منو

روحانی حقوق دان، اندکی هم اقتصاد! – محمدحسین یحیایی

یکی از ابزار های کاربردی در رژیم های استبدادی دروغ، نیرنگ و فریب است که سابقه طولانی در ایران استبداد زده دارد، خمینی در پاسخ به یادآوری یک روزنامه نگار که شما در پاریس چیز دیگری گفتید و قول دادید و اکنون رفتار و گفتار دیگری دارید جواب داد در آنجا « خدعه » کردم که به نظر می رسد در همانجا پایه های رژیم خود را بر دروغ، نیرنگ و فریب قرار داد، در همه این سال ها این روش و رفتار را می توان در همه امور اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مشاهده کرد، در این مدت هیچ مقامی در پاسخگویی به خبرنگاران خارجی و داخلی اعتراف نکرده است که در جمهوری اسلامی ایران زندانی سیاسی وجود دارد در حالی که هزاران نفر در زندان ها زیر شکنجه جان باخته، مجبور به اعترافات دروغین شده و یا سال های طولانی از عمر خود را در زندان گذرانده اند، نگاهی به نشست های خبری که گاهی از سوی مقامات ( بویژه ریاست جمهور ها ) برگزار می شود، این واقعیت را نشان می دهد که تلاش این مقامات فرافکنی، دروغگویی، فریبکاری و پنهان کردن ناتوانی های رژیم در همه امور اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است ( میانگین رشد اقتصادی در این ۴۰ سال زیر ۴ درصد، محرومیت زنان، کودکان کار و دیگران از حقوق مسلم خود و چالش رو به افزایش در همه زمینه های سیاسی و حقوقی از جمله آزادی احزاب و نهاد های دمکراتیک و دگر اندیش ).تنها حوزه ای که رژیم توانسته در آن پیشرفت های چشمگیری داشته باشد، بدون شک حوزه نظامی، امنیتی، اعتراف گیری و انتظامی برای سرکوب های گسترده داخلی و ماجراجویی های خارجی است که میلیارد ها دلار از سرمایه های ملی و نیروی انسانی را در آن راستا هزینه کرده است.

بعد از مدت ها که نزدیک به دو سال از آخرین نشست مطبوعاتی رئیس جمهور می گذشت، روحانی تصمیم به نشست خبری گرفت ( هنگام تبلیغات انتخاباتی گفته بود هر ماه گزارشی از عملکرد خود را با مطبوعات در میان خواهد گذاشت ) و در تاریخ دوشنبه ۲۲ مهرماه با تعدادی از روزنامه نگاران و خبرگزاری های دستچین شده آن را به اجرا در آورد، در این نشست خبری راست و دروغ را در هم پیچید و دروغ های بسیار بزرگ و شاخداری را پیرامون اوضاع اقتصادی کشور بر زبان راند، که به نظر می رسد رئیس جمهور حقوقدان روزنامه های سانسور شده داخل کشور را هم مطالعه نمی کند و یا به گزارش های مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی که لوایح هیئت وزیران را بررسی و تصویب می کنند توجهی نمی کند

روحانی در همان ابتدا به پیشرفت های اقتصادی در ۱۸ ماهه گذشته پرداخت و گفت: از بحران خارج شدیم و همه آمارها و ارقام و شاخص های اقتصادی به ما می گوید که ما در مسیر آرامش اقتصادی در حرکت هستیم و اضافه می کند: ما در تابستان امسال نسبت به پارسال ۸۴۳ هزار شغل خالص داریم ( اینگونه سخن گفتن که بیشتر ترفند آخوندی است مشخص نمی کند منظور ایشان از شغل خالص چیست و چرا تابستان را ملاک قرار داده ) و بازهم اضافه می کند طبق آمار بانک مرکزی در یک سال گذشته از مهر ماه تا مهر ماه امسال ارزش پول ملی ۴۰ درصد افزایش یافته است و تورم نقطه به نقطه هم از ۵۲ درصد به ۳۴ درصد کاهش یافته و شاخص های اقتصادی هم درست شده است

روحانی بار ها تکرار کرده است که حقوقدان است و سرهنگ نیست ( هر چند مدت ها در جبهه بوده و سالیان دراز هم در مقام امنیتی حقوق شهروندان را پایمال کرده و در جنایات رژیم هم سهیم بوده است ) ولی بعنوان رئیس جمهور و مجری قانون اساسی باید برخی از مفاهیم اقتصادی را بفهمد و درک کند، اقتصاد کشور رو به ویرانی است بر اساس گزارش مرکز پژوهش های مجلس و کارشناسان اقتصادی رشد اقتصادی از سال گذشته منفی بوده و در یکی دوسال آینده هم منفی خواهد بود هرچند ارقام یکسان نیستند مرکز پژوهش های مجلس آن را زیر ۵ درصد گزارش کرده ولی صندوق بین المللی پول در آخرین گزارش خود میزان آن را تا ۹ و نیم درصد منفی بالا برده است یعنی اقتصاد کشور در این چند سال کوچک تر شده، تولید داخلی و درآمد سرانه کاهش خواهد یافت در این میان بیکاری افزایش خواهد یافت که هم اکنون میزان بیکاری در بین جوانان ۲۵ تا ۳۰ درصد است و این میزان در بین جوانان تحصیل کرده به مراتب بیشتر است از آن گذشته توزیع همین بیکاری هم در مناطق مختلف یکسان نیست و در مناطق محروم و پیرامونی به شدت بالا است.

بحران اقتصادی به قدری وخیم و عمیق است که همه دست اندکاران رژیم را نگران کرده است، خامنه ای که سال ها است شعار های تو خالی اقتصادی را در پیام های نوروزی خود مطرح می کند در دیدار با روسای سه قوه با ترس و وحشت از آینده و خیزش مردمی بویژه محرومان و تهیدستان گفت: مسئولان کشور باید به حل مشکلات نظام بانکی، نقدینگی، اشتغال، تورم و فرایند بودجه ریزی تصمیمات جدی و عملیاتی بگیرند، البته این سخنان از روی اشتیاق و دلسوزی نیست بلکه ناشی از ترس و وحشت از خیزش توده های به ستوه آمده از دزدی ها و بی عدالتی ها است . از آن گذشته روحانی حقوقدان در سال ۱۳۹۲ گفته بود: ایجاد یک میلیون شغل نیازمند رشد اقتصادی حداقل ۸ درصدی است که با جذب ۵۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی امکان پذیر است حال چه رمز و رازی است که با رشد منفی این همه شغل ایجاد شده است؟ البته محمد باقر نوبخت ( رئیس سازمان برنامه و بودجه ) که یکی از اعضای تیم اقتصادی روحانی و همچنان پایدار در آن تیم است در تضاد با سخنان روحانی می گوید: دولت در نظر دارد با هزینه ۸۰۰ میلیون دلار( کمتر از ۱۰ هزار میلیارد تومان ) یک میلیون شغل ایجاد کند که مبلغ یک هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان آن از بودجه عمومی و بقیه از طریق تسهیلات بانکی خواهد بود، البته نمی گوید که از کدام بانک و با چه مقدار سود، در حالی که اغلب بانک ها ورشکسته و توانایی جذب سپرده از مردم را هم ندارند، از آن گذشته فقر و گرانی آنچنان در جامعه گسترش یافته که دیگر سپرده ای در دسترس نیست و تنها فعالین بازار خودی ها، رانت خوار ها، اختلاس گر ها و فرصت طلبان پر رونق است که با بهره گیری از امکانات بویژه خصوصی سازی به میلیارد ها ثروت مردم دستبرد می زنند، در این راستا گفتار « فریال مستوفی » رئیس کمسیون سرمایه گذاری اتاق بازرگانی تهران در گفتگو با « نود اقتصادی » جلب توجه می کند و می گوید: با وضعیت اقتصادی بدی که داریم، سرمایه گذاری خارجی که هیچ، سرمایه گذاران داخلی هم میلی به سرمایه گذاری در کشور ندارند

روحانی در نشست خبری خود از ارزش پول ملی می گوید، غافل از اینکه مردم بویژه اقتصاد دان ها با این روش آشنایی دارند و به آن « شوک درمانی اقتصادی » می گویند که برای نخستین بار از سوی « نائومی کلاین » مطرح شد و « میلتون فریدمن » بنیانگذار مکتب شیکاگو آن را بعد از کودتای پینوشه در شیلی بکار برد در ایران هم با یک ترفند حساب شده نخست قیمت دلار را تا ۲۰ هزار تومان بالا بردند و سپس با نمایش و بازی دیگری آن را تا مرز ۱۲ هزار تومان پادین آوردند تا مردم را با روش روان گیج کنی آماده پذیرش شرایط جدید کنند و رئیس جمهور حقوقدان بگوید ارزش پول ملی تا ۴۰ درصد افزایش یافته است، از سوی دیگر کاهش تورم ناشی از افزایش تولید و یا رقابت نبوده است بلکه قدرت خرید مردم به شدت و سرعت پائین آمده است زیرا میلیون انسان در زیر خط فقر به سر می برند و هر روز هم بر تعداد آنها افزوده می شود، نگاهی به روزنامه های تحت سانسور شدید رژیم هم این واقعیت تلخ را نشان می دهند.

نشست مطبوعاتی روحانی که بیشتر جنبه تدافعی، تبلیغاتی و گریز از واقعیت های موجود جامعه بود و بیشتر به موعظه شباهت داشت تا مصاحبه مطبوعاتی رئیس جمهوری که بعد از مدت ها می خواست گزارش عملکرد خود را بازگو کند و به نمایش بگذارد، توجه چندانی جلب نکرد و بازتابی در داخل و خارج نیافت که باعث عصبانیت وی شد و در گفتگو با روزنامه « ایران » که ارگان دولتی است آن را نشان داد و گفت: معتقدم تا زمانی که در کشور شفافیت نباشد، بقیه امور در مسیر مبارزه با فساد جنبه نمایشی دارد و به درد ملت نمی خورد و در جای دیگر فریاد می زند که به مردم می گویم چه کسی کشور را تعطیل کرده است! البته حقوقدان باید بداند که دانستن و نگفتن آن جرم محسوب می شود برای کسی که در بالاترین مقام اجرایی کشور نشسته و مجری قانون اساسی است.البته هرگز روحانی به مردم چیزی نخواهد گفت و هدف ایشان ادامه کار با همین روش و حفظ ساختار کنونی است که خود هم در این ساختار سهمی دارد…

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se.

https://akhbar-rooz.com/?p=10545 لينک کوتاه

یک پاسخ

  1. روحانی حتی حقوقدان نیست!
    ایشان ادعا دارند که دکترای خود را از یک موسسه خصوصی در انکلستان دارند و تز دکترایش هم دفاع از شریعت اسلامی بوده است!
    حال شریعت حقوق نیست و مدرکش هم اعتباری ندارد ،ایشان یک طلبه بی سواد حوزه علیمه تشریف دارند و مسلما از اقتصاد که به تحلیل رهبرش ،مال خر است هم چیزی نمیداند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: