اورا به خاک نخواهم سپرد – سعید سلطانی طارمی

در سوگ دوست عزیزم دکتر فریبرز رئیس دانا


ایستاده­ در دور دستِ پیراهن
جنازه ­ای تابان
که زنده ­تر از هابیل
                    فریاد می ­زند:
فرزندان من!
عدالت را
و عشق به آزادی را
هرگز به خاک نسپارید.

ایستاده در دوردست کفن
جنازه ­ای تابان
که زنده­ تر از هابیل
             با شکسته ­های سرش آواز می ­خواند:
فرزندان من!
امید را که ریشه ­ی هستی
و زندگی­ست
هرگز به خاک نسپارید.

و من
در دره ­ای که آفتابش آلوده­ بود
به کلاغی که خود را به خاک می­ سپرد
گفتم:
 زحمت نکش
آموزه­ های تو
               دیگر به کار نمی آیند.

و من 
او را به آب نخواهم سپرد
به آتش نخواهم سپرد
به باد نخواهم سپرد
حتی او را
به خاک نیز نخواهم سپرد.

بهار پشت در است
او را
در جلگه­ های خاطر بی ­مرگم
                          خواهم کاشت
تا زندگی،
امید
       و آزادی
از رنگ­ های تازه ­ی گل ­هاش
                      سر بر زنند.


۲۷/۱۲/۹۸

https://akhbar-rooz.com/?p=23863 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: