نئولیبرالیسم (۲): عصرطلایی لیبرال دمکراسی- رضا فانی یزدی

دوران روزولت گرچه با بحران بزرگ شروع شد و بخش مهمی از آن در زمان جنگ دوم جهانی گذشت اما به جرات می توان گفت که آن دوران بهترین دوران تاریخ معاصر امریکا و عصر طلایی لیبرال دمکراسی در این کشور بوده است
آمریکا-مردم پشت درهای بسته بانک در انتظار دریافت سپرده های خود

در بخش اول این مطلب با عنوان «بن بست نئولیبرالیسم (۱): پایان تاریخ یا آغازی دیگر» به زمینه این گفگتو در میان دوستان ایرانی اشاره رفت و بیشتر به پیامدهای این اندیشه در عرصه بهداشت و درمان در آمریکا توجه شد.*

Bildergebnis für ‫عکس رضا فانی یزدی‬‎

برای شناخت نئولیبرالیسم دوران جدید و پروژه آنها در آمریکا باید کمی به عقب رفت و نگاهی به تاریخ چند دهه پیش از این انداخت.

امریکا پیش از آغاز قرن بیستم به بزرگترین کشور سرمایه داری جهان تبدیل شده بود و بزرگترین اقتصاد جهانی را داشت و از نظر میزان سرمایه و تولید ناخالص ملی در رتبه اول جهانی بود. اما بحران های متعدد سرمایه داری که هر چند سال یک بار دامنگیر نظام اقتصادی کشور می شد موجب بیکاری و فقر میلیونها نفر در این کشور شده و چشم انداز زندگی را برای بیشتر مردم تیره و تار می کرد. در سه دهه اول قرن بیستم امریکا بیشتر از ۹ بحران اقتصادی را از سر گذراند که هر کدام از آنها بیشتر از یک سال و در مجموع ۱۲ سال کشور را در وضیعت بحران اقتصادی برد. در هر دوره بحرانی تعداد زیادی از کارخانه ها تعطیل شده و کارگران آنها بیکار می شدند و بانک های زیادی بسته شده و سپرده های مردم از بین می رفت و به تعداد فقرا افزوده می شد.

کشور فاقد سیستم تامین اجتماعی بود و طبقات زحمتکش جامعه از هیچ پوشش حمایت دولتی برخوردار نبودند. پس از جنگ جهانی اول و تاسیس اولین حکومت سوسیالیستی دیگر نمی شد که به فقر در کشورهای سرمایه داری بی توجهی کرد. در بیشتر کشورهای اروپایی شکلی از پوشش خدمات درمانی و تامین اجتماعی به وجود آمده بود اما در امریکا هنوز هیچ خبری نبود و مردم و زحمتکشان به حال خود رها شده بودند.

بحران عظیم اقتصادی ۱۳۲۹ یا رکود بزرگ  Great Depression زنگ خطری بود برای بعضی از سیاستمداران آمریکایی و متفکرین اقتصادی که برای نجات سرمایه داری و جلوگیری از فروپاشی نظم سیاسی و اقتصادی باید راه چاره ای اندیشید. اصلاحات اجتماعی و اقتصادی که نقش روزولت را در آنها نمی توان نادیده گرفت، پاسخی بود به این وضعیت. فرانکلین روزولت به دلیل انجام موفقیت آمیز همین اصلاحات بود که به یکی از محبوب ترین شخصیت های تاریخ آمریکا و جهان تبدیل شد. بدون مرور و فهم آن دوران و اقدامات تاریخی روزولت فهم نئولیبرالیسم  در دهه ۸۰ غیر ممکن است.

زندگی در دوران رکود بزرگ در امریکا ۱۹۲۹-۱۹۳۳

امریکا از سال ۱۸۹۵ بر اقتصاد انگلستان پیشی گرفته و به ویژه در دوره جنگ اول جهانی به رشد چشمگیری نسبت به همه دیگر کشور ها دست یافته بود. یعنی به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل شده و بیش از ۴ دهه بود که مقام اول در اقتصاد جهان را داشت. با این حال در مواجهه با بحران جهانی سرمایه داری در سال ۱۹۲۹ تا خروج از این بحران در سال ۱۹۳۳ بیشترین آسیب را دید.

از سال ۱۹۲۹ تا سال ۱۹۳۳ تولید ناخالص ملی تقریبا هر سال بیش از ۵۰ میلیارد دلار کم می شد. تولید ناخالص ملی در سال ۱۹۲۹  برابر ۸۶۵  میلیارد دلار بود، در سال ۱۹۳۰ به ۷۹۰ میلیارد، در سال ۱۹۳۱ به ۷۳۹ میلیارد، و در سال ۱۹۳۲ که بیشترین سقوط را داشت به ۶۴۳ میلیارد دلار رسید. در سال ۱۹۳۳ یعنی در آخرین سال رکود، تولید ناخالص ملی برابر ۶۳۵ میلیارد بود که تقریبا ۲۳۰ میلیارد دلار نسبت به سال ۱۹۲۹ کمتر بود.

در آمریکا در دوران رکود اقتصادی  ۱۹۲۹-۱۹۳۳ میلیونها نفر یعنی ۲۳.۶ درصد از نیری کار کشور بیکار شد و اقتصاد به سمت فروپاشی رفت. بیشتراز ۱۰۰۰۰ بانک از مجموع ۳۰۰۰۰ بانک موجود ورشکسته و بسته شدند و بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار از سپرده های بانکی محو شد. ۱۴۰ میلیارد دلار در آن زمان تقریبا بیشتر از ۱۷ درصد از کل تولید ناخالص ملی کشور بود.

مردم در صف های طولانی در انتظار برداشتن سپرده های خود پشت درب بسته بانک ها روزهای متوالی انتظار می کشیدند. همین وضعیت بد زندگی موجب شد که هربرت هوور Herbert Hoover  رئیس جمهور وقت در انتخابات ۱۹۳۲ به رقیب دمکرات خود فرانکلین روزولت Franklin Delano Roosevelt ببازد. در ۱۹۳۳ تقریبا در تمام ایالت های امریکا بانک ها یا بسته شده و یا قدرت پرداخت سپرده های مردم را  نداشتند. با آمدن روزولت در سال ۱۹۳۳ یکی از اولین اقدامات او اعلان یک هفته تعطیلی برای بانک ها bank holiday  بود و در این میان قانونی را برای بیمه کردن سپرده های مردم به مجلس برد که تصویب شد. این اقدام باعث بازگشت اطمینان مردم به سیستم بانکی و سپردن بیشتر نقدینه هایشان به بانک ها شد.

روزولت برای بهبود بخشیدن به وضعیت زندگی مردم و نجات کشور از فروپاشی و نجات سیستم سرمایه داری دست به اقداماتی زد که تا آن زمان در تاریخ آمریکا بی سابقه بود. برنامه او تحت عنوان طرح نوین اصلاحات New Deal شامل برنامه های مختلفی بود که هدفش بهبود وضیت اقتصادی، اصلاح امور و امنیت و امید اقتصادی برای مردم و خروج از وضعیت بحرانی دوران رکود بود. برنامه اول او که در فاصله سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۹ عملی شد بیشتر متوجه انجام پروژه های بزرگ عمرانی، اصلاحات مالی و بانکی و وضع قوانین و مقررات جدید در رابطه با قرادادهای اقتصادی و اجتماعی بود. اما هدف اصلی همه برنامه های او ایجاد شغل و بازسازی حس امیدی بود که در دوران پس از رکود و خمیدگی جامعه به آن احتیاج داشت. در واقع طرح نوین بهترین پاسخ ممکن بود به بدترین شرایط اقتصادی حاصل از این رکود و بهترین شکل مدیریت این بحران بود برای حفظ نظام سرمایه داری با حفظ ارزش های لیبرالی آن.  در حقیقت روزولت به توصیه های کینز عمل می کرد. کینز معتقد بود که در دوران رکود از آنجاییکه بخش خصوصی به اندازه کافی سرمایه گذاری نمی کند این وظیفه دولت یا بخش دولتی است که با سرمایه گذاری در بخش های مختلف تولید را به وضعیت عادی برگردانده و با ایجاد شغل های جدید از طریق سرمایه گذاری در بخش های زیربنایی کشور را از بحران خارج کند. روزولت گرچه برای رفع بحران و برون رفت از آن به سرمایه گذاری دولتی و ایجاد شغل توجه کرد اما توجه ویژه ای به زندگی مردم نیز داشت که نه فقط به نجات سرمایه داری از بحران منجر شد که مردم نیز از مزایایی برخوردار شدند که تا آن زمان در امریکا کمتر کسی به آنها توجه کرده بود.

بيشتر بخوانید:  پوپولیسم، پاسخی نابه‌جا به فاشیسم نئولیبرال - هنری ژیرو، برگردان: مسعود امیدی

مهمترین اقدامات روزولت در حمایت از نیروی کار، طبقات زحمتکش و کم درآمد و کودکان و سالمندان در آمریکا را می توان در چند مورد زیر بطور خلاصه توضیح داد که هر کدام از آنها در تاریخ آمریکا تا آن زمان بی سابقه بود وهنوز هم تاثیر آن در زندگی مردم باقی است. این برنامه ها همیشه با مخالفت جریانات دست راستی و محافظه کاران روبرو بوده و آنها سعی کرده اند که در هر فرصتی به این مجموعه از خدمات اجتماعی دستبرد زده و تا آنجا که ممکن است حوزه پوشش آنها را محدود کنند. مهمترین آنها برنامه تامین اجتماعی بود که پروژه نئولیبرالیسم دشمن اصلی این سیستم تأمین اجتماعی  و خدمات درمانی است که یادگار آن دوران است.

قانون  تأمین اجتماعی ۱۹۳۵

برای اولین بار در تاریخ امریکا دولت فدرال به ابتکار روزولت به اقدامی تاریخی دست زد که تا آن زمان در امریکا بی سابقه بود. در این اقدام روزولت برای سالمندان سیستم بازنشستگی ای را درست کرد که تا به امروز باقی مانده است و در طول زمان بهبود پیدا کرده است و یکی از محبوب ترین دستاوردهای دولت فدرال در تمام دوران چند صد ساله آن از تاسیس این کشور است. این برنامه (Social Security Act of 1935) که به قانون تامین اجتماعی سال ۱۹۳۵ معروف شد برای اولین بار برای سالمندان حق بازنشستگی را به عنوان مسئولیت دولت فدرال تعیین کرد.

تا آن زمان بسیاری از افراد سالمند که دیگر مقدور به کار نبودند از آنجاییکه هیچ منبع درآمد دیگری نداشتند به جرگه فقرا اضافه می شدند. هیچ سیستم بهداشتی برای حفاظت از سلامت آنها وجود نداشت و آنها در فقر کامل محکوم به مرگ می شدند.

بیکاری نیز یکی دیگر از بلایایی بود که نیروی کار آمریکا را به فقر و حاشیه می راند و از آن بدتر شرایط زندگی افراد معلول و فرزندان بی سرپرست بود که هیچ سرپناهی نداشتند. برنامه تامین اجتماعی روزولت پوشش حمایتی بود که هدف آن سالمندان، بیکاران، کودکان بی سرپرست و افراد معلول در کشور بودند. در آن دوران نیز بسیاری از رهبران هر دو حزب دمکرات و جمهوری خواه مخالف سرسخت این برنامه بودند و روزولت می دانست که آنها بدنبال آن خواهند بود که در اولین فرصت این برنامه را تعطیل کنند بنابرین او با هشیاری تمام این برنامه را به گونه ای مستقل از بودجه دولتی سازماندهی کرد که از دستبرد مخالفین در امان بماند.

بودجه این سازمان تامین اجتماعی از مالیاتی تامین می شود که کارفرمایان و کارگران باید ماهانه به صندوق بازنشستگی بپردازند و بر اساس میزان پرداخت این مالیات در دوران اشتغال، در دوران بازنشستگی از مزایای آن برخوردار می شوند.

در آن دوران تعداد افراد بالای ۶۵ سال بیشترین درصد فقرا و افراد زیر خط فقر را در امریکا تشکیل می داد. با نرخ بیکاری بالاتر از ۳۴ درصد و با بسته شدن بانک ها و از بین رفتن تمام پس انداز مردم، چشم انداز زندگی تیره و تار شده و به سالمندان بیشترین آسیب وارد شده بود و آنها در فقر و بدبختی مطلق زندگی می کردند. در حالیکه ۵۰ سال بعد این وضعیت به طور کلی تغییر کرد که در بخش آینده بدان می پردازم.

بیش از ۲۰۰ هزار نفر در سال ۱۹۴۰ از مزایای بازنشستگی که در آن زمان ۲۲ دلار و ۶۰ سنت بود برخوردار بودند. این تعداد در کمتر از ۱۰ سال به ۳ میلیون نفر در سال ۱۹۴۹ افزایش پیدا کرد که ماهانه مبلغی معادل ۲۶ دلار در ماه دریافت می کردند. لازم به تذکر است که متوسط حقوق یک آمریکایی در ۱۹۴۰ کمتر از ۱۲۰ دلار در ماه و در سال ۱۹۴۹ کمتر از ۲۵۰ دلار در ماه بوده است. . https://www.ssa.gov/history/50mm2.html

آنچه روزولت در ۱۹۳۵ پایه گذارد ۶۰ سال بعد در سال ۲۰۰۹ بیشتر از ۴۷ میلیون آمریکایی را از مزایای بیمه های اجتماعی و بازنشستگی برخوردار کرد که در مجموع بیشتر از ۴۹۲ میلیارد دلار پرداختی به آنها بود. در سال ۲۰۱۹ بیشتر از ۶۳ میلیون آمریکایی از مزایای گوناگون سیستم تامین اجتماعی و از جمله بازنشستگی بهره برده اند.

بی جهت نیست که هنوز هیچ ریس جمهوری نتوانسته است که به این سیستم تامین اجتماعی دستبرد زده و آن را از میان ببرد. می گویند آیزنهاور Dwight D. Eisenhower ۳۴مین رئیس جمهور امریکا که یک دوره بعد از روزولت در سال ۱۹۵۳ انتخاب شد به مخالفین سیستم تامین اجتماعی که به او برچیدن آن سیستم را توصیه کرده بودند گفته است که هر حزب سیاسی که بدنبال لغو بیمه بیکاری و تأمین اجتماعی و از بین بردن قوانین کار باشد دیگر از او خبری در تاریخ سیاسی آمریکا نمی ماند. او اشاره کرده بود که البته گروه های کوچکی هستند که فکر می کنند این کار شدنی است که در میان آنها عده ای از میلیونرهای نفتی تگزاس و عده ای از سیاسیون کارکشته و عده ای هم سرمایه دار از دیگر مناطق امریکا وجود دارد که البته تعداد آنها قابل اغماض است و آنها احمق هستند که تصور کنند چنین کاری شدنی است.

از اقدامات دیگر روزولت که به بهبود وضعیت زندگی کارگران منجر شد ایجاد نهادها و ادارات مختلف بود که در آن دوران به منظور حمایت از نیروی کار و واسطه گری بین کارگر و کارفرما ایجاد شد و نهادهایی که میلیونها کارگر را در پروژه های بزرگ زیربنایی کشور به کار گرفتند. در این پروژه ها تماما دولت با کارگران از طریق اتحادیه های کارگری وارد مذاکره و قرارداد می شد و همین امر موجب تشویق کارگران به عضویت در اتحادیه ها شده و به قدرت اتحادیه ها که در دوران بحران بیشتر اعضای خود را از دست داده بودند شد.

روزولت نه فقط مدافع وجود نهادهای کارگری و تقویت اتحادیه های کارگری بود که در زمان اعتصابات کارگری نیز در سرکوب کارگران شرکت نمی کرد. او بر خلاف روسای جمهور قبلی که در جریان مبارزات کارگری بیشتر از کارفرمایان و صاحبان سرمایه و صنایع دفاع می کردند تلاش می کرد که تا آنجا که ممکن بود این مبارزات با سازش طرفین پایان یافته و با سرکوب کارگران موافقت نمی کرد.  اعتصاب تاریخی کارگران در ماه دسامبر ۱۹۳۶ در شهر فلینت  Flint sit-down strike بر علیه کارخانه ماشین سازی جنرال موتورز General Motors یکی از اعتصابات تاریخی در تاریخ مبارزات کارگران امریکا است. جنرال موتورز در آن زمان بزرگترین کارخانه ماشین سازی امریکا بود و بیش از ۲۵۰ هزار کارگر در ۱۱۰ کارخانه این کمپانی کار می کردند. این اعتصاب با رهبری کارگران کمونیست عضو اتحادیه ماشین سازی سازماندهی شد و به عنوان حادثه ای تاریخی و به یاد ماندنی در تاریخ مبارزات زحمتکشان در آمریکا به یاد مانده است.

بيشتر بخوانید:  دنیای پسا کرونایی چگونه جهانی است؟ - رضا فانی یزدی

روزولت در جریان این اعتصاب بر خلاف اسلاف خود در گذشته با سرکوب کارگران اعتصابی که قسمت های مختلفی از کارخانه را در اشغال خویش در آورده بودند به شدت مخالفت کرد و علیرغم حکم دادگاه و آمادگی نیروهای پلیس محلی و خواست مدیران کارخانه برای سرکوب کارگران با سرکوب مخالفت کرد و نقش بیطرفی ایفا نمود. بیطرفی او در این حادثه به معنای پیروزی کارگران بود. عدم دخالت و سرکوب موجب شد که بزرگترین اتحادیه کارگری در صنعت ماشین سازی از درون آن سر درآورد. اتحادیه کارگران اتومبیل United Automobile Workers (UAW) که تا آن زمان از گروهای کوچکی از کارگران تشکیل شده بود در نتیجه عدم دخالت دولت در سرکوب کارگران و پیروز شدن در این مبارزه تاریخی موفق شد که به بزرگترین اتحادیه آن دوران در این صنعت تبدیل شود.

بسیاری از مخالفین روزولت از جمله رقیب انتخاباتی دمکرات او در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۳۲ که به انتخاب روزولت منتهی شد در حملات به روزولت با مقایسه او با مارکس و لنین او را مورد تهاجم قرار می دادند.

در دوران روزولت حزب کمونیست آمریکا فعالیت وسیعی در اتحادیه های کارگری داشت و بیشتر رهبران اتحادیه های کارگری از اعضای این حزب بودند. در ۱۹۳۳ دولت روزولت اتحاد شوروی را نیز به رسمیت شناخت و مناسبات رسمی دیپلماتیک با این کشور به دستور او آغاز شد.

برنامه کمک های غذایی

یکی دیگر ا ز ابتکارات آن دوران که هنوز مردم از آن بهره می برند و در طول تاریخ چند دهه گذشته میلیونها نفر از کودکان، زنان و سالمندان را بهره مند کرده است، برنامه کمک های غذایی (Food Stamp Program) از طریق فروش و واگذار کردن تمبرهایی است که ارزش های  مختلف داشته  و برای خرید مایحتاج غذایی به کمک خانواده های کم درآمد آمده است. این برنامه در ابتدا در سال ۱۹۳۹ شروع شد. مردم می توانستند با توجه به میزان نیازهای غذایی خود به خرید تمبرهای نارنجی که برای پرداخت پول به مغازه ها می توانستند از آن استفاده کنند اقدام کنند و در ازای خرید هر یک دلار تمبر های نارنجی نصف آن مبلغ تمبر آبی به آنها بطور رایگان داده می شد. این تمبرها در فروشگاه ها همان ارزش واقعی دلاری را داشت ولی با آنها فقط بعضی از مواد غذایی را می شد خرید. مثلا با تمبر های نارنجی همه چیز جز مواد دارویی و الکل قابل خریدن بود و با تمبر های آبی فقط امکان خرید مواد لبنیاتی، تخم مرغ، مرکبات و سبزیجات تازه ممکن بود. این برنامه گرچه هدف اولیه آن کمک به کشاورزان برای فروش مازاد تولید آنها بود، اما همچنین به افزایش قدرت خرید مردم کمک می کرد. در حقیقت دولت از این طریق بخشی از هزینه خرید مواد غذایی مردم را بر دوش گرفته و به کمک کشاورزان نیز آمده بود.

این برنامه در آن زمان در طول چهار سال عمر خود بیشتر از ۲۶۰ میلیون دلار به حدود ۲۰ میلیون نفر کمک کرد.

برنامه کمک های غذایی در دوران روزولت گرچه بعدا متوقف شد اما در دوره کندی و جانسون بار دیگر مطرح شده و به یک برنامه جدی کمک رسانی برای مردم توسط دولت در امریکا تبدیل شد.

در مرحله بعدی همین برنامه البته اینبار فقط با هدف مقابله با فقر و گرسنگی با دستور کندی در فوریه ۱۹۶۱ و بعدا در زمان جانسون در ژانویه ۱۹۶۴ به شکل دایمی درآمده و به برنامه قانونی تبدیل شد. قانونی شدن آن در ۱۹۶۵ با بیش از نیم میلیون نفر شروع شد و تقریبا هر سال بیش از دو برابر شد چنانکه در سال ۱۹۷۴ بیش از ۱۵ میلیون نفر از آن استفاده می کردند.

تعداد افرادی که از کمک های این برنامه بهره می بردند در سالهای بعدی افزایش چشمگیری پیدا کرد. در سال ۲۰۱۳  بیش از ۴۷  میلیون نفر از این برنامه استفاده کردند. بیش از ۷۰ درصد از افرادی که از این کوپن های کمک غذایی استفاده می کنند از خانواده هایی هستند که دارای فرزند بوده و از درآمد کم برخوردارند و یا خانواده هایی که در آنها سالمندان و یا افراد معلول وجود دارند.

در زیر نمودار هزینه سالانه این برنامه به میلیارد دلار و تعداد افرادی که از این برنامه بهره می برند به میلیون نفر در بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۹ را برایتان تهیه کرده ام که ملاحظه می کنید و جالب است که توجه کنید که چگونه در دوران اوباما با حمایت از این برنامه تعداد بیشتری واجد شریط تشخیص داده شده و بهره مند شدند و در دوران ترامپ این تعداد کمتر و کمتر شده است. ترامپ در حال حاضر شکایتی بر علیه این برنامه تنظیم کرده و در صدد است تا آنجا که ممکن است پوشش این برنامه را محدود تر کرده و اگر بتواند آن را بطور کلی پایان دهد.

در دوران روزولت اتحادیه های کارگری نیز جان تازه ای گرفتند. اتحادیه های کارگری در اوایل دهه ۱۹۳۰ و رکود اقتصادی دچار بحران شده و تعداد زیادی از اعضای خود را از دست داده بودند. در ۱۹۳۳ تعداد اعضای اتحادیه کارگری حدود ۳ میلیون نفر بود که در مقایسه با دهه قبل بیش از ۲ میلیون کمتر شده بود. بیشتر این تعداد در آن زمان  اعضای فدراسیون کار آمریکا AFL  بودند.

با وجود اینکه اتحادیه ها به شدت تضعیف شده بودند ولی با توجه به حمایت دولت روزولت از اتحادیه ها  و تصویب قانون بازسازی صنعت ملی ۱۹۳۳  The National Industrial Recovery Act که در آن کارفرمایان را به مذاکره جمعی با کارگران تشویق می نمود و با تصویب قانون روابط ملی کار در ۱۹۳۵ The National Labor Relations Act of 1935 که به قانون واگنر Wagner Actهم معروف شد، کارفرمایان موظف به مذاکره و بستن قراداد جمعی با اتحادیه هایی شدند که نمایندگی اکثریت کارگران  را داشتند. این قوانین موجب رشد روزافزون اتحادیه های کارگری و تشویق کارگران به پیوستن به اتحادیه ها شد. در همین دوران بود که اتحادیه جدیدی به نام کنگره سازمان های صنعتی Congress of Industrial Organizations (CIO) برای تشکل کارگران بخش های غیر ماهردرست شد که با سازماندهی اعتصاب های کارگری نقش مهمی در تشکل کارگران بازی کرد و موفق شد میلیونها کارگری را که در گذشته فاقد سازماندهی بودند در سازمانهای محلی خود متشکل کند. https://aflcio.org/about-us/history

بيشتر بخوانید:  نئولیبرالیسم (۳): وحشت سرخ، سرکوب کمونیست ها و اتحادیه های کارگری- رضا فانی يزدی

برنامه های اصلاحی روزولت در فاصله کوتاهی میلیونها کارگر بیکار را به کار برگرداند و نرخ بیکاری را کاهش داد. در سال ۱۹۳۶ بیکاری از ۲۳.۶ % به ۱۶.۹ % کاهش پیدا کرد. بیکاری در تمام این سالها کمتر و کمتر شده و تعداد بیشتری از کارگران به عضویت در اتحادیه های کارگری در آمدند. در ۱۹۴۰ بیشتر از ۸.۷ میلیون کارگر در اتحادیه های کارگری سازماندهی شده بودند که این تعداد در دوران جنگ تا سال ۱۹۴۵ به ۱۴.۳ میلیون افزایش پیدا کرد که ۳۶ % از کل نیروی کار را شامل می شد.

روزولت تنها رئیس جمهور آمریکاست که ۴ دوره متوالی به این مقام انتخاب شد. او در سال های پس از رکود با اجرای برنامه های رفاهی در راستای بهبود زندگی مردم و ایجاد اشتغال و همچنین حمایت از اتحادیه های کارگری در تنظیم قرادادهای کار با کارفرمایان، از حمایت اتحادیه های کارگری به شکل همه جانبه ای برخوردار بود. در انتخابات سال ۱۹۴۰ و ۱۹۴۴ هر دو تشکل بزرگ کارگری    AFL  و CIO  از او با تمام نیرو حمایت کردند.

روزولت بر خلاف همه روسای جمهور پیشین، خود را وامدار سرمایه داران به عنوان مالکین اصلی کشور نمی دانست و هدف خود را خدمت به همه شهروندان قرار داده بود و به دنبال ایجاد جامعه ای بود که در آن حقوق اولیه انسان ها تامین گردد. اوج شخصیت تاریخی او را می توان در پیام او در ژانویه ۱۹۴۴  پس از انتخاب او برای چهارمین بار متوالی در مقام ریاست جمهوری و خطاب به نمایندگان کنگره دید. او در این پیام که به دومین اعلامیه حقوق Second Bill of Rights  معروف شد به حقوق اساسی برای مردم اشاره می کند که تا آن زمان کمتر کسی در آمریکا به آنها به این صراحت اشاره کرده و خواستار اجرا و انجام آن شده بود. http://www.fdrlibrary.marist.edu/archives/address_text.html

­او در پیام خود به کنگره با توجه به تغیرات در امریکا و جهان و آنچه در قانون اساسی امریکا در رابطه با حقوق افراد در نظر گرفته شده تصریح می کند که آن حقوق دیگر کافی نیست و باید به نیاز های امروز شهروندان پاسخ داد و در این زمینه می گوید : در روزگار ما برخی از حقایق اقتصادی پذیرفته شده اند چرا که غیر قابل انکارند. بنابراین دومین اعلامیه حقوق را که هدف اش برپا کردن جامعه ایست بر اساس امنیت و سعادت انسان ها بدون در نظر گرفتن جایگاه، نژاد و یا عقاید، به ترتیب زیر پیشنهاد می کند. اینجا اشاره به دومین اعلامیه حقوق برای این است که قانون اساسی امریکا را اولین اعلامیه حقوق یا First Bill of Rights  می نامند که در آن به حقوق اساسی مردم از جمله حق اجتماع، آزادی عقیده و مذهب و یا آزادی حمل سلاح و دیگر اصول دهگانه اشاره شده است که در سال ۱۷۹۵ به تصویب کنگره رسید. برای او این حقوق جدید آنقدر مهم هستند که به آنها عنوان قانون اساسی دوم اشاره می شود. او در پیام خود آنها را به شرح زیر بیان می کند.

  • حق داشتن شغل با دستمزد مناسب در صنایع، فروشگاه ها، مزارع یا معادن کشور
  • حق کسب درآمد کافی برای تهیه غذای مناسب، پوشاک و تفریح
  • حق هر کشاورز در فروش محصولات خود که برای او و خانواده اش زندگی مناسبی فراهم سازد
  • حق برخورداری از تجارت در فضایی آزاد از رقابت ناعادلانه و به دور از تسلط انحصارها در داخل یا خارج از کشور برای هر بازرگان بزرگ و کوچک
  • حق داشتن مسکن مناسب و معقول برای هر خانواده
  • حق برخورداری از خدمات پزشکی کافی و فرصت دستیابی و لذت بردن از سلامت درخور
  • حق محافظت کافی از ترس های اقتصادی در دوران سالخوردگی، بیماری، تصادف و بیکاری
  • حق تحصیل و آموزش مناسب

او در پایان با اشاره به این گفته که انسان محتاج، انسان آزاد نیست Necessitous men are not free men و با اشاره به اینکه دیکتوری ساخته مردمی است که گرسنه و بیکار هستند People who are hungry and out of a job are the stuff of which dictatorships are made  از حقوق جدیدی که به نظر او لازمه زندگی سعادتمندانه مردم است دفاع کرده و از کنگره می خواهد که این حقوق را به رسمیت شناخته و با تصویب قوانین مربوطه زمینه اجرای آنها را فراهم نمایند.

متاسفانه او مدتی بعد بیمار شد و حدود یک سال پس از آن در تاریخ ۱۵ آوریل ۱۹۴۵ درگذشت.

مرگ او و روی کار آمدن رئیس جمهور بعدی هری ترومن سرآغاز سیاست های دیگری است در آمریکا که یکی از اولین نشانه های آن تصفیه کمونیست ها از اتحادیه های کارگری و اخراج آنها از محیط کار و افزایش فشار هر چه بیشتر بر کارگران و سازمان های کارگری می باشد.

دوران روزولت گرچه با بحران بزرگ شروع شد و بخش مهمی از آن در زمان جنگ دوم جهانی گذشت اما به جرات می توان گفت که آن دوران بهترین دوران تاریخ معاصر امریکا و عصر طلایی لیبرال دمکراسی در این کشور بوده است. روزولت موفق شد که امریکا را به مدلی موفق از یک دمکراسی لیبرال با همه جاذبه های آن به اروپا و همه جهان معرفی کند. مدلی که نه فقط فاتح میدان های جنگ بود و با تولید هواپیماها و تجهیزات نظامی پیشرفته و فرستادن میلیون ها سرباز به کمک اروپا و شوروی در مقابله با فاشیسم رفته بود که در داخل نیز به تامین اجتماعی و حقوق مردم برای یک زندگی سعادتمندانه همت گماشته بود. او با سیاست های خود در آن دوران موفق شد که میلیون ها نفر از مردم را از فقر و بیکاری رهانیده و نشاط و امید را به خانه های آمریکایی ها بازگرداند.

 پایان بخش دوم  

در ادامه این مطلب به سیاست های نئولیبرالی در دوران ریگان و به پیامدهای آن در زندگی مردم می پردازم.

۱۹ آوریل ۲۰۲۰

https://akhbar-rooz.com/?p=30985 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها