بیانیه ۵۴۳ کنشگر سیاسی و فرهنگی: در”انتخابات” شرکت نکنیم؛ نه به “انتخابات”، نه به جمهوری اسلامی

دوم اسفند ماه یک بار دیگر نمایش انتخابات ” دربحرانی‌ترین شرایط کشور برگزار خواهد شد. تحریم این معرکه تکراری و مشروعیت زدائی از جمهوری اسلامی در شرایط کنونی بعنوان یک وظیفه ملی و انسانی اهمیت ویژه‌ای دارد. خامنه ای رهبر خودکامه حکومت ولایت فقیه و مسئول مستقیم تمام فجایع و نابسامانی‌ها که از عدم شرکت مردم در”انتخابات”  آینده به وحشت افتاده است می گوید :”مصیبت آن روزی است که مردم پشت کنند به صندوق رأی”، و ما مردم ایران که از ظلم وجور ۴۱ ساله حکومت اسلامی به ستوه آمدیده‌ایم می‌توانیم دریک نافرمانی مدنی و ملی این مصیبت را نصیب خامنه‌ای و حکومت ستمگرش کنیم و فروپاشی جمهوری اسلامی را تسریع نمائیم.

هموطنان عزیز!

شیرازه نظم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی  و محیط زیستی کشوراز هم گسیخته‌است. تنها در یک سال و نیم گذشته بر اثر فقر، گرانی، بیکاری، اختلاس، بی‌خانمانی و فساد گسترده، جمعیت سی میلیونی زیر خط فقر نزدیک به دو برابر شده‌است. عامل این فروپاشی همه جانبه آن‌طورکه سران حکومت تبلیغ می‌کنند، تنها تحریم‌های گسترده نیستند، بلکه فساد گسترده و مدیریت ناکارآمدی‌است که چهاردهه بر ایران سایه افکنده و کشور ما را به‌عنوان کانون تنش زائی و شیعه گستری در منطقه و جهان منزوی ساخته‌است. پیامدهای سیاست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی موجب گسترش نارضایتی‌ها ی مردم ایران به‌ویژه در دو سال اخیر بوده‌است، مبارزات مدنی و به دورازخشونتی که هر بار به‌وحشیانه‌ترین شکل سرکوب شده‌است. در دو خیزش بزرگ دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸ که جمهوری اسلامی صدها تن از جوانان وطن را به خاک و خون کشید و هزاران نفر را زندانی و شکنجه کرد، مردم ایران مخالفت خود را با تمامیت حاکمیت اسلامی و همه جناح‌های آن فریاد زدند و خواهان گذار از این حکومت به حکومتی برآمده از یک همه پرسی و  انتخابات آزاد با قانون اساسی مبتی براعلامیه جهانی حقوق بشر شدند. اینک می باید درادامه آن دو خیزش بزرگ و با شرکت نکردن در”انتخابات ” به دنیا نشان دهیم خامنه‌ای و سران جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران نیستند.

هموطنان ستمدیده!

در” انتخابات ” فرمایشی و مهندسی شده که نوعی ” انتصابات”  است و ذره‌ای آزادی و سلامت انتخابات در آن رعایت نمی‌شود شرکت نکنیم و به حکومتی که مسئول تمام بدبختی‌‌های امروز ما است مشروعیت و وجاهت قانونی ندهیم. نمایشی که از سوی چهار قدرتِ اساسیِ جمهوری اسلامی یعنی ولایت فقیه، سپاه پاسداران، شورای نگهبان و روحانیت مهندسی شده را تحریم کنیم و این تحریم را مقدمه ای سازیم برای گذر از این حکومت نکبت بار. در”انتخابات” پیش رو خامنه‌ای و سران جمهوری اسلامی بار دیگر برای فریب مردم، وقیحانه از حربه دروغ و تقیه و خدعه استفاده می‌کنند تا بخشی از مردم میهنمان را از ویژگی‌ها و خصائل ” شهروندی” و مسئولیت پذیری دورکنند و به پای صندوق‌های رای بکشانند.

هموطنان عزیز!

شرکت در انتخابات اسفند ماه به‌ویژه درشرایط کنونی که جنایت های این رژیم در عرصه بین المللی و داخلی بیش از هرزمان دیگر نمایان و افشا شده‌است می‌تواند به منزله حمایت از ساختار ناکارآمد این حکومت و ادامه سیاست های ضد ملی‌اش محسوب و تبلیغ شود. شرکت در این انتخابات به معنی صحه گذاشتن بر ادامه فقر، بیکاری، اختلاس، اعتیاد، فحشا و مشروعیت دادن به نابسامانی‌ها و فساد حاکم، تأیید سیاست‌های ماجراجویانه و مالیخولیائی سران حکومت اسلامی در خاورمیانه و جهان و انزوای کشور و مردم ایران درجامعه جهانی است

هموطنان عزیز!

ما امضا کنندگان این فراخوان از همه دعوت می‌کنیم که با هم و در تداوم خیزش‌های دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸ و استمرار اعتراض‌ها و اعتصاب‌هائی که پیوسته در گوشه و کنار ایران شاهد آن هستیم، روز انتخابات را به‌ روز خواست آزادی‌های مصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر که آزادی اندیشه و بیان، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی تشکل‌های سیاسی، مدنی و صنفی بخشی از آن را تشکیل می‌دهد، بَدَل کنیم. برای رهایی از سرطان حکومت اسلامی راهی جز اتحاد و همبستگی ملی ایرانیان، و سازماندهی خیزش‌های مدنی و اجتماعی وجود ندارد. با شرکت نکردن و تحریم”انتخابات”  در یک نافرمانی ملی و سراسری، به وظیفه شهروندی خود عمل کرده و قدرت اتحاد و همبستگی مردم ایران را نشان دهیم.

***

شهرام آذر( سندی)، نعمت آزرم، کمال آذری، سیروس آموزگار، کوروش آریانپور، شایان آریا،  آسیه آغاجاری، ترانه آب روش، مهدی آقا زمانی، نازنین افشین جم، منصور اسانلو، حسین افصحی، مهدی استعدادی شاد، ایرج اشراقی، حسن اعتمادی، نسرین الماسی، فرید آریانپور، سارا ابوالحسنی، جمشید اسدی، مهین ارجمند، ایرج اروجی، حمید اکبری، بهرام اصلانی، سعید امیدی، حسن افروغی، جلال ایجادی، مینو الوندی، شهنازاسفندیاری، اصغر اکبرنیا، امیر اسفندیاری، داود احمدلو، جعفر آزرمگین، مریم اعتمادی، شادی اخوان، شرین اسفندارمذ، میلاد اربابی، حمید افتخاری، اردوان ارشاد، نیره انصاری، شهناز احمدی، پوران ابراهیمی، رضا انصاری، افشین افشین جم، مسعود امینی، کی اسماعیل پور، محمدرضا آذرپاد، میترا اسکینی، فریدون احمدی، منیژه اسدی، تاج ملوک احمدی،  زهره ارشادی، شاهپور احمدی، پریسا اعظمی، اسکندر اسکندری، بهمن اسدی، عباس ایلالی، ناهید امیری، بهروز بیات، خسرو بختیاری، مهرنوش بهاری، فرزین بوستَجانی، ارژنگ برهان، محمود بدری، سعید بهبهانی، آزیتا برومند، فرامرز بهار، میکائیل بهار، وحید بدیعی، امیر بیگلر، بهرام بهرامیان، مهرداد بران، محمد بهبودی، علی بندرگرد، بهروز بیات، علی بهنام، عباس بندرگرد، یدالله بَلدی، رضا باقری، بابک بازرگان، هاشم بردبار، مینو باباخانی، پروین بهارلوئی، نینا باقری، رویا بازرگانی، شهریار بخشی، فریده بزرگ نیا، داود بهاری، دنا باقری، علی بهارلوئی، داریوش بیدار، خسرو بیت الهی، هایده توکلی، محمد ترابی، جواد توتونچی، فواد پاشائی، احسان پورولی، سعید پورعبدالله، حسن پویا، فریده پورعبدالله،  ناصرپُل، رضا پیرزاده، مینا پرکار، آوا پورجوادی، عسل پهلوان، خجسته ثابتیان، میهن جزنی، پری جوانمرد، محمد جرجانی، احمد جواهریان، رضا جعفری، کوروش جفرودی، سعید چوبک، بهرام چوبینه، سهراب چمن آرا، احمد چیت ساز،  احسان حقیقی نژاد، ناهید حسینی، محمد حق شناس، مهرداد حسینی، محمدرضا حیدری، مرتضی حقیقی، محسن حیدری، مهدی حاذق اعظم، علی حجت، پرویز حدادی زاده، مجید حیدرزاده، بهرام حامد، مجید حسینی، مراد خورشیدی، اسفندیارخلف، امیر خدیر، رحیم خدادادی، هادی خوش طبع، دریا خدیر، عبدالعلی خوانساری، سودابه خلیلی، آرتا دهقان پور، مهرداد درویش پور، حسین دولت آبادی، منوچهر دوستی، عبدالستار دوشوکی، داریوش دارا، فرخ دیلمی، پرویز دستمالچی، حسین دریانی، بهاره دینی، مجید دهبان، ملیحه داودی، مهدی ذوالفقاری، ژاله رستا، هایده روش، خدابخش رئیسی، محمد رضا روحانی، حمید رضا رحیمی، ناصررحمانی نژاد، علی رستانی، رضا رازی، فریماه رضوی، علی راجی، سهیل رسولی، بهرام رستا، آرش رازی، کامبیز رستمیان، سهیل ثابت راسخ، منوچهر رزم آرا، عباس رحمانیان، هما ریاحی، مجید زنجانی، محمد زمانی، نادر زاهدی، حسن زرهی، مهدی زمانی، مهرداد سید عسگری، عباس سبحانی، فریده سپیدار، عبدی سردا،  سپهر ساجدی آبکناری، کبری سلیمی، غلامرضا سجودی، مرتضی سامی، مهوش سپاسی، ف.م. سخن، پروانه سپهر، اکبر سیف، فریدون سهامی، علی اصغر سلیمی، حمید سلطانی، سهیلا ستاری، بهروز ستوده، مهران سپهری، ماشاء الله سلیمی، مکرم ستاری، ملودی ستاری، الاهه شکرائی، سیاوش شاملو، قاسم شکرائی، رضا شایان، مریم شکری، ناهید شجاعی، محمدحسین شکرالهی، علی شکوهی، پروانه شکرائی، عباس شهیدنیا، رضا شیرزاد، ایرج شکریان، شاپرک شجری زاده، کاظم شکریان، ناصر شاهین پر، سیما صالحی،  امیر صدری، فریبرز صارمی، فرهاد صوفی، فرح صنیعی فر، فریبرز صدری، فرید صالح، بهزاد صمیمی، پرویز ضرغامی، راحله طارانی، حسن طالبی، مهران عباسیان، ابراهیم علیپور، مهرداد عباسی، بهروز عارف، کبری عظیمی، پری عسگری، محمد عظیمی، اصغر عابدی، سیاوش عبقری، محمود عاشوری، رضا علوی، شهلا عبقری، حمید غضنفری، سینا غیور، جمال فرجی، فرزاد فراهانی، کیان فرجی، علی اصغر فرداد، عارفه فرهادی، علی فاضل، رضا فرنژاد، مهری ناز فاتح، حسین فرجی، فریدون فرح اندوز، رضا فرد، منصور فرهنگ، فریبرز فرشیم، بابک قطبی، روژان فیض، بهزاد کشاورزی، فریدون کابلی، ایران کریمی، مهناز کریمی، باقر کریمی، کورش فرزین، شهلا فاطمی، حمید قهرمانی، حسین قلی پور، نیلوفر قریشی، مهوش قائمی، فروغ کریمی،  کامبیز قائم مقام، محبوبه قاضی، افسانه مولوی، اختر قاسمی، کیوان کابلی، کریم قصیم، سام قندچی، بیژن کشاورز، منیژه کیوان،  فریده کوکبی، ناصر کاخساز، اکبر کریمیان، علا کشاورز، ارژنگ کلبعلی، حمید کوثری، نرگس کرمانشاهی، مهربد کنعانی، بیژن کوشکار، امیر کیانی، سولماز کریم پور، حسن کیانزاد، کامران کوشان، علی کریم زاده، حمید گل بابایی، علی گوشه، نازیلا گلستان، مهدیه گلرو، کوروش گلنام، جهانگیر لقایی، امیرممتاز، کاظم مصلی نژاد، اسفندیار منفرد زاده، زرین محی الدین، پرویز مختاری، علی میرفطروس، یلدا مشعوف، علیرضا میبُدی، جواد محمودی، حسن ماسالی، مریم موسوی، داریوش مجلسی، اکبر محبتی، پریوش محله، منصور مؤیدی، منوچهر مقصود نیا، انیس معین، مرتضی ملک محمدی، سیروس ملکوتی، احمد مشعوف، سارا مهدیانی، امیر معیری، افسانه مهاجر، نیما مشعوف، اکبر معارفی، انوشه مشعوف، ملک مظفری، جواد منشی زاده، رضا مریدی، مری مگناتن، رضا ملک، لیلی مشعوف،  بیژن مهر، مازیار محجوبی، فرشته مولوی، جهان مهر بخش، فرشته مالکی، انور میرستاری، دلارام میرعمادی، بیژن میرعمادی، حسین منفردی،  محمد نیک مرام، سیامک مطلق، کاوه موسوی، رضا مزرعه،  شکوه میرزادگی، یاسمن مالکی، امید مهر، سهراب نبویان، حبیب نیک مراد، امید نقره کار، هومن نقی زاده، ثریا ندیم پور، سپیده ناصری، مسعود نقره کار، سحر ناصری، محسن نژاد، کیان نوری، حسن نایب هاشم، حسام نیکزاد، سعید نجفی،  شیده ورزگر، علی وکیلی، احمد وحدانی، تقی هاشمی، مجید هوشیار، عطا هودشتیان، فریده هوشیار، مریم یعقوبی، فرشته یزدان پناه، عبدالا میر یابری محمد، آزیتا یاوری، فریده یوسفی، جاسم یابری محمد،  مهدی یعقوبی، محمدصدیق یزدچی، فرشید یاسایی، اسماعیل وفا یغمایی .

****

پریسا آزاد، آبتین آیینه، هوشنگ انصاری، مانوئل اسماعیلی، هلمند اربابی، پروانه اسانلو، داریوش امیری، ابراهیم احراری، پروین احمدی،  فاطمه اسانلو، مهشید ارفع نیا، شکوفه آذر ماسوله، پوریا ابراهیمی، رویا آتشی، عباس اسحاقی، سیروش اسدی، امیرحسین ایرایی،  فرشته اسانلو، یحیوی آزاد، شاهین انزلی، سیاوش اسد پور، کاووس ارجمند، هوشنگ اسدی ( هواس)، شهاب اهوازی، خورشید بختیاری، سیفی بهپور، مختار برازش، فرهاد بیگدلی، کمال باوند، بهداد بردبار، زهره بهروزی، عباس پهلوان، زینا پیمان، جمشید پاکزادیان، شعله پاکروان،  پریوش پروائی،  محمد ترشایی، کامبیز پناهنده، رامین پیرامون، کیانوش توکلی، حسن توانمند، مصطفی چترایی، جمال چیتگر، ناهید حقیقی، رویا حبیبی، محمد حسینی، منیژه حبشی، حسن حقایق،  بابک حاتمیان، مینو حقیقی، حسن خیاط باشی، ولی خلج زاده، رضا خواجه، محمد عبدالله خوانی، علی خوشوقت، آرمان دادیار، دانیال دوستی، رضا دهقان، ناهید دلنواز، فرح دیلمی، ازیز دادیار، عباس دالوند، رضا دلجو، علی رادبوی، سعید رضایی، فرح روز رنجبر، کمال رحمانیان، جهانشاه رشیدیان، حسن رجب نژاد،  احمد رستمی، احمد رفیع زاده، فرخ زندی، بهنام سیاوش، وحیده سماعی، جلال سبزواری، شهین سبزواری، مهتاب سلامتی، ایمان سلیمانی امیری، عباس سمیری، عزیز سامانی، فریبا شیخ الاسلامی، مهسا شکیبایی، کوروش شوستری، حمید شیرینی، نسرین شیخانی، کامبیز شاکری، مرسده شهابدین،  پری شاهقلی، صادق ظهوری، کریم طوسی، پروین طارمی؛ کوروش طاهری، هامون طبری، سعدی عظیمیان، جلال علوی نیا، غلام عسگری، آزاده عرفانی، علی علیرضائی، فرحناز عمادی، احمد علی عرفانی، جمال عارفی، فرهنگ عرفانی، امیر عرفانی، حماد عارف نیا، بهمن فتحی، زمان فیلی، باقرفاطمی، فرشید فرخ نیا، شراره فاطمی، الیشا فرزان، مانتی فاطمی، مینا فاطمی، پروین قوچانی، پرویز قاضی سعید. رحیم کاظمی، مهدی کیانی،  محبوبه کار آموز، منصور کاکاوند، رسول کناره فرد، فریبا کشاورز، ترانه روستا، رضا گوهر زاد، حسین لاجوردی، سلورا لزرجانی، علی مهر آسا،  بهجت مهر آسا، احمد مظاهری، مرتضی مشتاقی، رضا معزی، افشین مهرآسا، تقی مختار، رحیم مرتضائی،  احمد مقیمی، سعید محمدی، کاوه مظفری، حسین معینی، محمود مه میر میرزایی، نوشین مسکونی، ناصر محجوب، مهدی محمدی، فریبا مهرجو، عباس نصیری، مریم مقدم، ساجد میردریکوند، مریم نادری، هانری نهرینی، رویا منصوری، سیامک نادری، جواد نورمحمدی، شیرین نریمان، حسن نورائی، عبدالحمید وحیدی،  داریوش وثوق، تونیا ولی اوغلی ، بهنام وحدتی، حسام وثوقی، آذرهمپای، نادر یزدان خواه، علی اشرف یارمحمدی،  سوزی یاشار

امضاء ها ادامه دارند.

https://akhbar-rooz.com/?p=20459 لينک کوتاه

2 پاسخ

  1. مسئولین سایت اگر خواشتید بگذارید : این نسخه را قرار دهید : در باره : ” بیانیه ۵۴۳ کنشگر سیاسی و فرهنگی: در”انتخابات” شرکت نکنیم؛ نه به “انتخابات”، نه به جمهوری اسلامی! ”

    اما آری به چه؟ آیا آری، به باقی ماندن جامعه در نظام سرمایه داری استثمارگر، میتواند برای اکثریت جمعیت آن جامعه یعنی کارگران و زحمتکشان و به حاشیه زرانده گان ثمری داشته باشد؟
    و اساسا، آیا واقعا این اقایان و خانم ها که بیانیه زیر را امضاء کرده اند، نمی فهمند که حتی با سرنگونی جمهوری اسلامی ددمنش و جنایت کار و بدون واژگون سازی این نظم استثمار گر یعنی سرمایه داری نمی توان بر فقر، استثمار، گرسنگی، حاشیه رانده شدگی و فحشا و اعتیاد و هزاران بلای دیگر اجتماعی غلبه کرد؟ آیا اینها ندیده اند که کارگر فرانسوی، شیلیایی و کلمبیایی وو از فقر گسترده در برابر تیر زنهای دولت سرمایه داران سینه خود را باز میکنند و و فریاد می زنند، که بزنید،ما دیگر چیزی نداریم از دست بدهیم؟ و آیا حتی سرکوب وحشیانه میلیونها کارگر و زحمتکش حتی در خیابانهای پاریس زیبا ندیده اند؟ و آیا های بسیار دیگر؟
    چرا، همه اینها را دیده اند و حتی شاید کسانی از اینها هم باتوم هم خورده اند، بنا براین ، چرا ،؟ اساسا و اصولا در برابر نظام طبقاتی جابرانه و استثمارگران سرمایه داری سکوت می کنند و کارگران را متوهم می کنند؟ آیا در سال ۱۳۵۷ همین سکوت باعث نشد که سرمایه داران امپریالیست ، موفق به جانشینی همین ارتجاع هارتر از ارتجاع قبل از خود شوند؟ به باور من، چیزی جز منافع طبقاتی ، جز اپورتونیسم، جز نوکری سرمایه ، چیز باعث این وارونه گویی نیست.آری، باید جمهوری اسلامی سرنگون و داغان گردد و اما مسئله اصلی برای کارگران و زحمتکشان، سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزین آن با یک دولت مثلا سکولار مثلا شیلی، آرژانتین و حتی فرانسه، چه چیزی در بر دارد؟ آیا جز ادامه همین شرایط در شکل دیگری هست؟ اگر داشت که باید اوضاع کنونی در آن کشورها بر پا نبود. در شیلی در همین دو و یا سه ماه اخیر حدود ۵۰۰ نفر که بر علیه گرسنگی، فقر ، بیکاری، بی مسکنی و استثمار وحشانه اعتراض کرده اند را، کشته اند.
    باید در مورد این اقایان و خانم ها ی محترم ، نویسنده، محقق اجتماعی و اقتصاد دان و … به برشت رجوع کرد که گفت : – آن کس که حقیقت را نمی داند بیشعور است، اما آن کس که حقیت را می داند و آنرا دروغ می پندارد، تبهکار است. –
    من در این رابطه، چند روز قبل مطلب زیر را نوشته ام. بهتر می دانم که آنرا باز تکثیر نمایم.
    کارگران رأی نمی دهند، کارگران آگاه خود و طبقه را برای انقلاب سرخ آماده میکنند!
    تمامی اپوزسیون ایران، اگر چه در اسم و رنگ، نام و پرچم با هم متفاوت هستند و از راست سطنت و فاشیست تا باصطلاح چپ و کمونیست نامیده میشوند و اما وقتی کمی با دقت به بیانیه ها و اطلاعهیه و نوشته های سران و رهبران احزاب و سازمانها نگاه میکنید، همه دارای یک محتوا هستند. در همه آنها، تنها چیزی که هست ضدیت با جمهوری اسلامی ددمنش و جنایت کار و بی آلترناتیو دولت مشخص و شفاف برای آینده ی جامعه ایران و نیز مثل اینکه در آن جامعه اصولا و اساسا طبقات اجتماعی متضادالمنافع موجودیت ندارند و یک جامعه داریم، همه باهم در برابر یک رژیم بدون پایه و اساس طبقاتی!

    در نگاه نخست این می تواند خیلی خوب باشد، زیرا که اتحاد نیروهای اجتماعی را در خود دارد و اما، کمی با دقت و نگاه به تجربیات همین ۴ دهه از سرکار آورده شدن، این رژیم به اوضاع اقتصادی اجتماعی و سیاسی ایران و جهان و بویژه منطقه خاورمیانه، متوجه به عمق باتلاقی میشویم که این اپوزیسیون رنگار نگ در ظاهر و در محتوا یکسان ما را بدرون آن، بیشتر از پیش می کشد، می گردیم.
    ما در ۴۵ سال قبل در خود ایران با همین برداشت نظام شاهنشاهی را کنار زدیم و مبارزه طبقاتی را باصطلاح آن “بحث در باره آینده، بعد شاه” به بعد موکول کردیم.
    یعنی، ما کارگران و زحمتکشان جامعه زیر پرچم همه با هم و با شعار “آزادی، استقلال ، جمهوری اسلامی” که از محتوایش هیچکس جز سرمایه داران امپریالیست و سران دولت هایشان و خود خمینی و دار و دسته اطرافش به درستی اطلاعی نداشت، مبارزه کردیم، اعتصاب کردیم، تظاهرات نمودیم و حتی قیام مسلحانه بر پا نمودیم، زجر کشیدیم، زخمی شدیم، شکنجه گردیم، به ما تجاوز کردند و با گلوله سربی در تعداد دهها، صدها و حتی هزار هم کشته شدیم، جمهوری اسلامی با شعاری در محتوا مثل همین آزادی برابری ، عدالت اجتماعی ، کوخ نشینان در برابر کاخ نشینان، مستتعصفان در برابر توانگران، نقت و برق و رفت و آمد مجانی ، را بر انقلاب سوار کردند و نظام اجتماعی یعنی سرمایه داری بحرکت خویش ادامه داد و تعمیق یافت و تکامل یافت و تکمیل شد، زندگی امروز ما نتیجه همان شعارها “همه باهم ” است، اساسا و نه چیز دیگر. و امروز هم درست تمامی اپورزیسیون یک صدا شده است و همان را برای آینده مان تدارک دیده می بیند.
    در صورتی اگر در ایران فقر هست، بی مسکنی هست، بیکاری هست، کشت و کشتار هست، زندان و شکنجه و تجاوز هست، اگر سنکفرش خیابانها و پیاده روها با خون رنگین شده است، برای این است که یک جامعه طبقاتی است که طبقات کاملا با منافع متفاوت مادی و اقتصادی که طبقات حاکمه، طبقات محکوم را استثمار می کنند، یک جامعه سرمایه داری با مالکیت خصوصی سرمایه دارانه و کاز مزدوری است که دولت را بعنوان دستگاه سرکوب طبقاتی، دستگاه سرکوب طبقه سرمایه دار اساسا بر علیه طبقه کارگر موجو دارد.
    کارگران و زحمتکشان که بار سنگین تولید و توزیع مایحتاج این جامعه را بر عهده دارند را، نمی توان به آزادی و برابری بی محتوا دلخوش کرد و با سرمایه داران در یک صف قرار داد و به رهائی رساند. کارگران و زحمتکشان باید بر علیه سرمایه داران متحد شده، سازمان یابند و مسلح گردند و برخیزند که این جنگ که به آن جگ طبقاتی میگویند، آنگاه اولین مانع در برابر خود، دولت را می بیند که اکنون به اسم و نام جمهوری اسلامی است که دستکاه زور سازمان یافته طبقه سرمایه دار است که باید در هم شکسته گردد و با دولت کارگران و زحمتکشان مسلح جانشین گردد تا از این طریق موفق به لغو شرایط اجتماعی یعنی همان روابط سرمایه داران که کارگر را مجبور بفروش نیروی کارش به سرمایه دار کرده است، گردیده و جامعه ای بدون طبقات را برقرار نماید.
    به باور من،موضع ما کارگران آگاه در شرایط کنونی و در برابر انتخابات و انتصابات و تمامی اعمال و گفتار سرمایه داران و سرمایه پسندان، همان موضع باشد که کارل مارکس و فردریک انگلسآنرا را، دردو فاکت زیر در برنامه ای که در سال ۱۸۴۷ نوشتند و در سال ۱۸۴۸ به نام مانیفست حزب کمونیست انتشار یافت، جمع بندی کرده اند، باشد، یعنی واژگون ساختن نظام اجتماعی از طریق به پیروزی رساندن انقلاب قهری کمونیستی، درهم شکستن دولت کنونی و ایجاد دیکتاتوری پرولتارهای مسلح – در شکل شوراهای مسلج کارگران و متحدین شان و یادر اشکال دیگری که مبارزه طبقاتی کشف می کند.
    ۲- پرولتارها و کمونیستها
    قدرت حاکمه سیاسی بمعنای خاص کلمه عارت است از اعمال زور متشکل ( دیکتاتوری – من) یک طبقه برای سرکوب طبقه دیگر، هنگامیکه پرولتاریا بر ضد بورژوازی ناگزیر بصورت طبقه ای متحد گردد، و از راه یک انقلاب ( انقلاب مسلحانه – من) ، خویش را به طبقه حاکمه مبدل کند و بعنوان طبقه حاکمه مناسبات کهن تولید را ( استثمار گرانه که بر مالکیت خصوصی و کار مزدوری پرولتاریا متکی است – من) از طریق اعمال جبر ( دیکتاتوری طبقاتی – انقلابی پرولتاریای مسلح- من) ملغی سازد، آنگاه همراه این مناسبات تولیدی شرایط وجود تضاد طبقاتی را نابود کرده و نیز شرایط وجود طبقات بطور کلی* و در عین حال سیادت خود را هم بعنوان یک طبقه از بین میبرد.
    بجای جامعه کهن بورژوازی، با طبقات و تناقضات طبقاتیش، اجتماعی از افراد پدید میآید که در آن تکامل آزادانه هر فرد شرط تکامل آزادانه همگان است. »، تأکید از من است. مانیفست حزب کمونیست.
    « کمونیستها عار دارند که مقاصد و نظریات خود را پنهان سازند. آنها آشکارا اعلام میکنند که تنها از طریق واژگون ساختن همه نظام اجتماعی موجود، از راه جبر، ( یعنی بکارگیری قهر، یعنی با استفاده از قدرت کارگران مسلح و… حمید قربانی) وصول به هدفهایشان میسر است. بگذار طبقات حاکمه در مقابل انقلاب کمونیستی بر خود بلرزند. پرولتارها در این میان چیزی جز زنجیر خود را از دست نمیدهند، ولی جهانی را بدست خواهند آورد.
    پرولتارهای سراسر جهان، متحد شوید ! »، پایان مانیفست سال ۱۸۴۸.
    اما، به باورمن، امروز این شعار را باید با افزودن مخصوصا کلمه مسلح، به شکل زیر نوشت : پرولتارهای سراسر جهان متحد، متحزب، مسلح شوید.
    اعتصاب انقلاب انقلاب قهری کمونیستی ، تنها درمان و چاره است، رفقای کارگر و زحمتکش!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: