دنیای پسا کرونایی چگونه جهانی است؟ – رضا فانی یزدی

بااین همه، ما نمی دانیم فردا چگونه است؟ دنیای پساکرونایی چه شکل وشمایلی خواهد داشت و چه کسی می ماند و چه کسی میرود. ولی می دانیم که فردایی هست و در فردایی که می آید زندگی باید ادامه داشته باشد و ما می توانیم که از همین امروز در ساختن فردای بهتری تصمیم بگیریم که در کنار هم باشیم
رضا فانی یزدی

مسلما دنیای پسا کرونایی بسیار متفاوت خواهد بود. قربانی شدن میلیون ها انسان، رکود اقتصادی، افسردگی حاصل از این دوران، از دست رفتن باورهای اعتقادی و پی آمدهای متناقض حاصل از آن، تقویت شدن حس تنفر و بیرحمی برای بقاء، عصبانیت از همه و همه چیز، تمرکز در دست قدرت های دولتی برای مبارزه با شیوع بیشتر بیماری بمنظور پاسخگویی به نیازهای مردم مستاصل، قدرت گرفتن باور به سیستم های متمرکز دولتی و پیامدهای حاصل از آن و بسیاری عوامل دیگر چون بی کاری و فقر مطمئنا خبر از دورانی می دهد که بسیار متفاوت از روزگار امروز ماست.

با نگاهی به تاریخ چند قرن گذشته و بخصوص توجه به بحرانهایی در این ابعاد، می بینیم که تحولاتی جدی در عرصه های سیاسی و اقتصادی و حتی فکری اتفاق افتاده است که تا قرن ها پس از آن تحولات بر زندگی بشر تاثیر گذار بوده اند و دنیای جدیدی را ساخته اند. بسیاری بزرگترین اصلاح دینی در مسیحیت که لوتر پرچمدار آن شد را نتیجه بحران مرگ سیاه ، طاعون در نیم قرن پیش از آن می دانند که بیشتر از یک سوم جمعیت اروپا را به کام مرگ برد و وحشت آن تا چندین دهه مردم را رها نمی کرد.

پس از جنگ اول جهانی و فاجعه آنفولانزای اسپانیایی نیز که بیش از یک سوم مردم در تمام جهان را مبتلاء و بیش از ۵۰ میلیون را به کام مرگ کشید نیز ما شاهد بزرگترین تحولات تاریخی در جهان بودیم. قدرت های جدید سیاسی و اقتصادی سر برآوردند و اندیشه های جدیدی جهان گستر شد که تاثیر آنها در تمامی قرن باقی ماند. بحران حاصل از جنگ دوم را کما بیش نسل ما به خوبی می شناسد. می دانیم که بزرگترین جابجایی در تقسیم جهان از نظر قدرت سیاسی، قدرت اقتصادی و گفتمان های فکری حاصل از این تقسیم بندی شکل گرفت که زندگی، فکر و باور بسیاری از ما هنوز متأثر از آن تحولات است.

به نظرم کرونا یکی از بزرگترین بحران های این قرن است که نسل ما شاهد زنده آن می باشد و متاسفانه به همین دلیل ما شاید به اجبار بهایی بس گران بپردازیم. اینبار این بحران دیگر نه خاطره تاریخی قرن ۱۳ و ۱۴ است و نه فیلم های سینمایی و مستند و دستنوشته ها و رمان های جنگ های جهانی اول و دوم، کتاب تاریخ نیست. اینبار ما خود در این بحران گیر افتاده ایم و متاسفانه  بسیاری از ما شاید به دلیل کهولت سن، فقدان سیستم ایمنی توانمند و یا داشتن بیماری های مزمن و یا عدم دسترسی به امکانات پزشکی مورد نیاز دوران سختی را تجربه کنیم و حتی جان سالم بدر نبریم. آنچه مسلم است نه فقط جان و جسم ما که سیاست و اقتصاد کشورهای کوچک و بزرگ دستخوش تغییر و تلاتم های غیر قبل تصور قرار گرفته اند.

اجبار به خانه نشین کردن مردم و در نتیجه آن بسته شدن مراکز اقتصادی و تولیدی، فرهنگی و آموزشی و بالا رفتن هزینه های بهداشت و درمان و تامین نیازهای اقتصادی و ضروری روزانه شهروندان برای کشورهایی حتی با اقتصادهای چند تریلیون دلاری کمر شکن بوده و آینده اقتصادی آنها را غیر قبل پیش بینی کرده است. تعداد زیادی از کشورها ورشکسته خواهند شد و زندگی برای مردم در این کشورها بسیار دشوارتر از آنچه امروز شاهدش هستیم خواهد بود. کشور ما ایران متاسفانه در این میان بسیار آسیب پذیر بوده و بی لیاقتی مسولین در این کشور همه آسیب های ناشی از این بحران را برای مردم چندین بار بیشتر خواهد کرد.   

به نظرم اقتصاد امریکا پس از کرونا نیز فاقد توان کنونی آن خواهد بود، اولین پیش بینی ها حاکی از آن است که حداقل ۲۰ در صد از جمیعت شاغل در این کشور کار خود را از دست داده و بیکار می شوند.  بسیاری از موسسات تولیدی و خدماتی تعطیل شده و درب آنها برای همیشه بسته خواهد شد. افزایش بدهی های دولتی و توقف رشد اقتصادی و در هم رفتن اقتصاد در این کشور نتیجتا آسیب بزرگی به اقتصاد و جایگاه جهانی اقتصادی امریکا خواهد زد.

هزینه های  مقابله با این بحران در کشورهایی با بازار آزاد و سیستم سیاسی لیبرال و غیرمتمرکز بسیار بالاتر از کشورهایی است که دارای سیستم متمرکز دولتی هستند. حتی مقابله با شیوع بیماری نیز بسیار در کشورهای اروپایی و امریکا و دیگر کشورها دشوارتر است.

هنوز در ابتدای شیوع این بیماری هستیم و می بینیم که اروپا و آمریکای شمالی وارد مرحله آسیب پذیری جدی شده اند و احتمالا در مقابل آنها قطب دیگر اقتصاد جهانی که چین می باشد توان تحملش بسیار بیشتر است و روش مقابله آنها با شیوع بیماری به دلیل تمرکز قدرت سیاسی در دست دولت نیز بسیار موثرتر بوده است. متاسفانه با قدرت گرفتن چین مدل سیاسی آنها نیز تا حدی مشروعیت پیدا کرده و مطمئنم روشنفکران جدیدی پیدا خواهند شد که از مدل های متمرکزتر و اقتدارگراتر حمایت کرده و برای آن تئوری بافی می کنند که این نیز خطر بسیار بزرگی برای دمکراسی در آینده است. به نظر می رسد که چین از این بحران و در دوران پسا کرونا قوی تر ظاهر شده و نقش موثرتری در جهان پیدا کند.

در مورد ایران من نیز تصور می کنم که ما شاهد تغیرات واقعا شگفت آوری خواهیم بود. مطمنا نظام اسلامی دستخوش تغیرات شگرفی خواهد شد. توجه کنید که مجلس شورای اسلامی تعطیل شده، مجلس خبرگان و شورای نگهبان تشکیل نمی شود، دیدارهای رهبر نظام اسلامی با مسئولین و دیگران به حالت تعلیق در آمده است و برای اولین بار در تاریخ اسلام و شیعه و ایران، همه مساجد، نماز های جمعه، حرم ها و مراکز تجمع دینی، تکیه ها و حسینیه ها و دستجات دینی و نوحه خوانی ها تعطیل شده اند. مراسم کفن و دفن دیگر به روش دینی و طبق قوانین شرع انجام نمی شود و حتی مراسم ترحیم نیز برگزار نمی شود. برای اولین بار پای الکل به همه جا باز شده، در مسجد ها توزیع می شود و مرقد امام رضا و معصومه در مشهد و قم با الکل شست و شو شده و ضدعفونی می شود. همه اینها باضافه استیصال کنونی مردم و مسئولین و فقر و بیکاری و درماندگی مردم و بی کفایتی مسئولین در مدیریت بحران کنونی و تهاجم بی اندازه  در درون و خارج از کشور به نظام دینی در ایران، به نظر می رسد که دوران جدیدی را نوید می دهد که دیگر چون گذشته نخواهد بود.

با این همه هیچکدام از ما نمی دانیم که زندگی پس از کرونا چگونه خواهد بود، باز با نگاهی به تاریخ اما می توان دید که تغییراتی غیرمنتظره اتفاق افتاده است و بسیاری از حکومت ها در فردای پس از بحران از میان رفته  اند و حتی جغرافیای جهان گاه تغییر کرده است. نقشه خاورمیانه پس از جنگ جهانی اول تغییر کرد و در اروپا کشورهای جدیدی پس از جنگ جهانی دوم بوجود آمد. بسیاری از رهبران کشورها از تزارها گرفته در جنگ اول و هیتلر و موسیلینی در اروپا پس از جنگ دوم علیرغم قدرت باورنکردنی شان محو شدند.

تصور اینکه رهبران حکومت ها نیز همان گونه که مردم عادی در کشور هایشان تلف می شوند از میان بروند برای خود آنها نیز باور کردنی نبود و باورشان نمی شد که دورانی فرا رسد که هیچ کسی نتواند به آنها کمک کند. امروز شاهد هستیم که رهبران حکومت ها، نمایندگان مجلس ها و وزرا و روسای جمهور نیز در کنار مردم کوچه و بازار و کادر پزشکی و درمانی، همه و همه گرفتارند و هیچ کس در امان نیست. از آنجلا مرکل صدراعظم آلمان گرفته تا همسر نخست وزیر کانادا تا نمایندگان مجلس آمریکا و وزرای فرهنگ و بهداشت در فرانسه و دیگر کشورها، و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و روحانیون عضو مجلس خبرگان رهبری در ایران.

به این بحران شاید خوب است از زاویه دیگری نیز نگریست و آن اینکه ما تا چه اندازه در چنین مواقعی هم سرنوشت هستیم و چقدر بهم نزدیک، مهم نیست در کجای دنیا زندگی می کنیم، مهم نیست چه دین و مذهبی داریم و دین باور و یا دین ناباوریم. مهم نیست از چه نژادی می آییم و رنگ پوست ما چیست و یا در منازعات سیاسی در کدام طرف ایستاده و چه فکر می کنیم. حتی مهم نیست که حکومتی که بر ما حاکم است چه نوع حکومتی است لیبرال دمکراسی امریکاست و یا سوسیال دمکراسی اروپا و یا سوسیالیسم مدل چینی و یا مدل ویتنام، و یا نظام دینی جمهوری اسلامی در ایران. کرونا دست از سر هیچ کدام از ما بر نداشته و همه ما آسیب پذیر شده ایم. ما همه در یک کشتی نشسته ایم و انگار داریم با هم غرق می شویم و مهم نیست که با چه زبانی فریاد می زنیم. اگر این کشتی غرق شود همه ما غرق خواهیم شد.

با این همه، ما نمی دانیم فردا چگونه است؟ دنیای پسا کرونایی چه شکل و شمایلی خواهد داشت و چه کسی می ماند و چه کسی میرود. ولی می دانیم که فردایی هست و در فردایی که می آید زندگی باید ادامه داشته باشد و ما می توانیم که از همین امروز در ساختن فردای بهتری تصمیم بگیریم که در کنار هم باشیم. دنیای بهتری را برای خود و فرزندانمان و آینده بسازیم. به یکدیگر علیرغم اختلافات سیاسی، تفاوت های رنگ و پوست، تفاوت های دینی و قومی و فرهنگی احترام بگذاریم و بیشتر همدیگر را تحمل کنیم.

مطمئنم که در آینده با چشم های دیگری شاید شسته تر به دنیای پسا کرونایی نگاه کنیم و چه بسا دنیا را زیباتر ببینیم.

آنچه مسلم است، جهان ما می تواند جای بسیار بهتری برای زندگی همه ما باشد.  حتی جهان پسا کرونایی. 

رضا فانی یزدی

۲۳ مارس ۲۰۲۰

https://akhbar-rooz.com/?p=23939 لينک کوتاه

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: