خدای ولایت، توان سپاه و ترور احمدی نژاد – بهنام چنگائی

شاید بتوان گفت پیش از پیدائی حکومت اسلامی و بیشتر بدلیل کم خوانی، ناآشنائی و نادانستئنی های نو و انسانمدار، در گذشته کمتر کسانی بودند و می توانستند با جسارت خردورزانه و آنهم تنها در درون دنیای عقلی خود منکر وجود خدا شوند. از ماتریالیست ها و هومانیست های دانشگاه رفته بگذریم که چندان زیاد نبودند و کم و بیش همگی بنام کمونیست مدام زیر کنترل و سرکوب رژیم شاه قرارداشتند و بسختی می توانستند بی دردسر دورهم باشند و البته از خفقان پر از کنام مرگ سواک هم بسیاری جان بدرنبردند. زیراکه فضائی حاکم سیاسی ـ فرهنگی دوران پهلوی بویژه در دور پسر، وابستگی و دلبستگی مکارانه ای به تعمیق تعصب دینی و غوطه ورکردن و واماندگی توده ها در کام و دام فراوان اسلامگرایان داشت تامگر از نفوذ آگاهیرسانی کمونیست ها بر کارگران بکاهد؛ همان فضای فرهنگ شاهی ـ اسلامی ایکه قاتل دم و دستگاه شاه شد و به پیدایش حکومت دینی یاری بیدریغ رساند. وزهمینرو بود که مراکز آموزش آزاد و پویا جهت شناخت بهتر دانش و بینش گسترده علوم اجتماعی، انسانی و تاریخی، و آشنائی بهتر با دیدگاه های فلسفی در دوران مدرن را “محمدرضا” بسان امروزین ولی خدا برنمی تابید و پیروان و پیگیران آن، چندان بی تاوان میسرنبود و بنابرین دانشگاه رفته ها هم در برابر دین چه پوشیده و یا آشکار دست به عصا بودند.

بیرون از گفتمان نظری، پیرامون اینکه خدائی باشد و او نیز نگاه و نظارتی امروزی و یا اخروی بر تبهکاران حاکم بی خدا کند نیست. زیرا: بود و نبود خدا درین روزگاران سیاه و خونین ولائی، هرگز کمکی به بحال زار بیش از ۷۰ میلیون کارگران و زنان و توده های بیکار و گرسنه از چپاول آیت الله ها و ملاها و مکلاها نکرده، نمی کند و نخواهدکرد. بهمین خاطر چشم انداز بیداری کلان در برابر رد و سرنگونی دین دولتی، و تمرکز و تعمق اجتناب ناپذیری بر امر جدائی هرچه زودتر دین از حکومت برای بسیاری از قربانیا این نظام برجسته شده، و پیوسته پرچم خواست آن توسط مبارزان “کار علیه سرمایه “پیاپی بر کول های خمیده کارگران به بالا کشیده شده و چهره زدودن دین + دولت در فراروی آینده سکولاریسم بخوبی پیداست که شایسته ی باورمندان سکولاریست، چپ و کمونیست است که بدین روند سازش ناپذیر خود، همواره و همراه با دیگر تلاش سیاسی طبقاتی شان دامن زنند؛ چراکه خواستی توده ای و ضرورتی حیاتی ست که هرگز با باور مردم سر ستیز ندارد و خود مدافع آزادی عقیده و وجدان می باشد.

اینجا دعوا بر سر دکانداران دینی ست که امروزه با مستندشدن خروارها دروغ و دغل ها بنام خدا، و لورفتن هزارها جنایت، بی آبروئی و رسوائی های بی شمار از تک تک رهبران و سران و گردانندگان دین حکومتی و فرزندان خارج خوش نشینان می باشد، که سرآخر بخش بزرگی از تاراج شدگان با تاوان های جانی و مالی سنگین اینک پی برده اند که ” دین “جز یک فریب نیست که آخوند جماعت را با همین گمانه که دین باشد به قدرت و اشرافیت بالانشین در کشور بیدادزدگان و گرسنگان به اوج رسانده است. نقد جایگاه خدا رابطه مستقیم با بازتاب فسادها و سوء استفاده های متدینین حاکم از دین اسلام دارد که آشکارا، میان منافع اجتماعی و خودکامگی مذهبی شکاف عمیق و پرناشدنی پیداگشته است که هر روز نیز به اعماق و دامنه آن افزوده می شود تا بدانجا که احمدی نژاد نزدیک به رهبر که ناپدید کننده ۷۰۰ میلیارددلار بود، امروز از طرح ترور خود توسط سپاه می گوید! هشدار ترور احمدی‌نژاد دروغ یا راستش برای ما مهم نیست زیرا هردو دشمن ما هستند، اما میان آنها نه منافع دین و آبروی خدای شان، بل تنها جنگ قدرت و ثروت درین ۴۲ سال پیاپی بوده و هست و فشاری را که سپاه بر او آورده‌ ناشی از بیان تکرار افشاگرهائی از حقایقی ست که وی در باره فسادهای بیت رهبری، مجتبی خامنه‌ای، حسین طائب و… دیگران بی شمار دارد و احمدی نژاد اسرار آنها را اینجا و آنجا با تهدید خود بر افشاگری علیه رهبر و سران سپاه و…را ناگزیر به “حق سکوت” کرده و برای بستن دهان رقبای خود بکارمی برد!

اینک وجود خدا و دین او که ملایان و مکلایان متمول و دور از توده های کار و رنج آنرا نمایندگی می کنند، چندی ست کلیت نظام رودرروی منکران آگاه و باورمندان بیزار فراوانی ست که آنها بنام اوی خدا و حکومت دین اش، ازین مجموعه پلید و پلشت چه ها از زور و ستم تجربه نکرده، چه ها درین دوران وحشت بر کارگران، زنان، گرسنگان و ستمکشان و بیکاران و بی پناهان نرفته است؟ چه بلاها و ناروائی ها که قریب به اتفاق از کلیت آغازین و تاکنونی سران رژیم ندیده اند، و این مدعیان الهی و داعش شیعی در ایران به مظلومان روانکرده اند!؟ درهمین چند روز خونین گذشته دیدیم که نیروی سپاه چه بر سر مردم معترض بلوچ و عرب و خانواده های آنان نیاورده است!؟ و ببینید دام دغل تا بکجاست! سپاه با هزارها کامیون قاچاق کلان نفت می کند و همزمان، سوختبران بیکار و بیدادرس و دنبال لقمه ای نان را می کشد؛ سپس همان فرماندهان کشتار که ( قاچاقچیان بزرگ نفت) باشند! بیشرمانه می آیند و از سر فریب افکار عمومی ـ جهانی در قلعه بید به مجلس عزای ترورشدگان داغدار می روند!؟

درین ۴۲ سال بیشترین ستم به کارگران، زنان و مردم و ملت های خاکسترنشین مومن شیعی و سنی رفته که آنها در سایه ترور این رژیم الهی ولائی هیچ سودی نداشته و ندارند و شگفتا که تا دور بلندی گوشت دم توپ و تانک و حامی بقای آن بودند. این قربانیان باورمند خدا از ایمان اسلامی خود تاکنون چه بهره ای برده اند؟ هیچ! جز تباهی و ستم و فساد و ریا و جنگ و کشتار و نسل کشی و نابرابری و چپاول و فحشا و اعدام و ویرانی های محیط زیست و … نداشته اند! و چرا؟ آیا ممکن است با این همه تشت فرو افتاده از بام رسوای ولائی، بخشی از کارگران و توده ها هنوز باور به اینهمه فساد در درون خمیه آقا و اصحابش نداشته باشند؟ اگرچه اهرم خفقان، سرکوب و ترور در خودکامگی مطلق شیعی سیستماتیک بوده و می باشد و بستن دهان ها، تعقیب روشنفکران روشنگر و به بند کشیدن افشاگران امری عادی ست؛ ولی همین مقدار لورفته به آنان نشان می دهد که کارکرد ۴۲ ساله شان کمتر از تبهکاری های هیتلر فاشیست نبوده است. آنهم رژیمی که همچنان نان نداشته مردم کار را صرف تولید سلاح اتمی، جنگ مذهبی و آموزش سیستماتیک برای تربیت نیرو برای اعمال اصول و فروع دینی کرده که همگی آنها کمترین تعهدی به اجرای آن در اعمال و رفتار خود نداده و از ریز تا درشت با عمل خویش خدا و دین او را کشته اند. بسیارانی که روزگاری مطلقا متعصب مذهبی بودند اینک خود منکر و مصر به عدم وجود خدایند.

روزی نیست که این نمایندگان خدا یا ( آیت الله ها) که همان نشانه های خدا باشند، با نقل و نبات کردن فن دروغگوئی و پنهانکاری شان از حقایق پشت پرده و از جنایت های بیکرانی گردانندگان حکومتی انجام داده و می باید از دید مومنان سرخورده پنهان بماند؛ اینک “انسان کار و تلاش” می بیند که در هر کجای ایران که باشد و با اندک تفاوت های ناچیزی که بخشی با دیگر کارمزدان دارند، این رژیم اسلامی در مسیر راه آنان نیست و هیچگاه با منافع اجتماعی طبقاتی ما کارگران سازگار که نه، بل دشمن خونی بوده است. همانگونه که هرگز با اهداف مای جهانی هموندی نداشته است. این با نام خدا جز بنده و برده نمی خواهند و می دانند که اگر روزی کارگر سیر باشد و آموزش عملی بیابد تن به بقای این نظام ضدبشری نخواهدداد و از همینرو کارگر و توده ها باید گرسنه و محروم بمانند تا با امید بخدا حامی رژین آخوند شوند و بمانند. پیشروان کارگر بخوبی می دانند که با سران داخلی و جهانی سرمایه که همگی درین راستا باهم پیمان پوشیده ولی محکمی دارند نمی شود گفتمان حقوق انسانی طبقاتی کرد. چراکه: سرکردگان جهان ما چه بخش مالی و چه بخش دینی همگی، دچار آز بیمار و بی پایان انباشت ثروت و طمع بیشتر برای اعمال قدرت ویرانگرهای خود هستند؛ آنهائی که این ویرانه ما را همچنان چند تنه و بمیل خود و گروه وابسته بخویش مدیریت محلی و منطقه ای و جهانی می کنند.

از همینرو جهان خونین ما دچار فقر و جنگ و آشوب آشوبگرهای دینمدار و سرمایه سالار است و روند کنونی آن اینگونه که همگی می بینیم که جز به ضرر همبستگی مسالمتجویانه ملت ها و جز در مسیر ایجاد دشمنی ها و جنگ افروزی ها و ازهم پاچیدگی ها و نابودی ها نیست؛ همچنانکه تاکنون نبوده است. این جهان مال مای سازنده ی آن نیست، مال مای ۹۹%درصدی ها چه در ایران باشی یا هرکجائی این خرابه بازار سرمایه و دین زده باشیم نیست؛ قدرت سیاسی این جهان و انباشت دارائی و هدف هایش یکسر مال یک مشت سرمایه داران انگل و هموندان فریبکار بنیادگرا می باشد که آنها دیری ست قوانین اراده و اداره ی لیبرال آنرا خود نوشته و چند و چونی فراگشت آنرا بکام خویش چربانیده و چرخانیده اند. این جهان وارونه جز در تصرف و تملک انسان ستیزان نیست که نوع انسان دردمند کار می بایست این انگشت شماران را برای همیشه زیر “خرد و همبستگی جمعی” بکار مفید و سازنده وادارد تا دکان مفتخوری و خرافه سازی برچیده شود.

درین هیر و ویر بلای کرونا که بقول بخشی از امام جمعه های دانا محصول تمرد بخدا و بی حجابی ست، دامنه تورم ها و تحریم ها و گرانی ها چنان بالاست که به نایابی حتی روغن خوراکی نیز انجامیده و از دیگرسو می بینیم که جنگ ثروت و قدرت سران هزارچهره رژیم نیز برای انتخاب جیره خواران آن توسط بربادرفتگان شروع شده و در چهره ی آنها نقش بازی های چندشناک دوباره برای تشویق کارگران و توده ها به رأی دادن همه جا برپاست و هرکدام آنها بیشرمانه و حق بجانب از پست و دزد خواندن آن دیگری می خواهند به مردم کارمزد بیکار و گرسنه بگویند که شما چشم بر تاراج ها، تباهی ها و خیانت های حکومتیان ببندید و این بار هم امیدوارانه تر از پیش به دشمنان خود رای بدهید تا مافیای هرکدام شان بهتر بدادتان برسند. دریغ از اندکی شرم، وجدان و شرافت که در میان این مفتخوران تاریخ نایاب بوده و همچنان هست، و دریغ بر ساده دلانی که با رفتن بپای صندوق جز تأئید تاکنونی فجایع بی بدیل آن نبوده و نخواهدبود.

دشمنان نوع بشر امروز بی کم و کاست و بیش از همه کاپیتالیسم، امپریالیسم و فناتیسم ضدبشری می باشند و درین راستا پرسیدنی ست! آیا جهان راست و روابط سرمایه سالارانه آن با این سران ابله و دیوانه اش نمی خواهند راه و شیوه سالم و مفید زندگی را از کارگران بیاموزند!؟ یا که نه آنها همچون همیشه تنها برتری و سروری خود و کاسه لیس شان را می خواهند و نتیجه اش هم شده و می شود همین جنگ آفروزی ها و ویرانگری ها و خر تو خرتر شدن هائی که درین زمانه رونق داشته و دارد. چه آن بخشی که با نام بازار گلوبال و دمکراسی لیبرال، و چه آن بخش دیگر هموندشان که با نام خدا و انبیا در آستان انباشت سرمایه سرتکریم فرودآورده و دنبه پهن کرده اند، همگی آنها و آشکارا باهم، جان، نان و امنیت زندگی جهانی را از بسیارانی ربوده اند.

می گوئید نه! اندکی شرافت و اخلاق نوعدوستانه درین جهان پلید سرمایه پرستان و مرید بنیادگرایان کجاست؟ چراکه همینک بیش از ۴۰۰هزار کودک جنگزده یمنی محروم از آب، نان و درمان می باشند و بسیاری از آنها در حال مرگ از گرسنگی و بیماری مهلک می باشند و مرگ ناگریز آنها تنها بخاطر جنگ قدرت و ثروت امپریالیسم آمریکا، و یاری او رهبری جهان اسلامی ست که سران اسلامی این دو دیار می باید، سرکردگی اسلام خاص خود را درین جنگ ۱۴۰۰ ساله که حرمت کبریائی آتش نزاع اش برای سعودی ها یا خامنه ای ها برجا مانده روشن بماند و برای مسلمین جهان آشکارکند، که کدامیک می باید و می تواند نمایندگی خدا بر روی زمین را برای هدایت بندگان خدا بدست گیرد! این در حالی ست که بسیاری از سران امپریالیست سرمایه و وراجان حقوق بشری آن همگی و سال هاست برین فاجعه حقوق بشری یا آتش دمیده و یا چشم و گوش و دهان بربسته از کنار آن گذرکرده اند و بسان رهبران الدنگ سنی و شیعی کک هیچکدام شان نه که نمی گزد بل بیشتر و هرکدام تنها بفکر سرکردگی خود بر جهان و بر کشورهای شان اسیر خود می باشند.

آیا در دوران شترچرانی و حیات محمد پیامبر، بندگان خدا چنین که بلوچ ها محرو زندگی می کنند، زندگی کرده است؟

چه دردآور و چندش انگیز است که ببینیم جهان ما با وجود اوج گرفتن بال بلند مریخ سوارانش، هنوز درین زمین خونین آشکارا میلیاردها انسان وجوددارند که همچنان گرفتار نداری و بی سرپناهی اند، و از نداشتن اندکی نان و در هراس از نبودن آب نوشیدنی سالم می نالند! و این ساختار پلید سرمایه و در رنگینی جهانی آن “حالا هریک هر نامی می خواهد داشته باشد” کمترین از آنها، هنوز هم نمی خواهند فرصت زندگی به میلیاردها انسان اسیر بهره کشی بدهند و حق برابر زندگی و آموزش رایگان را بپذیرند. جهان ما با این بیماران سرمایه اندوز و خرافه باف روی روشن زندگی را نخواهددید و یافت. این جهان می باید بیاری دانش و آگاهی و همبستگی انسانمدار و طبقاتی در هم ریخته شده و دوباره ساخته شود؛ تامگر کارورزان روزی چنین محروم از نان و آزادی نباشد که اغلب هستند. میلیاردها کارگر و رنجبر اسیر در چنگال بهره کشی و زور سرمایه گرفتارند، اغلب شان محکوم به تحمل گرسنگی و بیکاری و ناامیدیند. همه جا اشکال ترس حاکم است. ترس از اعتراض، ترس از بیان حق و ترس از ابراز انزجار و دادخواهی، ترس از مردن و ترس از ستم خودکامگان و مرگکاران، و سرانجام فرار از کمین مرگبانان رنگین اسلامی و گریز میلیون ها سرخورده و بی پناه از خانه و کاشانه های شان بخاطر گستردگی دام نسل کشی ها، کشتارها و ترورهائی که سرمایه سالاران و سران ادیان اینجا و آنجا یکی بنام خدا و دیگری بنام لیبرالیسم دمکراتیک اهداف مشترک شان را از دیرباز پوشیده و آشکار مدیریت ضدبشری می کنند.

در هیچکجای گیتی آرامش و آشایش و رفاه برای کارگران و زحمتکشان و تنگدستان که بیش از ۴ میلیارد هستند وجود ندارد. رونق اینهمه تبهکاری ها بنام خدا و اسلام از یکسو و از دیگرسو کارکردهای جنائی سران سرمایه سالار بهرکش داخلی و جهانی، و همجنین سرسپردگی سران دیگر ادیان ابراهیمی که خود آنها هم دیری ست دومین سازمان مدرن کاردهی و بهره کشی و مردمفریبی شده اند و در رکاب سرمایه داری جهانی اند وهمچون آدمخواران باوجدان سنی ـ شیعی در برابر آگاهی و منافع طبقاتی کارگران قراردارند. صف جنگ مشترک سرمایه و ادیان چنانکه دیده و می دانیم بلائی بر سر این میلیاردها انسات درآورده که تک تک سلول های خونین رنجبران ما و منطقه و جهان از استبدادشان فریاد خونین برآورده اند.

درین سرای ضدانسانی کلاهبران خدائی چگونه نباید و نمی توان بدین برداشت لازم رسید که دیگر می باید دور خرافه سرائی ها و رویاپرستی ها و بهره کشی انسان از انسان سپری شده باشد؟ و چرا نباید انسان های کار و تلاش نتواند بجای خدا و سرمایه بنشیند و بجای تبعیت از آنها، دلبستگی به دانش، سمتگیری بسوی پذیرش آگاهی و نشاندن خردورزی انسانمداری را جایگزین نکند!؟ آیا امروزه با این همه مصیبت حکومت الهی انسان مفید کار و نوعدوست چنین آلترناتیوی را برنخواهندگزید؟ البته خواهدپذیرفت اگر باهم و برای همدیگر باشند؛ یکی برای همه و همه برای یکی! تامگر آنگاه اوی نوعی بتواند جای پای دانائی در راه فردایش را بیش از پیش باز و هموارکند! چراکه تاریخ تاکنونی ما جز تاریخ تحقیر و سرکوب ساده دلان باورمند و چلیده شده بیش نبوده و نیست. زیراکه همه اینان جهانی و اجدادشان، پاکباختگان روزگارانِ سرکردگی دین و سرمایه بوده اند! و اینک تجربه داعش های سنی و شیعی و ترامپی را بهتر از پیش با پوست و استخوان و خون خود و جگرگوشه های دریافته اند! و چندان نخواهدپائید که روزی از روزها و در یک جائی از این فرصت کوتاه زندگی سخت و تلخ خود درخواهندیافت که بردباری مذهبی و دینی آنان جز پاکباختگی نامی ندارد، که با آن گول کباب شده اند. وگرنه نمی بایست چنین از شدت فقر و زمینگیری توان شان ته کشیده شده باشد و هست. آیا اینان چندمیلیاردی بیدارشده و در حال بپا برخاستنند؟ و یا آیا آنها نمی باید هم هرچه زودتر بر روی پای اراده سیاسی ـ اقتصادی خود بایستند و از منافع خود میلیاردی و جهانی همدردان شان دفاع کنند!؟ چرا ما و آنها در عین اینهمه کار و تلاش، اغلب نان و سرپناهی هم نداریم؟ در حالیکه سرمایه سالاران و دینمداران بی کمترین کار و تلاش بیشترین برداشت و انباشت از تولید اجتماعی را داشته، تصاحب کرده و بی حساب و کتاب از آن مفتخوری کرده و می کنند! آیا چنین نیست؟

با اینهمه نکبت ها، فلاکت ها، ناگوارائی ها و ناسازگاری های موجود که دین و سرمایه برابر حق زندگی ۹۹%صدی ها گذارده، چرا کارگران ایران و جهان ناگزیرند نباشند دلیلی برای عدم سازش با دین و سرمایه بیابند و چرا نباید چاره ای برای جستن و یافتن راه چاره ها و چگونگی زدودن سرکردگی سرمایه و دین مرگبار نیابند؟ پیشروان کارگری می دانند که جز با نبرد اجتماعی ـ طبقاتی رهائی از دام و بند دین و سرمایه متصور نیست و می شاید در پی اش باشند و البته هستند و باید برای سازمانیابی بیشتر و بهتر آن نبرد کرد. به گستره و ژرفای دادخواهی ها و اعتراض های کارگری دیروز و امروز خودمان بنگریم تا به آگاهی تاریخی ـ طبقاتی آنها پی ببریم. دان و دام تنگدستی ها و بدبختی ها و خودناباوری های انسان امروز را سرمایه سالاران و دینمداران در یک اتحاد آشکار و پنهان کاشته و بار سنگین بدبختی ها را بر کول خمیده باربران خود که کارگران و کارمزدان باشند سوارکرده اند و نوع انسان بیرون از باورهای سنتی اش هرجا که باشد از آن خود و زن و بچه هایش رنج می برند و همان ها نیز می باید درین نبرد سرنوشت ساز با همبستگی جهانی و منطقه ای علیه دشمنان مشترک مبارزه کنند. گفتمان سازنده و انسانمدار با برگزیدگان که نمایندگان خدا بروی زمین سوخته ایران باشد غیر ممکن بوده و در صورت انتقاد جدی جز مستوجب مرگ نبوده ونخواهدبود.

مگرنه هستی ویران شده ی ما و تباهی کشورمان همچون بخش کلانی از منطقه، در گندآب ها و گودال ها و چاه های مرگبار خدای پنهانی گرفتار نیست که او در ظاهر امر، خالق ملاهای ریاکار و منشأ حکومت دینی تروریست و سرمایه پناه بوده است؛ سرمایه و خدا و دین و حکومت دینمدارانی که آغاز و پایان پستی و بیدادگری هایند، و ژرفا و گستردگی همه مصیبت ها و فرورفتگی های ما در اشکال پست فسادها و در اعماق اشکال بدختی ها جز از دستآورد کلیت آنهای دینی از یکسو، از سوی دیگر بیکاری، گرسنگی، نداری، بی دادرسی، بی سرانجامی ها و بدتر از همه در جا واماندگی های یکایک ما یکراست به وجود و اعمال سرکردگی سرمایه سالاری آنهاست که در پهنه جهان و باهم و درهم تنیده شده اند. درین بازار مکاره ملا با یاری نام خدا و دکانداران دینی، مشکل فراانسانی مایند و باور تاکنونی ما به آندو “سرمایه و دین”در طول قرن ها چنان گره پیچیده بهم خورده که باز کردنش جز بمعنی انقلاب برای دگرگونی بنیادهای ضدبشری متصور نیست. وز همینرو سرگشتگی و خودکم بینی های مان بی کم و کاست با نادانائی های بلند و تاریخی ما پیوند دیرینه و ۱۴۰۰ ساله دارد. هموندی ناخودآگاهی ایکه دیر یا زود می بایست بیاری دانش و شناخت تاریخ و پی بردن به خودناباوری های توسری خورمان اندازه گرفته شده و بدورریخته شود که هیچگاه تاکنون علل پیدایش خودکم بینی ها بررسی نشده و می باید بنیادهای ویرانگراش از زندگی فردی و اجتماعی ما بیاری دانشورزی انسانمدار زدوده و برای همیشه از ساختار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بدور ریخته شود.

بهنام چنگائی سیزدهم اسفند ۱۳۹۹

بد نیست بدانیم که مجلس انقلابی الهی در کوران بیکاری، بی نانی و بی روغنی، بودجه حوزه‌های علمیه را ۲۰۲ درصد افزایش داد و حالا شما شرایط حوزه علمیه می بینید و آنرا با زندگی کپرنشینان سوختبر بلوچ مقایسه کنید.

خبرهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز بخوانید

https://akhbar-rooz.com/?p=105869 لينک کوتاه

0 0 رای
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

بايگانی های ماهانه ی مطالب اخبار روز

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx
()
x

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More