می آید – سعید سلطانی طارمی

می ­آید

از خانه ­های ما به خیابان

و در هوای روشن آزادی

تکثیر می­شود

و عین شعله ­های فراسرخ

ذهنیت مدوّر میدان را

                      سر مست می­کند.


می ­آید

از انتظار سوخته ­ی تهمینه

و پهلوی شکافته­ اش را دیگر

پنهان نمی­کند.

بر سینه­ اش قرنفل سرخی است

که از نگاه عاشق گردآفرید می ­جوشد.

و در خیال خونی تاریخ

تصویر جاودانه ی خود را

                                  می­ سازد

می آید

از گردش شبانه به خانه

در را نبند مادر

سهراب پشت در

                بی تاب می­شود.

https://akhbar-rooz.com/?p=16522 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: