شورای بازنشستگان ایران: تعرض تاریخی “سرمایه آزاد” به معیشت مردم

بمناسبت حذف ۳ دهک دیگراز یارانه نقدی خانوارها

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: تا مهر ماه یارانه ۳دهک درآمدی با احتیاط حذف می شود

چنین خبری یادآور یورش تاریخی و ویرانگر آذر ماه ۱۳۸۹ به توان معیشتی و زندگی مردم از طریق حذف سوبسیدهای دولتی و رها سازی قیمت اقلام مورد نیاز مردم بدست بازارآزاد بود.
پروژه خانمانسوزی که بعنوان “طرح تحول اقتصادی” وتحت نام هدفمند کردن یارانه ها، تعرضی بیسابقه به منافع مزد بگیران ، بازنشستگان ، بیکاران و همه زحمتکشان را عملیاتی کرد.
طرح جنگ اقتصادی علیه مردم با تمام اختلافات، بعد از ماهها کش وقوس طولانی و رعایت احتیاط و ترس از واکنش مردم، بالاخره توسط دولت احمدی نژاد آغاز و با شدتی بیشتر توسط دولت روحانی پیگیری میشود. این طرح چالش برانگیزترین موضوع در حوزهٔ سیاست و اقتصاد ایران در دهه اخیرست.
این پروژه یک جراحی اقتصادی توام با درد و رنج برای زندگی مردم بود.
در این فرایند مقرر گردید که بجای حذف سوبسیدها از اقلام موردنیازمردم ازجمله مواد سوختی، مواد خوراکی، آب، برق و سایر اقلام در ایران که تورم وگرانی سنگینی را در پی خواهد داشت ، مبلغ ۴۵۵۰۰ تومان به هر فرد تعلق گیرد.
از آن زمان کلیه نیازمندیهای زندگی همه روزه بطور باورنکردنی افزایش یافته و بقول خودشان دهک های بسیاری را به فقر و نیستی کشانده، اما طی نزدیک به ۹ سال این مبلغ نه تنها ثابت مانده و بی ارزش شده ، بلکه میلیونها نفر را هم از دریافت آن محروم کردند.
با کلید خوردن این پروژه بزرگ اقتصادی با رویکرد سیاست بازار آزاد و خصوصی سازی ، تعرضی بزرگ به سطح زندگی و سفره مردم و انتقال هزاران میلیارد تومان به جیب دولت عملی شد.
وعده های داده شده مبنی بر بکارگیری مابه التفاوت این سرمایه عظیم در خدمت چرخ تولید و توسعه و اشتغال و نیز نظام جامع تأمین اجتماعی دود شد و به هوا رفت و جای آنرا رانت و فساد و اختلاسهای هزاران میلیاردتومانی گرفت. و بر سر نیروی کار، و لشکر میلیونی بیکاران، همان آمد که همگان میبینیم. این طرح موجب سقوط خانوارهای بیشتری به زیر خط فقر شد.
در ادامه این سیاست در شهریور سال ۱۳۹۱ پس از افزایش ناگهانی قیمت دلار در بازار آزاد، فازهای بعدی یورش همه جانبه و افسارگسیخته ای از قیمت کالاها علیه معیشت مردم مخصوصا” مزدبگیران و بازنشستگان صورت گرفت و این جنگ اقتصادی در تمام ابعادش تا به امروز توسط دولت با گسترش بیسابقه ای همچنان ادامه دارد.
واکنش در قبال این سیاست ، مقاومت و مبارزه و اعتراضاتی ست که بطور مستمر در تمام عرصه های معیشتی و اجتماعی جریان داشته وجامعه را برای تعیین تکلیف نهائی، صف آرائی کرده است.

شورای بازنشستگان ایران
۳/۸/۱۳۹۸

https://akhbar-rooz.com/?p=9552 لينک کوتاه

یک پاسخ

  1. درست در چنین شرایطی “حذف ۳ دهک دیگراز یارانه

    نقدی خانوارها – توسط وزیر تعاون” است که عده ای از زندانیان، البته، با قید وثیقه های صدها میلیونی و میلیاردی از زندان ها آزاد میشوند، شرکت به غارت رفته هپکو در دست سرمایه داران خصوصی ، دو باره بصورت دو فاکتو به دولت برگردانده میشود که قلب زخمی کارگران را مسکنی باشد. جهانگیری ، شخص دوم دولت از دزدیده شدن ۲۰ میلیارد دلار صحبت می کند، این طوری بیان می کند که کارگران و زحمتکشان فکر کنند که در حال برگشت به خزینه دولت است که دیگرانی آنرا نه طبقاتی و وسیله سرکوب طبقه سرمایه دار بر علیه طبقه کارگر اساسا، بلکه دستگاهی معرفی میکنند که عهده دار اداره جامعه به نفع همه است و اگر، اشتباهاتی رخ داد که دولت از این نقش باز داسته شده است، نه عمدی در کار بوده است نه منافع طبقات باعث آن شده است، بلکه خیلی ساده از سر نادانی و نه “شناختن ریشه ها” بوده است.
    آنها توصیه شان این است که تشکلات سراسری و به شیوه دموکراتیک انتخاب شوند و بر کار دولت نظارت نمایند و… از طرف دیگر، عده ای بیانیه ها ی ۱۴ نفره که انسان را به یاد ۱۴ معصوم مذهب ارتجاعی شیعه می اندازد و غیره می دهند که در آنها خواستار گذار از جمهوری شده و حتی استعفا خامنه ای را خواستار میشوند.
    به باور من، باید عمیقا اندیشید که چه سونامی در راه است؟ زیرا که تجربه مبارزه طبقاتی در این ۳ صده در سطح جهانی این را میگوید:
    تا زمانی که طبقه کارگر و کل زحمتکشان و به زبانی دیگر پرولتارهای تولید کننده نعم مادی – کالا- سازمان نیافته اند، متحد نشده اند، تحزب نیافته و به قول لنین تسلیح طبقاتی نیافته اند، چیزی به نفع طبقه کارگر در شرایط حاضر تغییری نمی کند و این اتفاق هم هنوز حتی به صورت نطفه ای هم نیافتاده است. برای این است که باید منتظر یک حمله وسیع و عمیق از طرف طبقه حاکم، یعنی، سرمایه دار و دولتش باشیم.
    فقط یک طبقه کارگر هوشیار، سازمان یافته و آماده جنگ طبقاتی، میتواند طبقه سرمایه دار و رژیم دیکتاتور و قاتلش را از انجام هر چه که در سر دارند باز داشته و واژگونشان نماید.
    البته، شاید انتخابات و در واقع انتصابات پیشارو، چیزی را بگوید و اما به نظر من، موضوع باید مهمتر از اینها باشد. چیزی در حد شوک درمانی اقتصادی که در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در آمریکای لاتین اتفاق افتاد.
    حمید قربانی ۲۷ اکتبر ۲۰۹۲ اسپارتاکوسی!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: