اطلاعیه برگزاری و اسناد کنگره ۲۵ سازمان راه کارگر (کنگره رفیق ایرج حیدری)

امسال به دلیل پاندمی کرونا، امکان برگزاری حضوری کنگره سازمان، وجود نداشت لذا به صورت مجمع  اینترنتی برگزار شد.

این کنگره اینترنتی به مدت چهار روز در اواخر آبان ۹۹، همزمان با اولین سالگرد خیزش انقلابی عظیم زحمتکشان و مردم ایران در آبان خونین ۹۸ و با یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان خیزش آبان و کلیه جانباختگان راه آزادی و برابری برگزار شد. بعد از انتخاب هیات گرداننده کنگره، پیشنهاد شد که این کنگره به اسم رفیق ایرج حیدری نامگذاری شود. یکی از دلسوزترین و فعال ترین کادرهای سازمان در فرانسه که به دلیل ابتلاء به بیماری سرطان، اخیرا جان خود را از دست داد. این پیشنهاد به اتفاق آراء به تصویب رسید.

بررسی نقادانه گزارشات و بیلان فعالیت یکساله کلیه نهادها، کمیسیون ها و از جمله کمیته مرکزی سازمان، ابتدا در دستور کار کنگره قرار گرفت و اکثریت رفقای شرکت کننده با احساس مسئولیت، به بررسی این گزارشات و عملکرد نهادها پرداختند و ضمن تقدیر از تلاشهای اعضای این نهادها، پیشنهادات چندی را برای بهبود عملکرد کمیسیونها و کمیته ها مطرح نمودند، تا در پرتو رفع نقائص و ضعف ها، شاهد گسترش کمی و کیفی فعالیت این نهادها در سال پیش رو باشیم.

اعضای سازمان سپس به بررسی اوضاع سیاسی ایران و جهان و وضعیت جنبش کارگری و چپ و سایر جنبشهای اجتماعی پرداختند. حاصل این بحث ها تصویب قراری مبنی بر ارائه سه قطعنامه بود که بعد از تهیه پیش نویس این قطعنامه ها، رفقای کنگره فعالانه به نقد و بررسی آنها پرداختند و اصلاحات چندی پس از کسب رای اکثریت، به تصویب رسید و وارد قطعنامه های مذکور شد.

این سه قطعنامه که متن کامل آنها را به ترتیب در ذیل این اطلاعیه ملاحظه میکنید عبارت بودند از: ۱- به مناسبت سالگرد خیزش آبان و ضرورت آمادگی برای تحولات انقلابی نوین ۲- درباره موقعیت جنبش کارگری ایران ۳- درباره بحران کرونا و درماندگی دولت ها و نظام سرمایه داری در جهان و ایران.

بعد از تصویب قطعنامه ها، نوبت به انتخابات دو نهاد انتخابی سازمان یعنی کمیته مرکزی و کمیسیون مرکزی نظارت و رسیدگی به شکایات، رسید که انجام پذیرفت.

کنگره اینترنتی سازمان، در انتها با سرود انترناسیونال و با عزمی استوار در راستای تداوم مبارزه برای آزادی و سوسیالیسم در ایران و جهان به کار خود پایان داد.

گرامی باد یاد جانباختگان “راه کارگر” و تمامی جانباختگان راه آزادی و برابری
سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه داری ایران
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
کمیته مرکزی سازمان راه کارگر
آذر ۱۳۹۹ – نوامبر ۲۰۲۰

اسناد مصوب کنگره ۲۵ سازمان راه کارگر

قطعنامه به مناسبت سالگرد خیزش آبان و ضرورت آمادگی برای تحولات انقلابی نوین

۱- خیزش انقلابی تهیدستان و مردم به جان آمده از خفقان و فلاکت، چهار دهه استبداد و استثمار در رژیم اسلامی سرمایه داری، در آبان ۹۸ همچون خیزش دیماه ۹۶ بیانگر یک نقطه عطف و آغاز دوره ای نوین در تاریخ جنبشهای اجتماعی مردم ایران بود. اگر در دیماه ۹۶ در بیش از نود شهر، با بجا گذاشتن دهها کشته، اردوی کار و رنج و جوانان بی آینده، با شعار “اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا” ناقوس دوره نوین را به صدا درآوردند، در آبان ۹۸ همین توده تهیدست و زحمتکش در بیش از ۱۲۰ شهر با بجا گذاشتن صدها کشته، صدها مجروح و حدود ده هزار بازداشتی، تلاش داشتند که این “تمام شدن ماجرا” را کف خیابان و در نبردی نفس گیر در کوچه و پس کوچه های شهرها، به فعل درآورند.

۲- در تاریخ ۴۱ ساله حکومت اسلامی، ما شاهد سرکوبهای خونین در این یا آن شهر در این یا آن منطقه ( از کردستان تا ترکمن صحرا و خوزستان) و از جمله در زندانها بودیم که برخی از آنها به لحاظ میزان تلفات و جنایت، حتی بیشتر از سرکوب خونین چند روزه آبان ۹۸ بوده اند، بویژه در کردستان ( در سالهای نخست بعد از انقلاب) و نیز در شکنجه گاههای تمام ایران در دهه هولناک شصت. اما تا کنون نه تنها در رژیم اسلامی بلکه در دوره حکومت محمد رضا پهلوی نیز سابقه نداشته که در عرض چهار روز حدود ده هزار انسان مبارز را به قتل برسانند و یا زخمی کنند و یا دستگیر نمایند و یا بعد از زجرکش کردن در شکنجه گاهها، پیکر آنها را به رودخانه و دریاچه پرتاب کنند. ابعاد این جنایت هولناک چنان وسیع بوده که علیرغم هشت ماه سکوت و لاپوشانی مقامات حکومتی، حتی رژیم هم معترف شد که ۲۳۰ نفر کشته شده اند. رقمی که فرسنگها با برخی آمارها نظیر گزارش خبرگزاری رویترز فاصله دارد. سرکوب فاشیستی خیزش آبان باید به عنوان جنایت علیه بشریت به ثبت برسد و توسط جنبش دادخواهی پیگیری شود.

۳- خیزش انقلابی آبان همچون خیزش دیماه نشان داد که رژیم با درس آموزی از جنبشها و اعتراضات توده ای گذشته، امکان تجمع وسیع و میلیونی مردم در منطقه و شهر معینی را نمیدهد و سعی میکند با سرکوب فوری و خشن هر صدای آزادیخواهی و برابری طلبی در معابر شهرها، آنها را به سرعت و به خونین ترین شکل ممکن پراکنده و به نبردهای موضعی گریلایی تبدیل کند. تا فقط بخش کوچکی از مردم – عمدتا زن و مرد جوان – که توانایی جنگ و گریز خیابانی را دارند در صحنه باقی بمانند. تاکتیکی که سبب میشود هر اعتراض توده ای به سرعت قهرآمیز شود. با این تذکر که مردم و جوانان به تنگ آمده با دستان خالی به جنگ سرکوبگران میروند و با حمله به نهادهای امنیتی و یا مذهبی و نیز به نمادهای غارت و نابرابری طبقاتی نظیر: بانکها و فروشگاههای زنجیره ای و بزرگ، خشم فروخورده خویش را فریاد میزنند و دسته دسته بر خاک می افتند زیرا دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.

۴- مجموعه بحرانهای سیاسی اجتماعی و اقتصادی و نیز بن بست تمام عیار رژیم اسلامی در برآوردن ابتدایی ترین نیازهای اکثریت محروم، وضعیت کشور را بیش از هر زمان مستعد انفجارهای بزرگ کرده است. در این میان حتی فاجعه شیوع وسیع پاندمی کرونا در ایران نیز نتوانسته بخشهای مختلف مردم به جان آمده بویژه کارگران صنایع، پرستاران، معلمان، بازنشستگان و بیکاران را از ادامه اعتراض و اعتصاب بازدارند. همچنانکه حتی سرکوب خونین خیزش آبان نتوانست مانع از برآمد جنبش دانشجویی در ۱۶ آذر همان سال و نیز اعتراض توده ای دانشجویان و مردم بعد از سقوط جنایتکارانه هواپیمای مسافربری اوکراینی توسط سپاه پاسداران در دیماه ۹۸ شود و یا مانع از سلسله اعتصابات منطقه ای در جنوب و در راس آن طولانی ترین اعتصاب کارگری تاریخ ایران یعنی اعتصاب شجاعانه کارگران هفت تپه. از اینرو رژیم به خوبی میداند که کل کشور آبستن موقعیت انقلابی جدید است. به همین خاطر است که در رزمایش های مختلف از جمله در طرح موسوم به “گروههای ضربت محلات” ( با استفاده از بسیجی ها و بخشی از “اوباشان”) سعی دارد درجه آمادگی را در خود بالا ببرد و شبح سرنگونی را از سر خود محو نماید.

۵- پاسخ کارگران و زحمتکشان نمیتواند چیزی جز تقویت و گسترش تشکل یابی در محیط کار و زندگی، هماهنگی و همبستگی متقابل جنبشهای اجتماعی باشد. ایجاد تشکلهای سراسری کارگری و نیز شورای هماهنگی فعالین کارگری همه بخشهای طبقه کارگر، تقویت قطب چپ در جنبش دانشجویی، زنان و سایر جنبشهای اجتماعی، تشکیل کمیته ها و هسته های مخفی و نیمه علنی از مبارزین پیشرو در هر محله – بویژه محلات کارگری و مناطق زندگی تهیدستان حاشیه نشین- از جمله این راهکارها هستند.

۶- تردیدی نیست که رژیم فاشیست جمهوری اسلامی همچون انقلابات مخملی در شماری از کشورها، به مسالمت حاضر به تسلیم شدن نیست. آنها میدانند که هرگونه عقب نشینی در برابر اکثریت به جان آمده، ارمغانی جز سرنگونی برایشان نخواهد داشت، از اینرو سعی میکنند هر صدای معترض را در نطفه خفه کنند. در چنین وضعیتی آمادگی برای مقاومت و مبارزه در عرصه های مختلف از اهمیت بسیار برخوردارند. 

۷- در ایران کنونی، ما نه شاهد کمبود اعتصابات کارگری هستیم و نه شاهد کمبود اعتراضات پراکنده اما پی در پی اقشار مختلف مردم. مشکل اینجا نیست، مسئله اساسی این است که این جنبشها و اعتراضات – دمکراتیک و نیز طبقاتی-  همچون جویبارها و رودهای جداگانه قادر نشده اند بهم بپیوندند و بدل به دریایی خروشان شوند. اگر ما به تجارب ارزشمند انقلاب ۵۷ نگاه کنیم می بینیم که موقعی انقلاب توانست دست به پیشروی بزند و موجبات سقوط رژیم ستم شاهی را فراهم کند که تظاهرات خیابانی با اعتصاب عمومی سیاسی کارگری بویژه نفتگران عجین شد. همین پارامتر مشوقی شد تا بخشی از ارتش یعنی همافران و سربازان به سوی مردم بیایند و با بازکردن درهای مخازن اسلحه به روی مردم، در برابر گارد جاویدان و سایر قوای سرکوب به ایستند و قیام مسلحانه ۲۲ بهمن را متحقق نمایند. البته در سالهای اخیر شاهد همبستگی متقابل فعالین پیشرو و تشکلهای مستقل کارگری، دانشجویی، معلمان، زنان، نویسندگان و غیره بوده ایم، اما لازم است خود مردم و جنبش آنها در هماهنگی با هم به پیش بروند، بویژه در هنگامه بروز خیزشهای انقلابی، بروز اعتصابات سراسری کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان و … الزامی و حیاتی است. این مهمترین چالش جنبش و انقلاب اجتماعی نوین محسوب میشود که باید به رهبری طبقه کارگر به پیروزی برسد.

۸ – هم خیزش دیماه ۹۶ و هم خیزش آبان ۹۸ و هم سلسله اعتصابات کارگری در جای جای ایران، نشان داده اند که مشکل عمده اکثریت مردم فقط استبداد سیاسی و مذهبی حاکم و نقض فاحش حقوق بشر در ایران نیست، بلکه علاوه بر آن، آماج این خیزشها و جنبشها، اعتراض به نابرابریهای طبقاتی و استثمار و بی حقی نهادینه شده در نظام سرمایه داری ایران است. بی دلیل نیست که شعار “نان، کار، آزادی” به پرچم بسیاری از این جنبشها تبدیل شده است زیرا بدون عدالت اجتماعی و برابری طبقاتی، نمیتوان از یک زندگی انسانی سخن گفت. اما اذعان به ماهیت طبقاتی خیزشهای انقلابی و جنبش کارگری در سالهای اخیر، به معنای پذیرفته شدن و یا توده ای شدن گفتمان سوسیالیستی نیست. این خیزشهای دمکراتیک و طبقاتی تنها به لحاظ عینی، مساعد بودن شرایط را به ما کارگران سوسیالیست و همه فعالین کمونیست نشان میدهد، اما راه دشوار و پر سنگلاخی در برابر آلترناتیو سوسیالیستی برای تبدیل شدن به گفتمان هژمونیک در جامعه وجود دارد که باید در سایه همکاری، هماهنگی و اتحاد میان کنشگران سوسیالیست و انقلابی – چه در داخل کشور و چه در خارج – هموار شود. گسترش کمی و کیفی “شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست” با هدف انکشاف آن به سوی یک بلوک سوسیالیستی – کارگری موثر و نیز تقویت همگرایی و همکاری نهادهای دمکراتیک و چپ غیرحزبی از جمله اقدامات مهمی است که باید به اهمیت آنها توجه شود.

۹- در راستای این استراتژی، اپوزیسیون چپ و انقلابی باید آگاه باشد که در کنار مبارزه با جمهوری اسلامی و همبستگی و شرکت در جنبشهای اجتماعی دمکراتیک و آزادیخواهانه، یک لحظه نباید از افشاء و نقد اپوزیسیون راست مدافع نظم موجود و تداوم نظام جهنمی سرمایه داری غافل شود. آنها با استفاده از امکانات عظیم سیاسی، مالی و رسانه ای دول امپریالیستی و دول مرتجع منطقه، سعی دارند عبور از رژیم نامتعارف اسلامی به یک رژیم سرمایه داری “متعارف”، با کمترین تکان و تحول در مناسبات سیاسی اقتصادی متحقق شود. بگذریم که بخشی از همین نیروهای بورژوایی کماکان سعی دارند جنازه “اصلاح طلبی” را با انواع ترفندها از جمله ترساندن مردم بویژه طبقه متوسط از بهم خوردن شیرازه جامعه و یا سناریوهایی مثل جنگ خارجی، جنگ داخلی، نابودی تمامیت ارضی کشور و … مردم را منفعل و از دست یازیدن به گزینه های انقلابی باز دارند. از اینرو افشای مستدل و بی امان این نیروها – چه آنها که میخواهند با همین حکومت سازش کنند و چه آنها که میخواهند از آن “عبور کنند” اما بدون هر گونه خدشه ای به نظام سرمایه داری – وظیفه دائمی چپ انقلابی آزادیخواه و برابری طلب محسوب میشود که گذار به سوسیالیسم را برنامه خود قرار داده است.

قطعنامه درباره موقعیت جنبش کارگری ایران

  • سیاست دولت روحانی و رژیم اسلامی سرمایه داری، ادامه همان سیاست عمومی حاکمیت ، پس از جنگ ایران – عراق، یعنی سیاستهای خصوصی سازی ، سرشکن کردن بحران رکود و تورم توامان بر سر کارگران و حقوق بگیران ثابت است. تحریمهای سنگین دولت آمریکا نیز با مشکلات ساختاری موجود گره خورده و ضمن فراهم کردن فرصت برای فربه تر شدن صاحبان قدرت و تعمیق باز هم شدیدتر اختلاف طبقاتی،  بحران اقتصادی را تشدید کرده است. این سیاست در سال گذشته با خود کاهش بازهم بیشتر نقش دولت در اقتصاد و ایجاد ابرحباب در بورس تهران را بهمراه آورده است. دولت با جذب نقدینگی به بورس و فروش کم سابقه اموال دولتی سعی در پرکردن کسر بودجه عظیم خود را داشت.
  • جنبش مطالباتی – اعتراضی کارگران ایران، همچون سالهای گذشته بطور گسترده ای در جریان است. تقریبا همه بخشهای جنبش کارگری و زحمتکشان متحد آن اعم از کارگران تولیدی، معلمان، بازنشستگان، پرستاران و پرسنل بیمارستانی و… پاسخ کارگران و حقوق بگیران ثابت دیگر، به نتایج  سیاستهای فاجعه بار  سرمایه داری حاکم، بیکاری و کاهش بیسابقه قدرت خرید ناشی از آنها هست. ایران سرزمین اعتصابات و اعتراضات کارگری است. در سرزمینی که اعتصاب در آن ممنوع است.
  • این نمایش قدرت جنبش کارگران، همه نیروهای طرفدار سرمایه داری را که تا دیروز حتی وجود طبقه کارگر و اهمیت آن را بکلی نفی کرده و ضمن “خداحافظی با پرولتاریا” تمام تکیه خود را بر “اقشار میانی” قرار میدادند، بر آن داشته که این بار به لباس غمخوار جنبش کارگری درآمده و برای آنان پیام حمایتی بفرستند. حتی اپوزیسیون ارتجاعی از ارتجاع مغلوب سلطنتی تا فرقه رجوی، نیز به ناگهان متوجه اهمیت جنبش کارگری شده اند. مبارزه با اپوزیسیون بورژوا بطور کلی ، افشای ماهیت این نیروها و بویژه یادآوری سرکوب خشن فعالان کارگری در دوران سلطنت، بطور اخص ، از اهمیت روزافزونی برخوردار شده است.
  • ادامه و گسترش جنبش توده ای – مطالباتی با خود انبوهی از درسهای گرانبها را آورده و بار دیگر نشان داد که پیچیده ترین نظام سرکوب ، وسیعترین دستگاه کنترل و سرکوب قادر به جلوگیری از بروز و گسترش جنبش اعتصابی کارگران نیست. در ایران وجود آزادیهای سیاسی پیش شرط بروز اعتصابات گسترده ی کارگران و حقوق بگیران دیگر نیست.
  • حرکات اعتراضی – اعتصابی کارگران صنعتی در مجتمع آذرآب، کارخانه هپکو، فولاد اهواز ،هفت تپه ، نیروگاه های برق، پالایشگاهها و شرکتهای نفت و گاز و پتروشیمی … نقش برجسته شرکتهای بزرگ صنعتی در جنبش اعتراضی کارگران را یادآوری کردند، این بار کارگران پیش و بیش از همه از سلاح توده ای خود استفاده میکنند و این نقش برجسته ای در امکان کسب رهبری مبارزه عمومی ضد استبدادی – ضد سرمایه داری به این طبقه اعطا میکند. در چند سال گذشته تنها نیروئی که بطور پیوسته و سراسری در برابر رژیم جمهوری اسلامی قد علم کرده، کارگران و زحمتکشان بوده اند. در کنار این، باید به ادامه اعتصابات و اعتراضات شجاعانه معلمان، اعتراضات بازنشستگان و دانشجویان توجه لازم با لزوم تشدید همگرائی میان آنها را کرد.
  • در این میان اعتصاب قهرمانانه کارگران هفت تپه، با تمام افت و خیزهایش، نقطه عطفی در مبارزات مطالباتی چند سال اخیر را رقم زده است. طرح مبارزه برای لغو خصوصی سازی، در کنار سایر شعارها و خواسته های مشترک و عمومی جنبش کارگری، و بویژه شجاعت طرح آلترناتیو دخالت مدیریت کارگری در برابر کارفرمایان و مدیریت دولتی، مستقل از نوع و چگونگی آن ، درجه رشد آگاهی طبقاتی کارگران هفت تپه را نشان داده و پیامی پرارزش برای دیگر کارگران اعتصابی در بخشهای دیگر است.
  • استفاده از مجامع کارگری برای انتخاب و نیز عزل نمایندگان در اعتصابات ، یعنی اجرای اصل کمون پاریس در عمل مبارزاتی، بویژه در اعتصاب صدویک روزه هفت تپه، ظرفیت بالای استفاده از این شکل از سازماندهی در شرایط کنونی جنبش کارگری را به خوبی به نمایش گذاشته است. انعطاف ذاتی این شکل، سلاح پرقدرتی را در اختیار کارگران اعتصابی قرار داده است.
  • این مجامع عمومی سلاح کارآمدی برای بیان عملی تامین استقلال جنبش کارگری از تشکل های رژیمی نظیر انجمنهای اسلامی ، خانه کارگر و نیز خنثی کردن تلاش عوامل خودفروخته نفوذی در اختیار اعتصابیون قرار داده است. حفظ شکل ژلاتینی تصمیم گیری آن و احتراز از چارچوبهای دست و پاگیر بوروکراتیک و سلسله مراتبی در طی اعتصاب امری تخطی ناپذیر است که امکان شرکت بخشهای بزرگتری از کارکنان شرکت یا کارخانه در حال اعتصاب را فراهم میکند.
  • تضمین ادامه کاری این مجامع عمومی یکی از معضلات پیش روی سازمان دهندگان اعتصابات کارگری در ایران است. نه تنها ادامه کاری بلکه چگونگی پیوند زدن به دیگر اعتصابات در جریان از مسائل جدی پیش روی کارگران است. استفاده درخشان از مجامع عمومی لزوم ایجاد تشکیلات پایدار کارگری در محل کار یا در محلات کارگری و زحمتکش نشین را از بین نمی برد. رجوع به تجارب مبارزاتی کشورهای دیگر که در آنها مجامع عمومی نقش بسیار برجسته ای ایفا کرده اند (نظیر اسپانیا و فرانسه) و انتقال آن به فعالان کارگری ایران، یکی از وظائف مبرم فعالان مسلح به آگاهی سوسیالیستی است. تشویق به ایجاد تشکلات متنوع مستقل کارگری، علاوه بر مجامع کارگری، از هر نوع ممکن بنا به تناسب قوای موجود در واحد کار ، برای کمک به ادامه کاری و انتقال تجربه مبارزاتی می بایستی بطور روزمره انجام شود. شعار صد ساله چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است بایستی که در تمام مجامع کارگری تبلیغ شود.
  • وجود همگرائی گسترده بخشهای مختلف کارگران صنایع ، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و حمایت متقابل آنها که بویژه از طریق اعلامیه و بیانیه های مشترک خود را نشان میدهد، بیانگر وجود پتانسیل عظیم وحدت در میان بخشهای متنوع کارگران و حقوق بگیران ثابت را بیان میکند. نقش جنبش اعتصابی و تداوم آن در ایجاد این همگرائی تعیین کننده و موتور اصلی آن بوده است، به این معنا که این بیانیه های مشترک و همبستگی ابراز شده در آنها نه براساس توافق از پیش نظری – ایدئولوژیک بلکه براساس پشتیبانی از اقدام مبارزاتی در حال جریان بدست آمده است. این امر را باید به سطح تشویق و سازماندهی اقدامات همزمان و مشترک همبستگی عملی ارتقا داد. اتحاد عمل های پایدار میان بخشهای مختلف یک ضرورت حیاتی و غیر قابل صرف نظر کردن است.
  • علاوه بر آن با توجه به ترکیب مردم محلات کارگری و حاشیه شهرها که در آن کارگران، جوانان بیکار، معلمان کم درآمد و اقشار تحتانی خرده بورژوازی شهری، در کنار هم زندگی میکنند، توجه به کمیته های محلات و پاتوق های گردهمائی فعالان جنبشهای مختلف ، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. دیدیم که چطور در هر وضعیت فوق العاده مانند سیل، زلزله ، ویروس کرونا، کمیته های امداد شهروندان به سرعت تشکیل میشوند. فعالان جنبش کارگری میتوانند ابتکار عمل تشکیل این کمیته ها را بدست گیرند.
  • در شرایطی که امکان سازماندهی کارگران شرکتها و واحدهای تولیدی کوچک زیر ده نفر یا پنج نفر، که اکثریت بزرگ بخش تولیدی اقتصاد ایران را تشکیل میدهند ، تقریبا وجود نداشته و نه فقط با سد نیروی امنیتی بلکه با واکنش سریع کارفرما و اخراج بلادرنگ فعالین کارگری روبرو میشود، کمیته های محلات و پاتوق های کارگری میتوانند بمثابه پل ارتباطی میان کارگران کارخانجات بزرگ و کارگاههای کوچک عمل کرده و از این طریق این بخش از کارگران را در ارتباط با دیگر بخشهای اردوگاه کار قرار دهند. تنها با شکل گیری تشکیلات سراسری کارگران است که امکان اتصال مستقیم کارکنان این کارگاه ها با دیگر بخشها را فراهم می سازد. این امر بار دیگر حیاتی بودن تلاش برای ایجاد تشکیلات سراسری کارگران را یادآوری میکند.
  • فقدان تشکیلات سراسری و توده ای کارگران، که میتواند نقشی تعیین کننده در ایجاد ارتباط و هماهنگی مبارزه در بخشهای مختلف کارگری ایفا کند، بار دیگر تاثیر منفی خود را نشان داده است. این ضعف بزرگ جنبش کارگری ایران است. فراموش نکنیم که تجربه انقلاب تونس نشان میدهد که وجود چنین تشکیلاتی، حتی میتواند در نبودن احزاب بزرگ کارگری انقلابی بخشی از این خلاء را پرکرده و به نوبه خود زمینه را برای حرکت به سوی تشکیل احزاب کارگری هموار کند. شکست اقدامات تا کنونی در این باره نباید بر لزوم تلاش با برنامه و مداوم در این راه سایه بیفکند.
  • بررسی مبارزات جنبش مطالباتی چند سال اخیر، لزوم حرکت در جهت ترکیب سازماندهی علنی با سازماندهی مخفی یا نیمه مخفی، در شرایط ویژه ایران، را با شدت هر چه تمامتر نشان میدهد. هر چند که سازمانهای توده ای کارگری قطعا و اساسا علنی هستند اما این نباید بر وظائف همزمان سازماندهی مخفی کارگران دارای آگاهی سوسیالیستی و نیز کارگرانی که به درجه معینی از آگاهی طبقاتی رسیده و افق درخواستهای شان از خواسته های فوری ( نظیر اتکا صرف به پرداخت حقوق های معوقه و بهبود شرایط کار و مزایا) فراتر رفته و به درک لزوم همبستگی طبقاتی میان همه کارگران و زحمتکشان رسیده اند، سایه بیفکند . این یک وظیفه فوری است.
  • خیزش قهرمانانه آبان ۹۸، که بدنبال خیزش دی ماه ۹۶ ، میخ محکمی بر تابوت گفتمان اصلاح طلبی حکومتی و سراب تغییر از بالا زد، در عین حال یادآور این واقعیت است که با وجود شرکت انفرادی کارگران ، بیکاران جوان و زحمتکشان شهری در این جنبشها، هنوز پیوند لازم میان این نوع حرکات اعتراضی شهری و اعتصابات کارگری بوجود نیامده است و این، از یک طرف دامنه تاثیر جنبش هایی از این دست را محدود میکند و هم غیبت حضور متشکل کارگران با استفاده از سلاح اعتصاب، تاثیر گذاری بر این جنبش و طرح مستقیم خواسته های کارگری و ضد سرمایه داری را دشوار میسازد. از آنجا که حضور فعالان شناخته شده کارگری در حرکاتی نظیر آبان معنائی جز دستگیری و تحمل اشد مجازات را ندارد، بار دیگر اهمیت تشکلات مخفی بلوک کارگری- سوسیالیستی خود نشان میدهد که میتوانند حلقه واسطی برای پیوند زدن این دو نوع جنبش با یکدیگر باشند.
  • اعتلای جنبش توده ای کارگری، ولو هنوز در وضعیت عکس العملی و دفاعی، زمینه عینی افول فرقه های ایدئولوژیک را فراهم میکند. این امر می بایستی با مبارزه نظری بی امان علیه فرقه گرائی ایدئولوژیکی به پیش رود که سعی در انشقاق حرکت توده ای کارگران با برجسته کردن نقاط اختلاف می کند، نظیر آنچه در جنبش کارگری در فردای قیام بهمن اتفاق افتاد، یعنی به جای تقویت حرکت در جهت ایجاد نوعی اتحاد عمل پایدار و جبهه واحد کارگری، بر جداسری بر اساس اختلافات نظری پای میفشارد و از این طریق به انشعاب در اقدامات و اتحادهای توده ای کارگری دامن میزند. گوشه هائی از این نوع فرقه گرائی در جنبش ما بارها مشاهده شده که به جدائی های غیرقابل توجیه منجر شده است. دست زدن به مبارزه ضروری ایدئولوژیک نباید به معنای ایجاد انشعاب در حرکت متحد کارگران، بویژه در این مرحله از مبارزه باشد.
  • حمایت از سایر جنبشهای پیشرو و ضد استبدادی از وظائف پیشروان کارگری هست. خوشبختانه بخش سازمان یافته جنبش کارگری در این زمینه این همبستگی و حمایت را با صدای بلند اعلام کرده است که مخالفت قاطع با احکام اعدام و دستگیری نه فقط فعالین کارگری بلکه سایر بخشهای جنبش اعتراضی ، نظیر اعتراض به حکم اعدام پهلوان جان باخته نوید افکاری یکی از نمونه های درخشان آن است. این توجه به فعالان جنبش عمومی ضد رژیمی باید به شکل مستمر و بیوقفه دنبال شود . طرح گفتمان کارگری – ضد سرمایه داری در سطح جامعه از این کانال نیز می گذرد.
  • در چنین شرایطی تشویق، تلاش  و کمک برای ایجاد انواع تشکیلات مستقل کارگری در بطن جنبش مطالباتی از یک طرف و گسترش بلوک سوسیالیستی از طرف دیگر، وظیفه دائمی ماست. تنها با حرکت در این دو مسیر میتوان به پیشروی جنبش کارگری و حرکت در جهت تامین هژمونی آن بر جنبش عمومی ضد رژیمی و دادن سمت و سوی سوسیالیستی به این مبارزه یاری رساند.

قطعنامه درباره بحران کرونا و درماندگی دولتها و نظام سرمایه داری در جهان و ایران

  • جهان ما در دوران تاریخی حساسی بسر می برد . در چنین دوره هائی برخی بدنبال همانندی های تاریخی و یا مراجع مشابهی برای دورانی که ما وارد آن شده ایم میگردند و آنرا با دوران قرون وسطی که بیماری مرگ سیاه یا همه گیری طاعون بین یک سوم تا نیمی از جمعیت اروپا را از بین برد همانند می پندارند. مقایسه نه بدلیل تاثیرات بیولوژیکی مرگ سیاه در قرن ۱۴ و پاندمی کرونا در قرن ۲۱  بلکه تاثیراتی است که مرگ سیاه در تسریع بحران فئودالیسم در تغییر روابط اجتماعی ایفا کرد.
  • بررسی موشکافانه ای این دو نشان از تغییراتی دارد که نظم پوسیده در حالا فرو ریختن است ، در حالیکه نیروهای اجتماعی جدید در حال دست و پنجه نرم کردن برای متولد شدن هستند. شیوع بیمار کووید ۱۹ ماهیت جهنمی و چهره زشت سیستم سرمایه داری و ناتوانی آن در تضمین جان، کار و هستی انسانها را کاملا برجسته کرد و نشان داد که نقطه عزیمت و انگیزه اصلی دولتها در مقابله با شیوع ویروس کرونا تضمین چرخ اقتصاد و حفظ امنیت و سود آوری سرمایه است و نه دفاع از زندگی و جان انسانها. از این رو همه گیری بیماری،  تناقضات سیستم را عریان و با شدت در معرض  دید همگان قرار داد و به سطح جامعه آورد.
  • مرگ سیاه سبب بحران فئودالیسم نشد، بحران سالها قبل بوجود آمده بود. مشابه آن، اپیدمی کووید ۱۹  بحران اخیر سرمایه داری را بوجود نیاورد. هر دو مانند شوک عظیمی از بیرون وارد شدند. همه گیری طاعون، نهاد های عقب مانده و حافظ قدرت قرون وسطی مانند کلیسا و دستگاه مذهب و اقتدار آنرا بشدت متزلزل کرد. “تجارت آمرزش” ، توسل به دعا و خرافه و جادو و فساد مالی را برملا ساخت. مرگ روحانیون بلند پایه جمهوری اسلامی و رواج دهندگان شفابخش بودن مقبره امامان و امام زادگان و معتقد به طب اسلامی و سنتی، یاد آور مرگ کشیشها مدعی درمان بیماریها با آب مقدس در زمان شیوع طاعون در اروپا است.
  • بسیاری از اپیدمیولوژیست ها همه گیر شدن و اپیدمی بیماریها را با تغییرات بزرگ در روابط اجتماعی، رابطه انسان با وسایل تولید و رابطه انسان با طبیعت مرتبط میدانند. شکل کنترل نشده و استثمار وحشتناک طبیعت، حیوانات، مزرعه های عظیم کشاورزی صنعتی سرمایه داری ، جنگل زدایی، فرسایش زمین، آلودگی توسط آفتها سبب رشد و جهش ویروسها و بیماریزائی آنها میشوند. زیست بوم شناسان بر سر این موضوع اتفاق نظر دارند که شیوع بیماری ابولا در آفریقا نتیجه مستقیم تهاجم به محیط زیست از طریق جنگل زدایی  گسترده و نزدیک شدن محل زیست خفاش ها به انسان بوده است.
  • بیماری به پیشروی بی امان خود ادامه میدهد و از کنترل خارج شده است. کشتار نه تنها در کشورهائی که امکانات کافی برای مقابله با آنرا ندارند بویژه در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین بیداد میکند، ایالات متحده آمریکا نیز که ثروتمندترین کشور جهان است از نظر میزان مرگ و میر در صدر قرار دارد. تا کنون بیش از ۲۵۰ هزار نفر فقط در آمریکا بر اثر ابتلا به بیماری کووید ۱۹ جانشان را از دست داده اند. تعداد کشته شدگان در سراسر جهان بر طبق آمار رسمی به بیش از ۱.۳ میلیون رسیده است. این از مرگ بار ترین پاندمی ها در قرن گذشته است. میزان شدت این تراژدی بطور مستقیم متوجه سیستم سرمایه داری است. بی توجهی سنگدلانه به وضعیت کارگران، و اقشار فرو دست و تلاش های بیهوده برای نجات سیستم، تعداد قربانیان را بیشتر کرد. با شیوع موج دوم در اروپا پیش بینی میشود که میزان کشته ها  دو برابر شود و از میزان کشته ها در شیوع وبای بزرگ در آغاز قرن بیستم پیشی بگیرد. وضعیت وحشتناکی بویژه در کشورهائی که زیر بنای درمانی ندارند بوجود آمده است و مانند همیشه فرو دستان، طبقه کارگر و فقرا  بیش از هر کس آسیب می بینند. خرید میلیونها دوز واکسن کرونا توسط کشورهای ثروتمند سرمایه داری و رها کردن بقیه به حال خود نشان داد که منطق بازار و سود تعیین میکند چه کسانی ارجحیت دارند. برای بورژوازی جان انسانها قابل گذشت است اما سود نه.  دسترسی به واکسن ها و داروهای حیاتی باید مشمول حقوق بشر قرار گیرد و بدون هیچ هزینه ای در اختیار همگان باشد.
  • تاکید بر این نکته مهم است که پاندمی سبب بحران اقتصادی نشد. بحران از مدتها پیش قبل از اینکه نامی از ویروس کرونا برده شود شروع شده بود. اما پاندمی بی شک کل موقعیت را پیچیده تر و بحران را عمیق تر کرد. به عنوان مثال در آلمان موتور اصلی اروپا، بحران از مدتها پیش شروع شده بود. اما پاندمی بر آن افزود. در اواخر ۲۰۱۹ تولید ناخالص داخلی آلمان رو به کاهش گذاشت و با شروع پاندمی به سختی متضرر شده است. قدرت اصلی آلمان، در تواناییش در صادرات است اما این قوت اکنون به ضعف تبدیل شده است.  کاهش در چین و بحران در سایر کشورهای اروپایی باعث رکود شدید در صادرات بویژه در بخش کلیدی اتوموبیل سازی شده است.  در خود آمریکا ، مرکز ثقل پاندمی، ” بازار پولی بین بانکی” در فاصله سپتامبر تا دسامبر ۲۰۱۹ دچار چنان بحرانی شد که بانک فدرال رزرو مجبور به تزریق نزدیک به هزار میلیارد دلار نقدینگی و کاهش اجباری نرخ بهره شد. بورس نیویورک دچار نوسانات شدیدی شد که از سال ۲۰۰۸ بدین سوی دیده نشده بود. از نظر دیالکتیکی علت و معلول بر روی هم تاثیر متقابل میگذارند. سقوط اقتصادی در همه گیری بیماری حیرت آور بود. شوکی که به اقتصاد جهانی وارد شد سریع تر و شدید تر از بحران سال ۲۰۰۸  بود. سقوط اقتصادی در ایالات متحده  بهمان شدت رکود بزرگ است. انقباض اقتصادی پس از ۱۹۲۹ در طی چهار سال طول کشید در حالیکه در همه گیری بیماری چهار ماه بطول انجامید.  در طی پانزده روز بازار بورس آمریکا ۲۰ در صد نسبت به اوج آن کاهش یافت. سریع ترین افتی که تا کنون دیده شده است. در طی چند هفته یا ماه بیکاری در آمریکا به ۴۰ میلیون نفر رسید. مصرف، سرمایه گذاری ها و صادرات سقوط بی سابقه ای را تجربه میکند.
  • این یک بحران عظیم جهانی از هر زاویه است. دولتها برای نجات سرمایه داری و جلوگیری از سقوط  بیشتر، بلافاصله تریلیونها دلار به اقتصاد تزریق کردند.  اقتصاد سرمایه داری به خاطر تزریق این پولها بوسیله دولت سر پا مانده است. این قرض ها روی هم انباشته می شود و دیر یا زود باید پرداخته شود.  درست مثل بحران ۲۰۰۸ این کلان سرمایه داران هستند که بیشترین سهم از این کمکهای دولتی را از آن خود کردند و بخش مهمی از آن به پرداخت سود سهام اختصاص یافت.  اما چه کسی قرار است بپردازد؟ به قول مارتین ولف اقتصاد دان فایننشیال تایمز: معلوم است طبقه کارگر، فقرا، پیران، بیماران، اما طبقه متوسط هم آسیب ندیده بیرون نمی آید.
  • بر خلاف پیش بینی های برخی از صاحب نظران بورژوازی که با پایان بحران اپیدمی بازگشت سریع اقتصادی صورت خواهد گرفت،  برگشت به آنچه نرمال نامیده می شد وجود ندارد. وارد دوره جدیدی می شویم. دنیای پسا کرونا شاهد تشدید ریاضت اقتصادی، بحران، افزایش شکاف طبقاتی، تشدید مبارزه طبقاتی و تغییرات ساختاری خواهد بود. مجازی شدن برخی از مشاغل و نیز خرید بصورت آنلاین، روند های زود گذری نیستند بلکه تغییرات ساختاری می باشند.  فوروم اقتصادی جهان ارزیابی کرده که ۸۶ میلیون شغل از دست میرود. بر اساس پژوهشی در آمریکا ۳/۱ مشاغل هرگز بر نخواهند گشت، که اغلب مشاغل خدماتی و یا مشاغلی هستند که کارگران غیر ماهر، زنان، سیاهان، مهاجرین و جوانان در آن مشغول بکار می باشند. از سوی دیگر بورژوازی با توجه به بیکاری بسیار وسیع و وجود ارتش ذخیره نیروی کار، آماده حمله ای گسترده بر علیه طبقه کارگر و دست آورد های آن می باشد. جنبش طبقه کارگر و بویژه بخش سازمان یافته آن لازم است که از منظر و چشم انداز انقلابی حرکت کند. سیستم سرمایه داری به خودی خود فرو نمی پاشد باید به طور فعال و آگاهانه بر انداخته شود.
  • بحران همه گیری جهانی کرونا همراه با بحران زیست محیطی و بحران اقتصاد جهانی نمود پیدا میکند. پاندمی، ناتوانی اقتصاد بازار را در ارائه راه حل برای سلامت ، زندگی و معیشت میلیونها انسان افشا کرد. سیستم سرمایه داری بیش از هر زمان دیگر به زیر سئوال می رود. به هر طرف نگاه می کنیم تصویری از سقوط نیروهای تولیدی، رشد بیکاری، افزایش فقر، رنج، جنگ، بحران و بیماری روبرو می شویم. در شرایط بحران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی موجود، و بر پایه سیستم سرمایه داری نمیتوان راه حل پایداری پیدا کرد. سرمایه داری همانند بیمار بدحالی است که ممکن است در دوره ای کوتاه به ظاهر بهبودی را تجربه کند ولی پس از آن دوباره بیماری با شدت و حدت بیشتر خود را نشان میدهد. چنین دوره هائی از بهبود در سرمایه داری منتفی نیست، هر چند سرمایه داری در بستر بیماری کل نژاد بشر را تهدید میکند. سوسیالیسم یا بربریت آلترناتیو دیگری وجود ندارد.

همه گیری بیماری کووید ۱۹ در ایران:

  • ویروس کرونا در ایران دست در دست ویروس جمهوری اسلامی به یک فاجعه تمام عیار برای مردمان ایران  تبدیل شده است. جمهوری اسلامی نه تنها یکی از بی کفایت ترین و ناتوان ترین و نا کارآمد ترین حکومت های جهان در مقابله با کرونا می باشد بلکه از این مصیبت اجتماعی هم چون فرصتی برای کنترل بیشتر مردمان، بسیج نیروهای سرکوب گر و ادامه بقای خود استفاده میکند. بسیج سپاه تحت عنوان امداد رسانی برای تحت کنترل در آوردن کانون های بالقوه و بالفعل اعتراض، در واقع استفاده از کرونا برای مقابله با اعتراضات احتمالی می باشد.
  • جمهوری اسلامی در دوره های متفاوت آغاز شیوع ، همه‌گیری و مهار بیماری کرونا به گونه ای عمل کرده است که دست در دست این بیماری مسری ،عامل کشتار مردم بوده است. رژیم نه تنها هیچ اقدام پیشگیرانه ای انجام نداده بلکه با نادیده گرفتن توصیه ها و هشدارهای سازمان بهداشت جهانی و لاقیدی و بی مبالاتی و سودپرستی خود عامل اصلی شیوع بیماری کرونا بوده است.
  • رژیم از ابتدا تشدید سرکوب و سانسور اخبار کرونا را در دستور روز خود قرار داد، سران جمهوری اسلامی ابتدا این باور را اشاعه دادند که ویروس از سوی استکبار جهانی ساخته شده تا انقلاب اسلامی را هدف قرار دهد. این اتهام نخستین بار توسط خامنه ای مطرح شد و سپس از سوی کسانی همچون چون رئیسی ، احمد خاتمی و آیت الله حیدری به اشکال متفاوتی مطرح گردید.
  • پذیرش کرونا هنوز به معنای پذیرش ضروریات و الزامات آن نبود. مقاومت در مقابل قرنطینه کردن مراکز مذهبی و قم و….موجب گسترش کرونا شد و سرانجام با گسترش بیشتر ویروس رژیم مجبور شد از اهرم‌های نمایشی خود دست بردارد و به تعطیلی آنها گردن بگذارد.
  • جمهوری اسلامی بجای بسیج امکانات کشور برای تجهیز بیمارستانها و مراکز پزشکی، قرنطینه کامل با تامین مالی مردم ،  برای مقابله با کرونا ، بر مذهب و خرافه بعنوان ابزاری برای “رفع بلا” توسل جسته است : مانند حضور آخوند ها در بیمارستانها با نوحه خوانی و اسپند در آتش ریختن، ترویج طب سنتی و دفع بیماری با شاش شتر، روغن بنفشه و ترهاتی از این دست ، در حالی که در شرایط سخت کرونایی، کادر درمانی با وجود مشکلات و کمبودهای فراوان در سنگر اول مبارزه با کرونا قرار داشته اند. از سوی دیگر کادر درمانی با کمبود شدید تجهیزات پزشکی روبرو بوده اند و این به نوبه خود مایه فشار مضاعف به آنها شده است. جمهوری اسلامی نه کاری در جهت سلامت آنها انجام داده و نه شرایط شغلی آنها را بهبود بخشیده است. کادر درمانی در ایران نه امنیت جانی دارند و نه امنیت شغلی. در این خصوص لازم است به قراردادهای موقت و برده وار بخشهایی از پرستاران اشاره کرد که در اعتراضات خود همواره خواهان تغییر آن به قراردادهای رسمی با شرایط بهتر بوده اند.
  • لازمه مقابله با ویروس کرونا دست کشیدن رژیم اسلامی از اهرم “نمایش بسیج” بود. لازمه‌اش تعطیلی مراکز و تجمعات مذهبی، نماز جمعه‌ها، زیارتگاه‌ها، نمایش ۲۲ بهمن، انتخابات، تعطیلی عزاداری ماه محرم و همه نمایش‌های دیگر، یعنی همه جلوه‌های اقتدار نظام اسلام سیاسی بود. حسن روحانی، رییس جمهوری ایران در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا از برگزاری مراسم عزاداری محرم در کشور دفاع کرد و دستور داد که در همه جای کشور عزاداری امام حسین برگزار شود، چه در شهر و چه در روستا، چه در جایی که قرمز است یا سفید است.  نتیجه اینکه شهر قم که قرار بود محل بروز معجزات الهی باشد، تبدیل به مرکز صدور بیماری کرونا شد.
  • رژیم بارها تحریم ها را عاملی در ایجاد دشواری در مقابله با کرونا اعلام کرده است. این در حالیست که کمک های نقدی و محمولات پزشکی زیادی که تا کنون دریافت کرده است بدون نظارت و کنترل مردمی به جیب حکومت رفته و یا سر از بازار سیاه در آورده و مفری برای سودجویی مسئولین حکومتی شد. پیشنهاد ساختن بیمارستان صحرائی در اصفهان توسط پزشکان بدون مرز را با دلایل بی پایه رد شده است.
  •                      · توسل رژیم به ورد و دعا و نیروهای آسمانی ، که در آن شخص ولایت فقیه هم دخالت مستقیم کرد، فرصت مناسبی برای مقابله با ایدئولوژی مذهبی و خرافات ناشی از آن در اختیار ماتریالیستها قرار داده است. کمونیستها از این فرصت باید بیشترین استفاده را برده و همراه با سایر گرایشات ماتریالیست کارزار بزرگ و همه جانبه ای را علیه این خرافات و دروغ بودن نقش نیروهای ماورا طبیعی به راه انداخت. هرگز در ایران دین ، خرافات دینی و دستگاه روحانیت چنین ضربه پذیر نبوده است.
  • عواملی نظیر استانداردهای بسیار پایین بهداشتی و پزشکی، فقر گسترده مردم و فقر غذایی و معیشتی، هزینه سنگین بهداشت و درمان و نبود درمان رایگان، کمبود امکانات و تجهیزات پیشگیری به دلیل سلطه یک سیستم فاسد قاچاق و دزدی و احتکار، بی توجهی و عدم ارتباط و انطباق با نهادهای پزشکی بین المللی نظیر سازمان بهداشت جهانی، و سیستم غیر استاندارد مراودات و کنترل مرزها و عوامل متعدد دیگری از این دست باعث میشود که وضعیت مردم ایران در برابر کرونا بسیار شکننده شود.
  • یکی از مسایل اصلی در رابطه با بحران کرونا، وجود امکانات مالی گسترده ای است که در کشور ما وجود دارد و از طرف دیگر مقاومت و بی مسئولیتی جنایتکارانه ی حکومت اسلامی  در برابر اختصاص بخش کمی از این منابع به اپیدمی و نیازهای اقشار فرودست است . به غیر از ریخت و پاشهای بیشمار که در بودجه به نفع سپاه، بسیج ، صدور انقلاب به کشورهای منطقه و مراکز مذهبی میشود و نیز منابع عظیم مالی که در مراکز مختلف نظیر بنیاد مستضعفان ، ارگانها و نهاد های بیشمار تلنبار شده ،  خامنه ای به عنوان ولی فقیه بخش زیادی از ثروت  و در آمدهای کشور را در اختیار و کنترل دارد. در شرایطی که لازم است با ایجاد قرنطینه و پرداخت  کمک مالی به اقشار پایین دست با اتکا به بخش کوچکی از منابع گفته شده، جلوی گسترش کرونا را گرفت، تمام حاتم بخشی حکومت پرداخت وام یک ملیون تومانی بوده و اخیرا پس از کلی کش و قوس اعلام کردند که تا چهار ماه ، ماهیانه صد هزار تومان به بخشی از جمعیت پرداخت خواهد شد.  در نتیجه این وضعیت حکومت عاجز از برنامه ریزی دراز مدت برای قرنطینه و حفظ جان مردم است ، و میداند قرنطینه به جز گرسنگی و یا به اعتراف روحانی نتیجه ای جز شورش گرسنگان نخواهد داشت. آنها آگاهانه و جنایتکارانه مردم زحمتکش را به کام مرگ میفرستند.
  • برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی، بکار گیری استانداردهای پزشکی و بهداشتی و درمانی ، تجهیز بیمارستانها با امکانات و دانش پیشرفته بین المللی برای مقابله با ویروس، امکان دسترسی رایگان به پزشک و دارو و درمان، درمان رایگان مبتلایان و دسترسی رایگان آحاد مردم به تست برای کنترل بیماری لازم است.
  • ما با فاجعه بزرگی روبرو هستیم. و این موضوع را  باید جدی گرفت . عادی نشان دادن این فاجعه بزرگترین مخاطره برای جامعه و بزرگترین کمک به رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی است که نه تنها از زیربار مسئولیت شانه خالی میکند که نفس این فاجعه را هم فرصتی برای نمایش اقتدار تبدیل کرده است.
  • نباید دست روی دست گذاشت تا این فاجعه همچنان جان مردمان را بگیرد. در این دوران حساس باید بر همبستگی اجتماعی ، خود یاری و مدد رسانی توجه ویژه ای داشت. در ابتدای شیوع بیماری شاهد سازماندهی و مدیریت های مردمی در برخی از شهرها بودیم ، هنگامیکه ده ها گروه و کمپین مردمی در کردستان و دیگر نقاط ایران دست به کار شدند. بعنوان مثال از ” کمیته های محلات در شهر سقز” میتوان نام برد که فعال سازی نیروی جمعی و همبستگی مردمی را رسالت خود قرار دادند. تشکیل کمیته ها؛ نهادها، ارگانهای همیاری و همکاری و کمک رسانی در محلات، محل های کار و زیست مردم نه تنها بخشی از سازمان دادن و مقابله با بحران است بلکه به خود مدیریتی و به دست گرفتن قدرت توسط ارگانهای مردمی کمک میکند. این کمیته ها در روند خود میتوانند رشد کنند و ستادهای مردمی و سراسری را به وجود بیآورند که در هر تغییر و تحولی میتواند سریع واکنش نشان دهد. 
  • در چنین شرایطی شعار ” سلامت ، معیشت ، منزلت ، حق مسلم ماست”  بیش از هر زمان اولویت پیدا میکند. آموزش رایگان، درمان رایگان، بیمه بیکاری مکفی، و حق هر انسان برای برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه، حق همه مردمان ایران است و میتواند به  فصل مشترک همه جنبش های اجتماعی تبدیل شود.

https://akhbar-rooz.com/?p=95627 لينک کوتاه

0 0 رای
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx
()
x

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More