نوروز و هومن – اسماعیل خویی

اسماعیل خویی

۱

همرقصِ تو، دخترم! ببین، بید آمد!

خنیاگرمان، به بزم، ناهید آمد!

از داغِ برادرت مکن یاد امروز:

نوروز است این! ببین، ببین، عید آمد!

۲

داغِ دلِ تو داغِ دلِ من هم هست:

امّا نوروز گاهِ شیون هم هست؟!

بگذار، سبا! خیال مان یار شود:

یعنی که گمان کنیم هومن هم هست!

۳

عید است،سبا! زاری و شیون بگذار!

همراهِ پدر، قدم به گُلشن بگذار!

ور داغِ برادر نگذارد، آن را

در کُنجی از انبارِ دلِ من بگذار!

بیست وهشتم اسفندماه۱۳۹۷،

بیدرکجای لندن

بيشتر بخوانید:  در کشور من - اسماعیل خویی

https://akhbar-rooz.com/?p=21982 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها