یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نامه پیمان پیران بعد از آزادی از زندان نروژ


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۱٣ دی ۱٣۹۶ -  ٣ ژانويه ۲۰۱٨


ساعاتی قبل، بعد از نوزده روز حبس غیر قانونی از زندانی در نروژ آزاد شدم. برای چندمین بار همان احساسی را داشتم که جلوی درب زندان اوین در ایران داشتم. یک بار دیگر محکومیتی ناعادلانه اتفاق افتاده بود، محکومیتی بدون حضورم در دادگاه، بدون احضار شاکی و شاهد و وکیل و هیئت منصفه. پیشاپیش پرونده به دست پلیس بسته شده بود و متهم می بایست مجازات می شد. مجبور به توضیح کوتاه این موضوع هستم که علیرغم گذشت چند سال از پذیرش پناهندگی ام در نروژ نه تنها تحت عنوان شهروند! شناخته نمی شوم بلکه در یک سال گذشته از صادر کردن کارت شناسایی عبور و مرورم و متعاقب آن اجازه کار و تحصیل هم خودداری می کنند. اجازه حضور در انتخابات سیاسی ندارم و طبیعتا فعالیتم در احزاب سیاسی هم بی تاثیر است. همان اتاق کوچکی را که خودم اجاره اش را درشهر اسلو پرداخت می کردم را هم از من گرفتند. کم کم به این نتیجه رسیده ام که پلیس کشورهای اروپای از ضعف اپوزسیون ایران علیه زندانیان سیاسی گذشته و فعالین اجتماعی سواستفاده می کند. گویی این داستان دادگاه برای امثال ما پایانی ندارد. حقوقدان و حقوق بی چهره اند و چهره آنها همان چهره ارباب قدیمی است. هر زندانی دردنیای ما آشویتسی ست، آشویتس سوژه های انسانی. بندها و سلول های عمومی، شمارش زندانیان، بلندگوها و حیات زندان و لباس متحدالشکل، برنامه غذایی و صدای بلند و اجباری موسیقی پاپ در زندان های اروپایی همان خواستی را دنبال می کنند که صدای مثلا پخش قرآن و برنامه غذایی هفتگی در زندان های جمهوری اسلامی، سوژه ها باید سلاخی شوند. با رشد سیاست های تبعیض نژادی، راسیسم و نئو فاشیسم دیگر مهم نیست که کجا و به چه جرمی به زندان میافتیم، همه پناهندگان پیشاپیش متهمانی هستند که جامعه ارگانیک! اروپایی و آمریکایی را به خطر می اندازند و هویت های جنسی را زیر سئوال می برند، با این تعبیر زندان ها برای تبیین عدالت اجتماعی برقرار نشده اند و اساسا وظیفه ای هم برای دستگاه قضایی در این رابطه متصور نبوده و نیست. هرگونه تصور خامی نسبت به قانون جزای مدرن مانند خود ارضایی در خیال است، مجازاتی برای فرو رفتن در توهم و خیال. سلولهای کوچک و بزرگ، بهداشتی و غیر بهداشتی! برای پناهندگان و مردمان پایین دست جامعه در خدمت به نظام ادیپال، پدر مقدس طراحی شده اند، برای نطام سیاسی و اجتماعی ای که کالایی، جنسی، اخته و غیر انسانی است. رفقا و دوستانی که در طول بازداشتم از من حمایت کرده اند بهتر از هر کسی می دانند که وظیفه نوشتن از مفهوم عدالت اجتماعی با صدها سال سابقه اش به عهده چه کسانی است و من بخاطر تشخیص درست، بخاطر انسان بی مرز بودنشان، بخاطر مبارز بودنشان قدردان آنها هستم. مخصوصا دوستان حزب کمونیست ایران که بارها نقش حامی چه در زندانهای ایران و چه همکنون در مقابله با رژیم های پلیسی اروپا را به عهده گرفته اند.

زنده باد آزادی زنده باد برابری
پیمان پیران


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست