یاغی ام، دریا دلی، دل را به وجدان باخته


کریم سهرابی


• یاغی ام، دریا دلی، دل را به وجدان باخته
در قمار زندگی مُلکِ سلیمان باخته

همنشینِ ابر بودم، همطرازِ آفتاب
از قضای آسمان، هم این و هم آن باخته ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۵ تير ۱٣۹٣ -  ۶ ژوئيه ۲۰۱۴


 یاغی ام، دریا دلی، دل را به وجدان باخته
در قمار زندگی مُلکِ سلیمان باخته

همنشینِ ابر بودم، همطرازِ آفتاب
از قضای آسمان، هم این و هم آن باخته

آیه ی بُرنائی و زیبا تر، از قُرصِ قَمر
دلبری ، این گونه را ، آسانِ آسان باخته

عشق، آخر روزگارم را به ویرانی کشاند
تا چه آبادی کُند، در کارِ این جان باخته

معنیِ خود را، به پیشِ پای خود گُم کرده ام
رهروی سرگشته ام، امید و ایمان باخته

در کجا خود را بجوید، عاشقِ دریا دلی
هم دل و ،هم عشق را در موجِ طوفان باخته

باز سودای قمارِ تازه ای دارد به سر
این، همه دارو ندارش را به یک آن باخته

جانِ یاغی، کس نخواهد کرد تیمارِ مرا
بگذر و بگذار این بیمارِ درمان باخته

کریم سهرابی