به وقت بی‎وقت کرونا – مسعود بیزارگیتی

 


آسمان هم با ابرهایش کش می ‎آید
بر پهنه‎ ی خستگی‎ های میهنم
و سکوت
در چرخش عمیق نگاه ‎ها / پلی‎ ست
میان حنجره‎ های به زخم نشسته
 
عقربه ‎ها زاویه‎ ها را گم کرده ‎اند
در لباس سپید پرستاران
در گوشی ‎های پزشکان
در لابراتوارهای مضطرب
با صف انتظار
 
سایه ‎ای بی ‎نشان
شعله‎ های خیالم را ویران می‎ کند
چراغ کوچک خانه ‎ام را له
و دست ‎هایش را
در خاک این سرای بی ‎کسی می ‎شوید
 
و عصر با دلتنگی ‎‎هایش
بر خاک این سرزمین
چه سرد می ‎گذرد
 
از قداست بازوان تو بالا می‎ آیم
وقت هجوم ابر
و چلچراغ چشم ‎هایت
که لبانم را روشن می ‎کند
به وقت سکوت
و کلمات من
در پرده ‎ی صدای تو
نت‎ های جهان را می ‎چیند
گام به گام

https://akhbar-rooz.com/?p=23966 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: