ادبیات
  یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود-تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر  
 

انقراضِ زمین

• مسافتِ سنگ اندازِ دوراندیشی تان
اگر از دهان
تا نیم ذرعی به فروسوی زیر شکم نیست
می خواهم بدانید
...

جهانگیر صداقت فر

چه حالی!

• در این بامدادان،
سبویی ست در سینه ام دل:
و خُمخانه های جهان را می یابم،
همه در هم افشُرده،

اسماعیل خوئی

«گوته» و بازسازی‌های ذهنی
برگردان: اشکان آویشن

• «اَندرش اُسترلینگ/ Anders Österling»، نویسنده‌ی این مقاله، در سال ۱۸۸۳ در سوئد متولد شد و در سال ۱۹۸۱ در سن ۹۷ سالگی در همین کشور درگذشت. «اُسترلینگ» نه تنها نویسنده، شاعر و مترجم صاحب نامی‌است بلکه شخصیتی بوده‌است معتبر در حوزه‌ی پژوهش و نقد ادبی.

بلبل مکتبی

• «بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت»
باز با گلبرگ های این گلستان کار داشت

روز و شب از فیض گل میگفت در گلشن ولی
دور از چشم شقایق رابطه با خار داشت

هادی خرسندی

دو شعر کوتاه

• کبریتی
نفس می کشد در تاریکی.
شمعی
شمارش معکوس زندگی اش را می گرید

یوسف صدیق (گیلراد)

در انتظار پیکی که نمی آید

• در معبر شتابِ زمان
چشم انتظارِ تو می‌‌مانم،
بر شانه‌‌ام کبوتری به کهنسالی امید
کِز کرده در غبارِ اساطیر .

جهانگیر صداقت فر

گردش در تبعیدگاه

• از دره های ناشناخته بدر آمدیم، از بیشه ها گذشتیم، رو به دریا، من نفسم تنگ، او سینه فراخ، از آنچه که بزیر جامه ی سیاه نهفته داشت، می دید آنجه را که من نمی دیدم. زوزه ها هنوز در گوش می پیچید و هر از چندگاهی با هراس، نگاهی به پشت سر.

مرضیه شاه بزاز

گل مریم و چند سروده ی دیگر

• این دست من است، روی سینه ی مریم، گل عریانم
چشم بسته ام و مست صدای گرم عشق را می شنوم
خشنودم با عطر برگ او، با بوی آشنای آشیانه ام.

اکبر ایل بیگی

قصه ی اسب و باران و لاله
به مهربانی ی ماندگارِ بانو فاطمه ملک (محسنی)

• اسب های آتش رنگ
زمین اخرایی را می بویند
و سُم های صاعقه را
بر گُرده ی زمینِ صبور می کوبند

خسرو باقرپور

یـادداشـت های شـــــبانه (۳۶)

• از دیدگاه تاریخی، آنان که در آغاز انقلاب، درهای دانشگاه ها را برای برپایی انقلاب فرهنگی بستند، کار تازه و شگفتی نکردند. انقلاب فرهنگی را اگر بمعنای "خودی کردن حقیقت" بپنداریم، در می یابیم که این چگونگی ریشه ای کهن در تاریخ دارد.

ابراهیم هرندی

چیزی میان من و شهر شکسته بود

• چیزی میان من و شهر شکسته بود
ردّ بنفش عطر
یاسمن ها را دندان گیر نمیکرد

طاهره بارئی

چه نوروزِ خوبی!

• چه سبزآبی ی بی لکی!
                               آه،
ببین هیچه ی آسمان،
                           در پگاهانِ امروز،

اسماعیل خوئی

«غربتی ها» و «آوازهای گمشده»
(دو شعر)

• کنار پنجره ای رو به نیمه شب
آواز گنگ عابری را می شنوم
که لحن او، به طور عجیبی، بارانیست
(از: آوازهای گمشده)

عسگر آهنین

سومین جشنواره نوروز: تحکیم جای پای نوروز در برلین

• شهر برلین برای سومین سال پیاپی شاهد برگزاری جشنواره نوروز ۱۳۹۳ بود. این جشنواره بر اساس سنت سه ساله خود با برنامه شب چهارشنبه‌‌سوری آغاز و در روزشنبه ۲۹ مارس ادامه یافت.

احمد احقری

طناب

• آفتاب نتوانسته بود از سوز سرما بگیرد. وسط تشک را با انگشتهای باریک و بلند دستش کشید و زیر شیر آب گرفت. بقیه اش را زیر بغلش جمع کرده بود. آب با فشار از لوله حوض سیمانی روی گلهایی ریخت که هر چندتایشان به یک رنگ هاشور خورده بودند.

سوسن محمدخانی غیاثوند

مات شدن در غروبِ میانه ی فروردین

• در آسمانِ بالغِ فروردین
غوغای عشقبازی ی ابر است و آسمان
تنهاترین چکاوکِ بُرنای این بهار،
بر شاخه های بی جوانه ی این شابلوطِ پیر،

خسرو باقرپور

شاعران با چراغ خاموش می آیند
تراب محمدی

• هفته گذشته در حدود ده تن از شاعران نوپرداز داخل کشور در "مرکز مطالعات و فرهنگ ایرانِ ساموئل جردن" در دانشگاه اِرواین نزدیک لس آنجلس یک شعرخوانی داشتند. خبر این گردهمایی کاملا پوشیده نگاه داشته شده و تنها گروه دستچینی به این جلسه دعوت شده بودند.

سهم ما این بود اما ...

• زندگی‌ را زیستید؛
نوشتان باد این شرابِ بی‌ غشِ هستی‌ ،
و گواراتان سفر در کوچه باغ سبزِ سرمستی.

جهانگیر صداقت فر

یاد

• یادِ تو
کودکی ست بازیگوش.
پنهان میکند خود را
پُشتِ یادها...

ناصر زراعتی

بررسی خاطره نویسی در ادبیات فارسی
محمد امین محمد پور

• خاطره نویسی، نوع ادبی است که بیان و موضوع ویژه دارد .در این پژوهش نشان داده می شود که خاطره چیست؟ و خاطره نویسی چه پرداختی دارد؟ چه ویژگی ها و شاخص هایی، یک اثر منثور را " خاطره " می سازد

بهارِ بزه کاران

• وه . . . .
چه بهار شگفتی
ستاره از زمین می روید،
سرخ و فروزان

مرضیه شاه بزاز

شکنجه‌زارِ امید

• خلیجِ فارس و دریاچه‌ی خزر
دو اشکدان‌اند از گریسته‌هایت :
فقط دو انگشتانه
از اشک‌های تو ،

اسماعیل خوئی

نشانی های مادرم

• ای ماه بلند! منتظر چه هستی؟
زودتر به راه خود برو
و از پشت پنجره ی خوابگاه من
پیغام مرا به اصفهان ببَر.

مجید نفیسی

زندان رفتگانم/ که از باشندگان جز ملالی نیست
همراهِ دوسروده به زبانِ فارسی و یک سروده به انگلیسی

• دوست بسیارعزیز من "عباس غلامی" دو سال پیش از این در یک تصادف اتومبیل کشته شد. با همکارش از سر کار بر می گشتند. ترمز می برد. همکارش که رانندگی می کرد اتوموبیل را سعی می کند به کنار بکشد. اتومبیل به نرده های آهنی یک خانه ی مسکونی اصابت می کند. یکی از میله ها از جا در می آید شیشه ی جلو را می شکند و مستقیما به سینه ی عباس غلامی فرو می رود.

مهین میلانی

در باغ تبعید - برلین ۲۰۰۸

• بعد ساعت ها در صف ایستادن
برای اولین بار
وارد باغ تبعید شدیم

نیلوفر شیدمهر


x

بیژن نجدی (۲۴ آبان ۱۳۲۰ در خاش - ۳ شهریور ۱۳۷۶ در لاهیجان)

   موسیقی

گوش کنید:


   سایت ها و وبلاگ های دیگر
    مطالب پیشین
ا د ا مـــه ...
بازگشت به صفحه نخست