تیمسار – هادی خرسندی

هادی خرسندی

 تیمسارِ سپاهیِ عمله
روی هر شانه اش سه تا چَلغوز

(نیست مال پرنده البته
بلکه چَلغوز آدمی مرموز!)

جان به کف در محله میگردد
هدفش دفع دشمن مفروض

تیر پنهان زند به رهگذران
پیر و برنا، حکیم و نوآموز

به امیدی که بابت پاداش
حکم ترفیع آیدش امروز

دو مدال و سه چار تا درجه
به درون خودش بود مقروض

پای تا سر مثال آرووغی است
آرزومند اینکه باشد گوز

خواب دیده که میرود فردا
خدمت رهبر مسافرسوز

کهنه آخوند را کند تکریم
نزد او کرده پشت خود را قوز

از سر خود کلاه بردارد
خدمتش بر زمین بمالد پوز

میزند رهبرش به سینه او
یک مدال مُصَیَّب ابن عجوز

تف کند از دو سو به پاگونش
بشود تیمسار ما پیروز

بهر فُرم جدید یونیفرُم
میرود پیش پیر پالاندوز

چونکه سرلشگر قرمساقی
شده حالا سپهبدی پفیوز

https://akhbar-rooz.com/?p=18476 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: