تأملی بر روز جهانی کارگر
هیراد پیربداقی

وظیفه­ ی نیروی آگاه ونقش ­آفرین آن است که نشان دهدمبارزه­ ی جاری و درحال وقوع، درحقیقت برسر چیست! نوعی روشنگریِ کنشگرانه که به وجهی دیالکتیکی با مسأله «رهایی» (از بند وضع موجود) و به سوی خلق نوعی سیاست رهایی بخش گره خورده­ است؛ که اگر ممکن شود، نقطه اثرش بر پیکره شیوه تولید (و بازتولید) سرمایه ­داری می ­نشیند و طبقه ­بندی­های اجتماعی را زیر و رو خواهد کرد
Alte Ansichtskarte: Künstler-AK Käthe Kollwitz: "Weberzug" 1897, Arbeiter mit Hacken und Beilen
کارگران. اثری از کته کلویتس

«رژیم سرمایه ­داری با افزایش وابستگی کارگران به سرمایه، نیروی عظیم کار متحد را به وجود می­آورد. سرمایه­ داری در سرتاسر جهان پیروز شد، ولی این پیروزی فقط پیش درآمد پیروزی کار بر سرمایه است.»

روز جهانی کارگر نماد قیام طبقاتی علیه طاعون طبقاتی است. یادآور رهبری طبقه کارگر در اتحاد عمومی علیه سلطه­ ی عمومی و انحصاریِ شیوه ­ی تولید سرمایه ­دارانه است. تذکری تاریخی و معاصر با ماست که بدون روشنگریِ مناسبات موجود، بدون کالبدشکافی مارکسیِ سرمایه، بدون اندیشیدن به «دنیای دیگر» لاجرم به گمراهی تأسف ­باری دچار می ­شویم. عرصه سیاسی-اجتماعی ایران در پیوند با سپهر عام سیاست در جهان امروز، پرورشِ باوری است که گویا تدارک خروج از نظم بحران ­زای کنونی و تحقق سوبژکتیویته ­ی جمعی ممکن نیست. اینکه آرمان ­های سیاسی خیالات دست­ نیافتنی­ اند و دوران مبارزات رادیکال نیروی کار گذشته است؛ اینکه در چارچوب همین نظم باید به اصلاح و بهبود وضعیت اندیشید و افق عقلانیِ سیاست طبقه کارگر در مسیر «مسالمت ­جویی» و سازشکاری است؛ اینکه با ائتلاف­ های فراطبقاتی می ­توان به سمت «سیاست رهایی بخش مردمی» رهسپار شد و «واقع بینانه» و «آشتی جویانه» وارد عمل شد؛ و خلاصه جنبش جهانی طبقه کارگر یا موضوعیت ندارد و یا بهتر است رویاهای تاریخی خود را فراموش کند!

در سوی دیگر شماری از عناصر جنبش کارگری و نیروهای سیاسی چپ و سوسیالیست هستند که بر روی توانایی­ های طبقه کارگر ایران متمرکز شده ­اند اما ماهیت ویرانگر پویش جهانی سرمایه را به فراموشی سپرده­ اند، نسبت به ظرفیت های جنبش­ های کارگری دیگر کشورها و هم­ سرنوشتیِ آنان بی ­اعتنا هستند و محاسبات خود را در چارچوب مبارزه ­ای ملی وارد می­ دانند. روز جهانی کارگر هشداری است برای آن دسته از مخالفان سرمایه ­داری تا صرفا رشته­ ای که در سا ل های اخیر جنبش­ های مزدبگیران و بیکارن خاورمیانه از ایران تا لبنان، جنبش­ های پناهجویان و محرومان اروپا، جنبش زنان سراسر جهان، اعتصابات عظیم کارگری در هند و چین و فرانسه و برزیل و غیره را به هم پیوند می ­دهد دنبال کنند.  این روز یادآور کمونیسم نهفته در دل جنبش طبقه کارگر است، یادآور نبردی نو و رهایی از یوغ بردگی مزدی، یادآور رویارویی سخت طبقات اجتماعی؛ اینکه میان دو جبهه ­ی طبقاتی، میان نیروی کار و نیروی سرمایه تنها زور حاکم است! میان این دو هیچ گونه وحدت طبقاتی به بار نخواهد نشست و این «وحدت» مشخصه­ ی فاشیسم است؛ به معنای سرسپردگی است که مطلقاً با آگاهی طبقاتی نسبتی ندارد بلکه عناصر آشکار طبقات در این رابطه­ ی سرسپردگی منجر به بیگانگی از خود و در نتیجه نفی خود می ­گردد، که هدف مطلوب نظام سرمایه است. این شکاف هولناک بین افرادِ در معرض از خودبیگانگی و انهدام و بهره­ کشی با افراد عامل و مالکِ وسایل آن، با صورت­بندی مبارزه ملی-دموکراتیک و در نتیجه نفی آشکار کلیت نظام سرمایه و امپریالیسم پر نخواهد شد. در مقابله با این باورها و رویکردها ناچاریم روند هژمونی ­یابی نیروهای سیاسی راست بر بدنه ­ی فعال طبقه کارگر را گوشزد کنیم و سیاست رادیکال کارگری را با ارجاع به بالقوه ­گی ­های آن در برابر سرکوب و ماشین قدرت دولتی نوید دهیم.

بيشتر بخوانید:  نظر مارکس درباره‌ی کمونیسم - پل بِرکِت، ترجمه: دلشاد عبادی

وظایف بورژوا دموکراتیک در ایران (برخلاف غرب) به دلیل عجز نیروهای بورژوا لیبرال در نقش­ آفرینی طبقاتی خود، بر عهده طبقه کارگر است. بورژوازی ایران کنشگر نیست و به کمک هیچ طبقه و نیروی داخلی و خارجی حتی قادر به تحقق دموکراسی نیست

به نظر می­ آید جامعه ­ی حال ایران به دو راهیِ تکرار تاریخی خود نزدیک شده است. دو راهیِ ارتقا یا عقب ماندگی، دوراهی تصرف قدرت از سوی پرولتاریا و متحدان طبقاتی با اقشار زحمتکش و بیکار و محروم جامعه یا نیندیشیدن به بی­ پناهیِ جنبش کارگری و چپ و سربریدن به دست استبداد، دوراهی تحول مناسبات یا استقرار مجدد! بافت تاریخی-اجتماعی ما راه دیگری نشان نمی­ دهد. وظایف بورژوا دموکراتیک در ایران (برخلاف غرب) به دلیل عجز نیروهای بورژوا لیبرال در نقش­ آفرینی طبقاتی خود، بر عهده طبقه کارگر است. بورژوازی ایران کنشگر نیست و به کمک هیچ طبقه و نیروی داخلی و خارجی حتی قادر به تحقق دموکراسی نیست. بیش از صد و بیست سال است که نمی­ تواند مساله اقتصادی را حل کند و سرمایه را به بخش ­های نامولد و کشور را به پرورش رانت و فساد ارزی و مالی ­می­ برد، و نهادهای تابع آن حتی ناتوان از اجرای حداقل برنامه رفاه همگانی و توسعه اقتصادی-سیاسی بوده ­اند. تاریخ می ­تواند تکرار شود اگر که نیروی اصلی از قدرت ­گیری امتناع ورزد. بازتولید نابرابری و فقر و خفقان زمانی قطع می­ شود که مناسبات قدرت و روابط اجتماعی تغییر کند و نیروهای لازم برای آن آماده شوند.

روز جهانی کارگر هشدار تقویمی مناسبی است برای ارزیابی مجدد و مشخص از شرایط معین تا پس از اوج­ گیری سرکوب فعالان کارگری و چپ در دو سال گذشته، پس از اعتصابات پیشرونده ­ی بخش­ هایی از کارگران و معلمان و مزدبگیران و زحمتکشان و سویه ­های رادیکال جنبش­ های حاشیه­ نشینان و بیکاران و دانشجویان و زنان، و از پسِ خیزش­ های دی و آبان  کدام «تحول» موضوعیت دارد و کدام تحول بر متن و بنیاد اجتماعیِ جاری بنا خواهد شد. این پرسش اساسی (و دشوار) خواه ناخواه برخاسته از همین عرصه­ های سیاسی-اجتماعی است که به همت توده­ ها و فعالیت لایه ­ها و بخش­ هایی از جامعه ادامه دارد. در این بین وظیفه­ ی نیروی آگاه و نقش ­آفرین آن است که نشان دهد مبارزه­ ی جاری و در حال وقوع، در حقیقت بر سر چیست! نوعی روشنگریِ کنشگرانه که به وجهی دیالکتیکی با مسأله «رهایی» (از بند وضع موجود) و به سوی خلق نوعی سیاست رهایی بخش گره خورده­ است؛ که اگر ممکن شود، نقطه اثرش بر پیکره شیوه تولید (و بازتولید) سرمایه ­داری می ­نشیند و طبقه ­بندی­های اجتماعی را زیر و رو خواهد کرد. از آن زمان که به قول مارکس «پاریس، کارگران و کمونِ آن تا ابد در مقام منادی باشکوه جامعه ­ای جدید بلند آوازه خواهند ماند»، سوسیالیسم عملاً امکان اندیشه و ابداع دنیایی سوای نابرابری­ های ذاتیِ سرمایه، و همان عملِ برابری­ خواه را به روی جوامع انسانی گشوده است. که در عمل است که آگاهی جولان می­ گیرد. انسان ­ها تابعی از سیستم حاکم ­اند و تازمانی که به حرکت و جنبش و سازماندهی مادی و ذهنی خود برخلاف جریان حاکم نیفتند، در بهترین حالت جامعه انسانی را آنقدر می­ شناسند که بدان خصمانه بنگرند اما الگوی پراکسیس ماندگارسازی سرمایه ­داری شوند. جامعه ­ی افسون ­زده ­ی کنونی ما را مدهوشِ نهادهای روابط قدرت و انواع شبکه­سازی­ ها و جنگ ­های اتنیکی و روانی و دیجیتال و مالی و غیره ساخته است که می­ تواند همزمان از صلح بگوید ولی جنگ­ افروزی را بقبولاند. می­ تواند به هزینه­ های سرسام­ آور نظامی، به بانک داری و حباب­ های مالی، به اسب سرکش بازار آزاد افتخار کند و همزمان با آن کشتار و فقر سیستماتیک را «شانس و اقبال» و پدیده­ هایی همواره در حال رفع بنامد! می­ تواند بر روی خون خیابان­ ها قصرهای یک درصدی­ ها بنا کند و به سبب طمع تخریب ­گرانه ­اش نیم میلیارد حیوان را با جنگل ­های استرالیا به آتش بکشاند، ولی بازوهای دولتی و امپریالیستی­ اش را ناجیان بشریت معرفی کند.

بيشتر بخوانید:  درس‌های بحران ويروس کرونا درایتالیا - فِرِد وستون، ترجمه: مهرداد امامی

بر همین راستا، آنچه نزد نیروهای چپ و سوسیالیست حائز اهمیت است، بررسی سرمایه به عنوان یک «رابطه اجتماعی» و یک شیوه تولیدی تاریخاً معین است و جنبه ­­ی انتقادی آن به «پایه­ ی مادیِ وجود جامعه سرمایه­ داری» اختصاص می­ یابد. اینکه سرمایه کوه اضافه ارزش­ های حاصل از استثمار شدید توده ­های وسیع را می­ بلعد و به طرز حیرت ­انگیزی در هر دور انباشت عظیم­ تر می­ شود؛ «شیوه تولید» چیزی خارج از این نیست. توضیحات مشروح و مستدل مارکس پیرامون تضادهای لاینحل سرمایه نشان می ­دهد «سد واقعی سر راه گسترش شیوه تولید سرمایه­ داری، خودِ سرمایه است»؛ اینکه سرمایه یک نیروی محرک دارد و بس و آن گرایش وی به ارزش افزایی و ایجاد اضافه ارزش با استفاده از وسایل تولید است. اینکه مطلوبِ نظام سرمایه و هدف تولید صرفاً سود است و انباشت برای سود و سود برای انباشت! و همین شاخص ماهوی سرمایه، بنیان تناقضی بحران ­زاست. چرا که شکارچی اصلی تمام جریان بی­ پایان سودهای اقتصادی یا اضافه ارزش ­ها خودِ سرمایه است که با بالندگی سرطانی ­اش و چونان ویروسی تکامل یافته لحظه به لحظه بر دهشت خود می ­افزاید.

مهم­ ترین فراخوان به بهانه ­ی روز جهانی کارگر این است که بیش از پیش با واقعیت جهان موجود، جهان مادیِ سرمایه و سلطه ­های پیدا و پنهان آن روبرو شویم. چراکه سرمایه­ داری از تمام منافذش فساد و بیماری و خون و ویرانی می ­بارد و بحران­ هایش ذاتیِ خود است. پس مطالعه و واکاوی هر بحران جدیدی به مثابه­ پدیده ­ای منفرد که گویا برای اولین بار در برابر جامعه آشکار شده انجام نمی­گیرد و در نتیجه فقط با اثرات ناشی از آن «بحران» (مثلا پاندمی کرونا) توضیح داده نمی ­شود. در غیر این صورت به تعبیر انگلس «ظهور ستارگان دنباله­ دار، هر بار موجب شگفتی همگان می­ شد»! 

https://akhbar-rooz.com/?p=27950 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More