منو

فرش قرمزی برای معصومه ابتکار (خواهر مری)

روز اول ماه مهر

امسال معصومه ابتکار زنگ مدرسه اول مهر را در دبیرستانی در جنوب غربی تهران به صدا درآورد که بر حسب اتفاق من نیز آنجا تدریس میکنم .مدرسه ای پر از دانش آموزان مهاجر ترک و افغان، فقیر و به حاشیه رانده شده .فرش قرمزی برایش گسترده بودند یکی از نمادهای فسق و فجور آمریکاییها به زعم سیاسیون ایران که جایگاه ستاره گان نیمه عریان است و با چادر و حجاب خانم ابتکار چندان همخوانی نداشت و چند دانش اموز نوجوان گل به دست که یک تونل انسانی برای استقبال از او تشکیل داده بودند. سایر دانش آموزان در صف های منظم پرچم به دست آماده استقبال ایستاده بودند. روبه روی دانش آموزان صندلیهای برای مقامات کشوری و لشکری که به پیشواز آمده بودند چیده شده بود از فرماندار و شهردار و امام جمعه بگیر تا یک مجری مرد با ریش بزک کرده و صد البته دوربین های صدا و سیما. این سوی حیاط اما صندلیهایی برای معلمان یک گوشه دنج حیاط چیده بودند که مبادا خانم ابتکار صدایی از آنها بشنود یا چهره ای از آنها ببینید. همه چیز به زیبایی مهندسی شده بود. وقتی بعد از خوابیدن قیل و قال حضور مشاور ریس جمهور وارد ساختمان مدرسه شدم اول کمی جا خوردم دیوارهای تمام مدرسه رنگ شده بود پرده های اتاق مدیر نو شده بودند درهای خراب و پنجره های شکسته تعویض شده بودند. گویی آن مدرسه که سالها من در آن تدریس کرده بودم به یکباره همچون داستان سارا کورو در آن زیر شیروانی سرد و پر از موش با معجزه ای به یک مدرسه لوکس با دستگیره های مجلل تبدیل شده بود. یک کتابخانه سیار که خدا می داند از کجا آمده بود در حوالی مدرسه جولان می داد و همزمان با ناپدید شدن ابتکار گویی هرگز وجود نداشته در غبار اول مهر محو شد. یک میز پذیرایی پر از انواع و اقسام خوردنیها در مدرسه ای که از تامین قند و چای معلمانش عاجز است در دفتر مدیر خودنمایی می کرد.

این چهره بزک شده از مدرسه ای محروم و دور افتاده این سوال را در ذهن من ایجاد کرد آیا ما خود دیکتاتورها را نمی سازیم آیا ما خود مانع از دیدن واقعیت توسط مسئولان نالایقی که خود نیز چشم بر واقعیات اجتماعی بسته اند نیستیم.
آیا جای معلم در روز بازگشایی مدرسه گوشه دنج حیاط است تا صدایی از او شنیده نشود؟
سخنرانی کوتاه ابتکار پر بود از تشکر از مقاماتی که چنین سر از پای ناشناخته به استقبالش دویده بودند نام تک تک آنها را از روی کاغذ خواند ایشان حتی به خود زحمت نداد دمی به جمع معلمان بیاید و اول مهر را به آنان تبریک بگوید. جز یک برنامه کارگردانی شده با سناریوی مشخص حضور مشاور ریس جمهور در اول مهر که فقط به درد روزنامه های رسمی و اینستاگرام خود خانم ابتکار میخورد سود و کارکرد دیگری نداشت.

همکاران شجاع و معترض ما همچنان در زندانند و دولت تدبیر و امید همچنان به عمد از شنیدن صدای معلمان خوداری می کند. محرومیت دانش آموزان منطقه بهارستان هم با رنگ کردن چند دیوار مدرسه و چند دستگیره طلایی رفع نمی شود. اگر به جای نشان دادن واقعیت همچنان کاریکاتوری از تجمل در مدارس مناطق محروم را به نمایش در آوریم.

منبع: معلمان عدالت خواه

https://akhbar-rooz.com/?p=6771 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: