منو

“آری، همه چیز را فروختند؛ حتی باران” – برگردان: هاتف رحمانی

آن چه ما در بولیوی شاهد آنیم، در حقیقت، نه در نظرگرفتن دلاوری، نه پیروزی امپریالیست ها، بهره کشان، فاشیست های غیرانسان؛ بلکه دعوتی برای انقلاب است که نمی توانیم آن را از دست بدهیم. دارد یک بار دیگر دیر می شود
کودتا در بولیوی

آی دمیر گولر
منبع: نشریه حزب کمونیست ترکیه

کودتای۱۹۷۳پینوشه در شیلی به عنوان اولین حرکت نئولیبرالیسم در تاریخ ثبت شد. “پسران ما انجامش دادند” و شاگردان فریدمن حق فروش هر آن چه عموم داشتند و  زیر پاگذاشتن حقوق و سازمان های کارگران را آغاز کردند.

“حتی باران” یکی از فیلم هایی بود که پس از سال ها در باره بولیوی می گفت. آری ، آن ها همه چیز را فروختند، حتی باران! روندی که مارکس آن را کالایی سازی می خواند، بر بن بست ها غلبه و دیوارها را خرد کرده است. حتی “دیواری” که اخیرا سالگرد فروریختن آن جشن گرفته شد. کشورهای سوسیالیستی  هم به دست همان “پسران” افتاده بود. بین کشتن آلنده و انحلال اتحاد شوروی حتی بیست سال هم فاصله وجود ندارد. هر دوی آن ها بخش هایی از همان روند ها هستند.  

تاریخ به هیچ وجه خود را تکرار نمی کند. قطعا جهتی دارد اما (جهت آن) با مبارزه تعیین می شود. مبارزه انجام شده است: کالاهای خونین در امریکای جنوبی جاری شده است، ما هنوز دنبال انقلاب در ترکیه می گردیم. آیا تنها ما بوده ایم؟ امپریالیست های اروپایی تمام تلاششان را برای مهار اسپانیا، پرتقال یا یونان به کار برده اند. بیایید قبرس کوچک یا برنامه های انجام شده برای دور کردن فلسطین از چپ را فراموش نکنیم… اگر ما آن چه را که می جستیم یافته بودیم، تاریخ قطعا می توانست تغییر یابد. چون سمت ما جستجوی انقلاب بود، در افغانستان، و در آنگولا و غیره …

نئو لیبرالیسم پیروز شد و چرخ های استثمار، که در ابتدا با تقویت جنبش کارگران به بن بست کشیده شده بود و بعدتر فرو ریختن در مقابل انقلاب روسیه و نمونه های متعاقب آن صدمه دیده بود، بار دیگر تعمیر شد. همه آن چه صدمه دیده بود، تعمیر شد و استثمار ظالم بازگشت.

هیچ قانونی که تاریخ خود را تکرار کند وجود ندارد، مگر این که طبقه کارگر دخالت کند و این سیستم بهره کشی را نابود کند، سرمایه به بحران های ادواری کشیده می شود. پس نوعی از تکرار است! پیروزی نئو لیبرالیسم، با در نظر گرفتن اوایل دهه ۱۹۹۰ تقریبا، حتی برای بیست سال مزه عصر طلایی را نچشیده است . ۲۰۰۸ سالی است که نئولیبرالیسم سقوط کرد. تکرار بحران سرنوشت سرمایه داری است.

از اوایل دهه ی ۱۹۷۰ مدلی جدید، نوع جدیدی از روش انباشت سرمایه آغاز شده است. ژنرال های فاشیست نه تنها در ائتلاف های مردمی در شیلی دخالت کردند بلکه هم زمان سرمایه داری را به بن بست کشیدند.  آن ها با فروکوفتن سوسیالیسم، استقلال، فضیلت کار، برابری؛ مدل جدیدی از بازار را مستقر کردند.

بعد؛ زمانی که مدل بازار در سال ۲۰۰۸سقوط کرد به جای آن انتظار آمدن چه چیزی را داشتند؟ به صورت “منطقی” یک “بدیل” برای این بازار .

تاریخ آن منطق را هم ندارد. مبارزه طبقاتی تاریخ را “می سازد”. شکست بازار نتیجه سرمایه داری بود که چیز دیگری غیر از تکرار خود نمی شناسد. پیروزی مبارزه طبقه کارگر علیه طبقه سرمایه دار چیز دیگری است. آن انقلاب است که باید با پشتکار و مراقبت کافی برای آن تلاش کرد.

به طور مختصر، سوسیالیسم هدیه ای بود که متعاقب دو جنگ جهانی پیشرفت کرده و به جهان تحمیل شده بود. سرمایه داری سوسیالیسم را با نفوذ در آن، با نیروهای مسلح  متلاشی کرد و جای آن را با کالاها پر کرد. زمانی که بازار در حال سقوط بود سوسیالیسم طبقه کارگری برای مطرح کردن سوسیالیسم دیگر وجود نداشت. بازار مرد و بازار زنده شد!

امروز، بشریت در دستان مرده اسیر است. ما در عصری از دیوانگی هستیم که پیشرفت تاریخ در چنگ سرمایه دار مهار شده است. سرمایه به همه جهان می گوید که بدیل بازار بازار است.

چه چیزی تا کودتای ۲۰۱۹ بولیوی می توانست محتمل باشد؟ در برابر بحران سیستم آن هایی که قبل از آن حتی باران را فروخته بودند، آیا در حال برنامه ریزی فروش ابرها هستند؟ آن ها از مدت ها پیش در حال بازاریابی فضا بوده اند. سال ۱۹۷۳ فاشیسم و سرمایه داری را در عصر جدیدی قرار داده است. درسال ۲۰۱۹ فاشیسم نمی تواند وعده چیزی غیر از رفتن به قلمرو ها را بدهد. جهان از قبل در عصر پسا ۱۹۷۳ زندگی می کند. چرخش به ۱۹۷۳؟ آیا در حال بازگشت به عصر کودتاها هستیم؟ ما هرگز از آن عبور نکرده ایم پس نمی توانیم باز گردیم! ببینید، تحت حاکمیت حزب عدالت و توسعه، ترکیه در حال زندگی در میان ۱۲ سپتامبر(۱۹۸۰) (کودتای ژنرال کنعان اورن در ترکیه – مترجم) بوده است. هیچ ۱۲ سپتامبر بهتری وجود ندارد.

این یک چرخش نیست بلکه فروپاشی دیوانگی است. سرمایه داری خودش دیوانه است.

آری، این روند دعوتی است از طبقه کارگر، مردم و کمونیست های جهان. ما این باربرای رسیدن به انقلابی که زمانی در جستجوی آن بودیم اما نتوانستیم آن را پیدا کنیم و بعد در جستجوی آن در دهه ۱۹۷۰ یا ۱۹۸۰شکسته شدیم دعوت شده ایم. آن چه ما در بولیوی شاهد آنیم، در حقیقت، نه در نظرگرفتن دلاوری، نه پیروزی امپریالیست ها، بهره کشان، فاشیست های غیرانسان؛ بلکه دعوتی برای انقلاب است که نمی توانیم آن را از دست بدهیم. دارد یک بار دیگر دیر می شود.

https://akhbar-rooz.com/?p=13845 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: