منو

اهداف نظامی فرانسه، آمریکا و شرکاء در آفریقا
حسن نادری

در کل منطقه ساحل، از جمله بورکینا فاسو، مالی و نیجر، با وجود حضور گسترده نیروهای حافظ صلح (کلاه آبی) و ایجاد نیروی چند ملیتی منطقه ای، با حضور نیروهای فرانسوی و همچنین ارتش آمریکا، هنوز چشم انداز صلح در افق نزدیک دیده نمی شود و باید منتظر روزهای سخت تر در این بخش از آفریقا بود

سقوط دو بالگرد ارتش فرانسه در مالی در روز دوشنبه ، ۲۵ نوامبر، باعث کشته شدن ۱۳ نظامی فرانسوی شد. مستقل از دلایل سقوط فنی بودن و یا ادعای تیراندازی گروه تروریستی داعش، این مرگبارترین واقعه برای مأموریت فرانسه از زمان استقرار در کشور مالی در سال ۲۰۱۳ است. منطقه جغرافیائی بوسعت بیش از ۵ میلیون کیلومتر مربع بنام ساحل، منطقه ای ناپایدار، بویژه پس سقوط رژیم قذافی در لیبی، وارد صحنه عملیات نظامی بیشمار از یکسو گروهای تروریستی جهادی، اتنیکی و از سوی دیگر نظامهای دیکتاتوری، رانتی و آلوده به اختلاس مورد حمایت فرانسه و آمریکا و شرکاء شده است.

در ۱۱ ژانویه ۲۰۱۳، دولت سوسیال دموکرات فرانسه عملیات “سروال” را با ۱۷۰۰ سرباز، هواپیما و بالگرد برای متوقف کردن پیشروی ستون های جهادی که کنترل شمال مالی را در دست گرفته بودند، آغاز کرد. فرانسوا اولاند رئیس جمهوری سابق فرانسه، ورود نیروهای نظامی را به “درخواست” دولت مالی و حمایت از نیروهای این کشور در معرض تهدید نیروهای جهادی به سمت باماکو، پایتخت مالی اعلام نمود. این ادعای فراسوا اولاند براساس داده های متفاوت بی پایه است. همانطوریکه خانم “آمیناتا ترا اوره”، وزیر فرهنگ و توریسم مالی بین ۲۰۰۰ـ ۱۹۹۷، در سیمینار شنبه ۱۶ نوامبر ۲۰۱۹ در مجلس سنا فرانسه، با موضوع “طرح نو در سیاست بین المللی فرانسه”، ادعای آقای اولاند را رد و این دخالت را در راستای تامین منافع فرانسه ارزیابی کرد. این سیمینار به کمک سناتور حزب کمونیست فرانسه، پییر لوران با حضور کارشناسان در پنل های مختلف برگزار شد. (من هم  افتخارحضور داشتم).

با تشدید درگیریها و نپیوستن نیروهای نظامی کشورهای اتحادیه اروپا به فرانسه، در اول آگوست (اوت) ۲۰۱۴ ، “سروال” ماموریت خود را به ماموریت دیگری با نام عملیات “باکران یا باخران” داد. این عملیات از مرزهای مالی پا فرا نهاده و به کل کمربندهای ساحلی- صحرا، منطقه وسیعی به وسعت اروپا گسترش یافت. این منطقه در برگیرنده پنج کشور: مالی، موریتانی ، نیجر، بورکینا فاسو و چاد، است.

نام این عملیات، بر گرفته از یک تپه وسیع شکل گرفته بر اثر بادهای صحرائی به شکل هلال می باشد. این بزرگترین عملیات خارجی ارتش فرانسه با حدود ۴۵۰۰ سرباز است و از سال ۲۰۱۳ تاکنون ، چهل و یک سرباز فرانسوی، در منطقه ساحل کشته شده اند.

کارشناسان و مفسران دیپلماسی کشورهای اتحادیه اروپا، علت نپیوستن دیگر شرکای اروپائی به درخواست فرانسه را تفاوت در تعریف از تهدیدات به منافع اروپا ارزیابی می کنند.

در نوامبر سال ۲۰۱۵، رهبران ۵ کشور ساحل (موریتانی، مالی، نیجر، بورکینا فاسو و چاد) در اجلاس خود تصمیم به ایجاد یک نیروی مشترک برای مبارزه با گروه های جهادی که در منطقه وحشت ایجاد کردند، گرفتند.

در مواجهه با وخامت اوضاع در مرکز مالی، در نزدیکی با کشورهای بورکینا فاسو و نیجر، که به نوبه خود مورد حملات گروه های جهادی قرار گرفتند، تصمیم گرفتند تا پروژه فوق را در سال ۲۰۱۷ دوباره فعال کنند.

رئیس جمهور فرانسه امانوئل مکرون، حمایت خود را از این ابتکار اعلام نمود و پاریس آن را به عنوان یک الگوی احتمالی برای کشورهای آفریقایی دانست که  این کشورها، مسئولیت امنیت خود را خودشان بر عهده بگیرند.

اما اجرای این ابتکار با مشکلات تأمین مالی و سازماندهی مواجه شد. علاوه براین، مواردی از نقض حقوق بشر توسط نیروهای تشیکل دهنده این نهاد نظامی رخ داد و سبب بی اعتمادی گروه های اتنیکی گردیده و تمایل  پیوستن به گروه های جهادی بیشتر شد.

همزمان با تلاش دو جانبه فرانسه با ۵ کشور فوق، سازمان اتحادیه آفریقا هم وارد عملیات شد و گروه “مأموریت ثبات چند بعدی سازمان ملل متحد در مالی” (می نوسما) را از اول ژوئیه سال ۲۰۱۳  برای پشتیبانی بین المللی از مالی، توسط “جامعه اقتصادی کشورهای آفریقای غربی” تشکیل شد. این نهاد دارای حدود ۱۳۰۰۰ نیروی حافظ صلح و یکی از مهمترین مأموریت های سازمان ملل در آفریقا است. این نهاد نظامی مرتباً مورد حمله قرار می گیرد و تاکنون بهاء سنگینی را پرداخته است: از زمان تاسیس آن بیش از ۲۰۰ سرباز جان خود را از دست داده اند. همزمان با این تحرکات، یک نهاد دیگری بنام “مأموریت آموزش اروپایی ارتش مالی”، از فوریه ۲۰۱۳ کار خود را آغاز کرد. ۶۵۰ نفر از کادرهای نظامی از ۲۸ کشور اروپایی با مأموریت آموزش ارتش مالی و چهار کشور دیگر درگیریها، اما بدون شرکت مستقیم  در درگیریها در مالی حضور داند. (جمهوری چک، استونی، بلژیک، نروژ، هلند، سوئد، بریتانیا، اسپانیا، ایالات متحده آمریکا).

اینک با گذشت بیش از ۷ سال از آغاز بحران در مالی و گسترش آن به کشورهای همجوار، این سئوال پیش می آید که آیا تروریسم در ساحل شکست خواهد خورد و یا ماندنی است؟

در کل منطقه ساحل، از جمله بورکینا فاسو، مالی و نیجر، با وجود حضور گسترده نیروهای حافظ صلح (کلاه آبی) و ایجاد نیروی چند ملیتی منطقه ای، با حضور نیروهای فرانسوی و همچنین ارتش آمریکا، هنوز چشم انداز صلح در افق نزدیک دیده نمی شود و باید منتظر روزهای سخت تر در این بخش از آفریقا بود. همچنین باید در نظر داشت که شرایط الجزایر بعد از سرکوب اسلام گرایان جهادی همچنان شکننده است و کشور تونس هم بعد از انتخابات ماه جاری و پیروزی اسلام گرایان می تواند با عدم تبات سیاسی ـ اجتماعی مواجه شود.

آقای عبدالقادر عبدالرحمان، تحلیلگر، مشاور ژئوپلیتیک و مدرس دانشگاه، در مصاحبه با روزنامه الوطن، ۱۰ نوامبر ۲۰۱۹، در پاسخ باین سئوال که:

آیا می توانیم از بن بست یا عدم موفقیت استراتژی ضدتروریسم صحبت کنیم؟

چنین می گوید: امروزه صحبت کردن از احتمال شکست، زودرس به نظر می رسد. گرچه باید در مورد واژه عدم موفقیت به توافق برسیم! تاریخ اخیر در عراق و افغانستان به ما می آموزد که نیروی نظامی، بویژه خارجی نمی تواند به هیچ وجه جواب درستی برای مشکلات امنیتی و تروریستی باشد. در غیر اینصورت چگونه می توان حملات مکرر و کشته شدن در روزهای اخیر ۴۹ سرباز مالی در جریان حمله در منطقه “ایندلیمان”، و همچنین چند روز بعد حمله به کامیونهای  معدنکارها در بورکینا فاسو که ۳۷ غیرنظامی کشته شده اند را توضیح داد؟  این بدان معنی است که بدون شکی عملیات نیروهای نظامی در مالی و در کل ساحل به بن رسیده است و برای پایان آن چشم اندازی وجود ندارد. در این رابطه، لازم به ذکر است که چشم انداز این بن بست، پیش از این  توسط برخی از تحلیلگران بخاطر ویژگی منطقه و نیز توسط خودم که از این منطقه هستم، پیش از عملیات “سروال”در ژانویه ۲۰۱۳ اعلام شده بود.

 الوطن می پرسد: پس چطور می توان توضیح داد نزدیک به ۲۰۰۰۰ سرباز خارجی قادر به شکست دادن ۳۰۰۰ تروریست نیستند؟ چرا فکر می کنید جامعه بین المللی نمی تواند منطقه و به ویژه مالی را آرام کند؟ آیا این را تنها  می توان بخاطر ماهیت نامتقارن درگیری و اهمیت صحنه بحران توضیح داد؟

  عبدالقادر عبدالرحمان: بار دیگر، شرایط عراق و افغانستان در اینجا هم در برابر ماست و به ما گوشزد می کنند که جنگ علیه تروریسم با برخورداری از وسایل برتر و مهمتر از همه با سلاح و میراژ ۲۰۰۰ (هواپیمای جنگی فرانسه) متضمن پیروزی نیستند. ما شاهد یک جنگ نامتقارن هستیم و تروریست ها همیشه یک قدم جلوتر هستند. علیرغم تلفات بین این گروه ها و گاه تلفات سنگین، مانند آنچه در منطقه “هیدرا لرن” رخ داد، همچنان بر تعدادشان افزوده می شود و بیش از پیش در سراسر قاره گسترش یافته و وسایل نظامی و فناوری آنها افزایش می یابند. این نیروهای غربی نیستند که میدان مبارزه را در دست دارند، بلکه این تروریست ها هستند. این  تروریستها هستند که تصمیم می گیرند چه وقت و در کجا دست به عملیات بزنند و  شرایط را تحمیل می کنند. در واقع  آنها عمل می کنند و نیروهای نظامی از خود واکنش نشان می دهند.

الوطن: نظر شما در مورد کسانی که می گویند اگر ماموریت “می نوسما” بیش از پیش تقویت نشود، در نهایت ناموفق خواهد بود چیست؟

عبدالقادر عبدالرحمان: تقویت توانایی های نظامی “می نوسما” تنها باعث افزایش بین المللی شدن این بحران چند وجهی در ساحل می شود. علاوه بر این باعث تقویت موضع فرانسه و اتحادیه اروپا در پیش گرفتن رویکرد نظامی خود برای خروج از بحران کشور مالی می شود. با این حال کشورهای ساحل و “جامعه بین المللی” می توانند سربازان زیادی را در این منطقه مستقر کنند، اما این باعث ایجاد صلح یا ثبات در منطقه نمی شود. بدون تردید لازم است که تروریست های حاضر در ساحل را از بین برد. اما فراتر از این پارامتر، لازم است از خود بپرسیم چه دلایل عمیق و بیشماری باعث شدند تا آنها، تروریستها در این منطقه جاخوش کنند. بحران مالی مربوط به سال ۲۰۱۲ نیست، بلکه به روزهای اول استقلال این کشور برمی گردد. انزوا و رها کردن ساکنان شمال توسط دولتهای مرکزی و اوضاع اقتصادی – اجتماعی کشورهای منطقه به طور کلی، همه عواملی هستند که موجب ناامیدی، ترس و یا حتی نفرت نسبت به سیاستمداران شده اند. احساساتی که تروریست ها می توانند از این اوضاع اسفبار استفاده کنند! ناگفته نماند که هرج و مرج ایجاد شده در لیبی پس از مداخله نظامی ناتو، فرصت ظهور این گروههای جهادی ـ اتنیکی را فراهم آورد.

الوطن: ابراهیم بوباکار کیتا، رئیس جمهوری مالی، در سخنرانی اخیر خود، مردم مالی را به “اتحاد مقدس” در حمایت از ارتش فرا خواند. به گفته او، حیات این کشور پس از مرگبارترین حملات تروریستها به کشور در معرض خطر است. به نظر شما، خطر فروپاشی دولت مالی واقعی است؟

عبدالقادر عبدالرحمان: پاسخ دادن به این سوال به روشنی دشوار است. با این حال ، بخشی از جواب بر می گردد به مداخله نظامی فرانسه در سال ۲۰۱۳٫ در آن زمان، کشور مالی در حال فروپاشی بود، اما نیروهای نظامی فرانسه برای جلوگیری از هرج و مرج احتمالی مداخله کردند. بنابراین می توان گفت تا زمانی که جامعه بین الملل از این کشور حمایت و با تزریق کمک مالی این کشور را سرپا نگه دارد، از فروپاشی کامل آن جلوگیری می شود. از این نظر، “ژاک آتالی”، (مشاور در دولت میتران و مشاور غیررسمی سارکوزی، اولاند و ماکرون) در کتاب خود بنام  «خطوط در افق دور»، از ناپدید شدن احتمالی دولت مالی می گوید. اگر این تحلیل ناگوار تاکنون برای مالی ها و نیز در کل منطقه تحقق نیافته است، اما مجبوریم بپذیریم که خوشبین بودن برای این دولت که امروزه عمیقا تضعیف شده است بسیار دشوار است”.

الوطن: از پنج سال پیش، بورکینا فاسو به خشونت ناشی از حرکتهای تروریستی، برخی وابسته به القاعده و برخی دیگر وابسته به داعش گرفتار شده است. چرا گروه های تروریستی فشار خود را روی این کشور افزایش دادند؟

عبدالقادر عبدالرحمان: قبل از هر چیز باید فهمید و از همه مهمتر هرگز فراموش نکرد که این گروه های تروریستی به خوبی می دانند چه می کنند. آنها سازماندهی شده اند و به طور تصادفی هیچ کاری انجام نمی دهند. همانطور که مورخ مالی، “دولاای کوناته”، عضو انجمن مورخان آفریقایی ،می گوید: “اگر کسی کشور مالی را کنترل کند، اگر نه همه آفریقا، بلکه غرب آفریقا را کنترل خواهد کرد”. تروریست ها این نکته حساس را به خوبی درک کرده اند. برخلاف رهبران ۵ کشور ساحل، پویایی  شمال- جنوب و بین منطقه ای را نادیده می گیرند، اما حرکتهای تروریستی به طور فزاینده ای از شمال به سمت جنوب پیشروی می کنند. حال اگر بورکینا فاسو در معرض حملات بی شمار و دائمی است، دقیقاً به دو دلیل و مربوط به کنترل منطقه است. نخست، این کشور پس از مالی، حلقه ضعیف در منطقه است. در شرق مالی، موریتانی است (دارای ساحل وسیع در اقیانوس آتلانتیک است) در برابر تروریست ها پایدار و از ورود جهادیستها جلوگیری کرده است. هیچ کس از  توافق احتمالی بین تروریستها و مقامات موریتانی برای انعقاد یک “صلح شجاعانه” صحبت نمی کند.

در غرب مالی، با وجود حملات متعدد و هجوم های مرگبار، دولت نیجر با درک به اوضاع وخیم با کمک نیروهای نظامی نیجریه در مرزهای شرقی این کشور، توانست دوباره ثبات خود را بدست آورد.

دلیل دوم نقط ضعف بورکینا فاسو اینست که در جنوب مالی واقع شده است. یعنی ادامه بسط جغرافیایی منطقه ای به سایر کشور های جنوبی مانند بنین، ساحل عاج و غنا است که تروریست ها در این کشورها اهداف مشخصی را دنبال می کنند. تروریستها قصد ندارند در کشورهای ساحل متوقف شوند، زیرا در واقع حداقل اهداف آنها کنترل همه غرب آفریقا و حداکثر به آتش کشاندن کل منطقه است. به دنبال این منطق وحشتناک، شکی نیست که کشورهای توگو و بنین به زودی عناوین روزنامه ها را پر خواهند کرد.

الوطن: گروه های تروریستی به طور کلی بر بستر مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشورهای ساحل رشد می کنند. آیا این یافته باعث نمی شود تا جامعه جهانی به راه حلی به جز نظامی یا امنیتی باندیشد؟

عبدالقادر عبدالرحمان: همانطور که قبلاً اشاره کردم، بحران در منطقه ساحل و حتی فراتر از آن در بیشتر مناطق غرب آفریقا چند بعدی است. اگر  فکر کنند که می توان با توپ و تانک و هواپیماهای بدون سرنشین مشکلات را حل کنند، این یک توهم است. نمونه های موجود در جای دیگر گواه بر این تراژدیست. فراموش نکنیم که شانس پیروزی در جنگ با سلاح بین ۱۰تا ۲۰ ٪  است، اما  ۸۰٪ به تدابیر  سیاسی و تبلیغاتی بستگی دارد. به عبارت دیگر، استراتژی نفوذ به قلب و ذهن. این بدان معناست که تمایل همیشگی غربی ها در استفاده از زور نظامی برای حل مشکلاتی که بیشتر اقتصادی – اجتماعی و سیاسی هستند را باید زیر سوال برد. به نظر می رسد که این تمایل به زور در سیاست خارجی فرانسه همیشه وجود داشته است. زیرا فرانسه به تازگی اعلام کرد با شرکای اروپایی خود، یگان ویژه ای از نیروهای اروپایی با نام تاکوبا، یا “شمشیر” ــ  به زبان گروه “توآرق” از گروه اتنیکی کشورهای ساحل –  تشکیل داده که ازسال ۲۰۲۰ در مالی وارد عملیات خواهد شد. یک واحد نظامی دیگری که به دیگر واحدها افزوده می شود. اما این گروه هم  نتایج ملموس بسیار کمی به دست خواهد آورد!

الوطن: بنابراین چه باید کرد؟

عبدالقادر عبدالرحمان: در این راستا ، ضروری است که سیاست گذاران، تحلیلگران و دیگر اعضای جامعه مدنی آفریقا از تکثیر پایگاه های نظامی غربی در کشورهای خود از خود سوال کنند. به نظر من، آنچه در ساحل و به طور کلی در آفریقا شاهد آن هستیم، چیزی نیست جز یک جنگ ایدئولوژیک- استراتژیک که توسط قدرت های خارجی انجام می شود و در راس آن فرانسه قرار دارد. در غیر اینصورت نمی توان فرانسه را بدون حضور و نفوذ خود در آفریقا بعنوان یک قدرت جهانی شناخت. نویسنده آمریکایی “آلوین تافلر” یک بار توضیح داد که “اگر استراتژی ندارید، خود شما بخشی از استراتژی شخص دیگری خواهید شد”.

به دلیل عدم توانایی درک این موضوع  و به دلیل نداشتن دید استراتژیکی، رهبران  کشورهای ساحل و آفریقای غربی خوشحال هستند که به طور کورکورانه برنامه و استراتژی تدوین شده در پاریس و بروکسل  را اجرا کنند. این رهبران آفریقایی مانند گاوهایی هستند که در میدان گاوبازی با سرعت تمام و سر به پائین  به سمت پارچه قرمزی می دوند که از سوی گاوبازان فرانسه و اروپا برافراشته شده اند. نمی توانند درک کنند که سهم آنها در درازمدت این پارچه قرمز نیست بلکه باید حواس خود را در جاهای اصلی تمرکز کنند . آنها با تبعیت از استراتژی فرانسه ـ بروکسل، نه تنها کل منطقه ساحل، بلکه بخش بزرگی از قاره آفریقا و شاید کل قاره آفریقا را در معرض خطر قرار می دهند! همچنین، برگردیم به شکست احتمالی تروریستها توسط نیروهای نظامی خارجی، حضور نظامی آنها در کوتاه مدت توهمی بیش نیست، بلکه اهداف واقعی این نیروها در طویل المدت نهفته است.

الوطن: آیا فکر می کنید جنگ علیه تروریسم در ساحل طولانی باشد؟

عبدالقادر عبدالرحمان: تروریسم در ساحل ماندنی است. تمام عناصر و مواد تشکیل دهنده گروه های تروریستی و ریشه یابی تروریست ها در منطقه وجود دارد. فقر، فساد، حاکمیت بد، بی سوادی، عدم چشم انداز برای آینده ای بهتر و بسیاری از مشکلات دیگر. علاوه بر اینها، حضور نیروهای نظامی خارجی در منطقه! در حال حاضر، دولتهای ساحل به هیچ وجه نمی توانند و یا میل ندارند انتظارات مردم را برآورده سازند. در همین حال، تروریست ها هیچ مشکلی برای جذب این جوانان بیکار ندارند و ماهانه ۸۰۰ دلار یا بیشتر بعنوان  دستمزد به این جوانان پیشنهاد می کنند، زیرا این جوانان می دانند که هیچ گاه نمی توانند کاری با این میزان دستمزد پیدا کنند. نه تنها شکست های سیاستمداران به یاد این جوانان می افتد، بلکه حتی بیشتر از این، تروریست ها به ناتوانی این کشورها در دفاع از خود واقفند و می دانند که رهبران این کشورها یافتن کمک و محافظت از خود را تنها با اتکاء به قدرتهای استعماری سابق می دانند! از این رو ضرورت یک راه حل درون زا و آفریقایی بیش از پیش در اولویت است. بعبارتی دیگر، فراتر از مبارزه رسمی “جامعه بین المللی” علیه تروریسم، ما باید نسبت به حضور فزاینده نیروهای نظامی خارجی در قاره آفریقا از خود سوال کنیم. نباید از تکرار این راه حل اجتناب کرد که  رهبران آفریقا، هیچ دیدگاه و استراتژی بلند مدت ندارند. همچنین ناگفته نماند که بسیاری از پایگاههای نظامی فرانسوی، آمریکایی، چینی، اماراتی و بسیاری دیگر از پایگاههای خارجی در آفریقا و در مرزهای بیرونی آفریقا منبعی از نگرانی است و باید از خود در باره چرائی حضور آنها بپرسیم.

(پایان گفتگو)

استراتژی امپریالیستها از بعد ازفروپاشی دیوار برلین و یکجانبه گرائی ایالات متحده آمریکا و شرکاء در برابر کشورها ئیکه از نظر ژئواستراتژیکی با اهمیت ولی از نظر ژئوپولیتیکی و تاریخی(البته نه از موضع ترقیخواهی و دموکراسی) در تقابل با سیاستهای آمریکا و اروپا هستند، رویکردهای به اطاعت در آوردن کشورهای “یاغی”، متلاشی کردن تمامیت ارضی و تضعیف دولت مرکزی، فروپاشی کامل دولتها از طریق جنگهای داخلی است: سومالی، عراق، سوریه، لیبی، جمهوری “دموکراتیک” کنگو، یمن… از این نمونه هاست.

در مورد چرائی حضور نظامی و اثبات تاریخی در چپاول ثروتهای کل قاره آفریقا از طریق جنگهای داخلی با سوءاستفاده قومی، می توان به خلاصه  یک گزارش از مجله “اکونومیست” ۲۰۱۹، لندن، بسنده کرد.

“در ۶ نوامبر ۲۰۱۹، چند اتوبوس حامل کارگران معدن طلا، متعلق به شرکت کانادایی “سِمافو” در بورکینافاسو، مورد حمله جهادی های اسلامگرا قرار گرفتند. در این حمله ۳۹ کشته و ۶۰ نفر زخمی شدند. حمله ای که باعث نگرانی شرکتهای غربی شد. گفته می شود کشور مالی از قرن ۱۳ به این سو استخراج معدن طلا را آغاز کرده است. اما در سالهای اخیر میزان استخراج طلا به شدت افزایش یافت. دلیل آن هم کشف  رگه های طلا از سودان تا موریتانی است. و در سالهای اخیر شرکتهای غربی بیش از ۵ میلیارد دلار در این معادن سرمایه گذاری کردند. این نعمت خدادادی متعلق به مردمان این منطقه، صدها هزار فقیر را بخود کشاند و اکنون بیش از ۲ میلیون نفر از بورکینافاسو، مالی تا نیجر با وسایل ابتدائی مشغول استخراج هستند تا لقمه ای نان بدست آورند. براساس گزارش فوق، این معدنچیان هر ساله بین ۴۰ تا ۹۵ تُن طلا به ارزش ۱٫۹ میلیارد تا ۴٫۵ میلیارد تولید می کنند. در وضعیت کنونی، اسلامگرایان کنترل بخشی از این معادن را در دست گرفته اند. معدنچیان محلی مجبور به پرداخت “مالیات” به جهادی های اسلامگرا هستند. حتی کمپانیهای بین المللی برای آزادی گروگانهای خود مجبور به پرداخت باج به جهادی ها هستند”…  . جلوگیری از جهادیست ها در استفاده از رونق طلا آسان نیست. بخش عظیمی از طلاهای استخراجی غیررسمی در بورکینافاسو از طریق کشور توگو که تقریبا تولید کننده طلا نیست، صادر می شوند. میزان صادرات این کشور در سال ۲۰۱۶ به دوبی حدود ۱۶ تُن بوده است”. یادآور می شوم که شرکت فرانسوی ـ سوئیسی فارج* که در سوریه بزرگترین تولیدکننده سیمان خاورمیانه بود، برای ادامه تولید،”مجبور” بود به گروه های جهادی النصره و شام، باج دهد.

https://akhbar-rooz.com/?p=13746 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: