چگونه نژادپرستی ابزاری اساسی برای حفظ نظام سرمایه داری است؟- ریچارد ولف، ترجمه: پروین اشرفی

سرمایه داری ایالات متحده با قرار دادن بخش بزرگی از اقشار آمریکایی های آفریقایی تبار در نقش ضربه گیر شوکی که سیستم به آن نیاز داشت، میراث برده داری را مورد استفاده قرار داد، آن را جذب کرد و بر روی آن ساخته شده است. بدین ترتیب نژادپرستی توسعه یافته توسط برده داری ایالات متحده، هم سرمایه داری ایالات متحده را تسهیل کرد و هم توسط آن تقویت گردید

سرمایه داری ایالات متحده زنده ماند زیرا یک راه حل برای مشکل اساسی بی ثباتی و چرخه تجاری خود یافت. از آنجائی که سرمایه داری هرگز قادر نبود به رکودهای ادواری و تأثیرات وحشتناک آن پایان دهد، بقایش مستلزم به نوعی قابل تحمل کردن آن تأثیرات از نظر اجتماعی بود. نژادپرستی سیستماتیک در دوران پس از جنگ داخلی آمریکا بخشا بخاطر آن زنده ماند که به دستیابی به آن سطح  از تحمل یاری رساند. سرمایه داری شرایط بازتولید نژادپرستی و تحمل آن تأثیرات را فراهم ساخت.

سرمایه داری به طور متوسط هر چهار الی هفت سال یک رکود ایجاد می کند (“رکود اقتصادی”، “رکود عظیم”، “ورشکستگی” ، “سقوط” – لغات چندی برای یک مشکل که به طور معمول تکرار شدند).  رهبران سیاسی، اقتصاددانان و بسیاری دیگر مدت های مدیدی در جستجوی درمان بی ثباتی سرمایه داری بوده اند. هیچ درمانی هرگز یافته نشد. سرمایه داری تا اینجا سه بار فروپاشی را در این قرن به ثبت رسانده است: (بهار ۲۰۰۰، پائیز ۲۰۰۸ و اکنون در ۲۰۲۰).

مدافعان سرمایه داری ترجیح می دهند بی ثباتی گریزناپذیر آن را “چرخه تجاری” بنامند. گویا این نام کمتر افتضاح به نظر می رسد. با این حال، واقعیت سرسخت چرخه های سرمایه داری همیشه مدافعان آن را به وحشت انداخته است. آنها این امر را دریافته اند که هنگامی که تعداد زیادی از افراد بطور ناگهانی شغل خود را از دست می دهند، بسیاری از کسب و کارها هم می میرند، تولید کم می شود و دولت ها درآمد مالیاتی را از دست می دهند، عواقب آن اغلب می تواند کل سیستم اقتصادی را تهدید کند. بحران های ادواری سرمایه داری بطور بالقوه می تواند قربانیان آن را علیه سرمایه داری سوق داده و آنها را در دسترس منتقدان سیستم قرار بدهد.    

چنانچه همه افراد جامعه تقریبا به یک میزان در مقابل این سیر نزولی ادواری ضربه پذیر بودند، این امر به احتمال زیاد رخ می داد. آنگاه اکثر شاغلین به درستی نگران می شدند که مبادا در فروپاشی بعدی مشاغل آنها هم از بین برود، و آنها به طور دوره ای با عدم درآمد ، وقفه در تحصیلات، و با از دست دادن خانه و غیره روبرو بشوند. شاغلین هر چقدر هم اگر احساس آسودگی بکنند که به جای آنها همسایه شان از کار بیکار شده است، متوجه خواهند شد که در دور بعدی ممکن است نوبت آنها باشد. زیان ها، عدم امنیت و اضطراب تولید شده از سوی این چنین سرمایه داری ای، مدتها پیش شاغلین را بر علیه سرمایه داری سوق داده و انتقال به یک سیستم متفاوت را برانگیخت.

سرمایه داری ایالات متحده بی ثباتی خود را با ایجاد رکود ادواری ای که عمدتا اقلیتی از اجزاء کل طبقه کارگر را می آزارد، حل کرد. سرمایه داری آن اقلیت را در وضعیتی قرار می دهد که متحمل فشار هر دوره شده و  به ضررهای آن به طور بی تناسبی تن در بدهد. نظر بر اوضاع هر دوره، آن اقلیت مرتبا به کار گرفته شده و سپس از کار بیکار می گردد. هر اندازه ذخیره ای هم که ممکن است در زمان شاغل بودن جمع کرده باشد، به هنگام بیکار شدن از بین می رود.  بیکارسازی های مکرر مانع می شود که این چنین اقلیتی از ماندگاری مزایای شغلی بهره مند شود (مزایای سنوات، ارتقاء کاری، ثبات خانوار و غیره). فقر، اختلال در افراد خانه و خانواده ها، غیرقابل پرداخت بودن مسکن، تحصیل و مراقبت پزشکی، این چنین اقلیتی را عذاب می دهد. این اقلیت به “ضربه گیر شوک چرخه تجاری” سرمایه داری در طول دوره های بطور متوسط چهار الی هفت سال آن، تبدیل خواهد شد – آخر از همه به کار گماشته می شود، اول از همه از کار بیکار می گردد.

بيشتر بخوانید:  ادامه اعتراض‌ها در آمریکا به‌رغم تهدید ترامپ به استفاده از ارتش

سرمایه داری با واداشتن چنین اقلیتی به جذب بیشترین هزینه های بی ثباتی سرمایه داری، به اکثریت طبقه کارگر اجازه می دهد که نسبتا از آنها معاف، خلاص و رها باشد. اکثریت می توانست کمتر در معرض این دوره ها قرار بگیرد، زیرا اقلیت بطور نسبی بسیار بیشتر در معرض آن قرار داده شده است. سرمایه داری به اکثریت امنیت نسبی شغلی و درآمد وعده داد زیرا آنها را از اقلیت دریغ کرد. بنابراین اکثریت می تواند در مورد دوره بعد کمتر نگران باشد، در حالی که اقلیت مجبور است بیشتر نگران بوده و زندگی خود را با آن تنظیم نماید. بدین ترتیب نژادپرستان هم در عوض می توانند حاصل تفاوت های بین اجزاء اکثریت و اقلیت یک مردم را به خصوصیات ذاتی “نژادهای” مختلف نسبت بدهند.

سایر کشورهای پیشرفته نیز راه حل های مشابهی یافتند. برخی مهاجران را نکوهش کردند که در وضعیت آمریکایی های آفریقایی تبار در ایالات متحده نقش دارند. نژادپرستی اغلب با هدف گیری مهاجران دنبال شده است. در رونق های ادواری، مهاجران آورده می شوند: آفریقای شمالی ها به فرانسه، ایتالیایی های جنوبی به سوئیس، ترک ها به آلمان و غیره. سپس رکودهای ادواری، آن مهاجران را به کشورهای خود باز خواهد گرداند. بنابراین سرمایه داری هزینه بیمه بیکاری، پرداخت های رفاهی و غیره کارگرانی که مجبور به بازگشت شدند را ذخیره می کند. در حالی که برخی از سرمایه دارها بر اقلیت داخلی به عنوان ضربه گیر شوک تکیه می کنند، برخی دیگر متکی به مهاجران هستند و برخی نیز به هر دو. ایالات متحده از مهاجران آمریکای مرکزی در کنار آمریکایی های آفریقایی تبار داخلی استفاده کرده و هنوز نیز استفاده می نماید. آلمان به برخی از مهاجران، در کنار ترک ها و دیگر “کارگران مهمان” مهاجر، اجازه اقامت و اخذ شهروندی داد.

در ایالات متحده، زنان سفیدپوست متأهل نیز نقش ضربه گیر شوک چرخه تجاری را ایفا کردند. در طول رونق ادواری، آنها به نیروی کار مزدبگیر نیمه وقت یا تمام وقت وارد می شوند. آنها مانند آمریکایی های آفریقایی تبار، کمتر از مردان سفید پوست دستمزد دریافت می کنند. مشاغل زنان نیز توسط رکودهای اداواری به احتمال زیاد موقتی بوده و از بین می روند.

فقر، افسرگی، خانواده های درهم شکسته، زاغه ها و آموزش و امکانات درمانی ناکافی در میان اقشاری که به ایفای نقش ضربه گیر مجبور شده اند، نسبت به اقشاری که جزو اکثریت طبقه کارگر هستند، گسترده تر می شود.  عدم امنیت در مشاغل، درآمد، و عدم امنیت در زندگی، اغلب تلخی، حسادت، افسردگی، جرم و خشونت می پروراند. این خسارات جانبی باید توسط سرمایه داری هایی که بقای آنها به تولید و بازتولید این اقشار متکی است، “مدیریت” بشود. آن وظیفه مدیریت هم بر عهده پلیس و زندان ها گمارده شد.  

بيشتر بخوانید:  جنبش اشغال کاخ سفید

پلیس و زندان ها قرار است “کنترل کنند”، قسمت های سرکش اقشار ضربه گیر شوک  را که در زاغه ها یا گتوها منزوی کرده اند، “رام”، “پاسداری و کنترل” نمایند. برخورد با پلیس به همراه زندان های دوره ای، ابزار برگزیده ای برای مدیریت خسارات جانبی سرمایه داری بوده اند. آن ابزار خسارات جانبی خود را نیز بوجود آوردند: سابقه طولانی و مصیبت بار خشونت پلیس، استفاده بیش از حد از زور، سختگیری و خشونت در زندان ها و به قتل رساندن، بویژه قتل آمریکایی های آفریقایی تبار.

چرا آمریکایی های آفریقایی تبار (البته نه فقط آنها) “برگزیده شدند”تا ضربه گیر اصلی شوک ادواری در ایالات متحده باشند؟ یکی از عوامل مربوط به میراث نژادپرستانه برده داری ایالات متحده است. این میراث شامل آن بود که برده ها یا انسان کاملی نیستند، و یا اینکه انسان های فرودستی می باشند. حتی قانون اساسی ایالات متحده در سرشماری های خود یک برده را فقط معادل سه چهارم یک انسان کامل (مثلا انسان سفید) محسوب می کرد.  تأمین بردگی به هر حال یک ذهن نژادپرستانه را حتی پیش از جنگ داخلی ایالات متحده، هم در میان اربابان و هم در میان برده ها، شکل داده بود. و از آنجائی که برده داری در ایالات متحده مستلزم رنگ پوست متفاوت در میان اربابان و برده ها بود (برخلاف بسیاری از برده داری های تاریخ جهان)، یک اقلیت از پیش قابل شناسایی، به راحتی با لفظ نژادی در بخش های حاوی برده در ایالات متحده، مشخص شده بود. بعلاوه، آنگونه شناسایی به بخشهای دیگر ایالات متحده نیز گسترش یافت . سرمایه داری ایالات متحده با قرار دادن بخش بزرگی از اقشار آمریکایی های آفریقایی تبار در نقش ضربه گیر شوکی که سیستم به آن نیاز داشت، میراث برده داری را مورد استفاده قرار داد، آن را جذب کرد و بر روی آن ساخته شده است. بدین ترتیب نژادپرستی توسعه یافته توسط  برده داری ایالات متحده، هم سرمایه داری ایالات متحده را تسهیل کرد و هم توسط آن تقویت گردید.    

همیشه بخش قابل ملاحظه ای از طبقه کارگر سفید در همه سرمایه داری ها وادار به ایفای نقش ضربه گیر شوک شده است.  “زباله سفید” در سرمایه داری ایالات متحده، هرگز از آمریکایی های آفریقایی تباری که در وضعیت مشابهی قرار داشتند، خیلی دور نبوده است. بدین گونه امکان همبستگی طبقاتی بین این اقشار طبقه کارگر سیاه و سفید رخ نمود.  همانگونه که C. Vann Woodward بخوبی مستند ساخته است، تاریخ ایالات متحده لحظاتی را به نمایش می گذارد که آن امکانات همبستگی به واقعیت پیوستند. این اسناد لحظاتی از خشونت شدید نژادپرستانه ای که برای جلوگیری از تحقق این امکانات بکار گرفته شده بود را نیز به نمایش می گذارد. کارفرمایان برای جلوگیری از اتحاد کارگران بر علیه خود، تفاوت های نژادپرستانه را به بازی گرفتند. در یک رقابت تلخ بین سیاه ها و سفید های ضربه گیر شوک در مقابل کمبود ادواری مشاغل، سفیدها اغلب نژادپرستی را برای کسب امتیاز در بدست آوردن آن مشاغل، مورد استفاده قرار دادند. بنابراین سرمایه داری، نژادپرستی را با روش های متعددی پرورش داده  و از آن بهره برد، در نتیجه نژادپرستی در عمق سیستم جای گرفت.

بيشتر بخوانید:  ادامه منع تردد در هشتمین شب ناآرامی‌های آمریکا

بی عدالتی بنیادی، از یک سو رابطه مابین پلیس و زندان را توصیف می کند و از سوی دیگر این امر را به نمایش می گذارد که اقشار آمریکایی های آفریقایی تبار و سایر اقشار (بومیان و مردم رنگین پوست) ایفای نقش ضربه گیر شوک سرمایه داری را مردود شمردند.  تعلیم بهتر یا تأمین مالی بیشتر، راه حل آن نبوده و نیست. هردوی آن ها بارها بکار گرفته شده و مکررا شکست خورده اند. یک راه حل واقعی، یک شغل با دستمزد شایسته را برای هر آنکسی که آن را به مثابه یک حق می طلبد، فراهم خواهد ساخت. سپس بیکاری، درست مانند برده داری، آزار کودک و غیره غیرقانونی خواهد بود. بستن مالیات بر نهادهای سرمایه داری، وجوه مورد نیاز برای یافتن شغل برای آنان که از سوی کارفرما اخراج شده اند را، چه در بخش خصوصی و چه دولتی، فراهم می سازد (اکنون بیشتر اینگونه مالیات ها به تأمین مالی صندوق بیمه بیکاری کمک می کند). آن وجوه، شامل پرداخت دستمزد و حقوق به هر کارگر در فاصله زمانی بین اخراج و بازگشت مجدد به کار خواهد بود. پرداخت حداقل دستمزد جهانی، هزینه مسکن مناسب، نقل و انتقال، مراقبت های بهداشتی و دیگر مخارج زندگی را تأمین می نماید.

اگر این چنین راه حلی، متناقض با سرمایه داری به مثابه یک سیستم شمرده می شود، سرمایه داری باید در مقابل سیستمی که اشتغال با دستمزد مناسب را یک حق پایه ای برای همه می شمارد، کنار برود. آنگاه سود نهادها به مثابه ارجحیت اجتماعی درجه یک اریکه حکومت سرمایه داری، سرانجام پس زده می شود.

این چنین راه حلی، سرانجام آمریکایی های آفریقایی تبار، بومیان و مردم قهوه ای پوست را از آزارهای دیرپا توسط  پلیس و در زندانها، رها خواهد ساخت. همچنین نژادپرستی ای را که آن نهادها مصداق آن بوده و تقویت کردند، کاهش خواهد داد. این امر فشار بر پلیس و کارمندان زندان را هم در اتخاذ رفتاری که انسانیت آنها را از بین برده و همچنین آنها را نیز سرکوب می کند، تقلیل می بخشد. امروز پلیس و زندان در ایالات متحده، با استفاده از ابزار نژادپرستی، به یک سرمایه داری ذاتا بی ثبات خدمت می نماید. منطق اتحاد مابین ضدیت با نژادپرستی و ضدیت با سرمایه داری از این روشن تر نمی تواند باشد.

منبع : CounterPunch

۲۶ ژوئن ۲۰۲۰   

https://akhbar-rooz.com/?p=38896 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More