منو

شبیخون بر خیمه های چپ – دنیز ایشچی

اسم نخواهم برد. حدس بزنید راجع به کی حرف میزنم. شبیخون زدن تحت عنوان “آزادی”،  “حقوق بشر” و “دموکراسی” بر خیمه های چپ. همه ما تقریبا از دسته ها و نحله های مختلف، سازمان ها و “احزاب” چپ و یا “کمونیست” ایرانی کم و بیش مطلع میباشیم. در شرایطی که همه این نیروها در حرف از تلاش در وحدت و یگانگی چپ صحبت مینمایند، ما از شکاف ها، کینه ورزیهای تاریخی و صف بندی ها و خط قرمز های پر رنگ از طرف بعضی از آنها مطلع میباشیم. اما، زمانی که اتفاقاتی مثل تظاهرات میلیونی اخیر در خیابانهای شهرهای مختلف ایران و کشتار وحشیانه بیش از دویست نفر از تظاهرکنندگان مواجه میگردیم، گردهمایی های نیروهای چپ به اجبار و گاها امکان آن را فراهم میکند تا  که فرهنگ سیاسی ویژه بعضی از این جریانات ترواش کرده و خودنمایی کند.

از شبیخون به خیمه های چپ صحبت کردم. نمونه هایی از ویژگیها و منش های سیاسی این جریانها را میخواهم اینجا بیاورم، تا ببینیم چه نتیجه ای میگیریم.

یکی از این ویژگیها بر این اساس میباشد که یکی از این نحله های  ویژه  که در ماورای تند  و افراطی چپ واقع شده است و از “الترناتیو سوسیالیستی – کمونیستی” و  “حکومت شوراهای کارگران” و “دیکتاتوری پرولتاریا” در دوران بعد از گذار از جمهوری اسلامی ایران پایین نمی آید. ویژگی دیگر این جریان این میباشد که شیوه و تاکتیک محوری دوران گذار آنها را “مرگ بر” و “نابود باید گردد” ها  به تصویر میکشد.

در اجتماعاتی که به مناسبت سالگردها و یادبود شهدای سال شصت و هفت، و یا روز جهانی کارگر، و یا دفاع از زندانیان سیاسی، یا در حمایت از تظاهرات توده ای مردم ایران صورت میگیرد، آنها باید “هژمونی کمونیستی پرولتاریا” را با قدرت تمام اعمال کرده و جو عمومی را تحت الشعاع شعارهای خویش قرار دهند. در چنین مواردی آنها شعارهای “حکومت شوراهای کارگری” را بارها تکرار کرده و پرچم سرخ انقلاب کمونیستی را با عکس های مارکس و انگلس و لنین بالا ببرند. آنها از این طریق میخواهند “اپورتونیسم” و “رویزیونیسم” را در صفوف چپ مهار کرده و “رهبری انقلابی کمونیستها” را بر دیگر چپ ها اعمال بکنند.

 طبیعی است که شعارهای “مرگ بر” و یا “نابود باید گردد” آنها، منجر میشود تا خیلی از افراد دموکرات، سکولار و مخالف جمهوری اسلامی ایران که لزوما در صفوف نیروهای چپ قرار ندارند، و از چنین ادبیاتی استفاده نمیکنند، چنین تجمعاتی را آنارشیستی، افراطی و ترسناک تلقی کرده و به آنها با دید منفی نگریسته و از آنها دوری بجویند..

در چنین شرایطی جریان های دیگر چپ، و یا سکولار دموکرات که میخواهند پیوندهای دوستی را مستحکم نمایند و میخواهند تا به نظرات دیگران احترام بگذارند، متناسب با تصمیمات مشترک اجلاس ها، ترکیب شرکت کنندگان و دستورهای توافق شده برنامه را به پیش ببرند، در عین حال نمیخواهند تا به اتهام ممانعت از ابراز عقیده دیگران مانع از بیان نظر این دوستان شده باشند، با احترام به حضور و نظر این دوستان، در مقابل آنها کوتاه آمده و  فرصت آن را فراهم مینمایند تا این دوستان جو عمومی چنین اجلاس هایی را بدست گیرند.

همه ما از پراکندگی و شقه های کوچک نیروهای چپ در بخش افراطی مطلع میباشیم. با در نظر گرفتن این مساله، میدانیم که اگر یکی از این جریان ها وزنه سنگین، مثلا بیست درصد جمع را تشکیل بدهد، همین بیست درصد میتوان جمع های تکه پارچه و پراکنده و کوچک چپ افراطی را دور خود جمع کرده و تحت کنترل خویش دربیاورد.

ویژگی دیگر این جریان ویژه آن میباشد که بخاطر اینکه منشا آن از منطقه جغرافیائی ویژه ایران میباشد، هدف استراتژیک پیشینه این جریان آرمان خودگردانی ملی میباشد. اگر ما شعارهای “مرگ بر” و “نابود باید گردد” را به موازات یک چنین هدف استراتژیک، به آن اضافه کنیم، ملقمه  خطوط سیاسی  ویژه ای  شکل میگیرد. صحبت از منطقه ویژه جغرافیائی شد. همین ویژگی عامل قدرتمندی در انسجام اولیه کمی و کیفی چنین جریانی موجب میشود  تا بتواند مثلا بیست درصد اولیه  چپ های پراکنده افراطی را به خود اختصاص داده و تجمعات بقیه را تحت کنترل خویش دربیاورد.

با توجه به اینکه شعار ایجابی آنها در این زمینه که تشکیل “حکومت شوراهای کارگری” ، “سوسیالیسم و کمونیسم”  و “دیکتاتوری پرولتاریا” برای فردای گذار از جمهوری اسلامی ایران قابل تحقق نمیباشد، میشود شعار ایجابی آنها را به کنار گذاشت و شعارهای سلبی آنها ار جدی گرفت. آنها به موازات اعمال کردن و پیاده نمودن تاکتیک های محوری مشابه “مرگ بر” و “نابود باید گردد” برای گذار از جمهوری اسلامی ایران، چنین تاکتیکی را در برخورد با رقبای سیاسی خود در درون جبهه چپ مستقیما و یا بصورت غیر مستقیم تعقیب مینمایند.

جالب است که این دوستان “کمونیست” ما که از مارکس و انگلس و لنین پایینتر نمی آیند، آنقدر سرگرم ” نابود کردن” جمهوری اسلامی ایران میباشند که از سرمایه داری کلان جهانی و امپریالیسم و نقش نئولیبرالیسم و سرمایه داری محافظه کار در ژئوپولیتیک بین المللی، منطقه ای و سیاستهای آنها در مورد ایران به طور مشخص کاملا غافل مانده اند. با توجه به اینکه استراتژی محوری آنها نابودی جمهوری اسلامی ایران به هر قیمت، از هر طریق و توسط همکاری با هر نیرویی میخواهد باشد، نه تنها دسته هایی از سلطنت طلبان را در اجتماعات آنها میتوان شاهد بود، بلکه نشانه های دستمال های رنگی امپریالیسم و همپیالگانش از آستین آنها بیرون میزند.

یکی دیگر از ویژگی های برجسته آنها  آشتی ناپذیری آنها با حزب توده ایران و بخش سابق فدائیان اکثریت میباشد. این سنگ اندازی آنها نه تنها  فضای عمومی مناسبات را همیشه مسموم نگه میدارد، بلکه یکی از سنگلاخ های عظیمی میباشد که مانع از همگرائی لازم در صفوف نیروهای چپ میگردد.

جالب است اگر پروفایل  شخصی خیلی از آنها را در رسانه های مجازی نگاه میکنیم، رد پاهایی از تبلیغات عمو سام و تبلیغات سلطنتی را در آنها به وضوح می یابیم.  توان مالی به مراتب قدرتمند تر آنها نسبت به سازمان ها و احزاب اصلی و عمده چپ ایران  سوال “از کجا آورده ای” را هم در اذهان برجسته میکند.

 همخانگی با آنها در جبهه چپ ایران مشابه یک ازدواج اجباری میباشد که در آن، یکی از طرفین از دیگری نفرت داشته و میخواهد تا زندگی را بر آن زهر مار بکند. شاید طلاق موجب شود تا ازطریق گسترش فاصله ها، روابط بیشتر محترمانه  و رسمی تر بماند. برای تشکیل “بلوک چپ دموکرات، رادیکال و سوسیالیستی”، میتوان از چنین نیروهایی فاصله گرفت و سراغ آنهایی رفت که واقعا “چپ، دموکرات، رادیکال و سوسیالیستی” میباشند. همگرائی “بلوک چپ دموکرات، رادیکال و سوسیالیستی” میتواند نه فقط در پهنه سیاسی کشور امکان موضعگیری مشترک را فراهم نماید، بلکه به برنامه ریزی اکسیون های مشترک نیز منجر شود.

دنیز ایشچی – ۲۸ نوامبر ۲۰۱۹

https://akhbar-rooz.com/?p=13592 لينک کوتاه

یک پاسخ

  1. نظریه های علمی هم می بایست در جهان خارجی امکان پذیری داشته باشند هر چقدر هم خوب و منطقی و قابل دسترسی به نظر آیند.
    متاسفانه نظریه های منطقی ای مانند جبهه متحد خلق و یا راه رشد غیر سرمایه داری در سطح جامعه ما نبوده است و یا در زود زمان عنوان شده اند.
    جبهه متحد چپ هم ظاهرا این سرنوشت را دارد!

    ما باید در سطح جامعه پایین بیاییم و با حفظ استقلال خود و در بر آوردن این فضا بکوشیم ،یعنی برای آزادی بیان و تشکیلات!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: