حضور مردم در مراسم خاکسپاری سلیمانی، «انتقام سخت» یا «نگرانی از جنگ»؟

اگر یک چیز از اتفاقات چند روز اخیر در منطقه و کشور ما بتوان آموخت آن است که تشدید تخاصم های بین المللی و رویارویی های نظامی نه تنها کمکی به استقرار دموکراسی در کشور ما نمی کند بلکه مبارزات دموکراتیک و عدالت خواهانه ی مردم را یا از مسیر صحیح خارج می کند و یا به شدت به پشت صحنه می راند
خاکسپاری قاسم سلیمانی

امروز مراسم خاکسپاری قاسم سلیمانی در تهران برگزار شد. گزارش ها و تصاویر منتشر شده نشان دهنده ی حضور گسترده ی مردم در این مراسم است. حکومت اسلامی هر آن چه در توان داشته برای آن که این مراسم را هر چه بزرگ تر برگزار کند به کار گرفته است. تعطیل شهر تهران برای آوردن مردم به خیابان ها، بستن مدارس و دانشگاه ها و ادارات، تبلیغات سه روزه ی کرکننده در مورد وطن پرستی و ناسیونالیسم و افسانه های مذهبی، روز دوشنبه خیابان های تهران را به عرصه ی حضور گسترده ی مردمی تبدیل کرد که اکنون حکومت اسلامی تمامی آن را به حساب خود می ریزد.

این خیابان ها همان خیابان هایی هستند که اندکی بیشتر از یک ماه پیش، صحنه ی قیام آشکار و حق طلبانه ی جوانان و مردم بودند. جوانان و مردمی که با فریاد «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر دیکتاتور» و شعار «نان، کار، آزادی» خون هایشان در کف همین خیابان ها جاری شد و پایه های حکومت را لرزاند.

یک ماه بعد از آن، حکومت اسلامی موفق شده با استفاده از کشته شدن قاسم سیلمانی به دست آمریکایی ها، وضعیت سیاسی کشور را تا حدودی به نفع خود تغییر بدهد. معلوم نیست این تغییر وضعیت تا چه زمانی دوام خواهد آورد و با کدام واکنش اعتراضی مردم جان به لب رسیده تغییر خواهد کرد.

حضور گسترده ی مردم در خیابان ها اما از یک دلیل و منطق دیگر نیز پیروی می کند. ابرهای سیاه درگیری های غیرمنتظره و حتی جنگ امروز بیشتر از هر زمان دیگری آسمان کشور ما را پوشانده است. نمی توان تردید کرد بخش بزرگی از مردم که امروز در خیابان های تهران حضور یافتند از خطر جنگ بیمناک هستند. حکومت این حضور را به پشتیبانی مردم از آن چه رهبرش «انتقام سخت» خوانده تعبیر خواهد کرد. اما صرفنظر از هواداران همیشگی حکومت؛ حضور بیشتر مردم در خیابان ها را باید احساس خطر از جنگ تلقی کرد. در حکومت سرکوبگری که اکنون از همه ی زمان ها هارتر شده است، مردم راه دیگر و مستقلانه ای برای ابراز این نگرانی نمی یابند.

بيشتر بخوانید:  می کشند، چون می ترسند!

اقدام آمریکا در کشتن قاسم سلیمانی، هر چند کام بخشی از نیروهای اپوزیسیون و مردم را شاد کرد، اما کشور ما و مبارزات دموکراتیک و عدالت خواهانه ی عمومی را در موقعیتی سخت قرار داد. این مبارزه را دستکم تا مدتی از مسیر اصلی خود منحرف کرد و حکومت اسلامی را که با ضربه ی آبان ماه گیچ و نیمه جان شده بود جان تازه ای بخشید و دوباره فرمانروای خیابان ها کرد.

اکنون باید منتظر بود تا این موج با حداقل ضایعات بگذرد و بار دیگر صدای مطالبات دموکراتیک و عدالت خواهانه ی مردم ایران در خیابان ها و کارخانه ها و مدارس و دانشگاه ها و محلات شنیده شود. زیرا احساس مظلوم واقع شدن، گسترش ناسیونالیسم و تحریک مذهبی هر چقدر هم نیرومند باشد، نمی تواند مدت طولانی منطق شکم های گرسنه و سفره های خالی را پس بزند.

اگر یک چیز از اتفاقات چند روز اخیر در منطقه و کشور ما بتوان آموخت آن است که تشدید تخاصم های بین المللی و رویارویی های نظامی نه تنها کمکی به استقرار دموکراسی در کشور ما نمی کند بلکه مبارزات دموکراتیک و عدالت خواهانه ی مردم را یا از مسیر صحیح خارج می کند و یا به شدت به پشت صحنه می راند.

https://akhbar-rooz.com/?p=17098 لينک کوتاه

11 پاسخ

  1. اگر مردمان ایران, بی پروا به کنترل آهنین حکومتیان, شجاعانه و گسترده در دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ به اعتراض برخاستند؛ اگر خروش دلیرانه ی آبان, حکومت تبهکار اسلامی را چنان شگفت زده کرد که آن برآمد مردمی را “جنگ جهانی” علیه خود خواند و با درندگی ویژه خویش به خون کشانید؛ اگر زمینه ساز این خیزشها آمیزه ای از بیکاری, نداری, تبعیض, گرانی, بی آیندگی و دیگر فلاکت های تحمیلی از سوی خلافت رهزنان و جانیان بوده است؛ اگر حکومت آدم خوار در ایران, با در دست داشتن تمامی امکانات, زمین و زمان را بهم میدوزد تا همگان را درگیر “سوگواری” پاسدار جنایتکار خود کند؛ …. چگونه میتوان “یک شبه” امید و باور به بالا آیی خورشید شهامت که دیگر ستیغش سرتاسر میهن را روشن کرده ست برگرفت و آنرا در سودای کوته بینانه ای به همان شب سرشتان پس مانده در قرن پنجم فروخت؟
    اگر کشتن پاسدار سلیمانی هدیه ای شد که دولت آمریکا (سنجیده و هدفمند یا شاید از روی نادانی) به حکومت ویرانگر ایران داد, نباید از یاد برد که هدیه در فرهنگ بدسگالان درخششی ناپایدار در تاریکی ست اما شب, تا زمانی که به پاست, چشم به راهان سحر را در تاریکی خود می گیرد. از همین روست که بیکاری و بی آیندگی و فلاکت های پرشماری که هم میهنانمان را دهه ها در خود گرفته اند همچنان آتش بیار اعتراضات حق طلبانه و خیزش آنان برای سرنگونی این حکومت ضد ایرانی خواهند بود!
    درین میان نباید از توفان ها و مه آلودگی راه سردرگم یا هراسان شد. شایسته اینست که پیوسته چشم بر قطب نمای حقیقت که زدایش بهره کشی و برقراری حاکمیت مردمی ست بدوزیم و گامسپار بهروزی اکثریت عظیم مردم کشورمان (بخوان کارگران, حقوق بگیران و زحمتکشان) باشیم.

    1. جناب «آرمان شیرازی»
      بنده امیدوارست که بتدریج و بدون «دخالت بشردوستانه » خارجی آن مردمی که ۴۰ سال است در مقابل حکومت فاسد و قاتل مقاومت کرده و هزینه داد آنقدر گسترش پیدا خواهد کرد که مردم بینا بینی و حتی آنهائیکه مستقیم و غیر مستقیم تا بحال با حکومت بوده اند به جبهه ی راستین و مردم نیک خواه و آزادی خواه می پیوندند.
      اما اگر یادت باشد در سال ۱۳۶۷ قبل از بالا کشیدن جام زهر توسط خمینی رجز خوانی هائی بین جمهوری اسلامی و آمریکا وجود داشت . حکومت کور و کودن با جنگ جنگ پیروزی و معاملات پنهائی با آمریکا ؛ خمینی خیال میکرد واقعا «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» وقتی به «شیطان بزرگ» و تهدید های ریگان رهبر آن موقع جهان سرمایه داری که داشت «سوسیالیسم واقعا موجود » ضربه فنی میکرد اهمیت نداد . آمریکا با سرنگونی هواپیمای مسافری ایر باس در خلیج فارس خمینی را وادار به قبول قطعنامه ۵۹۸ نمود.
      امروز بعداز سالها کش و قوس و هارت پورت وقتی و عملیات ایضائی ناشیانه در سراسر منطقه دوباره «شیطان بزرگ» با تصمیم دونالد ترامپ به حکومت اسلامی تفهیم کرد که با دم شیر بازی نکند.
      شما و نگارنده این کامنت پای ثابت اخبار روز هستیم .
      این حکومت اسلامی از این ۴۰ سال جنایات عبرت نگرفته و تغییر نکرده ، ماهیتش همین ست
      امیدوارم به کسی بر نخورد .فقط آنهائیکه تز «استحاله » را تبلیغ میکردند. خودشان استحاله شدند. حکومت همان مرتجعین اند که از اول بودند فقط دخالت های محرک و جّو ساز خارجی ترمزی برای رشد مبارزات بحق مردم ست.

  2. چند نکته قابل تامل
    ۱- حضور گسترده مردم در مراسم تشییع جنازه آقای سلیمانی می تواند شامل دو هشدار باشد:
    – یا این که حکومت اسلامی همچنان قدرت و امکان تهییج توده ها را در شرایط خاصی دارد، مثلا با مستمسک قرار دادن خطر تهاجم خارجی و یا بازی با غیرت به اصطلاح ملی- مذهبی مردم،
    – و یا این که در شرایط بحرانی و شبه انقلابی و در زمانی که نه پایینی ها شرایط موجود را بخواهند و نه بالایی ها قدرت ادامه حکومت را، تیپ نظامی و خوشنامی از جنس آقای سلیمانی قدرت کودتا و قبضه قدرت را در همان چارچوب های فعلی حکومت اسلامی دارا است. شاید این هشدار اصلی ترین پیام حضور گسترده مردم در این روزها باشد و دلیل دوباره ای بر کم حافظگی ایرانی ها و این که اگر سرعت فروپاشی رژیم سریعتر از سرعت شکل گیری یک بدیل سیاسی مترقی بشود، آنوقت برنده اصلی نظامیان خوشنام کودتاگر خواهند بود.
    ۲- به احتمال زیاد تهدید اخیر ترامپ به حمله به مراکز فرهنگی ایران دلیل دیگری است بر واکنش گسترده مردم. بعید است که این تهدید ترامپ به دلیل عدم تعادل رفتار و روان وی باشد، بلکه بیشتر حرکتی حساب شده برای آغاز جنگی تمام عیار تر با جمهوری اسلامی است. ترامپ و جناحش خوب می دانند که با وجود فضای شورشی آبانی و عدم حمایت مردم، جمهوری اسلامی را به سختی می توان به رویارویی نظامی کشاند. پس چه بهتر که به تشویش و تحریک غیرت ملی مردم پرداخت و این توهم را در حکومتیان بوجود آورد که افکار عمومی ایرانی ها را می توان به قبول سیاست خارجی ضد ملی و جنگ طلب جمهوری اسلامی راضی کرد. متاسفانه واکنش اخیر مردم می تواند کاتالیزور و گول زننده جمهوری اسلامی برای یک خطای استراتژیک دیگر در سیاست خارجی و کشاندن ایران به مهلکه برخورد نظامی با آمریکا و هم پیمانانش شود.

  3. این حادثه از سوی دیگر موجب ریزش پایگاه اصلی نظام و نیروهای تند رو هوادار رژیم خواهد شد همانها که خواستار اجرای رجز خوانی های ج. ا. هستند. و خوشبختانه ج.ا. توان اجرای آنها را ندارد. از این جهت که موجب تنگتر شدن حلقه خودی های حکومت میشود به نفع مردم است.

    1. اگر از دریچه ی ایدئولوژی شیعه به شرایط کنونی و بن بست رژیم نگاه کنیم تنها راه حل آنها انتخاب یک شکست عاشورایی است. شیعه هیچگاه با پیروزی هایش بر ذهنیت توده ها حکمروایی نکرده بلکه نفوذش را با شکست هایش و روضه و عزا داری برای آنها نهادینه کرده. اینها پای جنگ با آمریکا خواهند رفت تا عاشورایی وار در برابر آمریکا شکست بخورند چون تنها از این طریق است که متاسفانه میتوانند شیعه گری را به قیمت تباهی کشور نجات بدهند.

  4. Hier, à ۲۰:۱۷
    با گرگ بره می خوریم
    با چوپان گریه می کنیم !

    کریسمس مسیحی می شویم
    محرم حسینی می شویم
    آبان ماه ضد انقلاب
    دیماه سپاهی
    بهمن ماه جشن پیروزی
    عید نوروز آریایی
    تعطیلات به آنتالیا و تایلند
    رمضان اهل مسجد

    عجب آفتاب پرست هایی شده ایم ما…

  5. و این مردم قطعا در فکرشان و ذهن‌شان این شعار را آهسته زمزمه کرده اند :

    « دشمن ما همینجاست ،،،همکار با امریکاست »

  6. جبر و اختیار!
    حکومت با تصمیمات غیر منطقی خویش به حالت جبری ای رسیده است که نابودی خویش و کشور را در بر میگیرد.
    حال با جنگ و انتقام سخت و یا در درگیری داخلی با اعتراضات خیابانی فرقی نمیکند نتیجه یکی است.
    جامعه هم به دو بخش تقسیم شده است و هر دو بخش این هدف را اجبارا به پیش می برند.
    راه حل شناسایی این موقعیت است و هزینه را پایین نگه داشتن .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها