یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

فداییان خلق ایران و رستاخیز - ازیز دادیار "بلوچ"


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۴ فروردين ۱٣۹۷ -  ٣ آوريل ۲۰۱٨


* دیروز سکوت و اختناق را شکستند و امروز دیوار جدایی و تفرقه را فرو ریختند.

اینکه فداییان خلق ایران، چگونه پس از رهایی از زندان، در سال ۵۷ توانستند در میان همه ی مردمان شهرهای مرکزیِ کشور و در میان همه ی ملیت های ایرانی، یکی از پرنفوذ ترین سازمان های سیاسی ایران شده و یا اینکه آنچه موجب این گستردگی گردید چه عناصری بودند سخن اکنونی من نیست. زیرا همه می دانیم که جانبازی فرزندانی مانند حمید اشرف، جزنی و گروهش و یا رویداد سیاهکل، چگونه فضای سیاسی پنچ ساله ی آخرین حکومت شاه و ساواک را شکست و به دل و جان روشنفکران جامعه، این روحیه را دمید که می توان اعتراض کرد و شاعران پیشرو با اشعار خود در ستودن آن جانبازیها گفتند و سرودند، هیچ یک از نیروهای جدی سیاسی، نمی توانند منکر آن باشند.
یا درباره ی اینکه سازمان فداییان در میدان سیاست و در لجنزار استبداد دینی، دچار چه اشتباهات سیاسی ای شده و با حمایت خود از ملّای دونی چون خمینی به جای حمایت دکتر بختیار و یا حتا بازرگان مذهب گرا، دچار خطای سیاسی شده است، خود گفتگوی دیگری است.
امّا امروز پس از گذشت ۴۰ سال، باردیگر اثبات نمود که این سازمان و فرزندانش، توان و ظرفیت هدایتگری سیاسی جامعه ی استبدازده ی خویش را دارند.
می دانیم که اگر دیروز، "سکوت مرگبار" دوره ی پنج ساله ی آخرینِ حکومتِ شاه، مسئله و معضل بزرگ جنش ملّی ما بود، آنها با به آتش کشیدن زندگی و جان خود، آن سکوت مرگبار را شکستند.
اکنون نیز می بینیم تا دیدند که امروز، معضل بزرگ مردم و کشورشان، "تفرقه و عدم اتحاد نیروهای جامعه و اپوزسیون سیاسی شان" می باشد، بازهم در کمال شهامت و از خودگذشتگی، تا تشخیص دادند آن نام و عنوان تاریخی که افتخار بزرگ و تاریخی سازمان شان، ظرفیت در برگرفتن همه ی نیروی متحد شونده ی میهن شان را ندارد، از آن هر چند با درد و رنج، اما جانانه گذشتند.
به گفته ی استاد سخن سعدی، من خود به چشم خویشتن دیدم: که چگونه از جدا شدنِ نام پرافتخار تاریخی شان، آنهم متحدانه و دست در دست یکدیگر، به خاطر مردم و میهن شان گذشتند. دیدم که هم، سران و رهبران هر سه جریان سیاسی، و نیز کادرهایشان، چگونه با روشی کاملن دمکراتیکی، در"کثرت منشورها، به وحدت در یک منشور" رسیدند.
باری، به راستی اگر آنان دیروز به نام "فرزندان دلیر" میهن شناخته شده بودند، امروز، با این گام بزرگ همبستگی سیاسی و اتحاد خود، که نیاز جنش اکنونی ملّی میهن شان است، خود را به "صفت اندیشمندان سیاسی" نشان داده "اتحاد و همبستگی سیاسی" را هدیه و تحفه ی ادیشنمدانه ی خود به کنشگران و توده های بپا خواسته ی دیماه کشور پیشکش نمودند.
درین رابطه، تنها گله ای اگر مانده باشد، که مانده است همانا:
بهره نگرفتن از واژه ی زیبنده ی "دمکراتیک" در شرایط کنونی استبدادی است که می باید بصورت پیشوند یا پسوندِ چپ بر آن می نهادند.
یعنی حزب را بسانی که اکثر میهمانان و از جمله اینجانب بارها و بارها چه خصوصی در گفتگوهای دو نفره و یا درهنگام وقتِ داده شده تاکید کرده بودیم باید "حزب دمکراتیک چپ ایران" نامیده می شد. امّا می گویند ماهی را هرگاه که از آب بگیرند تازه است و در کنفرانس ها و کنگره های بعدی مجال چنین کاری میسر است و آن چنان که نشان داده اند، رفقای ما گوش های شنوای برازنده ای نیز دارند.
به امید پیروزی حزب چپ ایران در راه اتحادهای بزرگتر در نبرد با اسبتداد و رویاندن درخت پربار دمکراسی و فدرالیزم در ایران.

جبهه ی متحد بلوچستان ایران
ازیز دادیار "بلوچ"


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست