به یاد محمد مختاری – نسیم خاکسار

 شمع افروختیم
سفره چیدیم
               با نان و خورشتی 
تا از راه که می ‌رسی
ضیافتی برپا کنیم
                    در حضورت.
نشد.
نیامدی.
شمع خاموش شد
سفره پهن 
نشستیم ما
در آستانه در
مغموم و شکسته 
                  -آن چنان- 
انگار هزار سال به زمین میخکوب شده بودیم.
چه می شد اگر
برگ نمی ‌افتاد از شاخه در دی
قناری نمی ‌مُرد در قفس
و تو را
از نوشتن باز نمی داشتند
در طلیعه هوش.

دوشنبه یازدهم ژانویه ۱۹۹۹ هلند.

https://akhbar-rooz.com/?p=14325 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: