جهان پسا کرونا، آیا مدل جایگزینی هم وجود دارد؟ (۱) – احمد هاشمی

جهان ما با واقعیت های اقتصادی جدیدی روبرو است و به همین دلیل راهبرد اقتصادی متکی بر رشد و توسعه نئولیبرالی که بیش از سه دهه، راهبرد مسلط در جهان است، به بن بست رسیده است. اقتصاد متکی بر عرضه نامحدود و ارزان منابع و مصرف انبوه، برای تامین رشد اقتصادی بالا، به مانند گذشته و برای زمان طولانی، دیگر ممکن نیست
احمد هاشمی

مقدمه

پاندمی کرونا و تدابیر لازم برای مبارزه با آن، جهان را در آستانه یک بحران اقتصادی گلوبال قرار داده است. اینکه یک پاندمی باعث مشکلات عدیده اقتصادی می شود، بدیهی است. اما نتایجی که در لحظه فعلی به تدریج  آشکار می شود، حاصل بحران چند جانبه و دیرپای سرمایه داری نئولیبرال است، که اکنون ما در آن زندگی می کنیم. در چند دهه اخیر در اثر جهانی شدن نئو لیبرالی شکاف فقیر و غنی روز به روز گسترده تر شده است. نابرابری اجتماعی مدام افزایش یافته است.

برای سود بیشتر ثروتمندان جهان،  محیط زیست، اقلیم و طبیعت به همراه جانواران و گیاهان مورد تخریب بی سابقه ای قرارگرفنه اند. بهره کشی از انسان و طبیعت مدام در حال افزایش بوده است. حقوق و شرایط کار برای کارگران و بخصوص مزد بگیران، به قیمت سود بیشتر سرمایه داران مدام، نامناسب تر شده است.

 از آزادی های اولیه مردم، به نفع امنیت ثروتمندان و قدرتمندان مدام کاسته شده است و تبعیض نیز در همه ابعاد اجتماعی  گسترده تر گشته است و ازهمه  مهمتر درزمان بحران ها: بدهکاری ها و ضررها اجتماعی می شوند و اما سودها خصوصی باقی می مانند.

سرمایه داری نئولیبرالی، که اکنون ما در آن زندگی می کنیم

دو مثال:

آمریکا: توزیع ثروت نابرابر و افزایش نسبت قربانیان کرونا در سیاهپوستان

برمبنای سنجش تولید ناخالص داخلی، آمریکا ثروتمندترین کشور در جهان است. اما ثروت در آمریکا به ویژه در مقایسه با سایر کشورهای جهان نابرابر تقسیم شده است. بنا به گزارش اداره سرشماری آمریکا (U.S Census Bureau  ) در سال ۲۰۱۸ بیست درصد از ثروتمندان آمریکا به اندازه باقی هشتاد درصد آمریکایی ها صاحب ثروت بوده اند. کووید – ۱۹ نشان داد که پی آمد توزیع نابرابر ثروت، چه تاثیری در عمر متوسط انسان ها دارد.

 نسبت قربانیان کرونا با وضعیت اقتصادی و اجتماعی پایین، دو برابر بیشتر از افراد مرفه است. انسان های کم درآمد ۱۰درصد بیشتر از انسان های مرفه، از مشکلاتی مانند دیابت، فشار خون و سایر بیماری های مزمن  برخوردارند. براساس گزارش سازمان کنترل و جلوگیری از اشاعه ویروس ها در چین، امکان مرگ انسان ها با بیماری های پیش گفته  دراثرکووید- ۱۹ ده برابر، بیشتر از انسان سالم است.

 گزارش سازمان بهداشت جهانی نیز نشان میدهد که میانگین خطر مرگ در فقرا ۵۵ سالگی است و اما این میانگین در افراد مرفه  هفتاد سالگی است. با این توضیحات می توان درک نمود که چرا زندگی سیاهپوستان آمریکایی  به مراتب بیشتر از سایر اقشار در خطر است. آمار نیز این ادعا را اثبات می کند: متوسط درآمد سیاهپوستان آمریکایی ۶۱ درصد درآمد سفیدپوستان در آمریکا است.

 از سوی دیگر آمریکا تنها کشوری با درآمد بالا است، که بیش از بیست و هفت درصد شهروندان، فاقد بیمه درمانی هستند. آمار سیاهپوستانی که فاقد بیمه هستند، دو برابر سفیدپوستان است.

سیاهپوستان آمریکایی، یک سوم  جمعیت شهروندان شهر شیکاگو را تشکیل می دهند، ولی هفتاد درصد مبتلا به کووید- ۱۹ در میان سیاهان است و نزدیک به نصف قربانیان کرونا را شامل می شوند.

هندوستان با یک میلیارد و سیصد میلیون جمعیت

از تاریخ ۲۴ مارس یک میلیارد و سیصد میلیون مردم هند به حکم قانون مجبورند در خانه بماننذ. ادارات، شرکت ها، کارخانجات و فروشگاه ها همه بسته هستند.

هفتاد و هشت میلیون از مردم هند زاغه نشین هستند و فاقد آب جاری هستند. سیستم بهداشت و درمان  در هندوستان در وضعیتی بسیار نامناسب قرار دارد. در تمام هندوستان در شرایط کنونی کمتر از ۵۰۰۰۰ دستگاه تنفس وجود دارد. برای هر هزار نفر چیزی در حدود هفت دهم تخت بیمارستان موجود است، به عنوان مقایسه در ایتالیا این عدد سه و چهاردهم بوده  است، با این وجود در آنجا ظرفیت کافی برای مبتلایان کووید- ۱۹ موجود نبود.

بيشتر بخوانید:  جهان پسا کرونا، آیا مدل جایگزینی هم وجود دارد؟ (2) - احمد هاشمی

۴۵۶ میلیون نفر در هندوستان به کارغیر رسمی مشغول هستند. با گسترش  پاندمی کرونا ۲۱۷ میلیون از شاغلین غیررسمی  بیکار شده اند، شاغلین غیر رسمی فاقد قرارداد کار، بیمه اجتماعی و بیمه بیکاری هستند.

تدابیر دولتی برای جلوگیری از اشاعه کووید- ۱۹، باعث سخت شدن ادامه زندگی برای بیش از ۲۰۰ میلیون نفر در هندوستان شده است. حداکثر کمک دولت هند به انها،  کمک غذایی در روز است، برای تمامی افراد یک خانواده، یک بسته غذایی در نظر گرفته شده است. تنها راه موجود برای مقابله با گرسنگی  کارگران غیر رسمی، بازگشت  آنها به روستاها نزد خویشاوندان شان است. در چنین شرایطی ثروتمندان هندی با جت های مخصوص فرزندانشان را از کشورهایی که به تحصیل مشغولند به خانه بر می گردانند.

بحران اقتصادی گلوبال

جهانگیر شدن شیوع بیماری کووید-۱۹در شرایطی اتفاق افتاد، که  نشانه هایی از آغاز یک رکود اقتصادی، در اقتصاد جهانی مشهود بود. این نشانه ها را می توان در کاهش رشد اقتصادی در کشورهای پیشرفته صنعتی در اروپا و آسیا، بروز بحران در سیستم تجارت جهانی در پی مشاجرات آمریکا با چین ،اروپا و مکزیک و بی ثباتی بازارهای مالی مشاهده نمود.

 در لحظه کنونی جهان شاهد یک بحران اقتصادی گسترده و همه جانبه است. رشد اقتصادی چین معکوس شده است. بخش بزرگی از روندهای خدمات و تولید در آلمان، فرانسه، ایتالیا، انکلیس و اسپانیا و تمامی اروپا متوقف گشته است. بخش قابل توجهی ازاقتصاد آمریکا از کار افتاده و میلیون ها نفر بیکار شده اند.

تحقیقات سازمان ملل در ابتدای ماه آوریل حاکی از آن است که “در صورت انقباض بیست درصدی اقتصاد۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیون نفر یعنی، یک هشتم جمعیت جهان به زیر خط فقر سقوط خواهند کرد”، این پژوهش حدس می زند ممکن است که شرایط اقتصادی خاورمیانه ،آفریقا، آمریکای لاتین  به سطح  سی سال پیش تنزل یابد.

کالج سلطنتی در انگلیس و دانشگاه ملی  استرالیا حدس می زنند که در اثر جهانگیر شدن کووید- ۱۹ پانصد میلیون نفربه فقرای جهان افزوده می شود. بر اساس برآورد بانک جهانی نیز در شرایط کنونی  نیمی از مردم جهان  روزانه با کمتر از ۵.۵ دلار زندگی می کنند.

در این میان اما در اثر اشاعه کووید- ۱۹ صاحبان شرکت های آمازون و نت فلیکس بر ثروتشان افزوده شده است. از زمان بروز پاندمی کرونا تا کنون مارک سوکربرگ و بیل گیت کمی از میلیاردهایشان را از دست داده اند، ولی همچنان که بحران اقتصادی  ۲۰۰۸ نشان داد در نهایت و در طولانی مدت، این ثروتمندان جهان هستند که از بحران سود می برند.

پرسش هایی که بیش از همه اکنون مطرح است این است که:

الف – چگونه می توان بر این ابربحران اقتصادی گلوبال فائق آمد؟ ب-  ابعاد سیاسی – اجتماعی این بحران در جهان چیست؟ ج- آیا جهان پس از کرونا، جهانی پساسرمایه داری نئو لیبرال و همراه با پایان جهانی سازی نئولیبرالی خواهد بود؟

در همین دو سه ماه اخیر پاندمی کرونا محرز نمود، که سیستم سرمایه داری نئو لیبرال با همه نهادهای ریز و درشتش ناتوان در حفظ سلامت شهروندان است. شهروندان جهان همچنین نظاره گر این موضوع بوده اند که چگونه  نظام تک – چند قطبی (آمریکا، چین، اتحادیه اروپا  و روسیه و ژاپن) نانوان از مدیریت حداقلی بحران کرونا در سطح گلوبال بوده اند.

بيشتر بخوانید:  موانع اصلی برپایی ائتلاف در اپوزیسیون برونمرزی - احمد هاشمی

پارادوکسیال شرایط کنونی این است که از یکسو نقاط ضعف سیستم سرمایه داری نئولیبرال بیش از گذشته آشکار شده، اما از سوی دیگر اولویت حفظ  سلامت شهروندان در لحظه کنونی و تلاش دولت های ملی در این رابطه (ایران یک استثنا است) باعث اعتبار و تقویت همین دولت ها شده است، در نتیجه توازن قوا چه در عرصه دولت های ملی و چه در عرصه بین المللی جائی برای این خوشبینی که جهان پسا کرونا، جهان پسا نئولیبرالیسم است، باقی نمی گذارد.

مهمترین موضوع در شرایط کنونی این است که آیا حل بحران اقتصادی ناشی از کرونا در جهت پایداری و تاب آوری اکولوژیکی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در جوامع است؟ چهار چشم انداز متفاوت را می توان در این رابطه مورد بررسی قرار داد:

الف – ادامه وضع موجود: رشد و توسعه نئولیبرالی

ب- رشد و توسعه پایدار سازمان ملل

ج-  مهار رشد و  جامعه پسا رشد

د- رشد و توسعه پایدار با محوریت سوسیال- اکولوژیک

الف – ادامه وضع موجود: رشد و توسعه نئولیبرالی

 در این سه دهه  اخیر نتیجه رشد و توسعه نئولیبرالی، باعث اجتماعی ناعادلانه، محیط زیستی ناامن و زیانبار برای تعادل اکو سیستم شده است. در رابطه با  ایجاد اجتماعی ناعادلانه و نابرابر در بالا بحث شد.

با چرخش به  سمت راهبرد نئولیبرالی در اقتصاد از سال های هشتاد، بازار آزاد رادیکال به همراه رشد اقتصادی به عنوان مبنای مرکزی جهت گیری های توسعه، در عرصه سیاسی تبدیل شد.

نتیجه افزایش نرخ رشد اقتصادی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری، از یک سو باعث استفاده از حجم فزاینده ای از منابع، به ویژه منابع تجدیدناپذیر فسیلی شده است و از سوی دیگر نیز منبعی برای تولید پسمانده هایی شده است، که طبیعت دیگر قدرت جذب آن را ندارد. در ثانی نتیجه افزایش نرخ رشد، باعث بالا رفتن سطح استاندارد زندگی در این کشورها شده و پیامد آن نیز افزایش مصرف شخصی است.

ناسازگاری افزایش مصرف سرانه و تعادل اکولوژیکی به یکی از مسائل حاد جهان تبدیل شده است. در کناراین موضوع هدف و آرزوی برحق همه کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه نیز، رسیدن به استانداردهای زندکی در کشورهای توسعه یافته  و در نتیجه افزایش مصرف سرانه است.

واقعیت این است که بیست درصد جمعیت ساکن در کشور های توسعه یافته و ثروتمند، هشتاد درصد منابع طبیعی در کره خاکی را مصرف می کنند، این درحالی است که بخش اعظم این منابع طبیعی در کشورهای درحال توسعه و توسعه نیافته قرار دارد. منابع طبیعی و معدنی  به عنوان کالای عمومی، متعلق به همه انسان های امروز و نسل های آینده است.

با سه مثال مشخص این موضوع را میتوان عینی تر نمود:
مورد اول مربوطه به مصرف مرغ می باشد. مصرف مرغ امریکایی ها در سال ۲۰۱۰ بالغ بر حدود ۹ میلیارد بوده است. مصرف مرغ در آسیا که ۱۳ برابر آمریکا جمعیت دارد، چیزی در حدود ۶ میلیارد است. فرض کنیم که در سال ۲۰۵۰ مصرف متوسط مرغ یک آسیایی برابر هر آمریکایی باشد، در این صورت آسیایی ها، احتیاج به ۱۲۰ میلیارد مرغ دارند.

 مورد دوم مصرف انرژی است. در حال حاضر به طور متوسط مصرف انرژی هر آمریکایی ۲۵۰ کیلو وات در ساعت است. مصرف انرژی در چین۴۰ کیلو وات در ساعت، در هند ۲۰ کیلو وات در ساعت می باشد. اگر مصرف سرانه انرژی در آسیا مساوی مصرف سرانه در آمریکا شود، مصرف انرژی قاره آسیا ۱۴ برابر مصرف آمریکا خواهد بود. از آنجایی که در اروپا مصرف سرانه ۱۵۰ کیلو وات در ساعت است در مقایسه با اروپایی ها هم مصرف انرژی قاره آسیا ۹ برابر مصرف اروپا خواهد شد. در نهایت افزایش مصرف انرژی، موجب افزایش منو اکسید کربن و گاز های گلخانه ای خواهد بود.

بيشتر بخوانید:  استراتژی سیاسی شورای مدیریت گذار: رویکرد کنشگرای نخبه محور و اراده گرایی (۱) - احمد هاشمی

مورد سوم مربوطه به میزان تولید اتوموبیل در چین می باشد. تا سال ۱۹۹۰ تولید اتوموبیل در چین حدود چند صدها هزار بود، در سال ۲۰۰۹ چین با تولید ۱۳ میلیون اتوموبیل در جرکه یکی از بزرگترین تولید کننده اتوموبیل در جهان قرار گرفت. در تحقیقاتی در سازمان انرژی در آمریکا حدس زده می شود که در سال ۲۰۲۰ تعداد اتوموبیل های در رفت و آمد در امریکا و چین مساوی و به رقم ۳۳۰ میلیون خواهد رسید، در همین تحقیقات گفته می شود که تا سال ۲۰۵۰ تنها در چین ۶۶۰ میلیون اتوموبیل در رفت و آمد خواهند بود، در حالی که تعداد اتوموبیل موجود در جهان در شرایط فعلی رقمی در حدود بیش از ۸۲۰ میلیو ن می باشد. بی گمان عرضه بنزین و دیگر مواد سوختی فسیلی ناکافی خواهد بود و با ازدیاد مصرف بیشتر سوخت فسیلی، زمین در معرض آسیب های جدیتری قرار خواهد گرفت.

گفته می شود که اگر میزان مصرف هشتاد درصد دیگر جمعیت ساکن در جهان به حد مصرف بیست درصدی های ساکن در کشور های توسعه یافته و ثروتمند برسد، حداقل تا سال ۲۰۳۰ برای تامین نیازهای اساسی یعنی آب، غذا و انرژی به یک کره خاکی دیگری هم نیاز خواهیم داشت و تا سال ۲۰۵۰ تقریبا سه کره زمین مورد نیاز خواهد بود.
بی تردید برای دست یابی به این سطح از مصرف نه تنها در رابطه با مثال های بالا، بلکه در تمامی عرصه های لازم در زندگی، نرخ رشد اقتصادی باید مدام در حال افزایش باشد.

جهان با تغییرات تدریجی و یا آهسته ای روبرو نیست، که فقط شامل یکی از متغیر های محیط زیست باشد. کره زمین در شرایط بسیار وخیمی از نقطه نظر مصرف منابع طبیعی و تخریب محیط زیست قرار دارد، در آینده نزدیک بیش از یک میلیارد از انسان ها به سطحی از رفاه عمومی رسند که می توانند بیش از آن مصرف کنند، که لازم است. نمی توان صبر کرد که تا این یا آن کشور مشخص به سطحی معینی از توسعه برسد. باید همین امروز اقدام نمود تا قبل از اینکه دیگر امکان  کنترل از دست برود.

جهان ما با واقعیت های اقتصادی جدیدی روبرو است و به همین دلیل راهبرد اقتصادی متکی بر رشد  و توسعه نئولیبرالی که بیش از سه دهه، راهبرد مسلط در جهان است، به بن بست رسیده است.
اقتصاد متکی بر عرضه نامحدود و ارزان منابع و مصرف انبوه، برای تامین رشد اقتصادی بالا، به مانند گذشته و برای زمان طولانی، دیگر ممکن نیست. در اقتصاد متکی بر رشد و توسعه نئو لیبرالی، راه حلی برای بحران اکولوژیکی وجود ندارد.

در میانه قرن بیست یکم، جمعیت جهان به ۹ میلیارد می رسد و این سئوال که چگونه می توان کالا های ضروری ساکنین کره خاکی یعنی آب، غذا و انرژی را تامین نمود و در این حال تعادل اکولوژیکی را نیز حفظ کرد؟ سئوال اساسی قرن ماست.

ادامه دارد

احمد هاشمی
[email protected]

https://akhbar-rooz.com/?p=28706 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها