میز گرد فمینیست های سوسیالیست ایرانی، عراقی، فلسطینی – لبنانی و شیلیایی در مورد خیزش های کنونی در این کشورها و مبارزات زنان

همه با سیاست های سرمایه داری روبروییم. همبستگی جهانی کلیدیست. ما در آمریکای لاتین با هم ابراز همبستگی می کنیم اما پیوند هایی جهانی خصوصا با مردمان به حاشیه رانده شده، کارگران، اقلیت های ملی و اقلیت های جنسیتی در کشورهای دیگر جهان نداریم

روز یکشنبه ۲۶ ژانویه  ۲۰۲۰  اتحاد سوسیالیست های خاورمیانه و شمال آفریقا میز گردی اینترنتی با پخش زنده در مورد خیزش های ایران،  عراق،  لبنان و شیلی و نقش زنان در این خیزش ها ترتیب داد.  سخنرانان از این قرار بودند:  فاطمه مسجدی ، دانشجوی دکترای تاریخ معاصر ایران  و فعال حقوق زنان در برلین،  زندانی سیاسی سابق و  عضو اتحاد سوسیالیست های خاورمیانه و شمال آفریقا.  نادیا محمود،   فمینیست سوسیالیست عراقی مقیم عراق و دارای مدرک دکترا در رشته علوم اجتماعی،  بنیانگذار سازمان زنان عمان در عراق و عضو حزب کمونیست کارگری عراق.  سارا کادورا،  فمینیست فلسطینی- لبنانی مقیم لبنان،  گرداننده “پروژه ی  A ” در مورد حقوق جنسیتی و باروری.  عضو انجمن فمینیست چپی ضمه،  و تهیه کننده وبلاگ  ( suhmatiya.wordpress.com ).   خولیانا ریواس،  فمینیست سوسیالیست شیلیایی و دارای مدرک کارشناسی ارشد دررشته شهرسازی،  عضو گروه بلوکه لاتینوآمریکانو در برلین و فعال حقوق زنان در شیلی و آلمان

 مقدمه گرداننده برنامه و خلاصه ای از سخنان شرکت کنندگان  در ذیل آمده:

مقدمه فریدا آفاری،  کتابدار، مترجم ، نویسنده و عضو اتحاد سوسیالیست های خاورمیانه و شمال آفریقا

موج کنونی  اعتراضات مردمی در عراق، لبنان و ایران همچون نسیمی خوش و چراغ امیدی برای منطقه و جهان است.  وجه برجسته ی این اعتراضات و خیزش های سال گذشته  در سودان و الجزایر  حضور زنان و جدا ناپذیری مبارزه برای عدالت اجتماعی از مبارزه علیه فرقه گرایی قومی مذهبی و دیگر اشکال فرقه گرایی و بنیاد گرایی مذهبیست.

خواسته های تظاهرکنندگان برای براندازی رژیم هایشان و چالشی که در برابر کلیه جناح های حاکمیت و قدرت های منطقه ای و جهانی قرار داده اند  گواه از  زنده بودن میل به دگرگونی ریشه ای در زندگی و کار در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقاست. در کلیه مبارزات کنونی در منطقه،  ترقی خواه ترین خواسته ها توسط زنان مطرح شده .  زنانی که با مردسالاری مخالفند و مبارزه برای عدالت اجتماعی را از رهایی زن جدا نمی کنند

این ویژگی را می توان همچنین در خیزش شیلی مشاهده کرد.  ترانه و رقص زنان شیلیایی علیه تجاوز و دولت تجاوزگر همانا نماد خیزش شیلی و الهام بخش زنان معترض در  لبنان و دیگر کشورهای منطقه و جهان  شده که روایت هایی  از این ترانه و رقص را اجرا کرده اند.*

میز گرد امروز بخشی از تلاش جمعی از  فمینیست های سوسیالیست منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و جهان برای پیوند دادن مبارزاتمان به یکدیگر است. 

 ویژگی های خیزش مردمی در کشور شما چه بوده است؟

فاطمه مسجدی:   در مقایسه با جنبش سبز که عمدتا شامل طبقه متوسط شهری بود،  خیزش آبان ماه امسال  و خیزش دی ماه  1397 عمدتا شامل جوانان طبقه کارگر و بیکار بوده.  در این خیزش ها ایستگاه های پلیس و بانک ها و برخی اماکن مذهبی و همچنین تصاویر  خامنه ای به آتش کشیده شدند.  مردم خواستار براندازی جمهوری اسلامی و پایان دادن به دخالت های نظامی آن در منطقه شدند.  بنا بر گزارش رویترز در خیزش آبان ماه بیش از ۱۵۰۰ نفر توسط نیروهای نظامی کشته شده و بیش از ۷۰۰۰ نفر بازداشت شده اند.  دولت خصوصا معترضان در خوزستان و کردستان را هدف حملات خود قرار داده چون اعتراضات در این استان ها شدید تر بوده.    شعارهای معترضان نیز ریشه ای تر شده و هم نظام سلطنتی و هم ولایت فقیه و سپاه پاسداران را رد می کند.  معترضان همچنین همبستگی خود را با خیزش ها در عراق و لبنان و اعتصابات در فرانسه اعلام کرده اند. 

نادیا محمود: ویژگی های خیزش کنونی در عراق از این قرارند:  1. مردم خواهان براندازی نظام  کنونی و تشکیل نظامی جدید بر اساس انتخابات و  تدوین یک قانون اساسی جدیدند.  2. تظاهرکنندگان عمدتا جوانان بیکار یا  کارگران و کارمندان دارای شغل های موقتی و بی آینده اند از جمله معلمان.    زنان و خانواده های بسیاری در این تظاهرات شرکت می کنند.  ۳٫ در میدان های اصلی شهرهای بغداد،  و دیگر شهرهای جنوب عراق به گرد هم می آیند.  4.  میزان خشونت از سوی دولت و شبه نظامیانی که هردو  از سوی دولت ایران حمایت می شوند  بی سابقه بوده.  تابحال بیش از ۷۰۰ نفر را  کشته و ۲۵۰۰۰ نفر را مجروح و   برخی از تظاهرکنندگان را  نیز ربوده اند.   با گاز اشک آور و آّب داغ  و گلوله به معترضان حمله می کند.  اخیرا به چادرهایی که معترضان در میدان ها برپا کرده بودند حمله کرده و در یک حمله ۵۷ نفر را کشتند.  5. خانواده ها از تظاهرکنندگان در میدان ها حمایت می کنند.  برای آنها غذا می پزند یا پتو می آورند.  پزشکان و پرستاران در میدان ها چادر زده و به مجروحان می رسند.  رانندگان توک توک (تاکسی های کوچک) تظاهرکنندگان مجروح شده را به بیمارستان ها می برند.   

شبه نظامیان از جنگ نیابتی بین آمریکا و ایران استفاده می کنند تا اذهان را از خیزش کنونی منحرف کنند.  اما این تاکتیک موفقیت آمیز نبوده.   مقتدی صدر و طرفدارانش که بخشی از دولت محسوب می شوند دست از حمایت از تظاهرکنندگان در میدان تحریر بغداد برداشتند.  پس از خروج آنها از میدان تحریر بغداد،  نیروهای دولتی به  تظاهرکنندگان حمله کرده و چادرهای آنها را آتش زدند  اما هزاران هزار تظاهرکننده جدید به  ما پیوستند.  برخی  از معترضین جاده ها را مسدود کرده و تلاش کرده اند میدان های نفت را محصور کنند.  

سارا کادورا:   خیزش ۲۰۱۱ در لبنان عمدتا معطوف به جدایی دین از دولت و مبارزه با فرقه گرایی بود.  در خیزش ۲۰۱۵ عامل اصلی تظاهرات،  انباشت زباله و عدم قابلیت دولت در جمع آوری زباله بود.  خواسته ها ریشه ای نبودند.  خیزش اکتبر ۲۰۱۹ از جنس متفاوتی بوده.   با سقوط ارزش لیره،  قیمت ها شدیدا افزایش یافته.  بانک ها با اعمال کنترل بر میزان برداشت های مردم عادی از حساب های جاری خود عرصه را بر ما تنگ کرده اند. همه این عوامل باعث شده که  بسیاری از مردم ،  سرمایه داری را به زیر سوال ببرند.  آنها با پلیس مقابله می کنند و به بانک ها حمله می کنند.  خواهان بازپس گرفتن اماکنی  شده اند که تا بحال عمومی بوده اند اما اکنون خصوصی شده اند.  اعتراضات در کل کشور و کلیه شهرهای اصلی ادامه دارد،   غیر متمرکز و فاقد رهبر است.   اتحادیه های جدید مانند اتحادیه های خبرنگاران،  مدرسان، کارمندان سازمان های غیر دولتی،   افراد دارای مشاغل آزاد در حال شکل گیری است. 

خیزش کنونی همچنین به نوعی ادامه خیزش پناهجویان فلسطینی در لبنان است.  فلسطینی ها اخیرا در اعتراض به قانون جدیدی به پا خاستند که آنها را علیرغم یک عمر زندگی در لبنان موظف به  دریافت جواز کار می کند.  حقوق و رهایی فلسطینی ها می بایست بخشی لاینفک از خیزش کنونی باشد.

خولیانا ریواس:

شباهت ها ی بسیاری بین خیزش های ایران،  عراق و لبنان وجود دارد.  و این امیدوارکننده است.  در شیلی ما شاهد وسیع ترین تظاهرات از بعد از پایان نظام استبدادی پینوشه بوده ایم.  این خیزش کل کشور و کلیه محلات را در بر می گیرد و با استفاده از موسیقی و رقص هدفش نه جشن واره کردن خیزش که ابراز محتوایی بسیار سیاسی از طریق خلاقیت است.     تظاهرات مردمی با اعتراضات نوجوانانی شروع شد که افزایش هزینه بلیط مترو را نپذیرفتند.  دانش اموزان و دانشجویان در خط مقدم جبهه بوده اند.  تابحال ۲۹ نفر کشته شده و ۳۵۰ نفر بر اثر اصابت گلوله پلیس به چشم خود مجروح شده اند.  تظاهرکنندگان بسیاری  نمادهای نظام استعماری و مجسمه های رهبران نظامی یعنی نمادهای شونیسم مردانه را منهدم کرده اند.  در عوض  نماد جدیدی برگزیده اند:  یک سگ همراه در بسیاری از تظاهرات که اخیرا مرد.  پرچم شیلی را نیز تغییر داده اند:  پرچم جدید سیاه است و ستاره های سفید بسیاری دارد.  برای ما ۱۸ اکتبر روز آغاز خیزش به نوعی آغاز تقویم جدیدی شده است .  مردم شوراهای محلی تشکیل داده اند و رهبری ندارند.  خود در مورد امور سیاسی و مبارزه با سرمایه داری و تغییر قانون اساسی با هم گفتگو می کنند.   نیروهای پلیس از دید آنها کاملا بی اعتبار شده اند و دولت اکنون از حمایت تنها  ۶% از جمعیت برخوردار است و این رقم نیز بر اساس آمار خود دولت است.   دولت چیزی جز طبقه سیاسی نخبگان با درآمدهای بالا نیست که  قوانین بیشتری برای حمله به معترضان وضع می کنند و از الگوی سرمایه داری نولیبرال بهره می برد.   طبقه سیاستمداران حاکم پشت درهای بسته به توافقی در مورد قانون اساسی رسیده اما آنها از منظر توده های مردم بی اعتبارند.  دولت “دموکراتیکی”  که پس از پایان دادن به دولت پینوشه  حاکم شد همان الگوی اقتصادی دولت مستبد پینوشه را دنبال می کند.  اما احساس همبستگی بین مردم بسیار زیاد است و  ما تا دستیابی به خواسته هایمان از پا نمی نشینیم. 

بيشتر بخوانید:  بین شما کدام صیقل می‌دهید سلاح آبائی را؟ - بررسی سه جریان موازی درون جنبش زنان ایران - پریا رحیمی

نقش زنان در خیزش در کشور شما چه بوده است؟ 

فاطمه مسجدی:  در جنبش سبز،  نقش زنان برجسته بود اما عمدتا زنان طبقه متوسط شهری.  پس از سرکوب این جنبش نیز بسیاری از فعالان حقوق زنان از کشور گریختند یا اگر در کشور ماندند زندانی شدند یا مشغول به کار برای سازمان های غیر دولتی.  در خیزش دی ماه ۱۳۹۷ شاهد حضور فعال زنان طبقه کارگر بودیم و بسیاری از زنان جوان نیز در مقابله با حجاب اجباری  روسری های خود را از سر برداشتند و جنبش دختران خیابان انقلاب را به راه انداختند.  طی چند سال گذشته  شاهد اعتراضات معلمان بوده ایم که هم خواهان افزایش حقوق و هم خواهان پایان دادن به تبعیض در نظام آموزشی بوده اند،   تبعیض قومی و مذهبی.  در اعتراضات پرستاران و بازنشستگان،  زنان بخش عمده تجمعاتند.  زنان صوفی و بهایی در حال مبارزه اند.  میزان زنان زندانی سیاسی طی ۱۰ سال گذشته افزایش یافته.  شرکت گسترده زنان در اعتراضات به این معنی نیست که شکاف طبقاتی میان فعالان زن از بین رفته اما حاکی از این است که حقوق زنان صرفا دلمشغولی زنان طبقه متوسط شهری نیست.  در آخرین موج تظاهرات مردمی در دی ماه در اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکرائینی توسط دولت ایران دیدیم که زنان تصاویر قاسم سلیمانی را از دیوارها می کندند و پاره می کردند. 

نادیا محمود: خواسته های اصلی زنان از این قرارند:  جدایی دین از دولت، اشتغال زایی برای زنان، رعایت حقوق زنان،  پایان دادن به فساد.  حمله نیروهای دولتی به تحصن زنان دانش آموخته و خواهان شغل در بغداد یکی از عوامل برانگیزاننده خیزش کنونی بود.    زنان در تظاهرات در میدان تحریر و دیگر میدان های شهرهای جنوب عراق شرکتی فعال دارند.  شانه به شانه مردان با نیروهای پلیس مقابله و از تظاهرکنندگان حمایت می کنند. در راهپیمایی ها و شعار گویی پیشاهنگ اند و از این رو مورد حمله نیروهای نظامی قرار گرفته اند. به مجروحان می رسند،  برای تظاهرکنندگان آشپزی می کنند،  همراه با مردان میدان ها را بعد از تظاهرات تمیز می کنند و لباس های تظاهر کنندگان اطراق کرده در میدان ها را می شورند.  زنان تحصن هایی را ترتیب داده،  در این برنامه ها سخنرانی و اطلاع رسانی می کنند،  از طریق رسانه های اجتماعی از اعتراضات حمایت می کنند.  با دیوار نویسی در میدان های بغداد،  بصره و ناصریه نقش زنان را برجسته می کنند،  کلاس های سواد آموزی ترتیب می دهند،  ترانه می سرایند و نمایش ترتیب می دهند. 

سارا کادورا: خیزش لبنان بدون حضور زنان  امکان ناپذیر بود.   در خیزش ۲۰۱۵ زنان بسیاری گرد هم آمدند و یک مجمع فمینیستی ترتیب دادند.  در خیزش اخیر شاهد ظهور گروه های خود انگیخته و مردمی فمینیستی جدید بوده ایم که با سازمان های غیر دولتی نسبتی  ندارند.  نقش زنان از آشپزی و مراقبت از تظاهرکنندگان فراتر رفته.  بسیاری از آنها مانند مردان به شکل وحشیانه ای مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.  زنان حاضر نیستند به دولت بپوندند. 

خولیانا ریواس:  نقش زنان درخیزش شیلی کلیدی بوده.   خیزش زنان در ماه مه ۲۰۱۸ آغاز شد و آنها از آن پس  بازیگران اصلی  جنبش های اجتماعی بوده اند.  در مدارس نشست های فمینیستی ترتیب داده و فضاهای امنی برای گفتگو پیرامون حق سقط جنین،  دسترسی به وسائل جلوگیری از بارداری،  خشونت خانگی،  خشونت در جامعه، خشونت پلیس  و دیگر مسائل سیاسی ایجاد کرده اند.  تاثیر جهانی ترانه و رقص “تجاوز گر در کمین”  باورنکردنی بوده.  این نمایش در واقع پاسخی به خشونت پلیس و تجاوز خصوصا به زنان وکودکان بود.  ما سعی می کنیم اعتراضاتمان را با خلاقیت و موسیقی بیان کنیم.  این مبارزه ای علیه فراموشی و علیه ظهور نیروهای دست راستی،  استثمار منابع طبیعی و نابودی محیط زیست است که منجر به بی ثباتی زندگی شده. 

دو هفته پیش گروه ۸ مارس شیلی فراخوانی برای تجمع ۲۰۲۰ و گنجاندن حقوق زنان در قانون اساسی صادر کرد.  ما همچنین در مورد احتمال تدارک یک اعتصاب عمومی صحبت کرده ایم اما بسیاری افراد نمی توانند اعتصاب کنند چون کارشان را از دست خواهند داد.   

وضعیت  مبارزات زنان و مناسبات جنسیتی در کشور شما چیست؟  آیا با رفقای مرد سوسیالیست خود نیز در حال مبارزه اید؟  آنها چگونه از مبارزات فمینیستی حمایت کرده اند و شما مایلید که چگونه حمایت خود را ابراز کنند؟ 

فاطمه مسجدی:  60 درصد دانش آموختگان ایرانی زن هستند و میانگین سن ازدواج ۲۴ است اما  سن ازدواج قانونی در ایران برای دختران ۱۳ سال است.  نرخ باروری ۱٫۷ درصد و نرخ  رسمی طلاق ۴۲ درصد است.  میزان خشونت خانگی بسیار بالاست.  نرخ مشارکت زنان در بازار کار رسمی ۱۶% است.  شرایط زنان زندانی  اسفناک است  سپیده قلیان در گزارش جدیدش در مورد زندان قرچک ورامین به این موضوع پرداخته.  دولت زنان زندانی را فاسد می نامد.  سحر خدایاری نیز پس از دریافت حکم زندان دست به خودسوزی زد.  شرایط زنان زندانی  اقلیت های ملی  دشوارتر است.

در میان مردان سوسیالیست،  افکار و رفتار مردسالارانه بسیار متداول است و همچنین خشونت خانگی و جنسی و استفاده از قدرت برای ایجاد روابط مبتنی بر سلطه.

بيشتر بخوانید:  چگونه کارگران می توانند درجنگ طبقاتی که علیه آنهاست، پیروزشوند؟- ریچارد ولف، ترجمه: پروين اشرفی

نادیا محمود:  زن کشی یک مشکل اصلی در عراق است. بسیاری  زنان بی حجاب،  زنان پزشک،  مترجم و زنان تن فروش کشته شده اند.  و البته خشونت خانگی و در خیابان و در محل کار و عدم وجود قوانینی برای حمایت از زنان را باید به این بحث اضافه کنیم.  طی دو سال گذشته زنان تلاش کرده اند مجلس را وادار به جرم انگاری خشونت علیه زنان کنند اما موفق نشده اند.  80 درصد زنان مورد تعارض جنسی قرار می گیرند.  شمار زنان قربانی خشونت خانگی بسیار است اما هیچ آمار دقیقی در این مورد وجود ندارد.  کودک همسری یک مشکل اساسی است.  از سال ۲۰۰۳ تابحال میزان کودک همسری دوبرابر شده.   نرخ طلاق نیز بالاست.  نرخ مشارکت زنان در بازار کار رسمی ۱۷% است.  و این زنان در بخش مالی،  آموزش و پرورش و بانکی شاغلند.   10 درصد دختران  و ۵ درصد پسران بی سوادند.  زنانی که مایلند در بخش خدمات عمومی شغل بیابند باید از طریق جنسی باج بپردازند.  زنان بسیاری نیز از طریق اینترنت وادار به باج پرداختن می شوند.    شرایط زنان پس از حمله نظامی آمریکا در سال ۲۰۰۳ بدتر شده.  بسیاری از زنان دانش آموخته در رشته های مهندسی،  آموزش و پرورش و بهداشت حاضرند حتی بدون دریافت حقوق کار کنند تا شاید فرصت های شغلی بیابند. 

دولت سعی کرده قوانین ترقی خواه مربوط به طلاق،  ازدواج و امور شخصی که در سال ۱۹۵۸ تدوین شده بود را با قوانین شیعه جعفری جایگزین کند که سن ازداج دختر را به ۹ سالگی تقلیل می دهد.   پیش از سال ۲۰۰۳ صیغه در عراق متداول نبود اما اکنون میزان آن بالاست.  ازدواج غیر رسمی تحت نظارت شیوخ نیز متداول شده و به این معنی است که زن هیچ حقوقی نخواهد داشت.  

تلاش دولت اما برای اعمال تفکیک جنسیتی دانش آموزان و دانشجویان موفقیت آمیز نبوده.  مردم عمدتا مخالف تفکیک جنسیتی دختران و پسرانند.  

پس از اعتراضات مردمی سال ۲۰۱۵ نیز زنان بیشتری بدون حجاب از خانه بیرون می آیند.  در صورتی که پس از حمله نظامی  آمریکا در سال ۲۰۰۳ میزان زنان محجبه و با روسری افزایش یافت.  

در مورد رفتار مردان سوسیالیست می توان گفت که احزاب سوسیالیستی چون مایلند اعضای زن بیابند،  زنان را تشویق می کنند تا در جلسات عمومی صحبت کنند.  اما بسیاری از مردان سوسیالیست به بهانه رعایت هنجارهای متداول یا مسائل امنیتی مانع از فعالیت خواهران و همسران خود می شوند.  ما با آنها بحث می کنیم و سعی می کنیم رفتارشان را تغییر دهیم.  

سارا کادورا:  لبنان در مقایسه با اکثر کشورهای منطقه جامعه لیبرال تری است.  زنانی که توانایی مالی داشته باشند دسترسی به وسائل جلوگیری از بارداری دارند اما سقط جنین تنها در صورت به خطر افتادن زندگی زن مجاز است.  البته به صورت غیر قانونی انجام می شود.   نرخ مشارکت زنان در بخش آموزش و پرورش بسیار بالاست اما نرخ مشارکت زنان در بازار کار رسمی تنها ۲۵% است.  شکاف بین دستمزد  زنان و مردان نیز ۵۰ تا ۶۰% است.  زنان تنها ۳% اعضای مجلس را تشکیل می دهند.  زنان در صورت ازدواج با مردان غیر لبنانی نمی توانند تابعیت خود را به فرزندانشان انتقال دهند.   زنان غیر لبنانی که با مردان لبنانی ازدواج می کنند تنها پس از به دنیا آوردن یک فرزند می توانند واجد شرایط تابعیت لبنانی شوند.  قوانین مربوط به ازدواج، طلاق و امور شخصی و خانوادگی مبتنی بر فرقه ی هر شخص تعیین می شود.  برای مثال سن قانونی ازدواج دختران برای شیعیان ۹ سالگی است،  برای کاتولیک ها ۱۴ سالگی و برای سنی ها ۱۸ سالگی.   زنی که با مردی خارج از فرقه مذهبی اش ازدواج می کند باید به فرقه مذهبی او بپیوندد.  زنان عمدتا حق حضانت فرزند را ندارند.  زنان شیعه پس از یک سالگی فرزند این حق را از دست می دهند. 

میزان زن کشی خصوصا توسط شوهر یا دوست پسر یا قتل ناموسی بسیار بالاست.  قانون جدید علیه خشونت خانگی چنان آبکی شده که بی معنی و بی تاثیر است. 

رابطه جنسی پیش از ازدواج وجود دارد اما اغلب در مورد آن بحث نمی شود.  باج گیری از زنان به سبب روابط جنسی شان نیز بسیار متداول است.  

تجاوز درون ازدواج به رسمیت شناخته نمی شود.  روابط همجنسگرایانه غیر قانونی است و این امر برای مجازات همجنس گرایان و ترا جنسیتی ها استفاده می شود. 

نظام کفالت در واقع همانا بردگی کارگران مهاجر است.  این کارگران در توسط خانواده هایی که آنها را استخدام کرده اند به گروگان گرفته می شوند و حق تغییر کارمند خود را ندارند. آنها همچنین مورد تجاوز و تعارض جنسی قرار می گیرند.   بسیاری از این کارگران خانگی توسط کارفرمای خود کشته می شوند یا دست به خودکشی می زنند. 

مهاجران سوری و عراقی در ایست های بازرسی مورد بازجویی قرار می گیرند و اگر اوراق اقامت قانونی نداشته باشند اخراج می شوند.  زنان مهاجرفقط به عنوان زنان با فرزندان بسیار و   فاقد صفات انسانی  به تصویر کشیده می شوند. 

در مورد رفتار مردان سوسیالیست به نظرم آزاردهنده ترین بخش رفتارشان این است که مسائل زنان را فرعی تلقی می کنند. در مورد تعارض جنسی به زنان توسط مردان سوسیالیست نیز پنهان کاری می شود. 

اما  مردان رفیق و سوسیالیست خوبی نیز داریم. 

خولیانا ریواس:  ما و زنان خاورمیانه مشکلات مشابهی داریم.  برخی مشکلاتمان نیز بسیار متفاوت است.  اما همه ما  مبارزه ای طولانی برای تغییر روابط جنسیتی در پیش داریم و در این مسیر با خطر مرگ نیز روبروییم. 

جامعه شیلی از زنان انتظار دارد که پس از تولد فرزند به اشتغالشان در بازار کار خاتمه دهند.  زنان شاغل در بخش بهداشت و آموزش و پرورش حضور برجسته ای دارند اما در همین رشته ها نیز تفاوت بین دستمزد زن و مرد ۲۰ درصد است.  زنان نیمی از جمعیت بسیار فقیر را تشکیل می دهند.  85 درصد خانواده های تک سرپرست،  سرپرست زن دارند. 

از سال ۲۰۱۸ به بعد زنان در سه مورد حق سقط جنین دارند. 

قانونی که در سال ۲۰۱۱ علیه زن کشی تصویب شد صرفا شامل زنانی می شود که توسط اعضای خانواده یا همسر یا دوست پسر خود کشته شده اند و نه زنان تن فروش.   زنان تن فروش  اما تلاش دارند سازمانی برای حمایت از حقوق خود تشکیل دهند. 

در سال ۲۰۱۹ قانونی در مورد هویت جنسی به افراد اجازه داد که نام خود را مطابق با هویت جنسی جدیدشان تغییر دهند.

وزیر امور زنان و برابری جنسی افکاری دست راستی دارد و به خشونت جنسیتی نپرداخته .  از این رو جنبش فمینیستی خواستار استعفای او شده.   خواست   تدوین یک قانون اساسی جدید نیز برای زنان بسیار مهم است اما کافی نیست.  ما باید به تقاطع  طبقه و جنسیت و نژاد توجه کنیم.  مسئله طبقه بسیار مهم است.

در سال ۲۰۱۸  خیزش فمینیستی در شیلی بر اساس مساله سوء استفاده جنسیتی در دانشگاه ها و به  چالش کشیدن نایرابری قدرت در روابط بین زنان و مردان  آغاز شد.   این موضوع  به تقاطع  نژاد،  طبقه و وضعیت اقامتی نیز مربوط می شود.  ما باید سخت بکوشیم تا با مرد سالاری مبارزه کنیم و اجازه ندهیم که روال های مردسالارانه بازتولید شود.

بيشتر بخوانید:  فعالان جنبش زنان و گذر از دوران کرونا- فروغ سمیع‌نیا

در شیلی فمینیسم به موضوعی مطرح تبدیل شده.  ما در جامعه ای بار آمده ایم که مبتنی بر روابط سلسله مراتبیست.  اما در خیزش کنونی دانش آموزان و دانشجویان نشان داده اند که سلسله مراتب و قدرت را می توان به چالش کشید.  دختران دبستانی و دبیرستانی در مدارس در مورد فمینیسم صحبت می کنند.  من بیش از ۳۰ سال دارم و به یاد ندارم که در دبستان و دبیرستان در کلاس هایمان در مورد این موضوعات صحبت کرده باشیم.   

در مورد رفتار رفقای مرد سوسیالیست به نظرم باید بر این  امر تاکید کرد که  حمایت از زنان کافی نیست.  آنها باید پدرسالاری را به چالش بکشند.  مبارزات ما را فرعی تلقی نکنند.  زنان عمدتا کار مراقبت از کودکان و خانواده و آشپزی را انجام می دهند  اما مردان سخنرانی می کنند.  بسیاری از زنان هم دوره من از سازمان های چپی استعفا دادند نه فقط به سبب تعارض های جنسی بلکه به سبب تعارض های  سیاسی.  

در مورد پیوند دادن خیزش ها در ایران،  عراق، لبنان و شیلی به یکدیگر و به دیگر مبارزات جهانی علیه سرمایه داری، نژآدپرستی،  مردسالاری،  همجنس گرا ستیزی و برای رهایی انسان  چه پیشنهادات و ایده هایی دارید؟ 

فاطمه مسجدی:  ما احتیاج به یک کارزار جهانی برای حمایت از زنان زندانی سیاسی داریم.  می توانیم نامه هایی سرگشاده خطاب به زنان زندانی سیاسی در منطقه بنویسیم  و همبستگی خود را با آنها ابراز کنیم.  کارزار الغای زندان در آمریکا را تشویق کنیم که به این موضوع در سطح جهانی بپردازد. متاسفانه اخیرا  آنجلا دیویس یکی از رهبران  جنبش الغای زندان در آمریکا  امضای خود را پای  نامه ی جمعی از روشنفکران چپ “علیه امپریالیسم”  گذاشته بود که ادعا می کردند مردم ایران خواهان برانداژی رژیم کنونی شان نیستند.  این کار دیویس  بسیار مایوس کنند بود.  ما باید این روشنفکران را هرچه بیشتر ازمحتوای خیزش درون ایران آگاه کنیم.  خواهان خروج نیروهای نظامی و سیاسی ایران از سوریه ، عراق، لبنان و یمن شویم و همچنین   همبستگی خود را با مبارزات درشیلی،  هنگ کنگ،  هندوستان،  هائیتی  ابراز کنیم.  

نادیا محمود:  آنچه ما را به هم پیوند می دهد،  سرمایه داری و نولیبرالیسم است.  لازم است که برنامه هایی مثل میز گرد امروز را در کشورهایمان برگزار کنیم و از فعالان دانشجویی و کارگری نیز دعوت کنیم که به این بحث ها بپیوندند.  دولت های ایران و عراق با هم همکاری می کنند.   ما نیز باید در مخالفت با آنها و  در سطح مبارزات خود جوش توده ای و فعالان چپی با هم همکاری کنیم.   پیشنهاد می کنم که برای روز جهانی زن،  8 مارس ۲۰۲۰،   پوسترها،  شعارها  و خواسته های مشترکی  را تهیه کنیم.   فمینیست های سوسیالیست در کشورهای توسعه یافته نیز موظفند بر دولت های خود فشار اعمال کنند تا به فروش تسلیحات به کشورهای ما پایان دهند.   باید دولت هایمان را بی اعتبار کنیم. 

سارا کادورا: تاثیر ترانه و رقص فمینیست های سوسیالیست شیلی علیه تجاوز و دولت تجاوز گر بی نظیر بوده.  این ترانه به ما نشان داد که در مبارزاتمان تنها نیستیم.  سرمایه داری و نظامی گری اش جهانیست و ما قربانیان مبارزات بین محورهای قدرت سرمایه داری شده ایم.  با پیشنهادات نادیا محمود موافقم.  باید همه با هم علیه خشونت دولتی سازماندهی کنیم.  ما در لبنان با فعالان ونزوئلایی نیز در تماسیم که کشورشان در حال فروپاشی است. 

خولیانا ریواس:  با آنچه دیگران گفته اند موافقم.  همه با سیاست های سرمایه داری روبروییم.  همبستگی جهانی کلیدیست.  ما در منطقه آمریکای لاتین با هم ابراز همبستگی می کنیم اما پیوندهایی جهانی خصوصا با مردمان به حاشیه رانده شده،  کارگران، اقلیت های ملی و اقلیت های جنسیتی در کشورهای دیگر جهان  نداریم.  حکام از پول فراوان و ایدئولوژی جنسیت گرا،  نژاد پرست،  همجنس گرا ستیز و ترا جنسیتی ستیز برخوردارند.  آنها فردیت از نوع نولیبرال و وحشت را ترویج می دهند.   ما در شیلی چیزی در مورد منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نمی دانیم.   فقط می دانیم که خشونت و مرگ در این منطقه بسیار زیاد است.  در آلمان فعالان شیلیایی بر دولت آلمان فشار اعمال می کنند تا به دولت شیلی تسلیحات نفروشند.  ما فمینیست های سوسیالیست باید بیشتر و رو در رو با هم تماس برقرار کنیم. 

سوالات تماشاچیان فیس بوکی:

سوال اول:  ما شاهد تاکتیک های  مشابهی در شیلی و هنگ کنگ و منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بوده ایم.   این شعار که بر دیوارهای شیلی نوشته شده بود،  در تظاهرات لبنان نیز تکرار شد:  ” افسردگی نبود .  سرمایه داری بود. ”   آیا در شیلی حرفی از اعتراضات  خاورمیانه و شمال آفریقا زده می شود؟ 

خولیانا ریواس:  ما در شیلی حتی در مورد کشور خودمان نیز اخبار کافی و جامع دریافت نمی کنیم.  درباره تظاهرات گزارش داده نمی شود.  در دبستان ها و دبیرستان ها چیزی در مورد ۱۷ سال نظام استبدادی  پینوشه گفته نمی شود.  تبلیغات سرمایه داری فراگیر است.   آنچه در مورد خاورمیانه و شمال آفریقا می شنویم وجود خشونت و حضور آمریکاست.  

سوال دوم:  اگر از منظر نظریه  فمینیستی تقاطع طبقه، جنسیت و نژاد به خیزش ها توجه کنیم،  باید اذعان کنیم که قشری از زنان در این خیزش های “دیده” نمی شوند.  کدامین اقشارند که دیده نمی شوند؟

خولیانا ریواس:  زنانی که  به سبب بی بضاعتی یا مسئولیت مراقبت از فرزندان و اعضای خانواده نمی توانند از کار خود مرخصی بگیرند. 

نادیا محمود:   دختران و زنانی که تحت فشار خانواده قرار گرفته و اجازه شرکت در تظاهرات را ندارند.  در عراق بسیاری از خانواده ها مانع از حضور مادران،  دختران و خواهران خود در اعتراضات می شوند.  90 درصد زنان تحت کنترل خانواده های خود قرار دارند.  زنان مسن اما استثنائی از قائده اند.  زنان دانش آموز و  دانشجو  در طی روز از مدرسه یا دانشگاه فرار می کنند تا در تظاهرات شرکت کنند.  بسیاری از زنانی که نمی توانند در تظاهرات شرکت کنند،   از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند.  زنان روستایی در تظاهرات حضور ندارند.  بسیاری از زنان کارگر نیازمند مزدی اند  که در صورت شرکت در اعتراضات از دست خواهند داد. قشری از  زنان نیز  مخالف این تظاهراتند. 

فاطمه مسجدی:  در ایران زنان افعانستانی در تظاهرات دیده نمی شوند. دولت همواره علیه مهاجران و پناهجویان افغانستانی تبعیض قائل شده.    آنها بیم دارند که دستگیر و از کشور اخراج شوند.  

سوال سوم:  آیا می توان گفت که از لحاظ تاریخی،   بدن های زنان اولین هدف حملات ضد انقلابی دولت ها  در خاورمیانه و شمال آفریقا بوده؟  توجه کنیم به حجاب اجباری که پس از انقلاب ۱۳۵۷ بر زنان ایران اعمال شد،  یا تجاوز به زنان در میدان تحریر در مصر در خیزش سال ۲۰۱۱ یا  زندان های اسد در سوریه که در آن زنان به شکلی نظام مند  مورد تجاوز قرار می گیرند تا مجازات شوند. 

نادیا محمود:  بله با این سوال موافقم. خیزش کنونی در عراق در ۲ اکتبر آغاز شد.  سارا یکی از اعضای گروه زنان عمان و شوهرش روز بعد در منزل خود به قتل رسیدند.  سارا مسئول مراقبت از مجروحان بود.  درسال ۲۰۱۸ نیز یکی دیگر از زنان گروه عمان توسط شبه نظامیان ربوده شد و از ناحیه سر مورد حمله قرار گرفت.  هدف  آنها هراساندن زنان و خانواده ها در جامعه ای سنتی است.  در سال ۲۰۱۸ سعیده علی،  یکی از گردانندگان اصلی سازمان های غیر دولتی همراه با راننده اش در بصره به قتل رسید.   زنان  بسیاری کشته و ربوده شده اند.

خولیانا ریواس:  در آمریکای لاتین،  بدن زنان هدف حملات پلیس است.  ما همواره و هر روز به این می اندیشیم که چگونه عمل کنیم که مورد حمله قرار نگیریم. 

سارا کادورا:  من با آنچه گفته شد موافقم.  ما باید همواره مواظب باشیم.   زندان نیز همیشه همراه با خشونت جنسی است.

فاطمه مسجدی:   دولت ها نه فقط بدن های زنان را هدف می گیرند بلکه با فشارهای روانی به ما حمله می کنند.  زنان را از عزیزان خود جدا می کنند.  من خود این فشار روانی را به عنوان یک زندانی سیاسی تجربه کرده ام.  

فریدا آفاری:  در سوریه گروه های جهادی نیز زنان را ربوده،  زندانی کرده و کشته اند.  اما بخش عمده ۱۰۰۰۰۰ زندانی سیاسی در سوریه در زندان های رژیم اسد محبوسند.  فمینست های سوسیالیست در سراسر جهان موظفند به مبارزات زنان زندانی سیاسی بپردازند،  از آنها حمایت کنند و خواستار آزادی این زنان شوند.  این خود یک آزمون برای فمینیست های سوسیالیست است. 

*

http://theconversation.com/the-rapist-is-you-why-a-viral-latin-american-feminist-anthem-spread-around-the-world-128488

http://english.alarabiya.net/en/features/2019/12/15/Tunisian-women-perform-Chilean-song-against-rape.html

https://nacla.org/news/2019/12/27/un-violador-en-tu-camino-virality-feminist-protest

فمینیست های ترکیه

https://akhbar-rooz.com/?p=19505 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More