خطا! یا تداوم ترورهای ۴۱ ساله حکومتی؟ – بهنام چنگائی

و ظاهرا نظام مرگبان اسلامی، فعلا چاره ای جز اعتراف موشک پرانی به هواپیمای اوکراینی و به تبعآن ترور ۱۷۶ انسان بی گناه نداشت. زیراکه: سنبه ی همه افشاگران، داشتن نشانه ها و وجود مدارک فراوان، زوردارتر از ترفندها و دروغ های نظام ولائی سپاهی بود و سرآخر، حکومت دینی مافیائی را وادارکرد که به سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی معترف شود: آری سپاه بفرمان آقا دوباره ترور کرد. رژیم ۱۷۶ انسان را بسان هزاران دیگر در این زماداری کور ترورکرد و بی شرمانه تر اینکه: او جنایت تاریخی خود را “خطای انسانی” نام گذاشت. البته پیشتر سعی زیاد رسانه ای برای پنهانکاری، یا با تهدید افشاگران از روشنگری و یا با ایجاد زمینه هائی برای گمراهی از تحقیق درست پیرامون سرنگونی هواپیمای اوکراینی کرد؛ و همچنین همه ی تکه پاره های برجامانده از هواپیما در محل رویداد را برچیده و می خواست همچون همیشه نشانه ای از تبهکاری ذاتی و تازه ی خود را از انجام این فاجعه برجای نگذارد، ولی اینبار نتوانست و رسواتر از همیشه شد. حتی اگر بفرض محال، خطای انسانی موجب زدن هواپیما می بود، دین دولتی و آخوندهایش با بلدوزی که بر زمین سانحه کشیدند، در عمل نشان دادند هم صداقت و شجاعت، و هم اینکه توانائی اداره ی کشور ما را ندارند.

پیش زمینه ی این دستپاچگی و از هم گسیختگی امروزه ی رژیم مرگ، بیش از همه دلیل اش کشتاندن و یا کشته شدن هدفمند سلیمانی بود. حال می خواهد این کشتن، کار سرکرده تروریسم جهانی آمریکای تبهکار و ترامپ فاشیست اش باشد، یا ترفند تروریستی و راهبردی نیروهای متضاد در درون دین دولتی، یا هم نه طرح و برنامه مشترک داد و ستد میان سران رژیم با امپریالیسم آمریکاست که آغازش چنین ناگوار تکوین شده باشد؛ تا بیاری هم تضادها و تناقض های خامنه ای ـ ترامپی بسود هردوسو نرمترشده، و بویژه ترامپ راسیست بتواند در میان تنگناهایش با چرخش بسوی جنگزدائی صوری، فرج اندکی بسود فردای دور دوم ریاست جمهوری بیابد و هردو باهم بتوانند برای یافتن راه فریب تازه ای دسیسه بچینند و از توده ها پل گذر بفردا بسازند. و جستن اهرم های نجات از بحران های سیاسی اقتصادی آنها را به ایجاب نزدیکی، و ایجاد همکارهای آشکار و علنی دوسویه و فردائی همآهنگ کند. از همینرو خامنه ای می بایست در معامله ای پوشیده با امپریالیسم آمریکا قرارگیرد تا که مگر بتواند خلافت لرزان را که نیاز مبرم به یاری امپریالیسم آمریکا داشت به ساحل برساند. همه ی این حدس ها، برنامه ها و پیشفرض ها یدلیل دیپلماسی پنهان تروریست های فناتیسم با امپریالیسم آمریکاست که بویژه رژیم ملائی از سیاست علنی و مردمی بسیار می پرهیزد. بهررو یک اصل در این ماجرای مرموز وجوددارد که نچندان دور علل گمانه زنی های کشتن سلیمانی آشکارخواهدشد ولی، چگونگی آن چندان تفاوتی در کنه موضوع که ضرورت نابودی این فرمانبر آقا یا مرگ افکن دین حکومتی در خاورمیانه بوده است ندارد، جایگاه سردار اسلام در نظام سوخته بود و می بایست برود و رفت و البته برای رژیم نیز فرصت اندک تنفسی برجاگذاشت.

چراکه می دانیم چندروز پیش از آن، میلیون ها انسان در سراسر کشور علیه کلیت نظام دینی بپاخاسته بودند و آقای ذلیل و زبون که خامنه ای باشد می بایست بجای پاسخ درخور بنام رهبر، هرچه زودتر کاری کارستان بسان سرکوب خونین دیماه ۹۶ کند و تروریست های او اینبار در آبانماه بسیار هولناکتر از پیش ۱۵۰۰ جوان خسته و ناامید از نظام را ترورکردند، همزمان بسیاری زخمی و هزاران را اسیر و خفه کردند. چون رژیم در برابر دادخواهی و خیزش بزرگ  کارگران هوشیار دیگر ناتوان و بی پناهی شده بود. کارگرانی که آنها تنها برای داشتن حق کار، نان و آزادی، بهمراه فریاد مردم بجان آمده از تنگدستی و اختناق و اوضاع ویران و درهمریخته کشور باهم دست در دست و همگام شده و بپاایستاده بودند تا شاید گوش شنوائی برای آخریت بار بیابند و نیفافتند. خیزش کلان، سراسری و گریزناپذیری که از اعماق دلسردی توده های کارمزد و زحمتکش به نظامی دینی برخاسته بود و بی کم و کاست رو بسوی انفجار یا “انقلاب کارگری ـ مردمی” علیه بنیاد فساد و بیداد حکومتی دینی داشت. رژیمی که پیوسته و در ۴۱ سال گذشته جز کاشت تخمم ترور، تشویق دشمنی و جنگ افروزی و آبادی گورستان ها با مرگاندن مخالفان و حتی یاران نزدیک خود، بسان رفسنجانی ها در پرونده سیاه اش وجودندارد.

و سپس گرداندن و خاکسپاری با هزینه های بالا، تلاش ریاکارانه ی مسخره ایکه باند خامنه ای و مافیای سران سپاه پیرامون جنجال کشته شدن سلیمانی براه انداختند تا از اوی تروریست که جز بفکر بقای دین دولتی و سروری آقایش در دل و جانش نبود، یک قهرمان ملی، مردمی به بهای نابودی میلیون ها دلار بسازند، و همه بی هوده بود. آنهم با کشته شدن ۷۸ انسان فقیر و فریبخورده که همگی می خواستند دستمال گردن”چفیه”مجانی را از دیگری بقاپند و ازینرو زیر پاهای همدران خود له و لورده شده و مردند. وقوع آن فاجعه ی دردناک، جز نشانگر ناتوانی در سازماندهی، شکست دسیسه های مقدس پردازی و آبروریزی برای برنامه ریزان سپاهی ولائی سودی دربرنداشت؛ همچنانکه دادن ۲۰۰ میلیون دلار به سپاه قدس تروریست فایده ای ندارد، آنهم در کشوری که ۸۰% کارگران و کارمزدان و مردم زحمتکش پائین دست آن همینک، زیر خط فقر هستند و به گواه رسانه های خود رژیم بسیاری از این تنگدستان، برای جان بدربردن از فقر و یا داشتن دستکم ضرورت های حیاتی، بخشی ناچار به تن فروشی شده، گروه هائی ناگزیر به فروش اعضای بدن خود گشته و یا بی کسانی ناامید که روزانه برای نمردن از گرسنگی به زباله دان های شهرها روی می برند!

‍و حالا بیائیم به پیش از کشته شدن سلیمانی و پس از وعده های انتقام سخت نظام و آقایش در چندروز گذشته بنگریم:

۱۵۰۰ ترور آبانماه، چندین هزارزخمی که بسیاری از ترس شناخته شدن به درمانگاه ها ترفته اند؛ و اسارت بیش از ۱۰ هزار در سیاهچال ها، و از دیگر سو: ۷۸ کشته یا بهتر است بگوئیم ۷۸”ترور” در کرمان، ۲۰ کشته یا ۲۰ ترور در سقوط اتوبوس به دره بدلیل لنت ترمز غیر استانداردی، ترور ۱۸۰ انسان در شلیک به هواپیمای اوکراینی، شلیک بیش از ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار هزینه ی موشک پرانی به عراق، و ۲۰۰ میلیون دلار اهدائی به تضمین بقای تروریسم و جنگ افروزی در منطقه به یاوران حشدالشعبی، حزب الله و…. آیا این دستآوردهای دوهفته ای رژیم آخوندی جز ورشکستگی ایدئولوژیک سیاسی نظامی همه جانبه برای این نظام ضدبشری نیست که در کنار آن و به گواه عباس معمارنژاد معاون وزرات اقتصاد که می گوید*: ورشگستگی مالی بانکی رژیم هم در کنار دیگر ناتوانائی هاست و ما می باید دوباره بپاخیزیم و راه آباماهی ها را ادامه دهیم و هیچ چاره ای جز سرنگونی این دم و دستگاه مکار اسلام نداریم وگرنه، ترور و جنگ و بهره کشی سرمایه سالاران داخلی و جهانی پایان نمی یابد.

بهنام چنگائی ۲۱ دیماه ۱۳۹۸

+: میزان فروش اموال مازاد بانکی به ۱۵ هزار میلیارد تومان رسید ۵۰۰  شعبه مازاد حذف شد. عباس معمارنژاد معاون وزیر اقتصاد: از یک سال گذشته برنامه ریزی‌هایی برای تعیین سقف واگذاری دارایی‌های منجمد بانکی انجام شد که قرار بر این است تا پایان امسال ۴۰ هزار میلیارد تومان از دارایی‌های شبکه بانکی واگذار شود یا به فروش برسد. تا کنون میزان فروش اموال مازاد بانکی به ۱۵ هزار میلیارد تومان رسیده است. طبق برنامه ریزی‌های انجام شده تا سه سال آینده باید ۱۰ هزار شعبه بانکی کاهش پیدا کند. در سال جاری تا به امروز ۵۰۰ شعبه بانکی مازاد حذف و یا ادغام شده است که تمام بانک‌ها در این عدد سهم دارند. بگذریم

گردانندگان رژیم از صداقت، شرافت و انسانیت بریند و بالاترین صفت آنها که تا بامروز شناخته شده، زور و بهره کشی از کارگر، ستم به مظلوم، زندان و شکنجه مخالفان، قطع دست و پا و… قربانیان بنام دزد، ترور مخالفان دور و نزدیک بخود، تشویق و ترویج فسادها و تباهی ها و چپاول ها و… سرنوشت سازترین راهکار ما همبستگی اجتماعی طبقاتی برای به زیرکشیدن و نابودی این ساختار تروریست و ضدبشری ست. 

https://akhbar-rooz.com/?p=17616 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: