نتایج انتخابات مجلس و منازعه دو ائتلاف هژمونیک در ایران – احمد هاشمی

نتایج انتخابات مجلس این تز را که ولی فقیه و دستگاه سیاسی – نظامی آن در شرایط کنونی در ایران، نه تنها هژمونی مبتنی بر رهبری سیاسی بلکه حتی رهبری فکری – اخلاقی را نیز دیگر دارا نمی باشد تایید می کند. به یقین می توان در ایران اکنون از "بحران هژمونی" و همچنین از "بحران افتدار" سخن گفت
احمد هاشمی

مقدمه

رویکرد نظری این نوشته با تکیه بر دیدگاه های  آنتونیو گرامشی و توماس بوتکو در رابطه با هژمونی است.

در اندیشه گرامشی دو برداشت از هژمونی  وجود دارد:

الف – هژمونی مبتنی بر رهبری ساسی: در این شرایط اعمال رهبری سیاسی با ایجاد رضایت توسط گروه مسلط بر گروه زیر سلطه است

ب- هژمونی مبتنی بر رهبری فکری – اخلاقی  که فرم پیچیده هژمونی است.

یکی دیگر از مفاهیم کانونی گرامشی در رابطه با موضوع هژمونی، مسئله بحران هژمونی است.

گرامشی در تعریف بحران هژمونی می نویسد:

“طبقات اجتماعی در مقطع معینی از حیات تاریخی شان از احزاب سنتی شان فاصله می گیرند. به عبارت دیگرطبقه (یا بخشی از طبقه) حزب سنتی خود را، همراه با شکل سازمانی خاص و اعضاء و نمایندگان آن را دیگر به عنوان سخنگوی خود به رسمیت نمی شناسد.”

بحران هژمونی، دوره ای است که در آن هیچ گروه قادر نیست، اجماعی را کسب کرده و هژمونی خود را برسایر گروه های اجتماعی تحمیل کند. بحران هژمونی در عمل به  “بحران اقتدار” منجر می شود. گرامشی در این رابطه می نویسد:

“اگر طبقه حاکم اجماع (توده های مردم) را از دست داده باشد، یعنی فاقد نقش “رهبری و هدایت  کننده” بوده و صرفا طبقه مسلط باشد و تنها به اعمال قوه قهریه بپردازد، این دقیفا به این معنا است که توده های مردم از ایدئولوژی سنتی شان دست شسته اند و به آن چه که سابقا باور داشته اند، دیگر باور ندارند”

نتایج انتخابات مجلس و منازعه دو ائتلاف هژمونیک در ایران

نتایج انتخابات مجلس این تز را که ولی فقیه  و دستگاه سیاسی – نظامی آن در شرایط کنونی در ایران، نه تنها هژمونی مبتنی بر رهبری سیاسی بلکه حتی رهبری فکری – اخلاقی را نیز دیگر دارا نمی باشد تایید می کند. به یقین می توان در ایران اکنون از “بحران هژمونی” و همچنین از “بحران افتدار” سخن گفت.

توماس بوتکو در رابطه با بسط نظریه هژمونی گرامشی دو مفهوم ائتلاف هژمونیک (سلطه) را برای اطلاق به حاکمان و ائتلاف ضد هژمونیک (ضد سلطه) را نیز به آن اضافه می کند.

یونکو متاثر از گرامشی معتقد است که میزان هژمونی یک جنبش در سطح جامعه از عوامل موثر بر موفقیت آن می باشد. چرا که جنبش باید بتواند در جایگاه برتر در جامعه همه گروه های سیاسی و اجتماعی را با خود همراه سازد و در مقابل قدرت هژمون (نظام سیاسی مستقر)، ائتلافی ضد هژمونیک را در راستای تسلط برقدرت سیاسی سازمان دهد. در واقع شرط موفقیت هر جنبش اعتراضی آن است  که بتواند حمایت گسترده ای را در تمام سطوح جامعه کسب نماید، از نگاه او افراد جامعه باید در قالب یک هژمونی بزرگ تر با اهداف مشترک با هم متحد شوند.

جنبش اعتراضی تحریم انتخابات مجلس و ضرورت ائتلاف طرفداران دموکراسی

جنبش اعتراضی تحریم انتخابات مجلس در ایران دقیقا اثبات این نظر توماس یونکو می باشد. و همچنین  نشانگر این موضوع است که برپایی یک ائتلاف ضدهژمونیک ضرورت حیاتی لحظه کنونی در ایران است و این ائتلاف می تواند در قالب ائتلاف طرفداران دموکراسی در ایران باشد.

با توجه به همه متغیرهای نوسانی سیاست در ایران چارچوب های پیشنهادی زیر می تواند مانعی برای گسترش رادیکالیسم افراطی از یکسو و استمرارطلبی اصلاح طلبانه از سوی دیگر باشد:

۱. موضوعات  دموکراسی، حقوق بشر و توسعه پایدار در ایران به عنوان سپر گفتمانی در اپوزیسون
۲. تقویت جامعه مدنی به عنوان شکلی از مشروعیت دموکراتیک
٣. ایجاد ائتلاف لیبرال – دموکراتیک با تمام طرفداران دموکراسی

گام های نخست در جهت پروسه تشکیل ائتلاف ضدهژمونیک در ایران

پنج گام اساسی در جهت سازماندهی روند ائتلاف عبارتند از:
۱- بررسی و تجزیه و تحلیل تضادها در اجزا سیستم سیاسی در ایران و نهادهای وابسته به آن
 ۲- بررسی موانع ائتلاف
۳ – جستجو برای یافتن شبکه مناسب تشکیلاتی در شرایط خاص ایران
۴ – بازتولید هویت جمعی
۵ – تجزیه و تحلیل مداوم از عمل و عکس العمل ها و دینامیسم رفتاری در نیروهای بالقوه ائتلاف.

اهداف و الویت های پیشنهادی برای ائتلاف طرفداران دموکراسی

۱- پذیرش جهان بینی های متفاوت (جمهوری خواه، مشروطه، چپ، ملی و مذهبی)
۲- پذیرش بدون قید شرط اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان مبنای قانون گذاری های دوره گذار و قانون اساسی آینده ایران
۳- توافق بر سر چارچوب های کلی توسعه پایدار مصوبه سازمان ملل
۴- گفتگو و توافق بر سر مدل دموکراسی در ایران
۵- گفتگو و توافق برسر چکونگی پیشبرد رویکرد انتخابات آزاد در ایران.

احمد هاشمی
ahmad.haschemi@gmx.at 

https://akhbar-rooz.com/?p=21043 لينک کوتاه

یک پاسخ

  1. جالب و رئالیستی است.
    از طرفی نظریه کاست ها که به طبقات ارتباط ندارند را هم میتوان تینجا جا انداخت.
    کاست روحانیون و نظامیان همه ارگانها را در دست دارند و منافع همه طبقات را در خطر انداخته اند ،چونکه صاحب ثروت ملی
    خود را می انگارند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: