شعار مرگ بر نئولیبرالیسم و مرزبندی با اصلاح­طلبانِ برانداز – شبگیر حسنی

شانزده آذر امسال هم مانند سالیان اخیر به صورت محدود در دانشگاه­های کشور برگزار شد و طبیعی بود که با توجه به اعتراضات اخیر، بسیاری منتظر واکنش و شعارهای دانشجویان در روز دانشجو باشند تا بازتاب تحولات اجتماعی را در آئینه ­ی یکی از پیشرو­ترینِ جنبش­های کشور مشاهده نمایند.

   شعارهایی نظیر«آزادی، عدالت، این است شعار ملت»؛ «مجاهد، پلهوی، دو دشمن آزادی»؛ «علینژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد» و پلاکاردی با مضمون جهانی بودنِ مبارزه برای سرنگونی نئولیبرالیسم، آئینه ­ی تمام ­نمای وضعیت کشور و جهان در نزد دانشجویان بود. اما همین تصویر واضح و شفاف صداهای اعتراض بسیاری را از چپ و راست اپوزیسیون برانگیخت چه آنان که «لیدر» حزبشان دفعه ­ی قبل به کنار هم  گذاشتن مسیح علینژاد و وزارت ارشاد معترض بود و چه فرشگردی­ها و سایر هواداران دیکتاتوری پهلوی. در این میانه البته همسویی چهره ­های اصلاح ­طلب داخل کشور، نظیر زیدآبادی، نیز با اپوزیسیون راست خارج از کشور کاملا شایان توجه بود و یک همبستگی نانوشته ­ی طبقاتی را حول دشمن مشترک، چپ­گرایان، به نمایش گذاشت تا بار دیگر درسی در زمینه ­ی چگونگی تشکیل جبهه ­ی واحد ارتجاع بر ضد نیروهایی را بدهد که فریاد اتحاد و همبستگی­شان گوش فلک را کر کرده اما قادر نیستند حتی بیانیه ­ی مشترکی را منتشر نمایند!

  در میان نیروهای چپ، به ویژه در خارج از کشور نیز اعتراضاتی به شعار بر ضد نئولیبرالیسم طرح گردید که البته از سنخ دیگری بود: ادعا شد که شعار بر علیه نئولیبرالیسم در حقیقت شعاری انحرافی است که بخشی از حکومت را در مقابل جناح دیگر حمایت می­کند و نسبت به شعار «اصلاح طلب، اصول­گرا، دیگه تمومه ماجرا» گامی به عقب است؛ کسانی دیگر نیز این شعار را به تفکیک زمانی و دوره­ بندی جمهوری اسلامی در ده سال نخست و سی سال بعد از آن، نسبت دادند و برخی دیگر هم اصولا مدعی شدند اقتصاد سیاسی ایران ارتباطی با نئولیبرالیسم ندارد، لذا بی­فایده نیست اگر توضیحی پیرامون شعار بر علیه ئولیبرالیسم داده شود:

  شعار بر ضد نئولیبرالیسم، که توسط دانشجویان سر داده شد، برای چپ انقلابی شعاری دقیق و رادیکال است؛ بسیار بیشتر از شعار بر ضد جمهوری اسلامی که اپوزیسیونِ برانداز برایش غش و ضعف می­رود؛ زیرا می توان خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی بود اما در فردای حکومت جدید، همان سیاست­های دیکته شده از سوی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را پیش برد، البته احتمالا با صورت اصلاح کرده و کراوات یا کت و دامن! در حقیقت، خواست سرنگونی، بدون حذف نئولیبرالیسم تنها تغییری در شکل یا به عبارت بهتر نوعی ازاصلاح طلبی است. اندکی بیشتر توضیح می­دهم:

 الف. بر اساس نظریه ­ی طبقاتی دولت، ماشین دولت خادم بلوک طبقاتی حاکمه است و این ماشین می­تواند بنا به شرایط و مقتضیات فرم­های متفاوتی (سلطنت مشروطه، جمهوری بورژوایی، نظام فاشیستی و …) را شامل شود. نکته­ ای که حائز اهمیت است آن است که در شرایط عادی- و نه استثنائاتی نظیر دولت­های بناپارتی که در شرایط ویژه­ ی توازن قوای طبقاتی، در زمانی محدود به صورت مستقل عمل می­کنند-  بلوک طبقاتی حاکمه به عنوان مخدوم، ماشین دولت را در اختیار خود و نمایندگان خود دارد و آنچه اساسی است حراست از  منافع طبقاتی حاکمان است نه حفظ این فرم یا آن فرم حکومت.

ب. نئولیبرالیسم یا آنچنان که هوادارانش مایلند آن را بنامند «اجماع واشنگتن»، سیاست­های اقتصادی احیا طبقاتی و باز توزیع ثروت به سود قشر فوقانی فرادستان است که از دهه­ ی هفتاد میلادی در بسیاری از کشورها به اجرا درآمد و با توجه به گفته ­ی مشهور فریدمن، یکی از سرشناس­ترین تئوریسین­های نئولیبرالیسم، این سیاست­ها، لباسی تک سایز برای تمام جوامع است؛ از ایران و شیلی، تا فرانسه و بریتانیا و تک سایز بودن این لباس باعث دفرمه شدن آن در جوامع گوناگون است که باعث می­شود تا عده ­ای با مقایسه­ ی فرانسه و کشورهای غربی با ایران، ادعا کنند که در ایران نئولیبرالیسم وجود ندارد اما این کژدیسگی سیاست­های نئولیبرالی در ایران، در ماهیت و نتایج آن سیاست­ها تغییری ایجاد نمی­کند؛ تشدید نابرابری طبقاتی و بازتوزیع ثروت به سود فرادستان.

ج. امروزه در ایران با سه سطح از اصلاح طلبی مواجهیم؛ اول اصلاح طلبان حکومتی که قصد دارند با حفظ بلوک طبقاتی حاکم و فرم حکومت و همچنین پذیرش سیاست­های اقتصادی نئولیبرالی، تنها به اصلاحاتی در این یا آن حوزه­ ی خاص و به ویژه در چگونگی و نحوه­ ی اجرای سیاست­هایی نظیر خصوصی ­سازی دست بزنند؛ دوم کسانی که قصد دارند تا با حفظ طبقه­ ی حاکمه، ماشین دولت را از میان بردارند و فرم دیگری از دولت را جایگزین شکل فعلی جمهوری اسلامی کنند؛ اپوزیسیون راست و سلطنت طلب از این دسته­ اند؛ اینان اگرچه خواستار سرنگونی ج ا هستند اما سیاست­های اقتصادی آنها همان است که در جمهوری اسلامی اجرا می­شود و اگر به انتقادات اقتصاددانانِ هوادارِ ­آنها از سیاست­های اقتصادی دولت بنگرید با عباراتی از این دست مواجه می­شوید که خصوصی سازی خوب است و خصولتی سازی بد است؛ دولت جمهوری اسلامی خصوصی سازی واقعی را اجرا نمی­کند؛ یا سیاست­های اقتصادی درست، در کشور بد اجرا می­شوند و … . چپ­ ستیزی نیز از بارزترین نشانه­ های این دسته از نیروهاست. اینان کسانی هستند که علیرغم خواست سرنگونی، باید به عنوان اصلاح طلب طبقه بندی شوند زیرا تنها خواستار تغییر فرم حکومتند نه تغییر بلوک طبقاتی حاکمیت و سومین دسته کسانی هستند که بهتر است آنان را متوهم­ ها بنامیم؛ اینان کسانی هستند که گمان می­کنند می­توان با حفظ شرایط کنونی،  با نئولیبرالیسم و در نتیجه مناسبات سرمایه­ داری و بی­ عدالتی­ های برآمده از آن، مبارزه کرد. اینان به علت عدم درک علمی از مفاهیمی نظیر حاکمیت، ماشین دولت و فرم حکومت، قادر به تشخیص این حقیقت نیستند که پیشبرد سیاست­های نئولیبرالیستی، اشتباه دولت روحانی یا خواستِ تنها یک جناح نیست؛ برنامه­ ی بلوک حاکمیتی است که ماشین دولت (نه فقط قوه ­ی مجریه)  خادم آن است و برای نشان دادن درستی این مدعا، کافی است به یاد بیاوریم که این دولت هاشمی رفسنجانی بود که نخستین بار نسخه­ ی اقتصاد نئولیبرالی را تحت نام تعدیل اقتصادی در کشور پیاده کرد؛ دولت اصلاحات هم با خروج کارگاه­ های کوچک از شمول قانون کار، گامی اساسی در مقررات زدایی از بازار کار برداشت؛ احمدی نژاد با اجرای طرح موسوم به هدفمندی یارانه­ ها مورد تشویق نهادهای بین­ المللی نئولیبرالی قرار گرفت و دولت تدبیر و امید هم با خصوصی­ سازی­ گسترده در حوزه­ های مختلف و نهایتا تلاش برای آزاد سازی قیمت سوخت نقش خود را بر اساس سناریوی صندوق بین­ المللی پول ایفا نمود.

   با توجه به آنچه گفته شد می­توان بیان کرد که خواست سرنگونی، لزوما خواستی انقلابی، به مفهوم انقلاب اجتماعیِ مارکسیستی نیست، بلکه می­تواند به عنوان خواستی اصلاح­ طلبانه برای نجات طبقه­ ی حاکمه در نظر گرفته شود اما مبارزه­ بر علیه نئولیبرالیسم در شکل صحیح و در صورت پایبندی  به الزامات منطقیِ آن، خواستی انقلابی است؛ بدون شکستن ماشین دولت نمی­توان طبقه­ ی حاکمه را به زیر کشید و البته این شرط، شرطی لازم و نه کافی است. این شعار در کنار شعار بر ضد مجاهدین و سلطنت­ طلبان، مرزبندی دقیقی را با اپوزیسیون ارتجاعی و وابسته ایجاد می­نماید و اتفاقا اعتراض شدید اپوزیسیون راست حکومت، به شعار مبارزه با نئولیبرالیسم، نشان از درک دقیقِ طبقاتی اینان و اشراف کامل آنها به منافع­شان دارد.  

https://akhbar-rooz.com/?p=14798 لينک کوتاه

4 پاسخ

  1. درود جنبش اعتراضی دو قرن اخیر ایران با تمام فراز و فرود هایش برای رهایی از سلطه ستم طبقاتی بوده و دقیقن شعار سر نگو نی نئو لیبرالیسم دانشجو یان یعنی زدن پته همه استعمار گران سلطنت جو “شر مگین “و باد نجان دور قاب چین هایی چون مر یم رجوی و استمرار طلبان که موج سو اران خوبی هستند و چپ نما یان و ابسته به رژیم صهیو نی و بخو بی اشاره کر دید” که همه این اسامی در صف اصلاح طلبان ( استمرار طلب ) حکو مت جهل و خرافه و ابسته به امپر یالیسم ,نه خو اهان تغییر اساسی نظام غارتگر سر مایه داری حاکم ولایت فقیه ؛ بلکه بمانند رژیم ولایی از آمر یکا سهم قدرت می خو اهند ” نه مبارزه اصو لی و بنیادی ضد امپر یالیستی هدف آنها است نه تغییر سا ختاری رژیم و لایی و بی دلیل نیست هر دو برای انحصاری کردن جنبش مطالباتی نان – کار آزادی به گفته های یکد یگر استناد دارند ” که بله مقامات دو لتی این بار در ست می گو یند ” ما رهبری اعتراضات را داریم ؟! و ………خو دشان گفتند ” اغتشا شات را رهبری می کنند ” ؟!! چرا که در جایگزینی هر کدام از این “اپوزووسیون ” منافع طبقاتی هیچ کدام به اندازه شعار ” اتحاد برای سر نگو نی انتر نا سیو نا لیستی نو لیبرالیسم به خطر نمی افتد و همه این ” اپووزووسیون ” سا خته تشا بهات بزرگی با یکد یگر دارند و در نهایت منافع جهان سر مایه داری را حفظ خو اهند کرد . سپاس از تحلیل علمی شما

  2. جناب خسرو
    اولش مارکسیزم رو در جملات اول رد کردید آخرش گفتید به ظاهر مارکسیست؟!؟ این نشون داد که سنگ بنای فکری شما کجاست، همونایی که در افاضات مارکسیتیشون همین حزفها رو زدن. گفنتن نئو لیبرالیسم کجا بود سیستم رانتی کجا چیزی برای مردم داشت که اینها با نئو لیبرالیسم ور دارند. بدون اینکه یه نظری به جنبش داخل داشته باشید کارگران قرداد سفید امضا، حذ ف یارانه ها، خصوصی سازی اموال و منابع عمومی، مقرارات زدایی مالی و بانکی، حذف تعرفه های گمرکی، هجوم به درمان و آموزش، رها سازی قیمتها، … نئو لیبرالیسم سیاست و برنامه جهانی سرمایه، برای باز پس گیری حقوق و مزایای بدست آمده توسط کارگران و برای برقراری مناسبات بی در و پیکر برای سیادت سرمایه و فقیر سازی کشورهاست اینکه کشورهایی مثل ایران و عراق و مصر و …. تا چه حد تحت فشار صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و سازمان تجارت آزاد برنامه هاشان را عملی می کند بسته به هر کشور متفاوت است و بسته به مقاومت مزدبگیران. اما چیزی که عیان است برنامه فقر هر چه بیشتر برای ۹۹% و ثروت بیشتر به نفع ۱% هاست. شما هی آب به آسیاب ۱% ها بریز! آمان از این گروه مافیایی به اصطلاح کمونیست. در انتها با سپاس از شبگیر حسنی عزیز

  3. خیلی هوشیاری میخواهد انسان سالها پس از بر ملا شدن اشکالات یک نظریه اقتصادی هم چنان بر آن پافشاری کند. آنهم زمانی که همه داعیان و طرفدارانش در دنیا، از شوروی وچین گرفته تا اروپای شرقی آنرا کنار گذاشتند. رفقای عزیز مارکسیست کی از این اصرار بر عقب ماندگی نظری دست بر میدارید. بابا کتاب خواندن بد نیست. چرا از علم هراسان و فراری هستید. اقتصادانان بزرگی با کمال تواضع و صراحت و با ریاضیات ساده اشتباهات نظری مارکس در کاپیتال را توضیح داده اند. چرا آن ها را نمی خوانید و هنوز چسبیده اید به استدلال اشتباه نظریه ارزش اضافی مارکس و نظریه دولت ابزار سرکوب طبقاتی و آنرا بزک کرده به عنوان پر طمطراق نئولیبرالیسم و غیره مطرح میکنید. کی دولت ایران به فرمان صندوق بین المللی پول و بانک جهانی عمل کرده اند. اگر عمل کرده بودند که الان اقتصاد ایران مانند کره جنوبی و اندونزی و غیره در حال رشد بود. اقتصاد مقاومتی آقای خامنه ای که کپی برداری ناقص از نظریات خنده دار رفیق کیم ایل سونگ کره شمالی است که همواره خواسته ایران را از اقتصاد دنیا جدا کند. چه کسی در تمام این سالها مانع پیوستن ایران به سازمان المللی تجارت شد غیر از خامنه ای؟ چه کسانی مانع واقعی شدن قیمت حاملهای انرژی و سایر کالاها و خدمات بخش عمومی شد؟ آیا خصوصی سازی ساختگی اینها غیر از بذل و بخشش داراییهای مردم ایران به سرداران سپاه و روحانیون رانت خوار و امنیتی ها (در واقع مافیاهای اقتصادی نوع ایرانی که اقتصاد تیولداری را زنده کرده اند) بوده است؟ مافیاهایی که چهره کریه خود را پشت بانکها و موسسات مالی و صندوق ها مخفی کرده اند. کدام خصوصی سازی. اولین قدم برای یک خصوصی سازی واقعی شفاف سازی و اجازه به سازوکارهای بازارهای رقابتی است تا قیمت کالاها و مواد اولیه و دستمزدها در بازارهای رقابتی معلوم شود و مزیت های رقابتی یک کسب و کار را مشخص کند که ارزش واقعی آن شرکت (با تمام سرمایه تجهیزات و نیروی کار و سودآوری) دربازار چیست بعد مردم بیایند سهام آنرا در قیمتهای واقعی بخرند یا نه.

    نئولیبرالیسم کدام است. این یک اقتصاد رانتی است که در ایران آخوند زده و اسیر مافیاهای مالی شده به این صورت مسخ شده است. خزانه به دلیل تحریم های اقتصادی ته کشیده و دولت ناچار است برای پرداخت حقوق کارکنان و هزینه سرکوب مردم و مخارج ماشین نظامی امنیتی خود یا قیمتهای سوخت و انرژی و سایر کالا ها و خدمات دولتی را افزایش دهد یا ارز را گرانتر بفروشد و یا پول چاپ کند که هر کدام تبعات خاص خود را دارد که شاهد آنها هستیم. وگر نه چرا در ۴۰ سال گذشته به فکر واقعی کردن قیمت انرژی نبودند. اگر تحریم ها نبود اینها حاضر بودند بنزین را ارزانتر هم بفروشند که مردم به غارت میلیاردها دلار پول نفت و گاز اعتراض نکنند و حتی شکر گذار هم باشند و اینها هم مشغول پیشبرد استراتژی مسخره هلال شیعیی خود در منطقه باشند. تا کی با حرفها و شعارهای خنده دار ظاهرا مارکسیستی و اصطلاحهای دهان پر کن نئولیبرالیستی خود و چند نفر جوان کتاب نخوانده دانشگاه نرفته بیسواد را مشغول می کنید. شما ها ۵۰حداقل ۶۰ سال از زمان عقب افتاده اید. البته در مقابل عقب افتاده های رژیم آخوندی که ۱۴۰۰ سال عقب افتاده اند خود جهش بزرگی به جلو است!

  4. بررسی ای خوب از وقایع جدید ، ولی همسان بودن سلطنت طلبان و مجاهدین را با یک شعار نمیتوان عمومی کرد .
    مجاهدین با تمام کاستی هایشان با طرفداران سلطنت که در این کشور دیکتاتوری ای بوجود آوردند که نتیجه اش دیکتاتوری مذهب شد ،قابل مقایسه نیستند ،شاید در آینده ای تخیلی در این ردیف قرار گیرند ،که اکنون نمیتوان مجازاتشان کرد!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: