منو

سرِ دینکارگانِ اکبیری! – اسماعیل خویی

اسماعیل خویی

هزاره هاست که دینکارگانِ اکبیری

خورند خون و ندارند زین خورش سیری!

دهند زهرِ گوارایی از دروغ به طفل،

که می بَرَد خِرَدش را به خواب تا پیری!

وَ نا چشیده نمانده ست از این سَمِ شیرین،

مگر کسی که نبوده ست کودکی شیری!

وَ مادر است که دارد به شیرِ خویش این زهر:

که بوده نیز خود از کودکانِ نخجیری!

رسی از این سمِ شیرین،سپس،به تلخی ی ترس:

از آنچه از پدرِ خود به گوش می گیری!

کدام زهر بُوَد این؟ همان که بشناسی ش

به نامِ «دین» ات و در کودکی ش بپذیری.

منا! تو را هم از این خواب مایه در رگ هست:

مگر که سیلی ی اندیشه ت آرَد آژیری!

نیاورم سخنِ خویش را به قالبِ نثر:

که می کِشد به جدل مان کلامِ تفسیری!

وگر به شعر از آن با تو گویم از این روست

که شیر فهم شودمان زبانِ تصویری.

چو هر خرافه برآید ز ترس، می باید

روالِ کاستنِ ترس را فراگیری.

بدین نمط، رهی از ترسِ دین؛ ولی، به دل ات،

کمی بماند از آن تا دمی که می میری!

چرا که باوره ای، چون که در دل ات بنشست،

خلافِ آن، بری از شک و شرط، نپذیری.

وَ بایدت که پژوهش ز نو کنی آغاز:

گُسل چو بینی در یک روندِ زنجیری.

به هوش باش! که آمیزدت خِرَد به خیال:

یکی گرفتنِ تاریخی و اساطیری.

وآن که گوید: ـ«دارم چرند را باور*»،

نه فیلسوف، که دیوانه ای ست زنجیری!

چرند چیست؟ خدایی که می شود پسرش

نجات بخشِ شَل و مرده و خنازیری!

وَ یا ـ شگفتا!ـ آن پیر، با عصای اش مار،

که، در برابرِ او، شیر افتد از شیری!

وَ یا که ـ رشگِ پزشکی!ـ شفا دهندگی ی

دعای نیم شبی، ناله های شبگیری!

به عرش رفتن با خر، به سرعتی نوری!

وَ نوربار شدن زآن سفر شبی قیری!

فریبِ مار، نمودِ بهشتی ی شیطان!

وَ آدم و زنِ او، با حجابِ انجیری!

وَ ژاژِ ناب شنو از فقیهِ ما، که، هنوز،

رواجِ دین طلبد با بلاغِ شمشیری!

تو هم به ریختِ او گر ز چشمِ من نگری،

می یابی اش سرِ دینکارگانِ اکبیری!

پنجم فروردین ۱۳۹۷،

بیدرکجای لندن

* توماس آکویناس بود، اگر درست به یادم مانده باشد، یا هرکی، که گفت: “چرند را باور دارم”

Credo ad absurdum!

thomas aquinas  

https://akhbar-rooz.com/?p=10724 لينک کوتاه

یک پاسخ

  1. (۲۱) بیست ویکم آبان ماه سالروز ولادت بزرگ مرد تاریخ انقلاب فرهنگی سیاسی شعر و ادبیات فارسی نیمای بزرگ بر همه ی مردم ایران و دوستداران شعر و ادب فارسی بویژه فرزندان بیدارچشم و آزاد اندیش سرزمین از دست رفته ام ! خجسته و مبارک باد یادش گرامی و روانش پرتوان باد. ترا من چشم در راهم.!!

    Image may contain: 1 person, beard
    No photo description available.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: