akhbare-rooz (iranian political Bulletin) 
  ادبیات
  یادداشت روز خبر ایران دیدگاه ادبیات جهان ایران و جهان دانشجویی آرشیو  
  زنان اجتماعی گوناگون انتخابات گفتگو کارگری گزارش      
 

جمهوری ایرانی برپایه «خردِ شاد ِ انسان»

• با جداساختن «شادی» از «خرد»، خرد انسانها، توانائی خود را در اداره کردن گیتی و نگاهبانی وپرورش زندگی درگیتی از دست میدهند. بهمن، خرد شهرساز شهرآرای هست، چون «اصل ِ خرد شاد» در همه انسانهاست.

منوچهر جمالی

اندوه

• از من چه مانده است
جز جانی با هزار یادِ دوست
و اندوهی بزرگ
که گام به گام تسخیرم می کند.

فرامرز پورنوروز

در همه شهر شدست غلغله بر پا، بر خیز !

• تهنیت گوی که جادوی خرافات، شکست،
دیو در شیشه فتادست، به غوغا برخیز!

که خبر داشت که رجاله به اورنگ رسد
بغض دیرین هدایت، غم نیما برخیز!

دکتر عارف پژمان

گناه

• چه موهبت زیبایی!
که گناهانمان از چشم دیگران،
پنهان می مانند
چون اگر این گونه نمی بود،
مجبور بودیم بی تردید،
و... با زهرخندی شرم آلوده،
هر روز خودمان را پاکِ پاک بشوییم

فدریکو گارسیا لورکا - مترجم: خسرو باقرپور

زنانگی
به زنان ِ همیشه سبز و آفتابی ی ِ میهنم، ایران زمین

• تو خویشکاری و بنیاد ِ زندگی خواهی
به هرچه هست خود آگاهی و توانایی

به زاد و رود و به زایندگی سرافرازی
سرود ِ زایش ِ آغازه های ِ پایایی

فرهاد ِ منش

می آید و می رود

• زمان و زمین و زمزمه های درون و برون
مستی هشیاری بیداری خواب پرخوری گرسنگی
(وقتی که فرصت تهیه‍ی غذا هست)
همه می گذرد

علیرضا زرّین

قرار

• تا قبل از دهان گشودنش توجه خاصی به او نداشتم، اما وقتی که شروع به خواندن کرد، با شنیدن صدایش دلم لرزید. ناگهان حس کردم که با چند لحظه پیشم فرق کرده ام.

ی. ک. شالی

اینک تویی، آنجا ...
اشاره ای به زندگی «تد هیوز»، ترجمه و آنالیز شعر « نور ناب»

• نام « تد هیوز» شاعر انگلیسی، از نام همسرش « سیلویا پلات» شاعر پرآوازه ی آمریکایی، جدایی ناپذیر است و هر چند که زندگی عاشقانه ی آن ها بسیار کوتاه بود و بیش از شش سال دوام نیاورد، اما هرگز در بازگفت زندگی نامه ی «تد هیوز» نمی توان نامی از «سیلویا پلات» نیاورد و در نقل زندگی نامه ی «پلات» نمی توان از نام «هیوز» چشم پوشید

پیرایه یغمایی

"پیشواز بهمن" و "خامنه ای! حیا کن! کشورمو رها کن!"
دو سروده

• بخیزیم، بخیزیم، که هنگامِ قیام است.
خروشیم به شهشیخ که کارِ تو تمام است.

امان از تو نجوییم که زی پیر و جوان مان
تو را زور پیام آور و تزویر پیام است.

اسماعیل خوئی

"از اعدام ها بگو" و دو سروده ی دیگر

• زیباست تناقضِ این قضات
من از این قتلِ قانونی
مثلِ خود قاضی
لذت می‌برم

ا. ماهان

به ناتمام و/ دستی روشن و/ تاریک!
به یاد فروغ و/ زنان وطن عشق

• حسی کودکا نه و/
پرواز منظری بر انگشتان عاشقت
آغازه زنی سپید و/
پرنده ا ی در ضیافت یادش

محمود معتقدی

پایان عمر گفت و گوی تمدن ها
رژیم جمهوری اسلامی ایران، مدتی است که در ذهنیت ایرانی ها فرو پاشیده، فقط اروپا متوجه آن نیست.

• در کشوری که می خواست اسلام را ایدئولوژی دولت و ملت کند و آن را در تمام عرصه های زندگی جامعه جاری و ساری کند ، در کوچه ها و بازارهایش از دین و مذهب خبری نیست.

اشتفان وایدنر* - مترجم: محمد ربوبی

جهانی ستایند ایران ِ من!

• در ماه های اخیر، شاهد ِ همدردی و همدلی ی ستودنی ی شمار چشم گیری از اهل فرهنگ و هنر و ادب در گوشه و کنار ِ جهان با مردم ِ ایران، بوده ایم.

رامتین جهان بین

پاره‌های یک منظره
همراه توضیحی از مانی

• پنج گویچه‌ی زرد را
از لای علف‌ها برداشتم.
جهان را از چشم عموهایم نهاندم
تا مشت‌هایم از ستاره‌های فروافتاده پر شود.

میرزاآقا عسگری(مانی)

رویای نارنجی ی آفتاب پرست

• پیشانه مسیحاوار بر برکه می رفت و
جاپایش بر آب می ماند،
چنار ها سر خم کردند
بید ها مجنون شدند دوباره و
                               گیسو به آب سپردند

خسرو باقرپور

طوفان

• گو به طوفان بلا منزل بیداد ببر
با تو ای باد گران هرچه در افتاد ببر
بر سر گور عدالت غم و فریادم بین
تا به گوش فلکم شیون و فریاد ببر

روزبه فاطمی

امسال حتا خورشید هم سردش شده است

• پیرامون همین طبیعت زیبا، سرما قربانیان فقر را بی دریغ بر روی پیاده روهای جهان می خشکاند. سرمای زیاد در سراسر اروپا موجب مرگ سد ها نفر شده است.

تورج پارسی

جمهوری ایرانی برشالودهِ « خـرد شـاد»

• خرد ِ خود جوش درانسان، بُن حکومت. خردی که از آن شادی وروشنی میجوشد خرد ِخود جوش انسان، یا « آسن خرد » بهمن، که «شهرایـزد- خرد» است هم معمار ِشهر(شهرساز) و هم موءسس حکومت (شهرآرا) است پس: خردبهمنی در هر انسانی هم اجتماع ساز وهم« شهرآرا» است

منوچهر جمالی

نامه ی آغاز

• تیزاب ِ چشم
حدیثِ گفته شده است
در هزار و یکشب ها

علیرضا زرّین

باز هم "تز ِ استحاله"؟!
همراه با سروده ی: اندربابِ "تزِ استحاله"

• خیزش ِ شهنشیخ اوژن ِ مردمانِ ما برای رسیدن به مردم سالاری و برخوردار شدن از آزادی و حقوق بشر تنها با جدا شدن ِ روشن و ماندگارِ دین از حکومت است که می تواند به پیروزی برسد.

اسماعیل خوئی

دریاچه آبی
( روایت )

• دریاچه آن شب
آیینه ی مهتاب کامل بود
همسایگانش، تکدرختانی

عسگر آهنین

از پهلوانان پولکی ام

• وقتی هوا هوای تخس شکنجه ست
نفس به اتحاد زهر جماهیر سرد کشنده
می گذارم روز بر پلکهای باد بوزد    با پلکها باز و بسته شود شب

زیبا کرباسی

سوگ به پا کن به «بیست و دوم ِ بهمن»

• سوگ به پا کن به «بیست و دوم ِ بهمن»
بایدت امروز درد و زاری و شیون
سوگ ِ هزاران دِلیر مرد و زن ِ راد
باخته جان تا شود وطن ز غم آزاد

رامتین جهان‌بین

دو رباعی تازه

• اعدام جوانان وطن کار شماست
فردای شما به چوبه‏ی دار شماست

هادی خرسندی



   سعید سلطانپور در کار آماده سازی ی یکی از اجراهای نمایشنامه "عباس آقا کارگر ایران ناسیونال/ تهران/ فروردین ۱۳۵۸
سعید سلطانپور در کار آماده سازی ی یکی از اجراهای نمایشنامه

سعید سلطانپور در کار آماده سازی ی یکی از اجراهای نمایشنامه ی "عباس آقا کارگر ایران ناسیونال"/ تهران/ فروردین ۱۳۵۸

   موسیقی

گوش کنید:


   سایت ها و وبلاگ های دیگر
    مطالب پیشین
ا د ا مـــه ...
    بایگانی مطالب نویسندگان بخش

بازگشت به صفحه نخست