جهان بی قانون
زهره تنکابنی

مردم هیچ چیز از جمله سرکوب وحشتناک آبان را فراموش نمی کنند اما میخواهند هر تغییری را با قدرت خویش رغم بزنند و از دخالت بیگانه در اختلاف داخلی بیزارند. آنان نتیجه دخالت این دایه های دلسوزتر از مادر را در منطقه جلو چشم خویش دارند و از آن بیزارند. ترامپ و تیم سیاست گذارش هنوز جامعه ایران را نشناخته اند
زهره تنکابنی

آیا نظم نوین جهانی یعنی شهر هرت؟آیا این همان پیش بینی مانیفست کمونیست است که فروپاشی همه ارزش ها را بشارت داده بود؟ نظم نولیبرالیسم حقنه شده از طرف آمریکا در حال فروپاشی است. با شعار اول آمریکای ترامپ، همه مقررات  سرنیزه ای آمریکا یکایک بکنار میروند. بجای قرار داد های چندجانبه، قرار دادهای دو جانبه، بجای حذف تعرفه، برقراری تعرفه، بجای رفاه عمومی جمع شدن هرچه بیشتر ثروت در دست ابر سرمایه داران و بجای صلح و امنیت جهانی، جنگ هایی که میروند جهانی شوند. ویرانی کشورهای پیرامونی و پروار شدن سرمایه داران مرکز.

این بار جهانخواران  به نابودی میهن عزیزمان کمر بسته اند. دولت امپریالیست آمریکا بی واهمه از سر دمداران حقوق بشری غرب عمل غیرقانونی  ترور سردار قاسم سلیمانی را مرتکب شد و آوای شوم جنگ را در شیپور نحسش دمید. جهان خسته از جنگ های امپریالیستی ساعاتی نفس در سینه حبس کرد و از تصور افعانستان، سوریه ، لیبی و یمنی دیگر به لرزه افتاد. سرمایه مالی و مجتمع های تسلیحاتی اما به وجد آمدند. این جنگی روانی علیه تمامی جهان است. سردمداران مست از ابرقدرت بودن و سروری بر تمام جهان اما غافلند  که بسی امپراطوری  ها با همین غرور بیجا به فکر سروری بر تمامی جهان افتادند و ور افتادند.

در این یک هفته مردم ایران با وجود نا رضایتی شدید از فقر، اختلاف طبقاتی وحشتناک حاصل از چهل سال بی توجهی حاکمیت، دزدی های کلان از بیت آلمال و ظلم های آشکاری که از حاکمیت جمهوری اسلامی دیده اند، اما با بصیرت کامل به دشمن خارجی نشان دادند که به تجاوز آنان نه میگویند. مردم هیچ چیز از جمله سرکوب وحشتناک آبان را فراموش نمی کنند اما میخواهند هر تغییری را با قدرت خویش رغم بزنند و از دخالت بیگانه در اختلاف داخلی بیزارند. آنان نتیجه دخالت این دایه های دلسوزتر از مادر را در منطقه جلو چشم خویش دارند و از آن بیزارند. ترامپ و تیم سیاست گذارش هنوز جامعه ایران را نشناخته اند. آنان فکر کردند حرکت آبان ماه سیب را رسیده کرده است و ایران آماده افتادن است اما شرکت مردم در تشییع پیکر سردار سلیمانی همچون ترمزی در برابر ماجراجویی های آنان عمل کرد و نیز حاکمیت جمهوری اسلامی را از تندروی در انتقام جویی بر حذر داشت.

حال آیا وظیفه جمهوری اسلامی در مقابل مردم ایران سنگین تر نشده است؟ آیا بهتر نبود که بجای اختصاص دو میلیون یورو به سپاه قدس بعنوان انتقام سخت، آن را برای تامین معاش مردمی چنین بزرگ اختصاص میدادند؟ بیابید از بزرگی مردم خوب مان درسی بیاموزید. آنان حافظان واقعی کشور و منافع ملی ایرانند. جان آنان گرامی تر از آن است که به توهم توطئه خارجی در خیابانها با تیرهای خودی به خاک افتد.

و اما سخنی با مجازی نویسان خارج و داخل ایران که که از بفراموشی سپردن وقایع آبان ماه یقه پاره میکنند. چرا یقه آدم کشان آمریکائی را نمی گیرید که در دو قرن اخیر در سراسر جهان و بویژه ایران همیشه مانع حرکت مردم در جهت تغییر دموکراتیک مدنی بودند و با کینه ای شتری  به حکومت ها کمک کردند تا جنبش مردم را به عقب برانند؟ آنان مانع اصلی به ثمر رسیدن جنبش های مردمی بوده اند و هستند.

زهره تنکابنی مادر صلح
نوزده دی ۱۳۹۸

https://akhbar-rooz.com/?p=17552 لينک کوتاه

11 پاسخ

  1. خانم تنکابنی
    همه حرفهای شما درست، ولی واقعیت جهان امروز ـ و همیشه ـ این بوده حتی مردمی ترین حکومت دنیا بر سر کار بیایید اما حمایت کشورهای بزرگ جهان که اکنون همه آنها در دایره سرمایه داری و امپریالیسم قرار میگیرند را نداشته باشد نمیتواند بر سر پا بیایستد مگر آنکه ایزوله به حکومت خود ادامه دهد. من نمی دانم این مقدار کوچک را تئوری پردازان متوجه نمی شوند. اگر شما حکومت را بدست بگیرید آیا نباید حمایت کشورهای بزرگ را جلب کنید یا مثل جمهوری اسلامی و کره شمالی رفتار میکنید. همین دو حکومت پشتیبانی دو حکومت تقریبا توتالیته روسیه و چین را دارند. حالا خود دانید و مردم. این که شما و یارانتان میروید به ترکستان است. بعد از چهل سال هنوز سردرگمی و همچنان تئوری بافی. نشسته ایم و بعداز هر حادثه و اتفاق بیانیه صادر میکنیم. سیاست ابن الوقتی و پوپولیستی.

  2. شما که ترور سلیمانی را محکوم می کنید نظرتان نسبت به حضور سلیمانی در عراق و رابطه او با حشداشعبی و حمایت مالی و لجستیکی این نیرو چیست.
    دوم: هواپیمای اوکرایینی که سقوط کرد مقامات جمهوری اسلامی همه گفتند نقص فنی بوده در اثر فشار بین المللی مجبور شدند به حقیقت اعتراف کنند. آیا این را دخالت می دانید و فکر می کنید مردم خودشان باید آن را حل می کردند و یا از این موضوع خوشنود هستید

    1. مسلما حکومت ولایی شانسی به مردم نمی دهد و از مشین تبلیغاتی و سرکوبش استفاده خواهد کرد و درست است که ما بکمک جهانی احتیاج داریم
      مبارزه را باید بجایی نکشاند که مردم در برابر هم قرار گیرند یعنی انچه حکومت در سر دارد.
      ازادی زندانیان سیاسی و در خاست رفراندم را دنبال کنیم در این حال بخش مهمی که هم در خاکسپاری سلیمانی شرکت کردن را میتوان جذب کرد.

  3. اگر مردم با شعار های ضدجنگ و یا حداقل در تظاهراتی بی شعار و مسکوت در مراسم تشییع جنازه زنجیره ای قاسم سلیمانی شرکت کرده بودند، آنوقت تئوری های خانم تنکابنی پی توانست رگه ای از حقیقت در بر داشته باشد. آیا ندیدید و یا به سرعت فراموش کرده اید که مردم به تکرار شعارهای جنگ طلبانه آقایان پرداختند و هوار زدند که می کشم آنکه برادرم کشت؟ چگونه این را می توان به حرکت و انگیزه ضد جنگ مردم شرکت کننده تعبیر کرد؟
    بر اساس کدام نشانه و دلیل می گویید که این شرکت مردم جمهوری اسلامی را از تندروی در انتقام جویی بازداشت؟ یعنی جمهوری اسلامی قدرت انتقام سخت تری را داشت و به دلیل پیام مردم در این مراسم زنجیره ای و احترام به تمایل ضد جنگ آن ها راه تعقل و تعامل در پیش گرفت؟
    بر اساس کدام کدام شواهد، نظر سنجی و یا تحلیل جامعه شناسی منطق این همانی را در مورد شورشیان آبان و شرکت کنندگان در تشییع جنازه های زنجیره ای به کار می برید؟ آیا این ادعای شما در راستای تبلیغات سیستماتیک حکومتیان نیست؟
    تا کی می خواهید تمام گناه را به عامل خارجی و به قول تان امپریالیست های جهان خوار نسبت دهید و نادیده بگیرید این حقیقت تاریخی را که این گندیدگی ما ایرانی ها از درون است، و خطر اصلی جنگ و ویرانی از جنگ طلبی و روحیه جهان خوار جمهوری اسلامی است؟ واقعا دوباره می خواهید که ما در حرکتی ضد آمریکایی زیر درفش جمهوری اسلامی برویم و امید این را داشته باشیم که آقایان به خودشان بیایند و از بزرگواری مردم درس بگیرند؟
    فراموشی و آلزایمار تاریخی هم باید حدی داشته باشد!!

    1. آقای نشاط حداقل من در ایرانم‌ ومشاهدات میدانی دارم شاید از شما که لب گود نشستید تاحدی دلیل بیشتری دارم.اما شما هم قاعدتاً آن اعلام حضور مردم را در فیلم ها دیده باشید که با اعلام اینکه ای حاکمان بدانید که بخاطر شما نیامده ایم و……قضاوت کنید کدام مان آلزایمر داریم.

      1. سلام خانم تنکابنی،
        اولا که بنده نه قصد و نه حق اهانت به شما را داشته ام. اگر از آلزایمار سیاسی حرف زدم به عکس العمل توده هایی اشاره کردم که به قول مولوی شیران علمند و حمله شان تابع باد و جهت آن. شما طبیعتا حق داشتن نظر خودتان را دارید و در بیان آن امیدوارم همواره بی دریغ و بی مانع باشید.
        اما این حکایت مشارکت مردم در تشییع جنازه و پیام های مخفی در متن شان مرا به یاد لطیفه ای انداخت که امیدورام رگه ای از کم ادبی در آن نه خاطر شما را آشفته کند و نه باعث این شود که سردبیر محترم اخبار روز از انتشار این دل نوشته خودداری کند.
        می گویند شبی عده ای سارق به منزل زوجی حمله کردند برای غارت. دزدان که گشنه شان بود و از بر و روی خانم خانه هم بدشان نیامده بود او را مجبور کردند که بعد از طبخ غذا و چیدن سفره به آهنگی برایشان برقصد. بعد از شام و رقص خانم (شرمنده از این کلام) دزدان ترتیب وی را دادند و چند گونی از اموال زوج مربوطه را هم با خودشان بردند. بعد از رفتن دزدان زنه سراغ شوهرش رفت و با دلجویی گفت ” آخه چرا اینقده ناراحتی؟ مگه ندیدی مجبورم کردند برقصم و باقی قضایا؟”. مردک در جواب گفت ” آره قبول که مجبورت کردند برقصی، اما اون بشکن زدنت واسه چی بود؟”

        حالا هم حکایت ما است و این توضیحات چپ و راست که مردم را یا گول زدند، یا مجبور کردند، یا احساسات ملی و مذهبی شان را تحریک کردند و غیره و غیره. اما اگر از من بپرسید یکی از علل اصلی “شرکت غیر خودی ها” در آن مراسم همان نبود حافظه تاریخی است و طبیعت بیش از حد احساساتی و بالطبع غیر عقلانی ما ایرانی هاست. و چون احساساتی هستیم و کمتر عقلایی، همیشه فکر می کنیم علت بدبختی ما عوامل خارجی است و توطئه گران خارجی. همه چیز یا سیاه است یا سفید. چهل سال است که به امثال سلیمانی ها فحش دادیم که باعث فلاکت ملت و مملکتند و بی وطن، چرا که دینشان وطن شان است، اما چون ترامپ او را ترور می کند می شود قهرمان ملی و آرش زمانه.
        اگر این آلزایمر تاریخی نیست، پس چیست؟

        در مورد اشاره تان در مورد لب گود بودن ام(خارج نشینی) هم شاید شما حق داشته باشید. من فقط این را می دانم که نه مقیم ایران بودن و نه خارج نشینی هیچکدام به طور مطلق ارزش مثبت و یا منفی نیست. باید دید هر کس چه زندگی ای و به چه بهایی برای خود انتخاب کرده است. من سال ها پیش ترجیح دادم که به قیمت دریوزگی اربابان قدرت آن هم از نوع مستبد مذهبی اش در ایران نمانم و روح خودم را به شیطان نفروشم. به قول قدیمی ها یک گندم خوردم و از بهشت آقایان خارج شدم. مطمئن هستم که شما هم در سر بزنگاهی مصلحت خود را بهتر تشخیص داده اید و ادامه زندگی در ایران را انتخاب کرده اید. در ضمن یکی از مزایای خارج نشین بودن دسترسی بی نهایت به اخبار و اطلاعات بی سانسور و فیلتر نشده است که باعث فهم تاریخ جاری از زوایای مختلف می شود. در این چارچوب آزاد است که سیل عظیم جمعیت در مراسمی دلیل به حق بودن مراسم و عین حقیقت بودن پیام مردم نخواهد بود. برای رفع سؤ برداشت این را هم اضافه کنم که هنوز هم بسیار کسانی را در ایران می شناسم که سرمشق انسانیت و آزادگی این زمانه هستند. خیلی هاشون هم ترجیح داده اند که در این جمهوری کثیف و ضد فرهنگ سکوت پیشه کنند و اگر در فکر انقلاب نیستند حداقل از گرد آمدن زیر پرچم ای جانیان حکومتی خودداری کنند. چرا که:
        ناکسی گر بر کسی بالا نشیند عیب نیست
        روی دریا خز نشیند قعر دریا گوهر است
        با عرض ادب.

        1. چند وقت پیش فردی چماقدار خاص حاکمیت که عنوان استاد دانشگاه را هم به نافش بسته بودند در تلویزیون حاکمیت ظاهر می شود و با بیانی ترتیب دهندگی که ریشه در استادی اراجیف گویی اش داشت در پاسخ به فراخوانی که یک از هنرمندان زن داده بود(فکر می کنم خانم رخشان بنی اعتماد بود ) گفت
          اگر سپاه نبود که جلو داعش را بگیرد داعش به خودت و دخترت رحم نمی کرند و بهتان تجاوز می کردند( به بیان دیگر ترتیبتان را می دادند).
          این چرندیات این فرد و وقاحت این فرد
          خیلی ها را شوکه کرد و این افراد به خودشان گفتند جریان چیست که این ادبیات هم علنی شده است .
          بگذریم
          برویم سر موضوع دیگر،
          اینکه من بدین خاطر که گردی به لباسم ننشیند برو خارج و فرصت طالبانه از امکانات رفاهی و امنیتی دیگران استفاده کنم آنهم از امکاناتی که خودم هیچ نقشی در بوجود آوردنشان نداشتم و از آنجا برای داخل تعیین تکلیف کنم
          و ادعاهایی داشته باشم،
          این روش و استدلالاتش
          از آن موارد صدتا یک غاز است.
          البته آن بزرگواران که بخاطر اینکه یقین پیدا کرده بودند حکم اعدامشان صادر شده است
          عملی موجهه
          برای خروجشان شکل گرفت
          و باید خارج می شدند و…

    2. کاملی صحیح است :
      استبداد داخلی نقش اساسی و اصلی را در ویرانی ها مختلف کشور دارد و استبداد می تواند پای زورگویان خارجی را برای زورگویی های
      خاصشان باز می کند
      اما در تحولاتی که در جریان است
      گاهی حرکات بیگانگان در خدمت تثبیت استبداد بطریق هوشمند است؛ اگرچه ممکنه است داخلت خارجی تحولی را بوجود آورد که ممکن است ظاهر خوبی داشته باشد
      اما می تواند
      استبداد خاص دیگری را برویاند.

  4. با احترام
    ما هم جهان را درست نشناخته ایم !
    اصول ارتباط و تاثیر متقابل را به فراموشی نسپاریم!
    حکومت اسلامی یکطرف این بلبشو را ایجاد کرده است.
    اینکه جهان به نظم بهتری خواهد رسید با عدم دخالت های نا بجا و نبود اسلامگرا ها را مورد بررسی باید قرار داد.
    یک مهندسی بیطرف و انسانی در سطح جهان چگونه امکان پذیر میتواند بشود؟

  5. من با نظرهای خانم تنکابنی در مورد سیاست های ایالات متحده در منطقه خاورمیانه و جهان کاملا موافق هستم، از جمله موافق هستم که این کشور حق نداشته است که قاسم سلیمانی را ترور نماید و لازم است که این اقدام بدون هیچ قید و شرطی محکوم شود. علاوه بر آن من نیز مخالف دخالت خارجی در امور داخلی ایران (حمایت بین المللی مثلا توسط نهادهای مدنی شامل این موضوع نبوده و نخواهد بود)، حامی قرارداد هسته ای و مخالف تحریم های آمریکا هستم. اما گمان می کنم که اگر تنها به همین مقدار بسنده کنیم و به عنوان یک ایرانی در مورد سیاست جنگ طلبانه و سیاست ضد امپریالیستی ارتجاعی جمهوری اسلامی سکوت کنیم، تنها همراهی با گفتمانی است که جمهوری اسلامی آنرا تبلیغ می کند است و اتفاقا این نوع از عوام زدگی هیچ کمکی به تقویت صلح در منطقه نخواهد کرد.

    1. آقای سیامک همدانی
      خانم تنکابنی به عنوان یک کنشگر علنی مدنی در ایران این مطلب را نوشته ست .
      بنظر نگارنده ایشان در این نوشته در مورد جمهوری اسلامی «سکوت» نکرده ولی «شعار » هم نداده ست.ببینید ! در این گزاره از مقاله ی خانم تنکابنی چه چیزی از قلم افتاده است :
      «در این یک هفته مردم ایران با وجود نا رضایتی شدید از فقر، اختلاف طبقاتی وحشتناک حاصل از چهل سال بی توجهی حاکمیت، دزدی های کلان از بیت آلمال و ظلم های آشکاری که از حاکمیت جمهوری اسلامی دیده اند، اما با بصیرت کامل به دشمن خارجی نشان دادند که به تجاوز آنان نه میگویند. مردم هیچ چیز از جمله سرکوب وحشتناک آبان را فراموش نمی کنند اما میخواهند هر تغییری را با قدرت خویش رغم بزنند و از دخالت بیگانه در اختلاف داخلی بیزارند.»
      شما می توانید در مورد شیوه ی نگرش و تحلیل ایشان از ترور قاسم سلیمانی هر طور که می خواهید انتقاد کنید.
      نگارنده بسهم خود باور دارد که : طبیعت امروز مردم ایران متفاوت ست میلیونها نفر موافق و میلیونها نفر مخالف حکومت اند. مسئله این است . می بینیم که مردم مخالف حکومت دوباره بپا خاستند و جنبش ضد رژیم به اعتراضات آبان ماه متصل شد. واکنش مردم به ترور قاسم سلیمانی از جنس دیگر بود که حکومت با تمام نیرو طرفداران خود را در سراسر ایران بسیج کرد.
      طرفداران ترامپ را گیج و منگ کرد که به فحاشی به او پرداختند و دوباره به تئوری توطئه متوسل شدند . بعداز فاجعه هواپیمای مسافربری اوکرائین و بر ملاشدن دروغ حکومت ننگین جمهوری اسلامی و شروع مجدد جنبش مردم علیه دیکتاتوری تازه از عالم هپروت بیرون آمدند.
      در این روزهای سرنوشت ساز اگر بنا باشد عجولانه و نابخردانه مانند سال ۵۷ نظاره گر حوادث باشیم تا حکومت و بازیگران مختلف داخلی و خارجی هر چه می خواهند انجام دهند و تبلیغ کنند تا مسیر مبارزات مردم را به سمتی که میخواهند سوق دهند .مردم هرگز به اهداف به حق خود نخواهند رسید.
      شعار ها ی مردم در ایران علیه رهبر ، فرمانده قوا و سپاه ست که بمراتب از شعار های تخیلی بعضی از نیروهای خارج از کشور معقول تر و رادیکا ل تر ست .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: