منو

چندین عبث مکوش که ایرانی اش کنی! – اسماعیل خویی

شیخا! پُر از خرافه و نادانی اش کنی:/هر کاو تو رهبری به مسلمانی اش کنی!/ اصلِ «تقّیه» مکر و ریا را جوازِ توست:/ هر اصل گه رواست که قربانی اش کنی!
اسماعیل خویی
اسماعیل خویی

شیخا! پُر از خرافه و نادانی اش کنی:

هر کاو تو رهبری به مسلمانی اش کنی!

اصلِ «تقّیه» مکر و ریا را جوازِ توست:

هر اصل گه رواست که قربانی اش کنی!

حل ناپذیر نیست تو را مشکلی به شرع:

چون می شود که پاک به آسانی اش کنی!

بُرهانِ منطقی نشناسد زبانِ شرع:

باشد به تیغِ تیز که بُرهانی اش کنی!

از شرّ اجتماع رهانی زن، ای فقیه!

باز آری اش به خانه و زندانی اش  کنی!

ور خار خار در دل ات افتد، کنی ش رام:

کاین شرعی است، بهرِ چه وجدانی اش کنی؟!

حقدار را چو حق بدهی، وامی از تو نیست:

کآن را کز آنِ اوست تو ارزانی اش کنی!

خرمن بَری ش و کاهی اش احسان کنی به اخم:

لبخند هم بزن، مگر انسانی اش کنی!

سنگِ بنای خانه شود، بهرِ بانی اش،

سنگِ لحد،چو قصد به ویرانی اش کنی!

در چنگِ توست جانِ اسیرِ تو، رهبرا!

سیرش مکن به کینه زجان: جانی اش کنی!

بالِ خیال می کند اندیشه را رها:

تنها تن است آنچه تو زندانی اش کنی!

آسان فریب خوردن اش از شیخ را به خلق

می بخشی، از نگاه به نادانی اش کنی!

شیخ است و کودکی ش به «مکتب» گذشته است:

کوشش مکن که «یارِ دبستانی» اش کنی!

اسلام را جهان وطن است، ای وطن گرای!

چندین عبث مکوش که ایرانی اش کنی!

شُستن نهادِ ملّی ی آموزش از دروغ

کاری چنان مدان که به آسانی اش کنی!

آیینِ شیعه خوانشی از دینِ تازی است،

کآید همه خرافه، چو وا خوانی اش کنی!

ژاژ است و یاوه: چو کشی اش سوی عصرِ علم:

خار است وخس، چه گونه گُلستانی اش کنی؟!

هر علم از آزمون و خِرَد بر دمد: تو چون

توراتی اش نمایی و قرآنی اش کنی؟!

ذاتی بُوَد  خشونتِ اسلام، عارفا!

نابود می کنی ش، چو عرفانی اش کنی!

دریاب، هان! که دشمنِ آزادی است دین:

زین خصم بایدت که نگهبانی اش کنی!

بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۷،

بیدرکجای لندن

https://akhbar-rooz.com/?p=6050 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: