بخشی از نامه های خصوصی ی بهادر درانی و آهو حسانی (۲) – زیبا کرباسی

زیبا کرباسی

مادران زیباهو
قسمت دوم
لال ننه

۶ نوامبر ۲۰۱۸

ننه را مادر داماد برای عروس نوجوان پسر ارشدش قادر در سفری از هریس هدیه آورد بهادر
تا هم پیرزن را سقف نان و همدمی داده باشد
هم عروسش در تالارهای درندشت طبقه ی بالای خانه حس غریبی و تنهایی نکند
بعد ها که زیباهو چشم به دنیا گشود ننه ی لالش پرستاری ی کودک را به عهده گرفت
از او صورتی سرخ و سفید مهربان به یاد دارم
و حالاتی از میمیک و نگاه
چشم و ابرو
حرکاتی موزون در انگشت ها دست ها
و صداهایی غریب و نامفهوم که بیشتر به صدای پرنده می ماند تا آدم
سکوتی عطرآگین تر از بکرترین گل های مخمل سرخ باغ های تبریزکه تن ها فهم کودکی من بود
شاید او مادر زبان تنانه و جسمانی ی من باشد
شاید از او آموخته ام گاه بی آن که کلمه ای حرف بر زبان رانده باشم با رفتار تنم حسم را به راحتی منتقل کنم
و باز این که در شعرم با بی زبانی در بی زبانی زبان بیافرینم
قدر صداها را بدانم
به نامفهوم شان مفهوم بیاموزم
به آواهای طبیعت بیشتر بها دهم
در یعنای شان بریزم
ارج سکوت را نیک بدانم
معنا ببخشمش
و حساسیتم شدتی مافوق بگیرد به نحوه ی موسیقایی ی پشت صداها و تونالیته ی بیان آن
در چند ماهگی ی من وقتی مادرم به قصد طلاق راهی ی منزل پدرش می شود ننه را نیز پی اش می فرستند و قبل از پنج سالگی ام ننه با خاله جانم آبجی راهی ی تهران می شود
آبجی که نافم را چال کرده بود
از کودکی همه جا مرا عشق خویش معرفی می کرد
آبجی که آهو گیله صدایم می کرد
در دوازده سالگی انگشتر طلا برایم خرید و گردن بند علی گردنم انداخت
لابد دلش می خواست بوی مرا که از تخم چشم هایش بیشتر می خواست از لال ننه بگیرد
و یا شاید می خواست بر خوب ترین خانه ی خاطرات کودکی ام سنگ تمام بگذارد
به تابستان هایی که سه مادر مهربان تر از خدا
خوشبختی ی روزهای کودکی ام را
تا هنوز
به رخم می کشند

بيشتر بخوانید:  بخشی از نامه های خصوصی ی بهادر درانی و آهو حسانی - زیبا کرباسی


https://akhbar-rooz.com/?p=13069 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها