بهار ۹۹ – سعید سلطانی طارمی

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن image-141.png است

هر سال، خشکی داشتیم و فقر و استبداد
با این همه بویت که می­ پیچید
در کوچه­ های شهر.
انگار که دیوانه ­های خاک
زنجیرها را پاره می ­کردند.
و از رگان ریشه­ ها با یک تهاجم، راست
می ­آمدند آنجا که لازم بود
و ناگهان شب یا سحرگاهی
در شکل لبخندی که در آواز خود جاریست
از شاخه ­ها پرواز می­ کردند
توی دهان باد
آنگاه در فریادهای پچپچی آزاد
تکرار می ­کردند:
“سالی که خشکی داشتیم و رنج و استبداد
دیدی از ایران رفت؟
دیدی بهار آمد؟”

امسال را اما  بهار ما
با الکل و وایتکس از سمت شمال ترس
می ­آید و لبخندهایش زیر ماسکی چرک
خواندن نمی­ دانند
از ترس این ویروس اهریمن صداشان را
سوی دهان خود نمی­ خوانند.


با این همه دروازه ­های زندگی باز است
در حال مرگی سخت هم باشی
وقتی بهار آید
باور کن آغاز جهان و فصل آواز است


۲۶/۱۲/۹۸

بيشتر بخوانید:  چرا گوش مردم به حرف حکومت بدهکار نیست؟ - سعید سلطانی طارمی

https://akhbar-rooz.com/?p=23281 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها