ی خود "فریاد جهانی"سرکشیده اند. بار دیگر بیاری توده ها می رود که گامی برجسته در دگرگونی تباهی های نظام مذهبی برداشته شود، و ویران سازی کل بساط آن را از سر راه فرادی خود دورافکند. باردیگر مردم سراسر ایران که اسیر، بنده و ستمزده مذهبی بوده اند یکصدا خیزبرداشته و می خواهند فردای خود را بدون دخالت آخوند بسازند؛ و سازندگی فردا را از امروز، و با سرنگونی کل دینِ دولتی آغازکنند. بجان آمدگانی که دیگر نمی خواهند به هیچ قیمتی تن به گذشته خونین و سیاه آخوندی بدهند. بلکه می خواهند با همبستگی و اتحاد خود تاریخ این کشور رنگین فرهنگ را خود بدست گرفته و مدیریت اجتماعی ـ طبقاتی کنند.

وظیفه و سهم همه ما یاریرسانی، همنوائی و همگامی متحدانه و آشکار با آنهائی ست! که همینک با شکم و دستان خالی برابر پاسداران حماقت و زور مغرورانه و بقیمت جان ایستاده اند. همه ما جز یک راه بیشتر نداریم و آن تبعیت از اراده مردمی و ایستادن در صف مشترک سیاست اجتماعی ست؛ عصر سرگندگی شاه و شیخ و تاوان های گران آن دیگر سپری شده و فرهنگ مردمی نیاز زمانه پویای ماست. و هدف همگانی ما جز گذر از کلیت "دولتِ دینی و فردی" نیست؛ زیرا مانع اصلی راه فردای ما همین سیستم های موروثی مذهبی و ضدبشری هستند. چالش بنیادی همه ما در این گذاره تاریخی نابودی این دکانداران دینی و اریستوکراتی اشرافی ست؛ تا سپس بتوانیم با هم و با سرانجام پیروزی خود بر واپسگرائی و چپاولگری پایان دهیم. و پس از آن اهرم جابجائی اراده اجتماعی سیاسی را بیاری پائینی ها و مجلس بنیانگذار مردی آنها و مستقیما علنی ایجاد کرده و راهیابی نموده، و ابزار برپائی اش را بهمت خود آنان مهیا و فراهم کنیم. بنابرین سرکردگی سیاست اجتماعی کارگران و مزدبگیران، مستقیم به سرنگونی آخوندیسم گره خورده که می باید فروریزی رژیم توسط همین ستمزدگان گرسنه و بیکار شتاب گیرد.

بگذارید بر این نکته پایه انگشت بگذارم که فروریختن نظام مذهبی، بی همیاری نیروهای ارتشی و سپاهی و بسیجی کار چندان ساده ای نیست؛ و باید دستِ دوستی آنها را از دست نداد و دانست که بخش کلانی از این نیروها فدائی ملا و یا نیروی ایدئولوژیک رژیم نیستند، بل وابسته به درآمد سربازی می باشند و نه بیشتر! زیرا تا همیشه زندگی این درجه داران و افسران رده های پائین و مردمی از طریق نظامیگری گذشته و می گذرد؛ و آنها مرزداران مایند و نوع حکومت برایشان ارج نیست. پس سرراست بگویم: شایسته است که ما با آغوش باز و همراه با جلب اعتماد آنها، تک تک شان را با وسواس و تعهد به صف خود بیفزائیم. چنانچه موفق به این اعتمادسازی شویم که بی گمان خواهدشد؛ و در دوران سرنگونی شاه نیز بخوبی میسر و مفیدافتاد؛ آنگاه بسرعت پشت سران رژیم خالی خواهدماند و به طمع به جلب تروریسم حزب الله خواهدافتاد. باید هوشیارتر به دخالت تروریسم رنگین حزب الله در منطقه که دیری جیرخوار آقا بوده، دقیق تر متمرکز شد و فرصت ورود آنان به میدان مبارزه توده ای خود و امکان دسیسه های ایذائی به آنها نداد. در روند سرنگونی نظام ما کم و بیش اوج و فرودهائی احتمالی خواهیم داشت. اما تلاش مان می باید این باشد که از خشونت پرهیزکرده و هدفمند نیروهای انسان ستیز دستگاه را با "مقاومتِ دفاعی" خنثی کرده و سازمانگر اراده اجتماعی صلح جو شد و آنرا در قامت توده ای تمرین کرد و بیش از پیش به ایران و ایران ستیزی نظام با افشاگری های درست انگشت گذاشت و روشنگرانه از چهره های مداخله گر تروریست حزب الله داخلی و خارجی رونمائی کرد و بساط آقای شان را رسوا و نابودساخت؛ همچنانکه ما هیچگاه اجازه هیچگونه دخالت سیاسی، نظامی، یا راهبردی به امپریالیسم آمریکا و میلیتاریسم او و ناتو، و همینطور به لابیگران کاسه لیس آنها در امور کشورمان نخواهیم داد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست