شیوه بسیج و مبارزه سیاسی در ایران: گذشته، حال، آینده – احمد هاشمی

شیوه بسیج و مبارزه درجنبش تحریم تنباکو، انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و انقلاب بهمن را می توان در چارچوب جنبش های اجتماعی قدیم ارزیابی نمود، اما شیوه و بسیج مبارزاتی در جنبش سبز را می توان درحیطه جنبش های اجتماعی جدید تعریف کرد...

شیوه بسیج و مبارزه درجنبش تحریم تنباکو، انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و انقلاب بهمن را می توان در چارچوب جنبش های اجتماعی قدیم ارزیابی نمود، اما شیوه و بسیج مبارزاتی در جنبش سبز  را  می توان درحیطه جنبش های اجتماعی جدید تعریف کرد. “اعتراضات انتخاباتی” یکی از وجوه جنبش های اجتماعی جدید دردوران اخیر است.  در دو دهه اخیر در اثر گسترش موج دموکراسی خواهی مواردی از خیزش های اعتراضی فراگیر و گسترده انتخاباتی به وقوع پیوسته که به “انقلاب های انتخاباتی” معروف شده اند

رهیافت های نظری

این نوشته بر نظریه های سیاسی  زیراستوار است که:

الف-  بسیج

آمیتای اتزیونی در کتاب ” جامعه فعال” بسیج را چنین تعریف می کند:

“بسیج روندی است که در آن یک واحد اجتماعی بسرعت بر منابعی که پیش تر بر آنها  کنترل نداشته است، کنترل پیدا کند”

ب- جامعه شبکه ای در ایران دوران پهلوی

از نظر میگدال: “دولت و جامعه به صورت دو سویه بریکدیگر تاثیر می گذارند و ضعف یکی نسبت به دیگری نوع رابطه را نشان می دهد.”

جوئل میگدال در کتاب “جوامع قدرتمند، دولت ضعیف، روابط دولت و جامعه و ظرفیت های دولت در جهان سوم  می نویسد:

“در انگاره های جامعه شبکه ای، جامعه ترکیبی ازسازمان های اجتماعی قلمداد می شود، که هر کدام مستقل، از قدرت و آزادی عمل بالایی برای کنترل اجتماعی برخوردارند. در چنین جامعه ای ظرفیت ویا توانایی دولت ها، به ویژه توانایی آن ها برای اجرای سیاست های اجتماعی و همچنین بسیج اجتماعی، به واسته ساختار شبکه ای جامعه با چالش عمده ای روبروست. الیگارشی ها و نخبگان محلی سنتی مانند روسای سازمان ها، زمین داران، کارفرمایان، علما، روسای قبایل، دهقانان ثروتمند، زعما ورجال قدرتمند، سازمان های اجتماعی مخصوص به خود را ایجاد می کنند و روابط قدرت در دامنه ای از مصالحه و معارضه این گروه های اجتماعی رقم می خورد. به طورکلی در جامعه شبکه ای، کثرت اقتدار می تواند بالا باشد، ولی اعمال آن چند پاره، متفرق و پراکنده است.”

ج- جامعه توده وار

 جامعه توده وارنخستین بارتوسط “هانا آرنت” و “ویلیام کورن ها ورز” مطرح شد، بر اساس این نظریه بسیج و برآمد رهبران انقلابی تنها به شرط توده ای شدن جامعه امکان پذیر است.

ویلیام کورن ها ورز در کتاب “سیاست جامعه توده ای” چنین جامعه ای را به عنوان “نظامی اجتماعی که در آن گروه های برجسته (الیت ها) به آسانی در معرض نفوذ توده ها قرار می گیرند و تودها به سهولت مستعد بسیج به وسیله گروه های برجسته هستند” تعریف می کند. (بشیریه، انقلاب و بسیج سیاسی، ۹۵)

ظرفیت بسیج پذیری توده ها نیز به این مسئله وابسته است که “اعضای جامعه فاقد تعلق به گروه های مستقل، جماعات محلی، جمعیت ها و انجمن های آزاد و گروه های شغلی هستند. (۹۵ p. ،Ibid.)

پایان جامعه شبکه ای آغاز اتمیزه شدن اجتماعی است، در چنین تحولی وفاداری گروهی به دلایلی حذف می شود، اتمیزه شدن موجب  می شود که افراد آماده پذیرش ایدئولوژی های جدید شوند و در جستجوی جامعه ای جدید به جای جامعه از دست رفته باشند.

به عقیده کورن ها ورز در چنین شرایطی  نخبگان و غیرنخبگان فاقد گروهبندی های اجتماعی هستند و هرگروه در معرض دسترس گروه دیگری قرار دارد، بویزه توده مردم برای بسیج سیاسی در دسترس نخبگان هستند.

شیوه بسیج و مبارزه سیاسی درجنبش تحریم تنباکو

 معترضان به قرارداد رژی (انحصار فروش توتون، تنباکو و سیگار برای کمپانی رژی تالبوت) با شیوهای مختلف، مانند ارسال نامه، نشر اعلامیه، تجمع و تحصن  به مخالفت برخاستند، اما مهمترین شیوه موثر مبارزه تحریم بود، به همین دلیل این اعتراض به “جنبش تحریم تنباکو”  معروف شد.

فریدون آدمیت در کتاب “شورش بر امتیازنامه رژی” از زبان ناصر الدین شاه می نویسد:

“چنین آغاز شد، نخستین اعتصاب با محتوای سیاسی اش که به تعبیر شاه به صورت یک شورش و نافرمانی ساکت و پنهانی ظاهر گشت و این اندیشه ترین وصفی است  از آن حرکت در مرحله فعلی آن”

جنبش تحریم تنباکو یک جنبش خشونت پرهیز بود. تحریم تنباکو یک اقدام اعتراضی از جانب بازرگان برای تامین منافع صنفی خود بود و از آنجا که تحریم تنباکو تبدیل به یک کنش عمومی و همگانی شد، می توان تطابق شیوه مبارزاتی تحریم تنباکو در ایران را در چارچوب ویژگی های  عام نافرمانی مدنی ارزیابی نمود.

شیوه بسیج و مبارزه  سیاسی درانقلاب مشروطه

در جریان انقلاب مشروطه  نیز با شیوه های مبارزاتی مانند: نشر اعلامیه و شب نامه، دادنامه ها و ایجاد انجمن های بسیج منابع، مورد استفاده کنشگران سیاسی قرار گرفت، اما مهمترین تاکتیک مبارزاتی در انقلاب مشروطه بست نشینی بود.

درابتدای امر بست نشینی یا تحصن یک اقدام معمولی بود و نقض قانون تلقی نمی شد، اما از زمانی که بست نشینی به یک اقدام همگانی تبدیل شد و حکومت نیز “اقدام به محاصره بست نشینان در مسجد آدینه کردند و مانع از رسیدن مایحتاج به آنها شدند” (کسروی)، این شیوه مبارزاتی تبدیل به نقض قانون و فرمان حکومتی شد.

از آنجائی که بست نشینی، تا کتیکی عاری از خشونت بود و درعین حال در پروسه مبارزاتی انقلاب مشروطه، ویژگی نقض قانون به آن نیز اضافه شد و در ثانی اقدام به بست نشینی در ابعاد گسترده ای در انقلاب مشروطه به کار رفته شد و جنبه همگانی یافت، می توان انجام تحصن در انقلاب مشروطه را بطور عام  گزینه ای در تطابق با نافرمانی مدنی ارزیابی نمود.

شیوه بسیج و مبارزه  سیاسی درنهضت ملی شدن نفت   

ایران در دهه بیست، شاهد گشایش محدود فضای سیاسی بود. فعالیت های مطبوعاتی و کنش های خیابانی (گردهمایی، تظاهرات و راهپیمایی) مهمترین شیوه های بسیج و مبارزاتی بودند، اما تاثیرگذارترین اقدام مبارزاتی دراین دوره اعتصاب کارگران بود. از آنجائی که در هیچ یک از متون قانونی در آن دوره در ایران، اعتصاب را به عنوان یک حق قانونی به رسمیت نمی شناختند، اعتصابات در آن دوره ویژگی نقض قانون را داشت. از سوی دیگر اعتصاب در وجه عام یک اقدام خشونت پرهیز تلقی می شود.

تلفیق کنش های خیابانی با اعتصابات، رمز پیروزی نهضت ملی شدن نفت در ایران بود. گفته می شود (آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب و به نقل از روزنامه اطلاعات): “مصدق  همواره به تظاهرات خیابانی متوسل می شد تا مخالفان را زیر فشار قرار دهد و در نتیجه مجلس را زیر نفوذ خود در آورد”.

اعتصابات کارگری نقش بسیار موثری در دست یابی به موفقیت در روند ملی شدن صنعت نفت داشت. در خوزستان با نقش موثر حزب توده ایران، اعتصابات کارگری در نیمه دوم دهه بیست گسترش یافت. مهمترین اعتصاب عمومی کارگران درآن سال ها، اعتصاب تیر ماه سال ۱۳۲۵ با شرکت ده ها هزارنفر از کارکنان شرکت نفت ایران و انگلیس، در سرتاسر نواحی نفت خیز، در خوزستان بود.

روند این اعتصابات بعد از یک رکود موقت، دوباره در اسفند ماه ۱۳۲۹ و فروردین و اردیبهشت سال ۱۳۳۰ اوج گرفت. “جان  فوران” در کتاب “مقاومت شکننده” ترجمه احمد تدین می نویسد که:

“آمار نشان می دهد که تعداد اعتصاب ها از ۵-۴ مورد در سال ۱۳۲۹-۱۳۲۷ به ۴۲ مورد در سال ۱۳۳۱ و ۷۱ مورد در سال ۱۳۳۲ رسیده بود”.

در روند  نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران به رهبری دکتر مصدق، اعتصابات تنها به مراکز صنعتی و کارخانه ها محدود نبود، بازاریان و اصناف نیز در طول این مبارزات به اعتصاب و تعطیل بازار دست زدند.

در مجموع می توان گفت با تلفیق کنش خیابانی و اعتصابات گسترده همگانی، نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران با رهبری مصدق به پیروزی دست یافت. در این دوره نیز اتخاذ شیوه مبارزاتی اعتصاب را، می توان از مصادیق نافرمانی مدنی قلمداد نمود.

شیوه بسیج و مبارزه سیاسی درانفلاب بهمن

شیوه بسیج و مبارزه درانقلاب بهمن نیز: اعلا میه، ارسال نامه های اعتراض آمیز، فعالیت های مطبوعاتی، سخنرانی، گردهمایی، راهپیمایی و اعتصاب بود.

راهپیمایی و اعتصاب دو شیوه موثر مبارزاتی بودند، که به دلیل شمار شرکت گنندگان در آن تبدیل به اقدام همگانی شد و قرائت قطعنامه ها در پایان راهپیمایی ها و یا در دوره اعتصابات که حاوی مطالبات بود، جنبه آگاهانه بودن این اقدامات را نشان می داد.

در انقلاب بهمن نیز مانند نهضت ملی شدن نفت در ایران، کنش خیابانی، (گردهمایی و راهپیمایی) و اعتصاب نقش تعیین کننده ای در سقوط رژیم پهلوی داشتند.

تمامی اعتصابات صورت گرفته در جریان انقلاب بهمن، کنش هایی دور از خشونت بودند. بروز اعتصابات همگانی، در بازارها و دانشگاه ها نخستین ضربه بزرگ به حکومت گران بود، زیرا به نوشته آبراهیمیان (ایران بین دو انقلاب)

“رژیم می توانست با زور خیابان ها را پا کسازی کند، اما نمی توانست بازارها و دانشگاه ها را بازگشایی کند.”

ضربه کاری و تعیین کننده به رژیم، اما با آغاز و ادامه اعتصابات در محیط های صنعتی و اداری وارد شد، آبراهیمیان در کتاب ایران بین دو انقلاب می نویسد:

“نخست اعتصاب هایی در کارخانه های نساجی مازنداران، ماشین سازی تبریز، اتوموبیل سازی تهران و در نیروگاه های شهرهای بزرگ بوجود آمد. سپس کمیته های اعتصاب در بزرگترین کارخانه ها و موسسه های دولتی پدیدار شد. سرانجام در مهر ۱۳۵۷، کارگران صنعت نفت دست به اعتصاب زدند.”

“جان  فوران” در کتاب “مقاومت شکننده” در توصیف شرایط ایران در آذر و دی ماه ۱۳۵۷می نویسد: در آن هنگام سراسر ایران یکپارچه در اعتصاب عمومی سیاسی به سر می برد”.

در دوران پهلوی نیز، حق اعتصاب در متون قانونی به رسمیت شناخته نشده بود، از این رو اقدام به اعتصاب به دلایل نقص قانون، گستردگی و خشونت پرهیز بودن آن همه ویژگی های نافرمانی عمومی را در بر داشت.

بسیج سیاسی جامعه توده ای و تسلط کفتمان  اسلام سیاسی سنت گرایان ایدئولوژیک شیعی

بسیج سیاسی و در پی آن اتخاذ شیوه های مبارزاتی در جنبش تحریم تنباکو، انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن نفت، در چارجوب الگوی جامعه شبکه ای سنتی در ایران بروز کرد، اما بسیج سیاسی و اتخاذ شیوه های مبارزاتی در انقلاب بهمن در شرایط  جامعه توده ای به وقوع پیوست.

جامعه شبکه ای سنتی در ایران در دوران پهلوی اول فاقد هویت واحد بود، در این جامعه شبکه ای از سازمان های اجتماعی موجود به نوعی از استقلال برخوردار بودند. اجزا جامعه شبکه ای، که سازمان های سنتی خود را در اختیارداشتند عبارت بودند از: روحانیت، تجار و بازاریان سنتی، روسای ایلات و عشایر، مالکان زمین دار و پیشه وران و کاسبان و ..

با نوسازی جامعه ایران توسط رضا شاه، طبقه متوسط جدید در ایران شکل گرفت. رضا شاه در مجموع از حمایت  طبقه متوسط جدید برخوردار بود.

پس از  کودتای ۳۲  همه احزاب سیاسی مخالف و منتقد سرکوب شدند، کارگران نیز از سازماندهی تشکیلات مستقل خود محروم گشتند و در این رابطه تنها سی سندیکای رسمی غیرفعال موجود بود.

سرکوب سیاسی گسترده، در کنار شکست احزاب با  شیوه های  مبارزاتی عاری از خشونت، به آغاز جنبش مسلحانه گروه های چپ و اسلامی  منتهی شد.

با کودتای ۱۳۳۲ حکومت محمدرضا پهلوی در برخورداری از حمایت طبقه متوسط جدید با مشکل روبرو گردید. سرکوب سنت گرایان ایدئولوژیک شیعی در خرداد ۱۳۴۲ منجربه این گشت که بخش فرهنگی طبقه متوسط جدید، بویژه آنهایی که منشا روستایی داشتند و یا از بخش پایینی طبقه متوسط بودند، با سمت گیری سیاسی – ایدئولوزیک متفاوت “ملی گرائی”، “چپ” و “اسلام گرایی” در مقابل رژیم قرار گرفتند.

رژیم پهلوی نه تنها در مقابل نیروهای ملی، چپ و سنت گرایان ایدئولوژیک شیعی قرارگرفت، بلکه به مقابله با مفاهیم مدرنی همچون ارزش های لیبرال و دموکراتیک، برخاست.

شبه مدرنیسم دوران پهلوی دوم زیر پوشش “اصلاحات اقتصادی” با ایجاد تغییرات سریع در ساختار های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی  تهدیدی برای بقایای جامعه شبکه ای سنتی بود. ساخت دولتی شبه مدرنیسم دوران پهلوی، با شعارهای بی محتوای عظمت طلبانه “تمدن بزرگ” با از دست دادن حمایت طبقه متوسط جدید و سنتی، باعث بروز جامعه ای توده وار در ایران شد.

توده ای شدن جامعه ایران، در کنار اشاعه این موضوع از جانب  ملی گرایان و چپ ها که  مدرنیته جریانی عقیم و بحران زده است، شرایط را برای پذیرش مفاهیم پرطمطراق و بی پایه “بازگشت به خویشتن” را در بخش فرهنگی طبقه متوسط گسترش داد و نتیجه این تحولات خلا ایدئولوژیک در ایران بود.

این خلاء ایدئولوزیک، در کنار نفرت و بی اعتمادی حاصل از  کودتای ۳۲ نسبت به غرب، منجر به شکل گیری فرهنگ و گفتمان سیاسی ضداستعماری، ضد امپریالیستی و توده گرایانه ای در ایران شد، که در درجه اول منبع مهمی برای سنت گرایان ایدئولوژیک شیعی در جهت نفی مدرنیزاسیون ایران و احیای اسلام سیاسی بود. دانشجویان و روشنفکران بخش فرهنگی طبقه متوسط جدید نیز  به هم افزایی و هم آمیزی با این فرهنگ و گفتمان سیاسی روی آوردند.

درحالی که رژیم شاه بخشی از حامیان خود به خصوص بخش فرهنگی طبقه متوسط جدید را از دست داده بود و ایجاد تشکیلات صنفی و سیاسی مستقل ممنوع بود و در شرایط اعلام حکومت تک حزبی (حزب رستاخیز)، تمامی شبکه ها و موسسات مذهبی مثل: مساجد، مراکز آموزش دینی و غیره اجازه فعالیت داشتند و در پرتو این امکانات بود که فعالیت سنت گرایان ایدئولوزیک شیعی در عرصه  سخنرانی ، نوشتن مقالات، و کتب مذهبی و همچنین تاسیس انجمن های مذهبی گسترش یافت.

 در این دوره همچنین  با افزایش قدرت و نفوذ مساجد، حسینیه ها و بازار، فضای سیاسی قانونی محدودی  برای اسلام گرایان سیاسی باز شد. فعالیت انجمن های اسلامی در میان روشنفکران مذهبی رونق گرفت. حسینیه ارشاد، مرکز اسلامی که مطهری و شریعتی در آن فعالانه مشارکت داشتند، باعث رشد فعالیت های اسلامی  تازه واردین به شهر بزرگ تهران شد.

اگرچه جنبش دانشجویی در تمامی ۱۵ سال بعد از سرکوب سنت گرایان ایدئولوژیک شیعی در خرداد  ۱۳۴۲، در دانشگاه های ایران ادامه داشت، اما دامنه اعتراضات در خارج از دانشگاه، یعنی در جامعه بسیار محدود بود.

اولین جرقه های اعتراض در اردیبهشت ۱۳۵۶ با  نامه ۵۳ حقوق دان در رابطه با نقض حقوق بشر در ایران آغاز شد و سپس رهبران جبهه ملی با نوشتن نامه هایی به شاه در خرداد ۱۳۵۶ “ترک استبداد، احترام به قانون اساسی، رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر، لغو نظام تک حزبی، دادن آزادی مطبوعات و اجتماع، آزادی زندانیان سیاسی، دادن اجازه بازگشت به تبعیدی ها و برقراری حکومتی برخوردار از اعتماد عمومی و مراعات کننده قانون اساسی” را خواستار شدند ( آبراهیمیان، ایران بین دو انقلاب).

در تیر ماه ۱۳۵۶ چهل نفر از نویسندگان و اساتید دانشگاه در نامه ای به هویدا نخست وزیر وقت خواستار پایان دادن به سانسور و سرکوب فرهنگی و آزادی زندانیان شدند. (آبراهیمیان، ایران بین دو انقلاب)،

ارسال بیانیه ها و نامه های سرگشاده خطاب به سرانه کشور همچنان ادامه داشت، از جمله در مرداد ماه نامه:  حقوق دانان به دیوان عالی کشور، نامه رهبران جبهه ملی به  دبیرکل سازمان ملل.

 در دهه پنجاه کانون نویسندگان ایران نقش بسزایی در بین گروه های مخالف رژیم داشت، اعضای این کانون در مهر ۱۳۵۶ با همکاری “انستیتوگوته” شب های شعر، علیه فضای اختناق و سانسور برگزار کردند، که مورد استقبال طیف های وسیعی از مردم قرارگرفت و این شب ها فرصت سیاسی مهمی، برای گشایش محدود فضای سیاسی در ایران بود.

تردیدی در این  نیست که آغاز ریاست جمهوری کارتر در آمریکا در اواخر سال ۱۳۵۶ و حمایت او از حقوق بشر، رل مهمی در ایجاد گشایش فضای سیاسی محدود در ایران داشت.

سنت گرایان ایدئولوژیک شیعی و در راس آن روحانیت تا مقطع  گشایش فضای سیاسی محدود در ایران، اراده  سیاسی یکپارچه ای در این اعتراضات علیه رژیم نداشتند.

 در ۷ دی ۱۳۵۶ جمعی از طلاب و محصلین مدارس حوزه علمیه قم مطالبات خود را تحت عنوان: “بازگشت خمینی، پایان دادن به سانسور و بازگشایی مدرسه فیضیه و دانشگاه تهران، انحلال حزب رستاخیز،استقلال قوه قضائیه، حمایت ازبخش کشاورزی، اعمال حاکمیت راستین و پایان دادن به رابطه با قدرت های امپریالیستی را خواستار شدند. (آبراهیمیان، ایران بین دو انقلاب).      

شکی در این نیست که نزدیک ترین گروه به واحد های اتمیزه شده در جامعه توده وار ایران، روحانیت بود. روحانیت از طریق مساجد با مردم در تماس نزدیک و چهره به چهره بود. سخنان انان را مردم به سادگی درک می کردند. آنها با راه اندازی دستجات عظیم و مدیریت آن در قالب هیئت ها و دسته های عزاداری آشنا بودند. شبکه سازماندهی بازار نیز، پشتیبان روحانیت بود. آنها با تجمیع نیروها و بسیج و سازماندهی آنان در مساجد و حسینه ها، تبدیل به گفتمان برتر در اعتراضات و مخالفت با حکومت پهلوی شدند.

موضوع طنز آمیز در انقلاب بهمن این است، که آغازگران وقوع  این انقلاب چپ ها و ملی گرایان بودند و کارگران نیز رل تعیین کننده و نهایی را ایفا نمودند، اما برنده گان آن، سنت گرایان ایدئولوژیک شیعی و در راس آن  روحانیت بود.

خلاء ایدئولوژیک موجود در جامعه توده ای ایران را سنت گرایان ایدئولوزیک شیعی با بسیج سیاسی گسترده از طریق شبکه های حاضر و آماده ای که در اختیار داشنتد، با گفتمان اسلام سیاسی پرکردند، نیروهای ملی و چپ و روشنفکران بخش فرهنگی طبقه متوسط جدید نیز در گفتمان اسلام  سیاسی محصور شده و به یک حکومت دینی تن دادند.

شیوه بسیج و مبارزه سیاسی در جنبش سبز

“در ایران درسال ۱۳۸۸ با جمعیتی در حدود ۷۵ میلیون نفر، تعدا کاربران اینترنت بیش از ۳۲ میلیون نفر بودند ، یعنی۴۲ درصد از جمعیت در ایران را شامل می شد، در همین زمان بیش از ۱۰۰ هزار وب سایت با پسوند رسمی ایران ir راه اندازی شده بود (سایه نیکانلو، نقش فناوری های نوین در انتخابات)”.

با اعلام نتایج انتخابات در ۲۳  خرداد سال ۱۳۸۸، موسوی و کروبی با صدور بیانیه های جداگانه ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کردند و خواستار ابطال انتخابات شدند.

در ۲۵ خرداد بیش از دو مییلیون نفر  با شعار “رای من کو” در خیابان های تهران دست به تظاهرات زدند، این تظاهرات با سرکوب شدید مواجه شد و منجر به کشته و مفقود شدن عده ای شد.

اعتراضات سیاسی با راهپیمایی سکوت در تهران به اوج خود رسید. کنش خیابانی به شیوه اقدامی گردهمایی و تظاهرات در جنبش سبز تا اسفند ۸۹ در تهران و شهرهای دیگر ایران ادامه یافت.

 مطالبه واحد و انتخاب نماد رنگ سبز منجر به یک هویت واحد در مقابل حکومت شد و از این رو این اعتراضات انتخاباتی به جنبش سبز معروف گشت.

رژیم با سرکوب مردم در خیابان ها و قطع ارتباط رهبران جنبش سبز از طریق حصر، به این جنبش پایان داد.

یکی از ویژگی های جنبش سبز حضورتعیین کننده جوانان در این جنبش بود، دلیل این امر را می توان در نقش اینترنت، شبکه های اجتماعی و تلفن همراه  توضیح داد، اگرچه اصطلاح “انقلاب توییتر” در مورد جنبش سبز نامناسب است، اما نشانگر رل مهم وسایل ارتباط جمعی  مدرن در این جنبش بود.

شیوه بسیج و مبارزه درجنبش تحریم تنباکو، انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و انقلاب بهمن را می توان در چارچوب جنبش های اجتماعی قدیم ارزیابی نمود، اما شیوه و بسیج مبارزاتی در جنبش سبز  را  می توان درحیطه جنبش های اجتماعی جدید تعریف کرد.

“اعتراضات انتخاباتی” یکی از وجوه جنبش های اجتماعی جدید دردوران اخیر است.  در دو دهه اخیر در اثر گسترش موج دموکراسی خواهی مواردی از خیزش های اعتراضی فراگیر و گسترده انتخاباتی به وقوع پیوسته که به “انقلاب های انتخاباتی” معروف شده اند.

این خیزش ها معمولا در کشور های اتفاق افتاده است که در آنها رژیم ها برای حفظ ظاهر دست به گشایش فضای سیاسی محدود و کنترل شده ای در زمان انتخابات زده اند.

وجه مشخصه برگذاری چنین انتخاباتی، شرایط نابرابر وامکان دستکاری در روند و نتایج انتخابات بوده، ولی روزنه و ظرفیت اندکی هم برای معترضین به انتخابات وجود داشته است.

مواردی چند از این “انقلاب های انتخاباتی” منجر به تغییرات سیاسی شده اند و دربعضی از آنها تا کنون چندین بار انتقال مسالمت آمیز قدرت مشاهده می شود: صربستان، فیلیپین، قرقیزستان، گرجستان و اوکراین از این جمله می باشند. در موارد ناموفق، حکومت ها توانسته اند با سرکوب اعتراضات انتخاباتی قادر به بستن کامل فضای سیاسی گردند: آذربایجان، ارمنستان، الجزایر و توگو و ایران نیز در این گروه قرار دارند.

ادامه دارد

[email protected]

خبرهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز بخوانید

https://akhbar-rooz.com/?p=111007 لينک کوتاه

5 1 رای
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

بايگانی های ماهانه ی مطالب اخبار روز

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx
()
x

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More