پایان دوران “تدبیر” پوشالی و ادامه سرگردانی اصلاح طلبان میان قدرت و جنبش – احمد هاشمی

سعید حجاریان تئوریسن اصلاح طلبان دوم خردادی در نوشته جدیدی به این موضوع اشاره دارد که: "میان حاملان تفکر اصلاح‌طلبی اختلاف‌ها و افتراق‌هایی پدید آمده است" و نتیجه می گیرد که هرگونه درخواستی از اصلاح طلبان برای تغییر راهبردشان نه تنها بی فایده، بلکه نادرست است، زیرا در جامعه گثرت گرا هرکه باید راه خود را برود
احمد هاشمی
احمد هاشمی

مقدمه

سعید حجاریان  تئوریسن اصلاح طلبان دوم خردادی در نوشته جدیدی  به این موضوع اشاره دارد که: “میان حاملان تفکر اصلاح‌طلبی اختلاف‌ها و افتراق‌هایی پدید آمده است” و نتیجه می گیرد که هرگونه درخواستی از اصلاح طلبان برای تغییر راهبردشان نه تنها  بی فایده، بلکه نادرست است، زیرا در جامعه گثرت گرا هرکه باید راه خود را برود.

او در این نوشته دو واژه جدید دیگری را به گنجینه واژه های راهبردی اصلاح طلبان اضافه می کند: «تقلیل مرارت» و «تقریر حقیقت».

او معتقد است که طرفداران «تقلیل مرارت» می توانند “به اصحاب قدرتِ علیا و سفلی مشورت دهند” و “بنابراین در هر سطحی – که هسته سخت قدرت پذیرفت- باید ورود کرد، دست به اصلاح حداقلی زد و اصطلاحاً «تقلیل مرارت» کرد.”

 او ادامه می دهد که: «تقریر حقیقت» در چارچوب بحث حاضر یعنی کوشش جهت اثرگذاری بر تصمیم‌سازی”.

 خلاصه کلام حجاریان این است که “پروژه «تقلیل مرارت» را ذیل ایده اصلاحات حداقلی و پروژه «تقریر حقیقت» را ذیل ایده اصلاحات حداکثری تعریف کرد.”

بعد از گذشت بیش از دو دهه از دوم خرداد ۷۶ اصلاح طلبان دوم خردادی هنوز هم سرگردان میان قدرت و جنبش هستند و تغییر راهبرد هم مجاز نیست.

اصلاح طلبان دوم خردادی سرگردان میان قدرت و جنبش

اصلاح طلبان دوم خردادی  در تمام طول ۸ سال اصلاحات، میان جنبش و قدرت سرگردان بودند و همین تعادل ناپایدار، یکی از دلایل شکست آن ها بوده است. این سرگردانی حتی با پیروزی خاتمی در دور دوم ریاست جمهوری و چندی بعد کسب اکثریت در مجلس ششم نیز ادامه یافت.

 نقطه عطف این سرگردانی را می توان منع مستقیم ولی فقیه درتصویب لایحه جدید مطبوعات دانست، که هیچ مقاومتی از جانب مجلس و دولت تحت اختیار اصلاح طلبان را در بر نداشت. با ناتوانی و بی برنامگی خاتمی، ناکارآمدی مجلس ششم و بلوکه شدن مصوبات آن، توقیف برخی مطبوعات، گسترش برخورد با جریانات دانشجویی و رد صلاحیت های گسترده، دوره احتضار و عقب نشینی بزرگ اصلاح طلبان آغاز شد و این عقب نشینی مانع بزرگی در راه احیای جامعه مدنی و گسترش حقوق شهروندی شد. و جای تعجب نیست که جامعه مدنی کم رمق در ایران نیز، حمایتی  از بست نشینی و تحصن نمایندگان مجلس ششم به دلیل رد صلاحیت از جانب شورای نگهبان به عمل نیاورد.

 نمود عینی دیگر شکاف اصلاح طلبان دوم خرددای با جامعه و جنبش در جریان دومین انتخابات شوراهای شهر و روستا نمایان شد.

 از این دوره به بعد تنها بیان طرح های فردی و محفلی، حاصل کار اصلاح طلبان بود که می خواستند با “آرامش فعال”، “بازدارندگی فعال”، “اقدام هماهنگ”، خروج از حاکمیت و کارکردی نمودن حاکمیت دوگانه، اقتدارگرایان را به سر عقل آورند. 

اصلاح طلبان دوم خردادی در تمام طول فعالیتشان، مانند احزاب نخبگان باقی ماندند و سطح سازماندهی آنها ازمحافل دوستانه یا چند ده و یا حداکثر چند صد عضو فراتر نرفت. شکاف میان بدنه جنبش و راس آن تنها مسئله تشکیلاتی نبود، بلکه آنها در کل اعتقادی به جنبش های اجتماعی نداشتند و از عواقب بسیج غیرمنتظره آن نیز هراسان بودند.

پیروزی محمد خاتمی یا به عبارت دیگر اصلاح طلبان دوم خردادی نتیجه شکل گیری بخش فرهنگی طبقه متوسط ایران تا اقتصادی آن بود. یکی ازویژگی های این بخش از طبقه متوسط، خواسته های دموکراتیک مشخص فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن است. مشارکت سیاسی یکی از مطالبات برجسته این گروه اجتماعی است، به همین دلیل تشکیل احزاب، انجمن ها و دست زدن به اعتراض و راهپیمایی و غیره در صدر خواست های این گروه ها مانند: زنان، کارمندان، دانشجویان، روشنفکران و شهرنشینان و پیشه وران قرار داشته است و به همین دلیل است که رای دهندگان اصلی انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد ۷۶ به  خاتمی از این قشر بودند و در یک کلام  گفتمان جامعه مدنی یکی از مهمترین گفتمان های بخش فرهنگی طبقه متوسط ایران بوده و است.

 ناتوانی اصلاح طلبان دوم خردادی در سازماندهی و بسیج این قشر از طبقه متوسط ایران، یکی از دلایل انفعال و سرخوردگی طبقه متوسط ایران است، و دلیل اصلی این ناتوانی نیز سرگردانی اصلاح طلبان دوم خردادی میان قدرت و جنبش است.

قشر اقتصادی طبقه متوسط ایران نیز بهره چندانی از سیاست ورزی اصلاح طلبان دوم خردادی نبرده اند. با وجود اینکه از سال ۷۸ در نتیجه افزایش درآمدهای نفتی، دولت خاتمی بودجه مناسبی در اختیار داشت، اما فقدان برنامه برای اصلاحات اقتصادی  و همچنین ناتوانی و کم توجهی و سردرگمی و  بی تفاوتی دولت اصلاحات به مسئله حیاتی اقتصاد کشور، این بودجه نیز صرف توسعه و گسترش مناسبات رانتی در نهادهای نظامی و امنیتی و بنیادهای رنگارنگ زیر نفوذ ولی فقیه شد. در حقیقت از این درآمدها، نیروهای افراطی بیشترین بهره را بردند و با بنیه اقتصادی قوی تر بر شدت بحران سازی افزودند.

نتیجه سرگردانی اصلاح طلبان دوم خردادی میان قدرت و جنبش، منجر به انفعال قشرهای متعدد طبقه متوسط ایران شد و در سایه سرخوردگی طبقه متوسط ایران، توانست پوپولیستی مانند احمدی نژاد با سازماندهی و جذب طبقات محروم جامعه، به قدرت برسد.

با پیروزی احمدی نژاد اصلاح طلبان دوم خردادی فاقد هرگونه اهداف راهبردی بودند و محفل های متعدد متعلق به این گروه، راهبرد سیاست “صبر و انتظار” را در پیش گرفتند.

در آستانه انتخابات سال ۱۳۸۸ باز شدن اندک فضای سیاسی منجر به جنبش انتخاباتی در هفته های اول انتخابات شد. کاندیدای ولی فقیه این بار قادر به ایفای نقش اپوزیسیونی نبود، به این دلیل اصلاح طلبان با استفاده از این فرصت طلایی، مبارزات انتخاباتی را گسترش داده و توانستند اقشار متوسط شهری را به خصوص در شهرهای بزرگ بسیج نمایند. اقتدارگرایان و در راس آنها، دولت سایه  در مقابل عمل انجام شده ای قرار گرفتند.

پروژه حذف کامل اصلاح طلبان که از مدت ها قبل برنامه ریزی شده بود، همراه با تقلب در نتیجه انتخابات و اعلام پیروزی احمدی نژاد در دستور کار دولت سایه قرار گرفت.

واکنش میلیون ها نفر در ایران به این پروژه سرکوبگرانه، آغاز جنبش اعتراضی بود، که بعدها به عنوان جنبش  سبز با شعار “رای من کو” معروف شد. دامنه و عمق این جنبش به خصوص در میان اقشار متوسط چنان عمیق بود که رفسنجانی را هم به حمایت دو پهلو از آن واداشت.

 اگرچه جنبش سبز شکست خورد، اما آثار عمیقی در وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران بر جای گذاشت.

پایان دوران “تدبیر” پوشالی

در آستانه انتخابات ۹۲ به دلیل وجود بحران های همه جانبه و تشدید تضاد میان ولی فقیه و احمدی نژاد، جمهوری اسلامی در وضعیت بی ثباتی قرار گرفته بود.

 از سوی دیگر شکست جنبش سبز، شکاف های متعدد درون اصلاح طلبان دوم خردادی را عمیق تر نمود. تشتت آرا میان نخبگان اصلاح طلب در امتداد مقولاتی مانند: نوع نگاه به قدرت، جنبش های اجتماعی و جامعه مدنی، حقوق شهروندی در اثر این شکست عمیق تر شد و آنها به دو گروه عمده تقسیم شدند. گروه اول اصلاح طلبان رادیکال و گروه دوم اصلاح طلبان سازشکار، کسانی که خواهان  کسب و باقی ماندن در قدرت به هر قیمت بودند و از گسترش جنبش های اجتماعی استقبال نمی کردند و کسب حقوق شهروندی در برنامه آنها جایی نداشت. محفل های متعدد متعلق به این گروه  راهبردهای متفاوت ازجمله “راهبرد توافق”، “راهبرد صبر و انتظار”، “راهبرد پذیرش” و “راهبرد کنش محدود و انتظارات محدود” را در پیش گرفتند.

  سازشکاران اصلاح طلب با اعلام عدم موفقیت “الگوی اصلاحات مردم سالارانه در چارچوب نظام سیاسی” راهبرد جدیدی تحت عنوان “بهبودخواهی حکومتی” را تئوریزه نمودند.

“بهبودخواهی حکومتی” چیزی جز اعلام وفاداری به ولی فقیه و ائتلاف با او، به هر قیمتی و بدون هیچ سهم خواهی نبود. ریاست جمهوری حسن روحانی در دور اول و دوم، نتیجه همکاری ولی فقیه با اعتدالیون و اصلاح طلبان دوم خردادی بود و سعید حجاریان  این پروسه  را “نرمالیزاسیون” ارزیابی نمود.

نتیجه اینکه، ریاست جمهوری حسن روحانی منتسب به اعتدالیون در دور اول و دوم، نتیجه ائتلاف مجدد ولی فقیه و نظامیان حامی او با اصلاح طلبان دوم خردادی بود.

بخشی بزرگی از اپوزسیون برون مرزی: اصلاح طلبان، بخشی ازجمهوری خواهان و حتا بخشی از سبزها نیز با رای به حسن روحانی در سال ۹۲ و ۹۶ به این  بازی انتخاباتی تدارک دیده شده ولی فقیه و نظامیان حامی او پیوستند.

 در سال ۹۲ در اولین دوره انتخاب روحانی،  ف- تابان سر دبیراخبار روز در یک گفتگو تحت عنوان “چرخش به راست در سیاست ایران” می گوید که:

“به نظر می رسد خلع سلاح سیاسی – روانی جنبش اعتراضی یکی از اهداف حکومت در این انتخابات بوده است. الان مردم احساس پیروزی دارند، و تلاش آگاهانه ای انجام می شود تا افکار عمومی به نتیجه ی انتخابات ۹۲، راضی شود و راضی بماند گذشته را می خواهند فراموش کنند، حتی صحبت این است که در گذشته تندروی کردیم این خلع سلاح دارد با کمترین هزینه صورت می گیرد. یعنی حکومت یک دولت اصولگرای مورد اعتماد را گذاشته است جلوی مردم تا جنبش سبز را از آن ها بگیرد. این معامله اگر به سرانجام برسد، صددرصد به ضرر مردم است.”

 نزدیک به هشت سال ریاست جمهوری حسن روحانی نشان داد که، ف- تابان  حق داشت. “این معامله  صد درصد به ضرر مردم” تمام شد.

در انتخابات  ۹۶، حتی شور و شوق شرکت اپوزسیون برون مرزی فوق الذکر بازهم بیشتر بود. دلایل شرکت این بخش از اپوزیسیون  این بود که “در این انتخابات مسئله بر سر انتخاب، دو مسیر متفاوت است”. درهمان زمان  با انتشار نوشته ای در اخبار روز تحت عنوان “چرا انتخابات ریاست جمهوری درسال ۹۶، انتخاب دو مسیر متفاوت نبود” نوشتم:

“در شرایطی که توسعه  سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در ایران با مشکلات عدیده  و بحران های متعدد مواجه است، هر انتخابات یک دوره موقت گذاراست. در فقدان عوامل انسجام و همبستگی اجتماعی یعنی احزاب و جامعه مدنی سازمان یافته، هیجان عمیق روانی بر جامعه حاکم می شود، حکومت جمهوری اسلامی  با استفاده از ابزارهای نرم قدرت، حداکثر تلاش خود را برای تامین مشروعیت کاربردی به کارمی گیرد، جایی بسی تعجب نیست، اما  تاسف آور این است که بخشی از اپوزیسیون به مردم وعده های سر خرمن می دهند”.

عکس العمل بخشی از نیرو های  چپ  نیز از منظر “سیاست ممکن”  انتخاب بد از بدتر بود. درانتقاد به این موضع در مقاله ای تحت عنوان “انتخابات  و  بحران چپ در ایران” نوشتم  که:

“در انتخابات اخیر  ریاست جمهوری در ایران، نظام اقتدار گرای مذهبی با برنامه ریزی از پیش تدارک یافته و استفاده از شیوه های قدرت نرم، اپوزیسیون ایران را در مقابل یک انتخاب قرار داد: رئیسی یک ذوب شده در ولایت فقیه و یا روحانی یک تدارک چی منویات ولی فقیه با برخی تفاو تها در نحوه اداره کشور و تعامل در روابط بین المللی.

 با  ارزیابی و تجزیه و تحلیل از سیاست های کلان داخلی و خارجی دولت روحانی، همانطور که انتظار می رفت، او فقط تدارک چی امیال ولی فقیه و نظامیان حامی او، دراین هشت سال بود و شخص روحانی در رده ناتوان ترین رئیس جمهور، درتمامی چهل سال حیات رژیم جمهوری اسلامی بوده است.

در شرایط کنونی با حذف  اصلاح طلبان از قدرت، دو روند سیاسی در رابطه با اصلاح طلبان قابل مشاهده است، از یکسو نه در قدرت شریکند و از سوی دیگر نتیجه انتخابات مجلس نشان داد که آنها  همراهی مردم را نیز از دست داده اند، از این روست که برای ولی فقیه و نظامیان حامی او، اصلاح طلبان کارت سوخته ای بیش  نیستند، زیرا دیگر توانایی کشاندن مردم را به پای صندوق های رای ندارند.


احمد هاشمی
ahmad.haschemi@gmx.at

https://akhbar-rooz.com/?p=50736 لينک کوتاه

0 0 رای
Article Rating
نظری بنويسيد
Notify of
guest
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
بایگانی‌ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx
()
x

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More