یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

یادی از رفیق فدایی مان پوران یدالهی - طهماسب وزیری


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۲ آذر ۱٣۹۷ -  ٣ دسامبر ۲۰۱٨


پوران زمانی که مخفی شد، دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه طهران بود. پدرش که ما او را دایی می نامیدیم از اعضای قدیمی حزب توده بود و از رهبران فعال اعتصاب های شرکت نفت در ابادان.
پدر در کودتای شاه علیه دکتر مصدق به زندان افتاد و از شرکت نفت اخراج شد و در تهران به زندگی شرافتمندانه و پرورش علمی و فکری فرزاندان خود پرداخت.
او عشق عجیبی به پوران با هوش وزیبای خود داشت. او که ترقی علمی و پیشرفت و موفقیت فرزندانش را می خواست، موفق نشد پوران پرشور و آتشین را که به حزب پدر انتقاد داشت مهار کند.
شخصیت پوران برای همه ی فامیل تحسین برانگیز بود و به او افتخار می کردند.
من هر وقت پوران پرشور و زیبا را می دیدم بیشتر شیفته صداقت شور و شخصیت او میشدم و چه شادی بخش بود هنگامی که به کاروان فداییان او پیوستم و پوران رفیق نازنینم شد.
رفیق پوران در سال ۱۳۵۰زندگی مخفی را به عنوان یک چریک مسلح اغاز کرد.
عمر چریکی او مطابق معمول ما کوتاه بود پوران همراه رفیقمان بهروز عبدی در پایگاهی در مشهد هنگام ساختن بمبی برای عملیات بودند که بمب منفجر شد و خانه بر سر انها فرو ریخت. رفیق عبدی همان جا به شهادت رسید ولی پوران را در حالی که بیهوش بود دستگیر کردند و با امبولانس به سمت بیمارستان و شکنجه گاه برده شد.
پوران در راه به هوش امد و سیانور خود را خورد.
او را در گورستانی در مشهد به خاک سپردند و به پدرش دایی خبر دادند.
ساواک خانه دایی را زیرنظر گرفت و فقط ما با اندوه توانستیم در چهار چوب فامیل به یاد او جمع شویم.
پوران زیبای ما اکنون در گورستانی گمنام و شاید فراموش شده خفته، با تمام ارزوهای زیبا و عشق به مردمش.
یاد او و پدرش دایی همیشه در یادهاست.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست