پیرامون کشته شدن قاسم سلیمانی – یادداشت سیاسی اخبار روز

از کشور ما بیش از این نباید فریاد جنگ و انتقام و تهدید سر داده شود. مردم در ایران، عراق، سوریه، لبنان و افغانستان با یکدیگر سر جنگ ندارند. اگر آن ها بتوانند بر سرنوشت خود حاکم شوند، آن گاه این بساط دهشت آور جنگ و ترور و کشتار و ناامنی در منطقه نیز برچیده خواهد شد

یک

وقتی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا چند روز پیش در پی بالا گرفتن تشنج ها بین جمهوری اسلامی و آمریکا در عراق، اعلام کرد اخطار نمی دهد، بلکه تهدید می کند، شاید هیچ کس نمی توانست تصور کند که این تهدید به کشته شدن قاسم سلیمانی مهم ترین چهره ی نظامی جمهوری اسلامی بیانجامید.

کشتن قاسم سلیمانی شدیدترین ضرب شست نظامی است که آمریکا تا به حال به جمهوری اسلامی نشان داده و پایه های افسانه ی «قدرت نظامی» ان را دست کم در منطقه لرزانده است. ترامپ این ضرب شست را در زمانی انجام داد که هنوز مدت زمان زیادی از قیام مردم ایران علیه استبداد نگذشته و دنیا فهمیده است که این حکومت در داخل کشور از پایگاه و اعتبار چندانی برخوردار نیست.

کشته شدن سلیمانی در عراق در امتداد تنش و زورآزمایی طولانی مدت آمریکا و جمهوری اسلامی در این کشور روی داده است. مردم ایران در این درگیری نه نقش و نه سودی دارند و در ادامه آن ذینفع نیستند. آمریکا و جمهوری اسلامی در منطقه علنا در برابر یک دیگر در حال جنگ هستند. آن ها سراسر منطقه را برای این رویارویی انتخاب کرده اند. حضور نظامی آن ها در عراق و سوریه و لبنان و دیگر جاها به ضرر صلح و آرامش مردمان این کشورهاست. چه آن زمان که آمریکا با طرح ادعاهای گمراه کننده و دروغ، نظامیانش را روانه ی عراق کرد و چه زمانی که جمهوری اسلامی با توجه به خلا قدرت در این کشور همسایه کوشید جای پای هر چه محکمتری در عراق به دست بیآورد، رشته ی بی پایانی از جنگ و ترور و ناآرامی بر عراق و سرتاسر منطقه سایه انداخت.

بيشتر بخوانید:  بعد از ۷ اسفند، حالا چه؟!

اکنون نیز بار دیگر باید مردم ایران و عراق و سایر کشورهای درگیر در این رویارویی، با چشمانی نگران منتظر سلسله اقدامات تلافی جویانه ای متقابلی باشند که امنیت منطقه را بیشتر زایل کرده و خطر جنگ را افزایش می دهد.

دو

سپاه پاسداران از چشم اکثریت ایرانیان یک نیروی جنایتکار، متجاوز و با کارنامه ای دهشت بار است که مشت آهنینش در منطقه در خدمت افزایش «عمق استراتژیک» حکومت وحشت و ترور جمهوری اسلامی است و در داخل ایران دهان آزادی خواهان را خرد کرده است. فرماندهان سپاه مظهر این سیاست جنایتکارانه بوده اند. آزادی خواهان در ایران نمی توانند کوچکترین همدلی و هم رایی با چنین جنایتکارانی و کمترین تاسفی نسبت به مرگ کسی که از جمله افراد موثر گسترده شدن و تقویت پایه های این حکومت جنایتکار در ایران و سرتاسر منطقه بوده است، داشته باشند.

ما در کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق نه همراه با پایکوبی طرفداران حمله ی نظامی آمریکا به ایران هستیم و نه همداستان با کسانی که اکنون در غم «سردار عارف» نشسته اند و می کوشند از او چهره ای محبوب و «ملی» بسازند.

سه

جمهوری اسلامی خواهد کوشید شکست اطلاعاتی – نظامی خود را در کنار وعده ی انتقام، در سطح ایران و منطقه به یک پیروزی سیاسی تبدیل کند. آن ها که هنوز از زیر فشار خردکننده ی اعتراضات آبان ماه و تبعات بعدی آن رهایی نیافته اند، مرگ قاسم سلیمانی را فرصتی خواهند کرد تا فضای سیاسی در ایران را تغییر جهت دهند، مردم را به نفع خود به خیابان ها بیاورند، احساسات ناسیونالیستی و ضدآمریکایی را دامن بزنند و این احساسات را به جای احساس نفرت نسبت به حکومت و جنایات آن بنشانند و از این موقعیت برای تحکیم پایه های حکومت خود، گسترش فضای اختناق و سرکوب و به فراموشی سپردن خواست ها و مطالبات مردم، فشار بر زندانیان سیاسی و… استفاده کنند.

بيشتر بخوانید:  اهانت به هموطنان ترک را محکوم می کنیم - توهین روزنامه ی «ایران» به ترک های ایرانی، موجی از اعتراض و انزجار را برانگیخت

«شهادت سردار عارف» شاید همان طور که زمانی خامنه ای آرزویش را کرده بود، اکنون بهترین فرصت را برای او فراهم آورده است، تا صفوف تکه پاره شده ی عوامل خود بعد از قیام آبان ماه را نیز به یکدیگر نزدیک کند و آن عده از ماموران حافظ نظمش در خیابان ها را که این همه کشتار بی رحمانه، زانوانشان را سست کرده بود، بار دیگر و از نو جان تازه ای بدهد و برای کشتارهای بعدی آماده کند.

چهار

مردم ایران بارها و از جمله در قیام آبان ماه ۹۸ خود اعلام کرده اند که خواهان نان، کار و آزادی هستند. سیاست های تجاوزکارانه ی جمهوری اسلامی در منطقه، نه تنها کمکی به داشتن «نان و کار و آزادی» برای مردم نمی کند، بلکه یکی از عواملی است که امنیت را از کشور ما سلب کرده و زندگی میلیون ها مردم در ایران را به زیر خط فقر رانده است.

حکومت باید به سیاست های تجاوزکارانه ی خود در کشورهای همسایه و منطقه پایان دهد و نیروهای نظامی خود را از این کشورها خارج کند. یک سیاست مسئولانه ایرانی در درجه ی اول پافشاری بر این درخواست و در کنار آن کوشش، همراهی و هم گامی با همه ی نیروهای آزادی خواه، صلح طلب و مسئول در سرتاسر منطقه و جهان برای آن است که دخالت های نظامی در منطقه ما پایان یابد و مردمان کشورهایمان بتوانند خود بر سرنوشت خود حاکم شوند.

از کشور ما بیش از این نباید فریاد جنگ و انتقام و تهدید سر داده شود. مردم در ایران، عراق، سوریه، لبنان و افغانستان با یکدیگر سر جنگ ندارند. اگر آن ها بتوانند بر سرنوشت خود حاکم شوند، آن گاه این بساط دهشت آور جنگ و ترور و کشتار و ناامنی در منطقه نیز برچیده خواهد شد.

بيشتر بخوانید:  «استثنایی» که تکرار شد! - پیرامون رد صلاحیت کاندیداهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان

اخبار روز

https://akhbar-rooz.com/?p=16909 لينک کوتاه

12 پاسخ

  1. تأملی در تبعات ترور سلیمانی

    تبعات ترور سلیمانی توسط آمریکا از هم اکنون قابل مشاهده است اما هنوز در سیر کامل خود را طی نکرده است.

    برای نیروهای چپ و آزادی خواه، تاثیر بلاواسطه این ماجراجویی، شکست موضعی اعتراضات عمومی در ایران و همچنین در عراق است.
    ترور سلیمانی بخش های معینی از اجتماع را در ایران و عراق به خیابان کشنده است که سرشتی واپسگرا دارند.
    اما فعال شدن این جماعات و منفعل شدن نیروهای ترقی خواه، درحال حاضر لایه های بینابینی اجتماع را نیز به سوی حمایت بالفعل از نظام کشانده است.

    از سوی دیگر، تمامی جناح های هیأت حاکمه ایران بهم جوش خورده اند. همین مانده که روحانی عبا و عمامه را درآورده و جامه سپاه پاسداران را به تن کند.

    از مشاوران موسوی گرفته تا آقای کروبی، جملگی در پیام های تسلیت خود، قاسم سلیمانی را ستودند.

    حتی طالبان افغانستان نیز با صدور بیانیه از مجاهدت سلیمانی قدر دانی کرده و آمریکا را به شدت محکوم کردند!

    رهبران سیاسی و مذهبی عراق نیز یکپارچه ترور سلیمانی و تعرض به حاکمیت کشورشان را محکوم کردند.
    امروز پارلمان عراق بدون هیچ رأی موافقی از طرف نمایندگان سنی و کرد، با رأی موافق اکثریت نمایندگان شیعه، پیش نویس قانون خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق را تصویب کرد.

    اینکه این تصیمیم دقیقا در چه زمانی عملیاتی می گردد هنوز مشخص نیست. آنچه مشخص است اینست که آمریکا دولت شکننده و متشتت عراق را به سوی انشعاب و به دیده برخی احتمال یک جنگ داخلی سوق داده است، و دستکم باعث نفوذ بیشتر ایران در عراق شده است.

    در این گیرودار اما ظاهرا خبری از داعش نیست. تفرقه و تشتت در عراق برای داعشی های درکمین نشسته نعمتی آسمانی است. ظهور مجدد آنها در آینده ای نزدیک بعید نیست.

    امروز ایران در بیانیه ای دوپهلو اعلام کرد که گام بعدی «کاهش تعهدات خود در برجام» را برداشته است اما – امایی پر معما – کماکان با آژانس اتمی همکاری خواهد کرد و «درصورت رفع تحریم ها … آماده بازگشت به تعهدات برجامی خود می باشد.»

    از نقطه نظر منافع آمریکا، هیچ عقل سلیمی نمی تواند مدعی پیروزی استراتژیک از پس چنین تروری گردد مگر کسانی که چاره ای جز دفاع غیر ابژکتیو از عملکرد ترامپ ندارند.

    به گزارش نیویورک تایمز، حتی پنتاگون هم از چنین تصمیم عجولانه ای جاخورده است. صرفنظر از صحت و ثقم این گزارش، مخالفین سیاسی ترامپ و همگی کاندیدادهای دموکرات به این عمل اعتراض کرده اند.

    اما چرا مخالفین ترامپ بیشتر به «زمان» انجام ترور سلیمانی معترض اند؟ امسال سال انتخابات آمریکاست. در عین حال ترامپ توسط مجلس نمایندگان استیضاح شده و قرار است بزودی در سنای آمریکا که تحت کنترل جمهوری خواهان است «محاکمه» شود.

    منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات داخلی و توسل به احساسات و عواطف ناسیونالیستی حربه مناسبی است که صاحبان قدرت در همه دنیا از جمله در ایران از آن بهره برداری سیاسی کرده اند.

    با این وصف بیزاری مردم آمریکا از جنگ های بی پایان کشورشان را نباید نادیده گرفت. از هم اکنون تظاهرات متعدد ولی محدودی در بسیاری از شهرهای آمریکا علیه جنگ برگزار شده است.

    همانطور که درابتدای این نوشته اشاره شد، همه ابعاد و جوانب درازمدت ترور سیاسی سلیمانی در خاک کشوری که علی القاعده می بایست از استقلال سیاسی برخوردار باشد، هنوز مشخص نیست.

    جانشین سلیمانی بلافاصله تعیین شد. در کوتاه مدت، دولت ایران برای حفظ وجهه سیاسی خود در ایران و‌منطقه، چاره ای جز «انتقام» ندارد.

    از هم اکنون رایزنی های کشورهای اروپایی بویژه سفارت سوئیس و نیز قطر و عمان شروع شده است. خاطرتان باشد نخست وزیر عراق اعلام کرد که با قاسمی قرار ملاقات داشته زیرا او حامل پاسخ ایران در باره مذاکره با عربستان بوده.

    دولت ایران بیش تداوم حاکمیت خود را از هر چیز دیگری مهم تر می داند. به نظر می رسد که فعلا خود را صاحب مشروعیتی بازیافته می داند. از این رو بعید است دست به قماری بزند که حیاط سیاسی خود را به خطر بیاندازد.

    بطور قطع نمی توان درباره واکنش نظامی ایران به آمریکا اظهار نظر کرد. احتمالا اقدام ایران جهان را به لرزه درنخواهد آورد. اما چنانچه آمریکا مجبور به پاسخگویی به آن گردد، با فعل و انفعالاتی مواجه خواهیم شد که منطق خود را احراز کرده و احتمالا از کنترل سران دو کشور خارج خواهد شد.

    بازندگان یک جنگ احتمالی مردم بیگناه ایران و عراق و سربازان آمریکایی خواهند بود؛ سربازانی که اکثرا از لایه های فرودست هستند.

    باید با تمام قوا علیه چنین جنگی ایستاد.

  2. برگ ها در خاورمیانه دوباره بر زده شد!
    ۱.شایعه کشته شدن سلیمانی با توطئه حکومت ولایی در پشت پرده!
    ۲.تصویب مجلس عراق برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق و تعطیل شدن همکاری علیه داعش!
    ۳.ماندن نیروهای قدس در عراق
    ۴.تهدید ترامپ به بمباران ایران
    نتیجه اش نقش آفرینی بیشتر ترکیه و ایران در منطقه از طرفی و از طرف دیگر جدی شدن مسئله حمله به ایران است.

  3. کشنده قاسم سلیمانی در پی چه بود؛ آیا محاسباتش درست بوده آیا نتیجه مورد نظرش حاصل می شود یا عملی قمارگونه انجام داده است؟
    این حادثه چند پرسش اساسی می آفریند:
    ۱- چرا ترامپ در این زمان و در این شرایط چنین دستوری را صادر کرد؟
    ۲- تاثیر این حادثه در روند سقوط احتمالی ادلب و تسلط ارتش سوریه بر ادلب و تداوم سیاست های امریکا بعد از سقوط ادلب چه خواهد بود؟
    ۳- تاثیر این حادثه در روند تحولات داخلی عراق چگونه خواهد بود؟
    ۴- تاثیر این حادثه در روند داخلی ایران و وضعیت تندروهای داخلی ایران که از یک در گیری سود می برند چگونه است؟
    پاسخ دادن به پرسش ها بحث را طولانی و خسته کننده می کند.
    اگر بخواهیم نکاتی را در مورد پرسش اول بیاوریم می توان گفت:
    وقتی شرایط ترامپ را در داخل امریکا و اختلافات شدید ش را با دمکرات ها مورد توجه قرار دهیم مشاهده می کنیم ترامپ یک وضعیت شکننده ای یافته است.
    در یکی از تصمیمات اساسی اش که در رابطه با کره شمالی و ایران بوده شکستی را احساس می کند که شکست در این مورد وضعیتش را حتی نزد جمهوری خواهان متزلزل می کند.
    می دانیم ترامپ برخورد با کره شمالی و ایران را متفاوت با نگرش اوباما اتخاذ کرد و حتی می توان گفت ترامپ نگرشش نسبت به کره و ایران براساس یک حالت لجوجانه و کینه ای
    که نسبت به اوباما داشته بر گزیده است.
    اوباما،موضوع ایران را با برجام به پیش برد و تمرکز اصلی را روی کره شمالی و شرق آسیا گذاشت.
    اما وقتی فرد خود شیفته وخود بزرگ بین و سرگردنه گیری به نام ترامپ سکان ریاست جمهوری امریکا را بدست
    گرفت این فرد
    برخورد با ایران را مقدم با برخورد با کره اتخاذ کرد و…
    اما در شرایط فعلی وضعیت چگونه شده است:
    کره شمالی برخلاف روش تر امپ و انتظار او
    در پی ادامه سیاست های قبلی خودش است و می خواهد دست به آزمایشی بزند که این عمل کره وضعیت خطرناکی را برای ترامپ می آفریند در این حالت ترامپ برای اینکه ذهن ها را منحرف کند و به کره هم هشداری داده باشد کشتن سلیمانی را در یک تصمیم شخصی عملی می کند و…
    در این عمل می خواست نشان دهد که من سرکرده تروریست ها را هر کجا باشند می کشم
    اما ترامپ در کشتن ابوبکرسرکرده داعش
    و سلیمانی که در مقابل ابوبکر بوده
    یک طنزی را آفریده است.
    اما رفتار پرسش بر انگیز این فرد(ترامپ که گاهی دلقک گونه است) که استقلال کشور ایران و عراق را به زیر سئوال می خواهد ببرد یا برده است در این روشش خیانت بزرگی به روند آزادی خواهی و دمکراسی خواهی کرده است
    و وقتی استقلال خدشه دار شود بیشتر مبارزان مجبور به تمرکز روی استقلال می شوند که دراین حالت باید اول متجاوز را دفع کرد بعد از استقلال آزادی خواهی را پی گرفت
    و…

    1. ۱.ترامپ این عملیات را انجام داد چونکه سلیمانی خطری برای امریکا در عراق بود
      ۲.مسئله سوریه و ادلب را به ترکیه داده اند
      ۳. خروج نیرو های امریکاو ایرانی و استقلال عراق بعد در گیری های داخلی

      ۴.تاثیر چندان مثبتی برای تندروهای داخلی ندارد ،چون جامعه آنها را دیگر تحمل نخواهد کرد و باز هم با درگیری حکومت تحول می یابد

      ترامپ برای برد در انتخابات احتیاج مبرمی به یک موفقیت بزرگ دارد و دیواری کوتاه تر از ایران هم موجود نیست پس حمله به ایران را باید جدی گرفت و در اینصورت صدها سردار سلیمانی هم کمکی نخواهند بود.

  4. با کشتن یک پاسدار، که در عرض کمتر از یک روز خامنه ای جانشینش را برگزید (با شکل و شمایلی مشابه به اضافه ی یک عینک)، دولت آمریکا یک شهید پر زرق و برق به جمهوری اسلامی هدیه کرد تا – از طریق ابراز های فرهنگی و ذهنی شیعه ی شهید پرور – رژیم بتواند دوباره برای خودش مشروعیت تازه ای میان چند میلیون هوادارانش که کمی این اواخر منقلب و مردد شده بودند بازسازی کند. تمام آن بی آبرویی و افتضاح سرکوب های یک ماه پیش که خود حامیان سر سخت رژیم را هم متزلزل کرده بود با یک تیر موشک فوط شد و رفت هوا. قتل یک پاسدار و در برابرش تمدید حیات جمهوری اسلامی برای چندین و چند سال دیگر. حقا که شعور را فقط آمریکائیان دارند و بس. شاید هم هدف همین بوده که رژیم دو باره جان بگیرد و سر پا بماند، کسی چه میداند.

  5. شما که اینقدر عاقلی نمیدونی آمریکا هزااران کیلومتر دورتر از مرزهای خودش در کنار مرزهای ما دنبال چی میگرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  6. تلاش استفاده از مرگ سلیمانی و تشدید سرکوب داخلی را دقیق حدس زده اید اما مردم ایران را اینبار نمتوانند فریب دهند جز هواداران خویش.
    مبارزه داخلی با ضعف حاکمیت شدت می یابد.

  7. تشکیل جبهه ی متحد علیه دیکتاتوری و جنگ و تحریم و برای صلح و ازادی ضرورت خود را هر چه بیشتر عیان و عیان تر میکند . آنان که تا کنون نسبت به این مهم بی تفاوت و بی اعتنا بوده اند بهتر است هر چه زودتر به خود آیند و احساس مسئولیت کنند . چرا که تأخیر هر بیشتر در تشکیل این جبهه میدان را برای نیروهای ارتجاعی و ضد ازادی و ذوب در ولایت و جنگ طلب و جنگ افروز داخل و خارج کشور و ترامپ و دار و دسته اش باز و باز تر میکند و اوضاع سرزمین عزیزمان را وخیم و وخیمتر کرده و حتی در باتلاق جنگی خانمان سوز فرو میبرد .

  8. مثلامااگربه مرزهای خودبرگردیم آمریکادست ازسرمابرخواهدداشت؟برعکس اگربرسرمرزهایمان که ازغرب تامدیترانه است استوارمی ایستادیم اکنون متهم به جنگ خارج ازمرزنبودیم ماتامرزهاراتاایران بزرگ هخامنشی گسترش ندهیم خواب راحت نمیرویم

    1. شوخی می کنی؟
      مرز های هخامنشی یا جهانگشایی اسلامی ” ناسیونالیست مخلوط” را انسانهای این دوران قبول ندارند !
      به مرز های خود برگردیم و با همسایگان در صلح زندگی کنیم ،امریکا هم کاری نمیتواند بکند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More