نامه ای در اعتراض به امپریالیسم آمریکا

متن زیر که از سوی گروهی از روشنفکران و دانشگاهیآن مقیم آمریکا منتشر شد، در میان جامعه ی سیاسی ایران بازتاب های مختلفی داشته است. اخبار روز جهت آشنایی خوانندگان خود با متن این نامه آن را منتشر می کند

اخبار روز: متن زیر تحت عنوان «نامه ای در اعتراض به امپریالیسم آمریکا» که بعد از اعتراضات اخیر ایران از سوی گروهی از «کنشگران ضدامپریالیست، محققین، هنرمندان و وکلای حقوقی مقیم در ایالات متحده آمریکا» منتشر شد، در میان جامعه ی سیاسی و روشنفکری ایران با بازتاب های مختلفی روبرو شده است. اخبار روز جهت آشنایی خوانندگان خود با متن دقیق این نامه و جلوگیری از برداشت های ناصحیح، اقدام به انتشار آن می کند.

انتشار این متن در اخبار روز به معنی تایید آن و به خصوص برخی نتیجه گیری هایش، نمی باشد.

متن زیر توسط آقای گودرز اقتداری به فارسی برگردانده شده و توضیحات ایشان در پایان نامه آمده است:

نامه ای در اعتراض به امپریالیسم آمریکا [i]

بعنوان کنشگران ضد امپریالیست، محققین، هنرمندان و وکلای حقوقی مقیم در ایالات متحده آمریکا، ما با مردم آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا در صدای اعتراض شان برای پایان امپریالیسم، فرقه گرایی، و نولیبرالیسم اعلام همبستگی می کنیم و تظاهرات اعتراضی اخیر در ایران را کنشی در این زمینه گسترده تر بین المللی برای مقاومت تصور می کنیم.

چرخش جهانی به سمت راست باعث افزایش لیبرالیسم اقتصاد بین المللی و تهدید و سرکوب بدتر سیاسی در تمام کشورهای جهان شده است. از بولیوی، شیلی، کلمبیا و هائیتی تا لبنان، عراق و ایران، مردم جانشان را به دست گرفته اند تا با دژخیم دوگانه از سرمایه انحصاری و استعمار امپریالیسم ، که در چهره های گوناگون از کودتای حکومتی، تهدید جنگ و رژیم های تحریم شکل گرفته است رو در رو شوند.

به عنوان بخشی از پروژه کنونی امپراطوری ایالات متحده، رئیس جمهور ترامپ، به این منظور که اقتصاد در جمهوری اسلامی را به خفقان و نابودی کامل برساند، سخت ترین تحریم ها را در تاریخ جهان بر ایران تحمیل کرده است. اما این مردم ایران هستند که قربانی آن شده اند. آنها دیگر به امکانات درمانی، مواد غذایی ضروری و ضروریات برای تولید صنعتی دسترسی ندارند. آلودگی هوا در بدترین شرایط تاریخی ست، و منجر به بالاترین سطح ابتلا به بیماری، و از سوی دیگر بدترین تورم در تاریخ کشور شده است.

در ۲۰۱۸، صندوق بین المللی پول برنامه ای برای بازسازی ساختاراقتصادی طرح کرد تا به کمبودهایی که در اثر رژیم تحریم پدید امده بود پاسخ گوید. در این طرح، صندوق بین المللی پول “افزایش درآمد مالیاتی دولت، لغو بخشش های مالیاتی، کاهش یارانه ی حامل های انرژی و اصلاح سیستم بازنشستگی” را همراه با ” اتخاذ راهبردی میان مدت برای مدیریت بدهی خزانه” توصیه کرده بود. صندوق مدعی بود که این سیاست ها باید “علیرغم چالش های داخلی و محیط ژئوپولیتیک موجود” که کشور با آن روبروست اجرا شده، تا هدف نهایی برای گذار ایران به “چهارچوب مالی بازاربنیاد” حاصل گردد [ii].

تنها چند هفته پیش بود، که جمهوری اسلامی سخت ترینِ این توصیه های صندوق بین المللی پول را اجابت کرد-صد درصد افزایش در قیمت سوخت برای زیر ۶۰ لیتر و افزایش خرید سوخت بالای ۶۰ لیتر به سیصد درصد. این کاهش یارانه در مورد سوخت منجر به تظاهرات اعتراضی گسترده در سراسر کشور شده است، چرا که مردم ایران می دانند که این افزایش قیمت به کاهش سهمگین استاندارد های عملی زندگی شان می انجامد.

به عبارت دیگر تحریم های امپریالیسم آمریکا فضا را برای موسسات اقتصاد نولیبرال مانند صندوق بین المللی پول باز کرده است تا نابودی اقتصاد ایران را تسهیل نمایند. این پروژه بدون تشویق آمرین وابسته به امپریالیسم آمریکا و مامورین داخلی آنها موفق نمی شد. این عوامل ، با وجود اینکه ایران تازه از صدمات جنگ طولانی با عراق کمر راست میکرد، خواستار رژیم چنج [iii] بدون توجه به هزینه ان هستند. اگر ایران استقلال خود را از دست بدهد و به یک جنگ داخلی مانند همسایه اش عراق و افغانستان و یا جنگ های نیابتی مانند سوریه و لیبی سقوط کند، باز هم ارزشش را دارد چرا که این عوامل آماده اند از جنگ، بازسازی بعد از جنگ، و استثمار منابع زیرزمینی ایران نفع فراوان ببرند.

این آمرین خارجی البته از حمایت مامورین ایرانی از جمله باصطلاح روشنفکرانی که فرصت طلبانه از این اعتراضات تحت پوشش حمایت های حقوق بشری و دموکراسی لیبرال سوء استفاده میکنند بهره میبرند. اینها در واقع بدنبال بازگشت رژیم های نواستعماری در شکل رژیم های مورد حمایت آمریکا هستند، و البته نه مانند رژیم ساقط شده سلطنتی و یا رژیمی به رهبری شورای ملی مقاومت ایران-یک تشکیلات ظاهری تحت کنترل یک سازمان مورد حمایت و تحت آموزش دولت آمریکا بنام مجاهدین خلق.

ما برین باوریم که اگر جمهوری اسلامی تحت فشار تحریم های دولت آمریکا و یا در اثر عملیات ستیزه جویانه نظامی آسرائیل و آمریکا سقوط کند، مردم ایران صدمات فاجعه باری را متحمل خواهند شد؛ واما هر نوع حکومتی برسرکار بیاید باتوجه به تمام ستم ها و فشارهایی که بر این کشور طی دهه ها وارد شده است بسیار بیش از گذشته خشونت بار و مخرب خواهد بود.

مردم ایران در مقابل نظام اقتصادی، سیاسی، و خشونت بار میلیتناریستی که بر آنان چه از خارج و چه وسیله نخبگان رانتی داخلی وارد میشود مقاومت میکنند. اکثریت نسل حاضر خواستار رژیم چنج نیستند، چرا که تا بحال از دو واقعه بیادماندنی در زندگی—انقلاب ایران در ۱۹۷۹ و جنگ ایران و عراق که از ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ اتفاق افتاد، گذر کرده اند. نسل قدیمی تر نیز هنوز اثرات وحشتناک ناشی از سقوط دولت نخست وزیر مصدق در نتیجه کودتای ۱۹۵۳ وسیله آمریکا و دولت بریتانیا را بیاد دارند.

مردم ایران میخواهند ثبات اقتصادی و سیاسی داشته باشند، و بالاتر از ان خواستار کرامت ملی و انسانی هستند. ما در کنار ایشان و همراه با خواسته هایشان برای اصلاحات داخلی ایستاده ایم و بعنوان اتباع ایالات متحده، خواستار پایان رژیم تحریم های آمریکا و مداخلات اسرائیل در زندگی مردم ایران هستیم.


[i] https://cooptv.wordpress.com/2019/12/08/letter-against-us-imperialism/

[ii] International Monetary Fund Country Reports, Islamic Republic of Iran, p. 11.

[iii] در ترجمه متن انگلیسی بفارسی از عبارت “رژیم چنج” استفاده شده است و نه تغییر رژیم. در فرهنگ فارسی مراد از تغییر رژیم هرنوع تحول و یا گذار مسالمت آمیز از رژیم موجود با اتکای مردم ایران است، و حتی اگر با انقلاب بدست آید متکی به مداخله خارجی نیست. در فرهنگ سیاسی غرب اما رژیم چنج فقط به مثابه مداخله و تغییر رژیم از خارج است مانند انچه در لیبی، عراق، بولیوی و برزیل اتفاق افتاد و نه بطور مثال انچه در کشورهای اقمار شوروی در دهه  ۹۰ و یا ایران در ۱۳۵۷ حاصل گردید که حرکت هایی انقلابی بود. این ترم چنان جا افتاده است که حتی رئیس جمهور ترامپ نیز بصراحت مدعی است که خواستار رژیم چنج در ایران نیست.

متن انگلیسی نامه ها همراه با امضاهای آن

توضیح مترجم:

درهفته گذشته نامه ای به امضای آنجلا دیویس و برخی روشنفکران چپ آمریکایی منتشر شده است که امضای چندین استاد و محقق ایرانی تبار از جمله پروفسور حمید دباشی را نیز به همراه دارد. عکس العمل برخی از نزدیکان جنبش چپ ایران در این میان باعث شد که ترجمه ان را ضروری نماید. وضعیت جامعه چندپاره ایرانیان خارج از کشور مانند انچه در داخل ایران میگذرد به حد انفجار رسیده است. متاسفانه عدم تحمل و شخصی کردن برخورد ها باعث شده است که جامعه از فضای برخورد و رواداری انسانی نیز گذر کند. والبته متاسفانه نحوه عکس العمل دولت جمهوری اسلامی هم عاملی در ایجاد این شرایط است. رژیم چنان از خودشیفتگی و باصطلاح نفوذ منطقه ای خود غره شده که بر هرکس که حتی کوچکترین هدفی در سرنگونی رژیم ندارد اما به اعتراض دست بزند شمشیر میکشد. حاصل این وضعیت انست که حتی انها که خواهان اصلاح و تحول هستند نیز به سمت براندازان هل داده شوند. در این اتمسفر فکری است که حمله به متحدین تاریخی غیر ایرانی جنبش چپ هم منطقی و مجاز تلقی میشود. جامعه روشنفکری و بویژه چپ در حال حاضر تنها رویای تغییر رژیم را میبیند و در خواست مردم برای بهبود شرایط زندگی و شرایط کار حضوری ندارند. به النتیجه در گفتمان چپ ایران کوچکترین برنامه ای حتی برای اعتراض به انچه بوضوح در جهان و حتی در محیط دانشجویی داخلی (از جمله در روز دانشجو در دانشگاه اهواز) فریاد میشود یعنی اثرات مخرب اقتصادی و سیاسی دولت های نولیبرال دیده نمی شود و حتی اگر بطور نمونه در نامه اخیر روشنفکران چپ غیر ایرانی هم بیاید به توهین به خواست معترضین ترجمه میشود.

https://akhbar-rooz.com/?p=14589 لينک کوتاه

21 پاسخ

  1. آقای اقتداری به متن نامه کاملا وفادار نبوده اند و از خود بر متن نامه افزوده اند تا احتمالا برخی کمبودها و ابهامات را جبران کنند. مثلا در پاراگراف ماقبل آخر “نخبگان رانتی داخلی” ساخته آقای اقتداری است، در نامه آمده “نخبگان داخلی”. از همین رو روشن نیست که منظور چه کسانی هستند؟ نخبگانی که در دولت هستند یا نخبگان غیر دولتی؟ ایشان با افزودن رانتی خواسته اند که منظور نامه را به خیال خود روشن کنند! در حالی که با توجه به تجربه و دانش نویسندگان نامه از جمله حمید دباشی این فرض بیشتر قابل قبول است که گمان کنیم که آنان با دقت تمام کلمات را انتخاب کرده اند. پس باقی گذاشتن ابهام هم عامدانه بوده است. اتفاقا متن به گونه ای نوشته شده است که بر بی گناهی مسئولان دولتی و یا مصلوب الاختیار بودن آنان در اتخاذ سیاست های نو-لیبرالی اشاره دارد.
    The people of Iran are resisting the economic, political and militaristic violence imposed on them both by international and domestic elites.

  2. متاسفانه نفوذ اسلامگرایان در بین گروههای چپ یک بیماری است که همه در ۴۰ سال اخیر شاهدش بو ده ایم. ضد آمریکا بودن اصل شده. حال اگر حکومت دست به کشتار مردمش بزند، و بخواهد کشور و منطقه را به ۱۴۰۰ سال پیش برگرداند، در نظر بعضی چپها مسئله فرعی است.
    این نامه توسط دباشی تهیه شده که از اصلاح طلبان معروف است.
    نگاه کنید

  3. تا کنون “هر کسی بر حسب فکر و عقیده خویش گمانی” داشته است. گمان ندارم قضییه به این مشکلی باشد. علت اکثر جنبش های گذشته سیاسی و مردم جهت آزادی قیام میکردند. این بار شکی نیست که شورش در اعتراض به گرانی بنزین بوده و این پرکاهی بود که کمر طاقت ملت را شکست. سئوال اینست که چگونه از قیام سیاسی به شورش اقتصادی رسیدیم؟ مسئله واضح است.

    تا زمانی که اکثر اجحاف توسط رژیم اعمال میشد شدت نا رضایتی اقتصادی به حد شورش نرسیده بود. پس از تحریم های بی سابقه و طاقت فرسای اخیر آمریکا که ملت را واقعا بین دو سنگ آسیا قرار داده است تحملی باقی نمانده و این است که می بینیم. حال اینکه آیا رژیم بیشتر مسئول است و یا امپریالیسم, بستگی به سابقه ذهنی ما دارد. نویسندگان نامه که نظری جهانی و دستی از دور بر آتش دارند چنین میگویند و بعضی گمان میکنند که کار کار خود رژیم است. خوشبختانه و گوش شیطان کر, ظاهرا ما از مرحله “کار کار انگلیسها ست” گذشته ایم و باید نظری هم به پر خویش بیافکنیم چون یک طرف قضییه خود مائیم و مسئله اصلی اینست.

  4. این اعلامیه از طرفی تحت تاثیر انتخابات در آمریکا و از طرف دیگری تحت تاثیر کار حکومت ایران با بانک جهانی و در نهایت سمتگیری علیه امپریالیسم و نیو لیبرالیسم نوشته شده است.
    طبقه بندی رئالیستی و ارتباط مطالب و شیوه استدال ناقص به نظر می آید .
    ارزشی بعنوان یک فاکت کمونیستی ندارد .
    حال آیا دست حکومت اسلامی از طریقی در آن محسوس است را خواننده شخصا می بایست تشخیص دهد!

  5. ۱.نامه در واکنش به اعتراضات و در همراهی با اعتراضات است. پس اینکه میگویند به حوادث اخیر اشاره ندارد اشتباه است.
    ۲. دقیقا دست بر مهمترین مسأله حال حاضر در ایران گذاشته که عبارت از همدستی رژیم استبدادی با نظام اقتصادی نئولیبرال در داخل و امپریالیسم در خارج است که همچون دو بازو درحال خرد کردن ملت ایران است.
    ۳.اشاره به بدتر شدن وضعیت پس از سرنگونی رژیم بد فهمیده شده. در صورتی بدتر خواهد شد که با دخالت خارجی رژیم ساقط بشه. هرگونه تحول و تغییر باید به دست مردم ایران و از داخل کشور صورت بگیره نه با مداخلات خارجی که نتیجش حتما فاجعه بار خواهد بود.
    ۴.فاجعه اینجاست که با چشم و گوش خودمان میبینیم که باصطلاح اپوزوسیون و سلطلنت طلبها در حال کمرنگ کردن جنبه اقتصادی و ضدنئولیبرال و ضدخصوصی سازی اعتراضات هستند( با این هدف که در آینده با رفتن آخوندها، کراواتیها اموال عمومی رو با دستورات صندوق خصوصی سازی کنند) و ما هنوز چندخط بیانیه رو بادقت نمیخونیم.
    ۵.انتقاد از امپریالیسم آمریکا نزد آنها شرم آور است که از هول نفرت از آمریکا و امپریالیسم ، به آغوش رژیم نئولیبرال و استبدادی جمهوری اسلامی میفتند. که نمونه نوبرش با موهای فر و چفیه در کربلا سیر میکنه و از احیای اقتدار و وسعت امپراتوری هخامنشی زرزر میکنه.
    ۶.هر نوع تحلیل راهگشایی باید به دو لبه انبری که مردم رو در تنگنا قرار داده بپردازد: رژیم استبدادی با برنامه اقتصاد نئولیبرال رانتی که دستورات صندوق بین المللی پول رو اجرا میکنه و امپریالیسم آمریکا که سرنوشتی مثل عراق رو برای ایران در سر داره .

    1. من جدا از تمام دوستان مستقل خواهشمندم که برخوردی شفاف و عینی (ابژکتیو) به این نامه اعتراضی داشته باشند. سر صحبت با آنهایی نیست که درطی انقلاب ۵۷ و پس از آن با پیروی از خط سیاسی حزب توده با برافراشته کردن پرچم مبارزه با لیبرالیسم، قدم به قدم سلطه استبدادی «خرده بورژوازی ضدامپربالیست» را تحکیم کردند!

      شتر سواری دولا دولا نمی شه! آیا این نامه اعتراضی واقعا در همراهی با اعتراضات مردم ایران است؟ ابدا! البته اگر از نقد عملی کلیت نظام حاکم تجرید کنیم و ادعا کنیم که این اعتراضات علیه توطئه جهانی امپریالیسم آمریکاست، در چنین انتزاعی از واقعیت می توان گفت این نامه در «راستای» همراهی یا اعتراضات است. «مردم جانشان را به دست گرفته اند تا با دژخیم دوگانه از سرمایه انحصاری و استعمار امپریالیسم…رو در رو شوند». و یا «ما تظاهرات اعتراضی اخیر در ایران را کنشی در این زمینه گسترده تر بین المللی برای مقاومت تصور می کنیم.»

      این نامه به روشنی ابراز میکند که همراه «اکثریت نسل حاضر…در کنار ایشان و همراه با خواسته هایشان برای اصلاحات داخلی ایستاده ایم». نظام نباید سقوط کند بلکه باید اصلاح شود. اینکه اصلاحات مورد نظر چیست، در هیچ کجای این نامه دیده نمی شود.

      پس توصیه آنها به نسل کنونی اصلاح طلبی است. بنازم! آیا یک انسان عاقل نباید بپرسد که در رژیم پادگانی حاکم فضایی برای ابراز مسالمت آمیز مخالفت یا نقد در عرصه عمومی باقی مانده است؟ خیر. مردم ما و نیز اپوزیسیون مستقل ما به خوبی پی برده اند که رژیم حاکم هیچ امکانی برای ابراز مخالفت در هیچ عرصه ای ـ چه نقد عملی در خیابان، چه در عرصه هنری و روزنامه نگاری و… ـ باقی نگذاشته است. ما اهل مماشات نیستیم.

      وانگهی چه کسی گفته است که اقتصاد سیاسی ایران «نئولیبرالی» است؟ بعضی ها از زمان ریاست جمهوری رفسنجانی تا کنون ـ یعنی بیش از ۳۰ سال ـ بدون انقطاع این موضوع را به طرح و بحث گذاشته اند. پس بالاخره سپاه و سایر قدرت های انحصاری دولتی کی می خواهند از سهم خود دست بکشند و خصوصی سازی کنند؟ مقصود واگذاری شرکت های ورشکسته نیست. منظور اقتصاد کلان است.

      کنتکس یا بستر این نامه، هشدار علیه یک توطئه جهانی توسط «آمرین خارجی» و «مامورین داخلی» استعمار امپریالیستی است. برخی باصطلاح روشنفکران فرصت طلب هم زیر لوای «حقوق بشر» (بخوان آزادی های اجتماعی) و «دموکراسی لیبرالی» از اعتراضات «ضد امپریالیستی» سؤ استفاده می کنند. واعجبا! مگر شما در برابر دموکراسی لیبرال، دموکراسی سوسیالیستی را در این نامه پرورانده اید که به ما امکان انتخاب بدهید؟

      من عصبانی نیستم فقط حیرت کرده ام که سرو کله این احصاب کهف دوباره از کجا پیدا شده است. لنین می گوید: «دشمن اصلی همیشه در خانه توست». در اوج جنگ جهانی اول برآن بود که «شکست کشور خودی، شر کمتری است». او اصرار می ورزید که «یک طبقۀ انقلابی در جریان یک جنگ ارتجاعی نمی‌تواند خواستار چیزی جز شکست دولتش باشد». در عوض ترتسکی ادعا می کرد که شکست روسیه به معنی پیروزی آلمان است. پاسخ لنین به او: «این نمونه اسلوب سوسیال ـ میهن پرستی است».

      برای این نویسنده واضح است که بطور ابژکتیو، ماحصل این نامه اعتراضی «طهیر اعمال جنایت کارانانه رژیم تمامیت خواه ایران» است و بس. باقی استدلالات برای رد گم کردن است. همین و بس.

      1. پاسخ به آقای علی رها
        شما که از لنین نقل قول میاوردید شاید بدانید که وقتی قیصر آلمان با خلافت عثمانی و اطریش علیه انگلیس ، فرانسه و روسیه برای رقابت های استعماری متحد شد بسیاری از سوسیال دموکرات ها و چپ های آلمان از جمله روزالوکزامبوگ اعتراض کردند. جنبش ضد جنگ در آلمان پا گرفت و حزب مستقل سوسیال دموکرات تشکیل شد. حتی بعداز شکست آلمان روزالوکزامبورگ به قرار داد صلح فاتحان جنگ فرانسه و انگلیس که ایالات متحده را نیز به عنوان «عضو افتخاری» شرکت کرده بود اعتراض کرد که آن قرار داد جنگ ست که قدرتها ی بزرگ با تغییر نقشه ی اروپا و خاورمیانه مردم این مناطق را به جان یکدیگر خواهد انداخت. بهر صورت روزالوکزامبورک اعدام شد.ولی روشنگری های او علیه جنگ کثیف جهانی که میلیونها کشته و بدنبال آن بحران ناشی از رکود اقتصادی جهان داشت که جنگ های زنجیره ای تا امروز را باز تولید می کند درخشانترین روشنگری های مارکسیستی برای دموکراسی ، صلح و عدالت اجتماعی قرن بیستم توام با انتقادات جدّی به لنینیسم می باشد . یادش گرامی باد.

        1. از پاسخ شما سپاسگذارم. من هم به پیروی از لوکزامبورگ هم در رابطه با دموکراسی سوسیالیستی و هم در ارتباط با جنبش های خود انگیخته و نقش حزب با «لنینیسم» مشکل دارم. اما در مورد ایستادگی در برابر کشور خودی و نقد جنگ امپریالیستی که سوسیال دموکرات های آلمان در رایشتاگ به آن رای موافق دادند، مواضع لوکزامبورگ و لنین شباهت نزدیکی به یکدیگر دارند. لوکزامبورگ مآلا نظر لنین در باره «تبدیل جنگ امپریالیستی به جنگ داخلی» و «تمام قدرت به دست شوراها» را برای انقلاب آلمان برگزید. مؤید باشید.

  6. «هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد»
    به فرض که تحلیل جهانی این نویسندگان صحیح باشد، آیا انتشار چنین نوشته و ترجمه و پخش آن توسط شما، پس از قتل عام معترضین ایران موضوعیت مشخص دارد؟ در کجای این گفتمان به سرکوب خشونت آمیز نظام حاکم حتی بطور گذرا اشاره شده است؟ تصور نمی کنم انتشار چنین مطلبی در موقعیت کنونی بجز تطهیر اعمال جنایت کارانانه رژیم تمامیت خواه ایران، هدف دیگری داشته باشد.
    ۴۰ سال‌‌ آزگاره که حاکمیت با توسل به مبارزه «ضدامپریالیستی» شدیدترین ستم ها را به ما روا داشته است. هر حرکت مخالفی فتنه آمریکا خوانده می شود. بس کنید. دشمن اصلی همیشه در خانه است. معیار سلامت یک جامعه دستاوردهای آن، میزان حقوق‌ و آزادی ‌ و شرایط هستی است. شما زیر لوای «نئولیبرالیسم»، حقانیت مبارزه برای حقوق بشر و دموکراسی خواهی را منکوب کرده اید. شما تصور می کنید که باید بین سرمایه خصوصی و دولتی، تمرکز قدرت در یک دولت توتالیتر ارجحیت دارد. نتیجه تحکیم سلطه پادگانی است نه نقد سرمایه‌ داری. شرم کنید!

    1. علی رها گرامی
      ۱-سوال شما: به فرض که تحلیل جهانی این نویسندگان صحیح باشد، آیا انتشار چنین نوشته و ترجمه و پخش آن توسط شما، پس از قتل عام معترضین ایران موضوعیت مشخص دارد؟ جواب: متوجه اشکال اینکه این مطلب جرا نمی بایست ترجمه شود نمیشوم، یعنی می بایست به سکوت از کنارش بگذریم؟ شما می توانستید حتی با ترجمه مطلب هنوز به این مطلب بی توجه باشید. اما اعصبانیت شما بخاطر ترجمه مطلب قابل درک نیست. طوری صحبت می کنید مثل اینکه بیانیه در محکومیت اعتراضات صادر شده نه علیه حاکمیت نئو لیبرالیسم، تهدید نظامی امپریالیستی و رفع تحریمها.
      ۲- سوال شما: در کجای این گفتمان به سرکوب خشونت آمیز نظام حاکم حتی بطور گذرا اشاره شده است؟ جواب: این اشکال شما به بیانیه درست است. شاید دلیل نویسندگان بیانیه این باشد که مجموعه حرکت در ایران تحت تاثیر تحریمهای آمریکاست اگر این نمی بود مردم آنچنان با حاکمیت مشگلی نمیداشتند. و از طریق رفرم به مطالباتشان به شکل کم هزینه تر میرسیدند. که البته این برداشت نادرست می باشد. مردم از رژیم سرکوبگر کاملا ناراضیند اما دلیل چندین برابری قیمت بنزین تاثیر بسزایی در بزرگی و همگانی و کشوری شدن اعتراضات داشته است. واین سرکوبگری ؤزیم صد در صد می بایست محکوم و برجسته میشد در این بیانیه.
      ۳- سوال شما: تصور نمی کنم انتشار چنین مطلبی در موقعیت کنونی بجز تطهیر اعمال جنایت کارانانه رژیم تمامیت خواه ایران، هدف دیگری داشته باشد. جواب: تصور شما کاملا نادرست و سطحی است و بجز اتهام خالی کردن عصبانیت و خشم بی مورد دلیل منطقی دیگری ندارد. فکر نمی کنم تدوین کنندگان بیانیه و مترجم چنین قصد سخیفی ” تطهیر اعمال جنایت کارانانه رژیم” را داشته بودند.
      ۴- سوال شما: ۴۰ سال‌‌ آزگاره که حاکمیت با توسل به مبارزه «ضدامپریالیستی» شدیدترین ستم ها را به ما روا داشته است. هر حرکت مخالفی فتنه آمریکا خوانده می شود. جواب: اینکه رژیم ستمگر به دروغ هر حرکتی را فتنه کشورهای دیگر می داند کاملا درست است. اما قبول دارید تحریمها کمر رژیم را از لحاظ اقتصادی شکسته؟ و مسبب نارضایتی بسیاری بین عموم مردم شده؟ و این اعتراضات مستقیما متاثر از تحریماست هر چند استارد آن به خاطر تغییر چند برابری بنزین بوده است.
      ۵- سوال شما: بس کنید. دشمن اصلی همیشه در خانه است. جواب: این حکم مطلق صادر کردن شاید مصداق درست در مورد ایران امروز داشته باشد خصوصا زمانیکه کلمه کلیدی “اصلی” را استفاده کردید. آیا مثلا در جنگ استقلال آمریکا و یا انقلاب ۱۹۱۷ و … هم صادق است؟ اما قبول دارید تحریمهای کمر شکن وزن بیشتری به عامل خارجی یا بیرونی داده است؟
      ۶- سوال شما: معیار سلامت یک جامعه دستاوردهای آن، میزان حقوق‌ و آزادی ‌ و شرایط هستی است. جواب: موافقم
      ۷- سوال شما: شما زیر لوای «نئولیبرالیسم»، حقانیت مبارزه برای حقوق بشر و دموکراسی خواهی را منکوب کرده اید. جواب: موافقید که نئو لیبرالیسم حاکم برایران دنبال حقوق بشر و دموکراسی نیست و آن دسته از نئو لیبرالهای خارج از حاکمیت هم موافقید فقط ادا و اطوار طرفداری از حقوق بشر و دموکراسی را در می اورند. اینکه بیانیه در بیان مطالبه حقوق بشر و دموکراسی مردم ضعیف عمل کرده با شما موافقم. اما کسی مبارزه برای حقوق بشر و دموکراسی را در بیانیه منکوب نکرده است.
      ۸- سوال شما: شما تصور می کنید که باید بین سرمایه خصوصی و دولتی، تمرکز قدرت در یک دولت توتالیتر ارجحیت دارد. نتیجه تحکیم سلطه پادگانی است نه نقد سرمایه‌ داری. شرم کنید! جواب: این جمله نارساست، اما اگر به آنچیزی که گفته شد بپردازیم چیزی در بیانیه در مورد ارجعیت دولت توتالیتر بر مالکیت خصوصی و دولتی گفته نشده است. و صد البته دولت توتالیتر مضموم و محکوم و کسی خواهان آن نیست و فرقی بین سرمایه دولتی و خصوصی نیست مگر مطالبه خود کارگران که دولتی را ترجیح میدهند. اگر منظور شما برنامه نئولیبرالیسم که تمامی مالکیت عمومی از درمان و آموزش، بیمه های اجتماعی و بیمه های بازنشستگی و برق و آب و صنایع و منابع …. را قصد دارد به بخش خصوصی واگذار کنند و مردم و نیروهای پیشرو کاملا با آن مخالفند حق با شماست و فکر نکنم خود شما هم موافق برنامه نئولیبرالیسم باشید. آما اینکه رژیم نئو لیبرال و توتالیتر حاکم که خود اهرم را بنفع نئولیبرالیسم می پیچاند که این بیانیه پشتیبانش باشد اصلا برداشت درستی نمی باشد. خودتان فکر کنم تایید می کنید در این بیانیه مبارزه علیه حاکمیت نئو لیبرالیسم، تهدید نظامی امپریالیستی و رفع تحریمها تاکید اصلی و بی شبهه ایی را علیه امپریالیسم آمریکا و اسراییل دارد.

      1. برای حسین !
        پاسخ شماره ۴ شما به «علی رها » بسیار سطحی ست و همه جانیه نیست .
        [ ۴- سوال شما( علی رها) : ۴۰ سال‌‌ آزگاره که حاکمیت با توسل به مبارزه «ضدامپریالیستی» شدیدترین ستم ها را به ما روا داشته است. هر حرکت مخالفی فتنه آمریکا خوانده می شود. جواب: اینکه رژیم ستمگر به دروغ هر حرکتی را فتنه کشورهای دیگر می داند کاملا درست است. اما قبول دارید تحریمها کمر رژیم را از لحاظ اقتصادی شکسته؟ و مسبب نارضایتی بسیاری بین عموم مردم شده؟ و این اعتراضات مستقیما متاثر از تحریماست هر چند استارد آن به خاطر تغییر چند برابری بنزین بوده است.]
        نگارنده معتقد ست : اقتصاد حکومت اسلامی بخاطر ماهیت مافیائی آن هیچوقت در ۴۰ سال حکومت شفاف نبوده و در آمد های نفتی و تقسیم بودجه در نهادهای مختلف حکومتی بی حساب و کتاب و بدون توجه به اولویت ها بوده ست سهم بزرگی از درآمدهای حکومت برای تیلیغ و ترویج صدور انقلا اسلامی و حمایت از ارتجاعی ترین گروههای داخلی و خارجی بوده است. بعداز جنگ ۸ ساله مبالغ کلانی صرف پروژه های غیر قانونی سلاح هسته ای گردید. حکومت همیشه از مشکل اقتصادی ناله کرده ولی در نظامی گری و بلندپروازیهای ایدئولوژیک و فرامرزی از عراق و یمن تا لبنان و سوریه لشگر کشی کرده تمام اینها که نوشته شد از بحران گروگان گیری در سفارت آمریکا شروع شد و میلیارد ها دلار در دادگاه لاهه به شاکیان شرکت های خارجی پرداخت گردید .حکومتی که منافع مردم و مصالح ملی برایش اهمیت نداشته همیشه
        از تحریم ها ناله کرده است ولی هرگز نمی خواهد از سیاست های ابلهانه خود دست بردارد.
        جای تعجب ست که تمام ول خرجی های حکومت واپسگرا و تروریست پرور و لشگر های آن مختلف آ« در داخل و خارج از کشو ر را ندید و همه چیز را به تحریم ها وصل کرد.
        درست یا غلط کشور های سرمایه داری جهان و در راس آن آمریکا با تحریم های فقط می خواهند حکومت اسلامی
        را بیش از پیش برده ی خود کنند و کاری ندارند که تحریم ها چه تاثیری بر زندگی مردم می گذارد کما اینکه آنها در تمام ۴۰ سال دیده اند که بلائی بر سر مردم ایران آمده است.
        ما هم میدانیم که تحریمهای آمریکا و سایر کشور ها تمام حقیقت نیست .حکومت کشتار ایران ۴۰ سال ست که میلیارد ها دلار ثروت مردم ایران را به انحا مختلف نابود کرده که منجر به افزایش انواع فساد و تباهی در جامعه شده ولی مافیای حکومت با وقاحت کامل در کاخهای خود به غارت و دزدی ادامه میدهند.
        مردم ایران هرگز از چنین حکومت با تمام جنایات و جرایم بزرگ و کوچکش حمایت نخواهند کرد مگر آن بخش از مردم که از اول انقلاب تا کنون از قِبل این حکومت فاسد به نوائی رسیده اند در تمام انتخابات شرکت کرده و تا آنجا که بتواند از این حکومت حمایت خواهند کرد .مگر در حکومت گذشته طرفداران شاه دیکتاتور تا سقوط حکومت چشم ها ی خود را بر وقایع نبستند و امروز دوباره از سوراخ ها بیرون آمده اند. در ایران نیز کسانی که همیشه تنور انتخابات را با مشارکت ۵۰ در صدی گرم کردند حالا بعداز شکست ۲ خردادی های ۷۶ و جنبش سبز خرداد ۸۸ برای تشکیل مجلس ارتجاعی ولایت فقیه خود را آمده می کنند. کاری هم به کشتار ۴۰ سله شمول ۹۶ و آبان ۹۸ ندارند.
        بسیار سادلوحانه ست که تمام فعل و انفعالا ت ایران به باد ده حکومت را به تحریم ها خلاصه کنیم . حکومت بی تحریم و با تحریم مسئول تمام جنایات و حیف و میل های ۴۰ ساله است که همیشه ماهیت پلید خود را پشت دشمن خارجی و تحریمها برای بخشی از مردم ایران مخفی نگاه داشته ولی دیگر نمی تواند به این وضع ادامه دهد .مسئله این است.

  7. نظام در چنبره نئولیبرالیسم
    سخنی درباره علل طغیان توده‌ها
    “ناآرامیها و اعتراضات اخیر را میتوان به صراحت نتیجه و برآمد سه دهه سلطه نئولیبرالیسم اسلامی بر زندگی مشقتبار زحمتکشان کشورمان تلقی کرد. خیزش آبانماه بار دیگر فرصتی به دست فرصت طلبان درون و بیرون از حاکمیت داد، تا
    ً در خصوص شروع و روند تشدید با گشودن مباحثی، که غالبا این اعتراضات شکل میگرفت، تصویری نارسا و نادرست از
    این اعتراضات به نمایش بگذارند. هدف ایجاد پیچیدگی و نه رفتن به عمق مسائل اساسی، نه پرداختن به ریشه و علل اصلی
    و واقعی این وضعیت اسفبار است. بنا به اظهارات مسئولین رژیم غالب معترضین متعلق به طبقات محروم جامعه هستند. این خود میرساند که بیشترین فشار بر دوش طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان جامعه است. هنگامی که مردم با دو شعار »معیشت« و »آزادی«، که چیزی نیست جز بیان همان شعار محوری »نان، کار و آزادی« بمثابه خواست واقعی و محق، به کف خیابان میآیند، آیا غیر از این است که طرح مسأله معیشتی رابطه مستقیم با انتقاد مردم به نظم سرمایه و سیاست های نئولیبرالی دارد و نزدیک به سه دهه تحت نظارت و توصیه های »بانک جهانی« و »صندوق بین المللی پول« اجرا با خشونت علیه نمادهای میگردد؟ اعتراضات مردمی که بخشا قدرت مانند بانک ها و موسسات مالی همراه بود، نمود و بیان عملی این واقعیت است. فرصت طلبان درون و بیرون از حاکمیت اما با این واقعیت کاری ندارند. آنچه که آنها را به هم نزدیک میسازد، اعتقاد و ایقان هر دو آنها به نظام سرمایه داری و کرنش در برابر تفکر و اندیشه نئولیبرالیسم است که در هر دو آنها به وضوح قابل تشخیص است. تنها وجه اختالف آنها در این است که بخشی در درون حاکمیت نشسته اند و بخش دیگر در خارج از آن در کنار امپریالیسم و صهیونیسم… “

  8. “نامه ای در اعتراض به امپریالیسم آمریکا”.
    این کامنت مستقیما ربطی به تیتر فارسی نامه ندارد و من تنها به کلمه “امپریالیسم” آن میپردازم تا بگویم “تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمائی”. شرح مصیبت های ذکر شده در بیانیه و اجحافات مالی و سیاسی و جاسوسی و خرابکاری و “رژیم چینج” و غیره احتیاج به تکرار ندارد. منظور من تنها جلب توجه به قدرت نظامی این هیولاست که تنها مخارج سالانه نظامی آمریکا – حدود ۷۵۰ بیلیون(میلیارد) دلار – تقریبا برابر با مجموع مخارج نظامی هفت کشور بعدی ست. و این هنوز کمتر از یک تریلیون (۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰) دلار بودجه سالانه ناتو است که آنرا سگ هار امپریالیسم میدانند. با نظری سطحی به تشکیلات ناتو در ویکیپدیا, “کله آدم سوت میکشد” که این تشکیلات و مخارج آلت دست امپریالیسم جهت چیست؟ و هنوز آمریکا به این کشورها فشار میآورد که “بر مبلغ بیافزایند”.

    میتوان از دیدگاه های مختلف به محتویات این بیانیه پرداخت ولی فراموش نکنیم که جهان با جانوری روبروست که تصور آن “در آیینه کوچک ما نمیگنجد”. اینهم مقاله ای در آرزوی “عزای عاجل این بی نجابت باغ”:

    https://www.counterpunch.org/2019/12/06/nato-is-a-brain-dead-obsolete-rabid-dog-euthanize-it/

  9. با درود
    دو نکته یکی در مورد سایتی که من این بیانیه را دریافت کردم و دیگری یک اشتباه ترجمه ایی
    من مطلب را از این سایت دریافت کردم :
    https://samidoun.net/2019/12/anti-imperialist-statement-on-u-s-sanctions-and-war-threats-against-iran
    من امروز با کلیک بر روی تیتر کسانیکه مایل به امضا هستند متوجه شدم تیتر سایت با تیتر متن محل امضا دو چیز متفاوت است، که باید تیتر متن بخش امضاها را پذیرفت. این سایت به ادعای خودش یکی از سازماندهندگان این بیانیه می باشد که تاکید بر تحریم و تهدید به مداخله نظامی را هم در تیتر سایت را در بالای متن داراست. که باعث اشتباه من شد. در مورد ترجمه بسیار خوبی که از متن ارائه دادید سپاسگزارم. اما به نظرم یک اشتباه اینجا در ترجمه صورت گرفته است در این جمله : not unlike that of the deposed monarchy, اینجا بنظرم لغت unlike به معنی متفاوت را شما like همانند ترجمه کردید که گفتید نه همانند که باید بشود نه متفاوت از رژیم مخلوح شاه. با سپاس

    1. از توجه و لطفتان سپاسگذارم. ایراد شما در مورد ترجمه درست است و من اشتباها منفی در منفی را نادیده گرفته بودم. در مفهوم کلی اما تفاوت زیادی ندارد. در مورد تفاوت لینک ها باید بگویم که در واقع لینک به امضاها سایت اشتراکی گوگل است که موقع جمع آوری امضا مورد استفاده بوده و متاسفانه یکی از کسانیکه این نامه را بطور خصوصی برای امضا دریافت کرده بود، چنان برآشفته شده که ان را انتشار عمومی داده است. من سعی کردم از لینکی استفاده کنم که همانطوریکه شما گفته اید یکی از حامیان سازمانی این نامه است.

  10. ظاهرا مترجم محترم صلاح ندیده است که اعلام کند که نویسنده و مبتکر این نامه اقای دباشی است و احتمالا فکر کرده است انجلا دیویس خوش نام تر از اقای دباشی است و به همین دلیل تاکیدش را روی انجلا دیویس گذاشته است. از این نکته که بگذریم هدف این نامه سرپوش کذاشتن بر جنایت عظیمی هست که جمهوری اسلامی مرتکب شده است و میخواهد القا کند که مقصر نه جمهوری اسلامی بلکه بقیه جهان است. از نظر محتوایی و مفهومی این نامه بی ارزش تر از ان است که ارزش پاسخ دادن داشته باشد فقط همین بگویم که این اساتید و پروفسورهای پر ادعا سوادشان نرسیده است که سه برابر شدن قیمت بنزین معادل دویست در صد رشد است و نه سیصد درصد.

    1. جناب دهقان,
      نظر شما هرچه باشد فراموش نفرمائید که هر دو شاه و خمینی را مستقیم و غیر مستقیم همین امپریالیسم جهت جلوگیری از نفوذ شوروی به ما تحمیل کرد و سهم دیگر آن با مجاهدین به افغانستان رسید, تا امروز.

    2. آقای سیاوش دهقان، ظاهرا اطلاعات شما درباره طراح و نویسنده نامه بیشتر از من است و توجهتان به محتوای نامه کمتر. در مورد ایراد شما درباره ۲۰۰ یا ۳۰۰ باید بگویم که در ترجمه من از افزایش قیمت به ۳۰۰% استفاده کرده ام که اشتباه عددی موردنظر شما را رفع کنم ( افزایش خرید سوخت بالای ۶۰ لیتر به سیصد درصد.)، و اما توهین شما به سواد این اساتید را پاسخی درخور نمی یابم، و این همان رواداری ست که متاسفانه در جامعه خود اپوزیسیون پندار ما کمتر وجود دارد. همین!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: