به مناسبت درگذشت دکتر فریبرز رئیس­ دانا – شبگیر حسنی

رئیس­ دانا برخلاف بسیاری از آکادمیسین ­های دیگر، شخصیتی تک­ بعدی نبود؛ او نه تنها در حوزه­ ی اقتصاد، بلکه در جامعه ­شناسی، ادبیات، هنر، سیاست و ... نیز صاحب­ نظر بود؛ این چندوجهی بودن، از وی انسانی توسعه ­یافته ساخته بود
رئیس دانا

 خبر درگذشت فریبرز رئیس ­دانا در ساعات ابتدایی بامدادِ آخرین دوشنبه ­ی سال ۱۳۹۸، به سرعت در بینِ دوستانش و در فضای مجازی منتشر شد. بسیاری از افراد درباره ­ی فریبرز رئیس ­دانا سخن گفتند و مطلب نوشتند و پس از این هم اظهارنظرهای بیش­تری را درباره ­ی ایشان می ­شنویم و می­خوانیم. من اما مایلم به چند نکته درباره­ ی وی اشاره کنم:

 فریبرز رئیس ­دانا همواره صدای رسای فرودستان و نابرخورداران این جامعه بود. رئیس­ دانا همواره با شجاعت اخلاقی و شهامت مثال ­زدنی، از آرمان­ های برابری­ طلبانه و آزادی ­خواهانه­ ی خود دفاع کرد و صدای بی ­صدایان این جامعه بود. او متخصصی بود که در یکی از بهترین دانشگاه­ های جهان تحصیل کرده بود و این امکان را داشت تا زندگی مادی به مراتب آسوده­ تری را برای خود فراهم کند اما ترجیح داد تا با ایستادن در سمت درست تاریخ، در کنار زحمتکشان و نابرخورداران و طبقه ­ی کارگر- که همواره خود را متعلق به آن­ها می ­دانست – هزینه­ ی این انتخاب خود را بدهد و داد.

 رئیس­ دانا برخلاف بسیاری از آکادمیسین ­های دیگر، شخصیتی تک­ بعدی نبود؛ او نه تنها در حوزه­ ی اقتصاد، بلکه در جامعه ­شناسی، ادبیات، هنر، سیاست و … نیز صاحب­ نظر بود؛ این چندوجهی بودن، از وی انسانی توسعه ­یافته ساخته بود که با توجه به رویکردِ رادیکال، انسانی و برابری­خواهانه ­اش می­توان از وی به عنوان نمونه­ ای از انسانِ ترازِ نوین نام برد. اما این همه­ ی آن چیزی نیست که باید درباره­ ی وی گفته شود.

بيشتر بخوانید:  شعار مرگ بر نئولیبرالیسم و مرزبندی با اصلاح­طلبانِ برانداز - شبگیر حسنی

 شاید نکته­ ی مهم­تر، دیدگاه­ های وی نسبت به جهان و انسان و نیز رویکردهای وی درباره­ ی مبارزه و مفاهیم عدالت و آزادی است؛ فرببرز رئیس­ دانا یک ضدامپریالیست پی­گیر بود؛ آن هم در زمانی­ که علاوه بر راست­گرایان، «سوپرانقلابی­ ها»یی که به کم­تر از «کمونیسم همین حالا» راضی نیستند هم، خواستار مداخلات «بشردوستانه» هستند؛ در چنین دورانی او سویه ­ی ضد امپریالیستی مبارزه را پی­گیرانه در نظر داشت.

 فریبرز رئیس­ دانا همواره مدافع آرمان رهایی خلق فلسطین بود؛ موضعی که امروزه در بین بسیاری از نوخاستگان سیاسی که فریاد «انقلابی­ گری» شان گوش فلک را کر کرده نشانه ­ی ارتجاعی بودن تلقی می­شود در مقابل دولت صهیونیستی با صفت «دموکرات» مورد تمجید قرار می­ گیرد!

 فریبرز رئیس ­دانا موفق شده بود تا در کنشِ پیکارجویانه ­اش ، سه سویه­ ی ضد ارتجاع، ضد سرمایه­ داری و ضد امپریالیستی را به خوبی تلفیق کرده و به پیش ببرد. این نگاه، در بین بسیاری از نیروهای مدعی حمایت از محرومان حکم کیمیا را دارد  و فقدان این رویکردِ دقیق و اصولی در نزد بسیاری از نیروهای منتقد وضع موجود، به شدت محسوس است.

 سیاست­ ورزی فریبرز رئیس­ دانا، بر خلاف بسیاری که بهبود زندگی روزمره­ ی طبقه­ ی کارگر و فرودستان را به فردای پس از انقلاب سوسیالیستی احاله می­ دهند، پای بر زمینِ سختِ واقعیت داشت؛ او در همان حالی که آرمان­ خواهی پی­گیر و پُرشور بود، از کوچک ­ترین امکانات و روزنه­ های ممکن نیز برای کاستن از آلامِ نابرخورداران سود می­ جست ؛ تفاوتِ «رئال­ پولیتیک لنینی» امثال رئیس­ دانا با اصلاح­ طلبی بی­ رمق و کم مایه­ ی کسانی که با فروگذاردنِ مفهوم انقلابِ اجتماعی، به پشت مرزهای کم­رنگ سوسیال دموکراسی خزیده­ اند: در مقابل نیز، هرگز تسلیم دیدگاه ­های دترمینیستی و تقدیرگرایانه از مفهوم انقلاب نشد و همچنین مرزبندی مشخصی نیز با نیروهای منزه­طلبی داشت، که هرگونه فعالیت در عرصه­ ی واقعیت موجود را به سازش و اصلاح­ طلبی تفسیر کرده و بی­ عملی خود را به نامِ انقلابی ­گری معرفی­ می ­کردند.

بيشتر بخوانید:  کودتای بولیوی؛ درسی برای چپ سانتی­مانتال؛ درباره ­ی درک مضمون طبقاتی دموکراسی - شبگیر حسنی

 در زمانه ­ای که بسیاری از نیروهای به ظاهر مترقی و انقلابی، بی ­وطنی و وطن­ فروشی را به جای انترناسیونالیسم پرولتری جا می­ زنند، او درک صحیحی از مفاهیم انترناسیونالیسم و میهن ­دوستی داشت؛ او همواره مواضع شفاف و درخشانی در دفاع از محرومان و طبقه­ ی­ کارگر در تمام جهان، از کوبا و ونزوئلا تا فرانسه و یونان داشت؛ در دورانی که مواضع نیروهای پروناتو که پرچم دروغینِ دفاع از کارگران را بر افراشته­ اند، در حمایت از مداخلات امپریالیستی، به طور روزافزونی گسترش می­ یابد، رئیس­ دانا با صراحت لهجه­ ی ویژه­ ی خود و با بانگ رسا به مخالفت با آن نواهای شوم برخاست.

 میهن ­دوستیِ مترقی، نیز از دیگر خصوصیات بارز اندیشه­ ی وی است؛ منافع ملی به عنوان مفهومی که همواره دستخوش سواستفاده­ ها و سوء برداشت­ های بسیاری بوده و همیشه هیئت ­های حاکمه در سراسر جهان کوشیده­ اند تا منافع خود را به جای آن به توده­ ها معرفی کنند، در نزد وی مفهومی روشن و صحیح داشت؛ او منافع ملی را به عنوان منافع مشترک تمامی زحمتکشان و نابرخورداران و فرودستانی می­ فهمید که در جغرافیای سیاسی که ایران خوانده می­شود، ساکنند؛ او همواره از این درک از منافع ملی دفاع کرد و به این معنی میهن ­دوستی پرشور و مترقی بود.

  امید دارم که نام و یاد وی در قلبِ دوست­دارانش و فرودستانی که همواره خود را روشنفکر ارگانیک آنان می­دانست، ماندگار باشد!

شبگیر حسنی

سه­ شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۸

https://akhbar-rooz.com/?p=23393 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها