یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نه به سید مکار و نه به ترفند آقا-بهنام چنگائی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۱۶ مرداد ۱٣۹٨ -  ۷ اوت ۲۰۱۹


 
مای گرسنه، بخاک و خون نشسته ایم، و حقه بازی ملاجماعت همچنان پایانی ندارد! تا به کی فریب خوردن؟ آخر تا به کجای ویرانی و غارتزدگی و تباهشدگی می بایست رفتن و رسیدن تا که مگر آنجا هوشیار شویم و نابردبار در برابر دکان دین دولتی بر روی پای تجربه و خرد خویش ایستاده و دیگر اجازه ندهیم بیش ازین جان، هستی کشور و توانائی های مالی تاراج شده مان همچنان دست بدست درندگان شاه و شیخ و تبهکاران آمپریالیسم آمریکا و یارانش دچار بازی مرگبار فاشیستی ترامپ ها و ملاها باشد! آیا این تجربه های خونین و آشکار شاه و شیخ زدگی کافی نیست؟

ما در انقلاب 57 رگ و ریشه ی فاسد خاندان پهلوی را کندیم و بدورریختیم؛ و اینک نیز ما چاره ای جز نابودی و سرنگونی خودکامگی مذهبی، همچنین جدائی دین از دولت و سرانجام کنارزدن سازش ناپذیر دین رسمی شیعه را از قانون اساسی فردای مان نداریم. این شاهان و شیخان مفتخور و دست نشانده، پیوسته متحد و سرپناه و پشتیبان همدیگر بوده اند، قرن ها یکی بنام خدا و دیگر بنام سایه او خرد و خودباوری انسان را سوزانده و بر کول مردم نشسته و بر ساده نگری ما و پیشینیان مان سروری کرده اند و به کمتر از آن تن نداده و نمی دهند. آخر چرا و عقل ما کجاست؟ این چالش ها و تنش های و جنگ های ویرانگر منطقه ای، جهانی و داخلی برای چیست؟ مگرنه درین لرزش رو بویرانی دین دولتی، روحانی بنام مردم با تهدید ژندارم جهان می گوید: امنیت ما یعنی (( ملایان )) در برابر امنیت شماست؛ حال اینکه مردم کار و نان ندارند چه رسد به امنیت. او و رهبرش می دانند که اراده و خواست مردم در برابر آنهاست، و مخالف خوانی، برتریجوئی و دشمنی افکنی شان با غربی ها سودی جز بیکاری و گرسنگی و ناامنیتی برای شان نداشته است. ولی او و رهبرش با بی شرمی دعوی پوچ مردمی دارند. مگر آنها در پیمان نامه تازه که خزر را بتاراج گذارده اند چگونگی مصوبه های آنرا حتی به آگاهی مردم رساندند؟ نه!

ما هیچ راهکار درست تری جز بریدن دست دخالت آخوندها و شکاندن زنجیرهای اسارت 1400 ساله مذهبی نداریم که در ناخودآگاه باور ما ژرف جای گرفته است. بدون زدودن اراده کور تسلیم پذیری دینی، بی برچیدن هزینه ی سفره مفتخوری و تولید تشکل آخوندهای دولتی، و تا زمانیکه ما نتوانیم یاورش سرمایه سالاری انگل را برچینیم که بدین سادگی نمی گذارد دست کارگران و توده ها بدهان شان برسد؛ آری تا آنزمان دایره اثرگذاری فاجعه بار فرهنگ ملایان هفت خط پایانی ندارد، و البته پابرجائی ادیان ریشه در ناتوانائی های مردم کارمزد دارد تا بتواند برای شان قصه های شیرین الهی و بهشتی بگوید و خود در روی زمین با ثروت تولید شده ی کارگران خدائی کند. آری؛ بی دستیابی به این پیشفرض های الزامی مردم تنگدست و کارمزد و ملازده، بسادگی نمی توانند از ترفندها و نیرنگ های آخوند و آخوند صفت ها رهائی یابند و بتوانند اراده مستقل، آزاد، اجتماعی و طبقاتی خویش را برای ساختن فردائی دیگر و انسانمدار سازمان دهند.
اینروزها بوی صندوق های رای خمیازه زده می رسد. دوباره صدای پای دنباله روان رفسنجانی، موسوی، خاتمی و سبزها می آید! دوباره چنین می نماید که رهبر، احمدی نژاد با قالیباف، سید گریان خاتمی با طیف اصلاحچی بدورریخته شده از خیمه باهم برنامه گرم کردن دکان انتخابی دیگر و مسخره تری از گذشته را برپادارند و می خواهند با پیش زمینه هائی متفاوت بازار کساد آنرا بازکنند تا مگر باهم و یکباردیگر اعتماد کارگران و مردم را گمراهِ وعده های سرخرمن دین دولتی کنند. در حالیکه تک تک آنها بخوبی پی برده اند که هیچیک از جریان تاکنونی در پیشگاه مردم بیکار و گرسته و بجان آمده دیگر ارزشی ندارند و خیلی بیشتر از آن رسواهستند که بتوانند رل محلل و ناجی بین ولی فقیه مطلق، دولت بی اراده رژیم و رابط دادخواهی مردم بیدار و بپاخاسته باشند و بتواند اراده انقلابی آنها را با واژه ی توخالی و چندش برانگیز" انتخابات آزاد" به بازی تکراری بکشانند. دیگر ذات دروغگو و موجودیت پلید زیر عبای ملا جماعت از دید توده ها پنهان نیست با اینوجود آنها نمی خواهند مرگ مذهب دولتی را بپذیرند که زاینده همه ناتوانی ها، نارسائی ها و ناسازگاری های مردم و دین دولتی ست.

اینروزها از امکان ائتلاف اصولگرایان و اصلاحطلبان در انتخابات نجواهائی بگوش می رسد، سال پیش هم سید مکار خاتمی گفته بود: به عنوان یک شهروند دوستدار ایران و اسلام به دلیل نقص‌ها و کمبودها، با همه وجود از مردم عذرخواهی و پانزده راهکار برای برون رفت از وضعیت کنونی ارایه کرد. خاتمی در دیدار نمایندگان ادوار مجلس، تلاش رئیس ‌جمهوری آمریکا برای مذاکره مستقیم را تحمیل خواسته خود و تخریب جایگاه ایران در خاورمیانه ارزیابی کرده و با اشاره به جنگ روانی گسترده در فضای مجازی چنین می گوید: در حال حاضر همه به نحوی ناراضی هستیم و اعتراض داریم، اما عده ‌ای با استفاده از شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی با ایجاد جنگ روانی، سعی دارند به ایرانیان، به ‌ویژه نسل جوان ایرانی القا کنند که کار نظام تمام است و شاهدیم که بیشترین تلاش آنها هم تخریب اصلاح ‌طلبان است، چرا که می‌دانند تا اصلاحات زنده است جائی برای براندازی نیست. وی می افزاید: یکی از القائات خطرناک این است که نظام جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است. این یک جنگ روانی است و نظام فرو نمی‌پاشد، زیرا علاوه بر ابزارهای مختلفی که برای حفظ خود دارد، همچنان در میان بخش‌های قابل توجهی از جامعه پایگاه دارد. مطالبه بخش‌های بسیار بزرگتری از جامعه نیز همچنان انقلاب، شورش و فروپاشی نیست، بلکه زندگی امن و برخوردار و آرام است و اگرچه ممکن است اعتقادی به جمهوری اسلامی هم نداشته باشند، اما خواهان آرامش و امنیت و برخورداری هستند. وی تصریح می کند: در عین دفاع از جمهوری اسلامی، قویا معتقدم نظام هم باید اصلاح‌پذیر باشد و نمی ‌شود بر مشکلات ساختاری، سیاستی و عملکردی پافشاری کرد و تن به هیچ اصلاحی نداد. ناامیدی از اصلاح ‌پذیری نظام سبب مشکلات جدی و جبران‌ ناپذیری خواهد شد. هر امر بشری باید اصلاح‌ پذیر باشد؛ حتی خود اصلاحات هم باید اصلاح‌ پذیر باشد و نظام جمهوری اسلامی باید بپذیرد که برخی رفتارها و سیاست‌ها و ساختارهایش را اصلاح کند و این را با کمک همه مردم و علاقه ‌مندان به ایران و اسلام و امنیت و آرامش و رفاه جامعه فارغ از گرایش و سلیقه آنان انجام دهد.
این اراجیف سید خندان در حالی گفته می شود که او بخوبی می داند" خودکامگی مذهب دولتی، فرمانروائی ولایت فقیه مطلق و یکه سواری آن، امری بشری و اصلاح پذیر بدست خود آقا هم نیست و نمی تواند باشد چون محصول این ویرانگری ها و ناهنجاری ها جز کار خدا نیست! که امر جدائی دین از دولت " را ناگزیرمی کند و این مکار بسان همه ی اصلاحچی ها مذهبی این الزام را لاپوشان سیاهکاری می کند چون دست در سفره چرب آن داشته و دارد. همین! و اینهم نسخه ی چندش برانگیز او و پاسخ های انتقادی من باو و هدف های ریاکارانه اش:

1 ـ ایجاد و تقویت فضای همبستگی ملی ــ
پاسخ: از کی اینان به حقوق نبوده و نابرابر ملیت ها، زدودن تبعیض ها و ایجاد همبستگی یکپارچه ملی باور داشته اند که ما نمی دانیم؟!
2 ـ وحدت ملی ــ
پاسخ: با این آز کاست روحانیون، تمامیتخواهی ولائی و سیاست برتریجوئی مطلق مذهب شیعی در برابر دیگر عقاید و باورها و جهان بینی ها وحدت ملی، همچنان کلاه گشادی بیش نیست که جز دامن زدن به دشمنی ها و ژرفش فاشیسم مذهبی نینجامیده و نخواهدآنجامید.
3 ـ تغییر نگاه رسانه‌های ملی ــ
پاسخ: در خفقان موجود، بی تنوع و امکان ایجاد احزاب رنگین و گفتمان اپوزیسیون دخالتگر و نبود کوچکترین دریچه انتخابات آزاد بی گمان تغییر متصورنیست چه رسد به نگاه تازه ی رسانه ای ـ آنهم ملی!
4 ـ ایجاد فضای باز و امن و آزاد سیاسی
در کشور و نظام اسلامی الهی ایکه کارگر گرسنه و معلم معترض اش را تنها بخاطر اعتراض حقوقی و صنفی به شلاق و شکنجه و زندان و مرگ تدریجی می کشاند گفتن از فضای باز، امن و آزادسیاسی جز جوک بی مزه نیست.
5 ـ محدود کردن دایره غیرخودی
پاسخ: آخر مگر گردانندگان این بساط 40 ساله جز گروهی از ملاها و مکلاها می توانسته باشد که بوده اند؛ مافیاها و باندهائی که خود آنها هم برای ثروت و قدرت بیشتر پیوسته همچون گرگ های گرسنه از بنی صدر گرفته تا همینک روحانی بجان هم نیافتاده اند. چون: دین دولتی دیگران ستیزاست. همین!
6 ـ برداشتن حصر
پاسخ: رژیم مذهبی ولائی تا همینک که می بینیم میدان جنگ قدرت ثروت سران بوده و ترفند اپوزیسیون سازی اش نیز رسواست. چراکه او حتی در برابر مصلحت بقای هموندان خویش هم ناتوان می باشد و بی کم و کاست مصلحتگرایانش را که پا بر حریم آقای رهبرفرانهند برنمی تابد. حتی اگر ناگزیر در مقطع کنونی برتابند؛ نچندان دور شکلی از آشکال آنرا بازتولید خواهندکرد.
7 ـ آزادی تمام زندانیان سیاسی
پاسخ: او که فریبکار بهتر از ما می داند این درندگان قضای الهی، منکر وجود زندانی سیاسی اند تامگر آزادشان کنند.
8 ـ اعلام عفو عمومی
پاسخ: عفو عمومی زندانیان یا " قربانیان" آنهم در نظام مذهبی ایکه خود منشأ فسادها و پلیدیهاست، رژیمی که خود مایه اوج پیدائی پستی های نگرش برتریجوی آخوندی و به طبع آن گسترش نابرابری های هاست؛ بخشش نیست بل دروغی ست تا چهره زشت و ضدمردمی خو را بپوشاند.
9 ـ رفع محدودیت‌های بیجا
تنها به یک مورد بسنده کنم و آن اینکه: در نظامی که به بیش از نیمی از شهروندان ما " زنان" کوچکترین حق آزاد پوشش را نمی دهد، و زنان بسیاری را از دیرباز تا هماکنون بدلیل رد حجاب اجباری شلاق می زند، شکنجه می کند و به اسارت درمیآورد، در ین راستا رفع محدویت واژهی مسخره ای ست چه رسد به آزادی عقیده و وجدان و یا استقلال خردورزی انسانمدارانه!
10 ـ پایان دادن افراط و تندروی
پاسخ: این آقای خندان بهتر است بیش ازین خود را مچل مردم اسیر و ستمزده نکند، جون بخوبی می داند که منشأ همه ی ناسازگاری ها و ناهمخوانی ها خود قوانین به اصطلاح الهی و من درآوردی مذهب دولتی ست. اگر صادق می بود می بایست بر این تضادها و تناقض ها انگشت بگذارد.
11 ـ کارآمدی بیشتر قوای سه گانه و نهادهای حاکمیتی
12 ـ شنیدن اعتراض مردم
پاسخ: حقوق مردم یا بندگان مذهبی در نظام شیعی و بسان دیگر ادیان و ایدئولوژی های ضدمردمی معنی ندارد؛ خمینی می گفت: اگر همه ی مردم بگویند آری،من می گویم نه! و بر دهان شان می زنم و بارهای بار زد.
13 ـ پاسخگویی دولت
پاسخ: دولت های تاکنونی هیچکاره بوده و اهرم اش نیز در طول تاریخ 40 ساله جز گوش بفرمانی و ماله کشی برای درزگیری فرمان ها و اهداف خودکامگی مذهبی ـ ولائی پاسخگوی مردم نبوده، و از همینرو خواست شهروندان را هرگز نمایندگی نمی کند و سران دولت ها پیوسته و تا روز آخر با خمینی و امروز با خامنه ای در ستیز قدرت بوده اند.
14 ـ زنده نگه‌داشتن اعتماد مردم به مجلس
اعتماد به نظام توسط برگزیدگانش در مجلس که اغلب با رشوه به سران آخوندی ممکن است پوشالی ست؛ چون هیچکدام منافع مردم را برنتابیده اند وگرنه چنین به روزسیاه و گرسنگی و بیدادرسی دچارنمی شدند.
15- تشکیل دادگاه‌ها با هیات منصفه مردمی
پاسخ: عدالت قضائی و دادگاه در نظام دینی وجود خارجی نداشته و ندارد. این سید گریان از ولایت و دیگر همقطارانش بدانند که نمی توانند سر مردم را با صندوق رای دوباره کلاه بگذارند؛ بهتراست اینبار در کنار مردم فلکزده باشند تا فروریزی آن آسانترشود. ما نیز نچندان دور و در اولین فرصت همه آنهای درشت و ریز را به دادگاه های علنی و مردمی خواهیم کشاند تا علیه جنایت ها، تبهکاری ها و آدمخواری های بی شمارشان پاسخگوباشند.
بهنام چنگائی 16 مرداد 98


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست