چگونه کارگران می توانند درجنگ طبقاتی که علیه آنهاست، پیروزشوند؟- ریچارد ولف، ترجمه: پروین اشرفی

ضروری است ما از سازمان های سلسله مراتبی سرمایه داری به سازمان های مختلف دموکراتیک تعاونی کارگری تغییر کنیم . ما می توانیم انتقال از سرمایه داری به نهاد های سازمان های تعاونی کارگری را به عنوان یک انقلاب توصیف کنیم. این امر، بحث قدیمی رفُرم در مقابل انقلاب را حل می کند. انقلاب، به تنها راه نهایی برای حفظ رفرُم های ترقی خواهانه تبدیل می شود

کارگران سازمان یافته هیچ مخالفت گسترده ای را علیه ریاست جمهوری ترامپ یا کاهش مالیات در دسامبر ۲۰۱۷ و یا بر علیه قصور ایالات متحده در آماده سازی برای کووید- ۱۹ و مدیریت آن، رهبری نکردند. ما هنوز یک اعتراض در سطح کشوری را با رهبری کارگران بر علیه بدترین بیکارسازی وسیع از زمان رکود عظیم سال های ۱۹۳۰، ندیده ایم. همه این وقایع و بخصوص بیکاری، نشان از یک جنگ طبقاتی از سوی کارفرمایان برعلیه نیروهای کار است. دولت ایالات متحده این جنگ طبقاتی را هدایت می کند، اما کارفرمایان به مثابه یک طبقه از آن نیرو گرفته و بیشترین بهره را می برند.

جنگ طبقاتی ده ها سال پیش از این فروپاشی در سال ۲۰۲۰، ثروت را از مردم طبقه متوسط و فقیر در میان یک درصد در رأس مجددا توزیع کرده بود. این توزیع مجدد رو به بالا، پاسخ کارفرمایان ایالات متحده به میراث نیودیل بود. ثروت در طول دوران رکود عظیم و پس از آن، رو به پائین مجددا توزیع شده بود. این امر در سال های ۱۹۷۰ وارونه شد. فروپاشی ۲۰۲۰، توزیع مجدد رو به بالا را شدیدا سرعت خواهد بخشید.

با وجود ده ها میلیون نفر “ارتش ذخیره” بیکاران در حال حاضر، تقریبا هر کارفرمای ایالات متحده قادر می شود دستمزد و مزایا و غیره را کاهش دهد. کارکنان ناراضی از این کاهش ها، خیلی ساده جایگزین می شوند. تعداد کثیری از بیکاران، تحت تأثیر چشم انداز نامشخص شغلی و مزایای بیکاری، ناپدید شدن پس انداز و افزایش تنش های خانگی، علیرغم کاهش دستمزد، کاهش مزایا و شرایط کاری، هر کاری را می پذیرند. به محض بازگشت این بیکاران به کار، اکثر استاندارهای مصرف و زندگی نیروی کار نیز کاهش خواهد یافت.

آلمان، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی، نتوانستند مانند ایالات متحده کارگران را بیکار کنند. جنبش کارگری قدرتمند و احزاب سوسیالیستی با تأثیرات عمیق اجتماعی خود، مانع این شد که این دولت ها بیکاری گسترده ای نظیر ایالات متحده را ریسک بکنند. ریسکی که آنها را با خطر برکناری از مناصبشان روبرو می کرد. بدین ترتیب قرنطینه ضد ویروسی آنها، به همراه پرداخت ۷۰ در صد از دستمزد و حقوق پیشا ویروس توسط دولت، اکثر مردم را در کار حفظ کرد.

بیکاری گسترده ایالات متحده، آن را به اقتصادهای کمتر توسعه یافته نزدیک تر خواهد کرد. مناطق بسیار بزرگی از فقرا منطقه تحت تسلط ثروتمندان را محاصره خواهد کرد. گروه های کوچک “متخصصان با درآمدهای متوسط” و غیره، ثروتمندان و فقرا را از هم جدا خواهد کرد. جداسازی های اجتماعی ای که سخت و سفت تر از همیشه توسط دستگاه های قدرتمند پلیس و ارتش تحمیل شده اند، به نُرم تبدیل می شوند. طرح های آنها از هم اکنون در سرتاسر ایالات متحده قابل مشاهده است.

فقط چنانچه کارگران دریابند و برای این جنگ طبقاتی دست به بسیج بزنند، روند مطروحه در بالا می تواند متوقف شده و یا معکوس گردد. در سال های ۱۹۳۰، کارگران ایالات متحده دقیقا به این کار مبادرت ورزیدند. آنها با روش های عالی سازمان یافته، با جنگ طبقاتی ای که علیه آنها در جریان بود مبارزه کردند. میلیون ها نفر به اتحادیه ها، و ده ها هزار تن به دو حزب سوسیالیستی و یک حزب کمونیستی پیوستند. همه این چهار سازمان، در ائتلاف با هم برای بسیح و فعال کردن طبقه کارگر ایالات متحده، با یکدیگر همکاری کردند.

بيشتر بخوانید:  گردش سرمایه و بیماری کووید ۱۹- مانتلی ریویو، برگردان: ا. مانا

کارگران هر هفته و گاها هر روز در سرتاسر ایالات متحده راهپیمائی کردند. آنها با در هم آمیختن مطالبات رفورمیستی و انقلابی، سیاست های رئیس جمهور فرانکلین روزولت و خود سرمایه داری را مورد نقد قرار دادند. اندازه و دامنه سیاسی ائتلاف، سیاستمداران و از جمله روزولت را واداشت تا گوش کنند و اغلب پاسخ مثبت بدهند. روزولت ابتدائا “مرکزگرا”، تصمیم گرفت در زمینه تأمین امنیت اجتماعی، بیمه بیکاری، حداقل دستمزد و برنامه های عظیم مشاغل قدرال یک قهرمان بشود. این ائتلاف به آن رفورم های متوسط سوسیالیستی – نیو دیل – دست یافت و کنارگذاشتن تغییر انقلابی را هزینه آنها کرد.  

ثابت شد که این یک معامله خوبی بود، اما فقط برای زمان کوتاهی. مزیت آن برای کارگران، شامل توزیع مجدد رو به پائین درآمد و ثروت (بویژه از طریق مالکیت خانه) و در نتیجه ظهور یک “طبقه متوسط” جدید بود. تعداد شاغلان با مزد نسبتا خوب آنقدر بود که ایده گسترده استثنایی بودن آمریکا، باور به ارتقاء معیارهای زندگی نسل های طبقه کارگر و تجلیل از سرمایه داری به مثابه ضامن این مزایای اجتماعی را حفظ کند. اما واقعیت کاملا متفاوت بود. نه سرمایه داری، بلکه منتقدان و قربانیان آن، نیودیل را بر علیه مقاومت سرمایه داران واداشت. و آن مزایای طبقه متوسط هم حتی شامل اکثر آمریکایی های آفریقایی تبار نمی گردید.

معامله خوب دوام نیافت زیرا عمده سرمایه داران ایالات متحده از نیودیل خشمگین و در صدد باطل کردن توافق بودند. فسخ توافق جدید، با پایان جنگ جهانی دوم و مرگ روزولت در سال ۱۹۴۵ شتاب یافت. جنگ سرد برعلیه شوروی به همراه جنگ های صلیبی ضد کمونیستی/سوسیالیستی در ایالات متحده، به متلاشی کردن ائتلاف نیو دیل پوششی میهن پرستانه داد. قانون تافت – هارتلی در سال ۱۹۴۷ کارگران سازمان یافته را مورد هدف قرار داد. کمیته های سنا و مجلس تلاش متحدانه ای را (در سطح دولت، رسانه های جمعی، و دانشگاهی) برای حقیر ساختن، به سکوت کشاندن و محرومیت اجتماعی کمونیست ها، سوسیالیست ها، چپ ها و غیره هدایت کردند. دهه ها پس از ۱۹۴۵ – و اکنون هم هنوز در بخش هایی از ایالات متحده آمریکا – همه افکار، سیاست، یا جنبش های چپ گرایانه مثل همیشه و ضرورتا از طریق یک هیستری مداوم، بدترین شیطان اجتماعی قابل تصور معرفی شده اند.

با گذشت زمان، ائتلاف نیو دیل داغان شد و بر افکار چپ گرایانه برچست “ناسپاس” زده شد. حتی سازمان های کارگری و سیاسی چپ متمایل به مرکز، هرگونه انگیزه ضد سرمایه داری را بارها تقبیح کرده و از ارتباط با سوسیالیسم فاصله گرفتند. بسیاری از رفّرم های نیو دیل نادیده گرفته شد، تغییر یافت یا لغو گردید. برخی هم خیلی ساده از دانش و فرهنگ لغات سیاستمداران و به دنبال آن ژورنالیست ها، ناپدید گردید. یک جامعه دانشگاهی وسیعا مطیع، که شاهد پاکسازی های همکاران چپ خود از سال های ۱۹۴۵ الی ۱۹۵۰ بود، از سرمایه داری بطورعموم و از سرمایه داری آمریکا بطور اخص، تجلیل کرد.  هر چیز خوبی در جامعه ایالات متحده، هدیه سرمایه داری بود. بقیه چیزها ناشی از مداخلات دولت یا بیگانگان و یا دخالت های ایدئولوژیک دست شگفت انگیز نامرئی در سرمایه داری محسوب شد. هر فردی یا گروهی که در این رویای آمریکایی جا نداشت، باید فقط خود را به خاطر عدم توانایی مناسب، تلاش ناکافی و یا انحراف ایدئولوژیک ملامت می کرد.

بيشتر بخوانید:  چرا کارگران می‌توانند جهان را تغییر دهند؟- برگردان: بیژن سپیدرودی

سرمایه داری ایالات متحده آمریکا بر چنین زمینه ای با خاطری جمع به سوی قرن بیست و یکم گام برداشت. تهدید شوروی از بین رفته بود. اروپای تقسیم شده منافع ایالات متحده را تهدید نمی کرد. هر کدام از کشورهای عضو  آن، در هواداری از آمریکا با یکدیگر رقابت می کردند (بخصوص بریتانیا). فقر چین مانع از این می شد که به یک رقیب اقتصادی تبدیل گردد. برتری نظامی و فنآوری ایالات متحده غیرقابل تفوق به نظر رسید.   

در بحبوحه موفقیت ها، تناقضات داخلی ظهور یافت. سرمایه داری ایالات متحده سه بار سقوط کرد. اولین آن در اوایل سال ۲۰۰۰ رخ داد (ناشی از تورم نرخ سهام dot-com). بعد از آن سقوط بزرگ سال ۲۰۰۸ از راه رسید (ناشی از وام مسکن کم هزینه) و سپس بزرگترین فروپاشی در سال ۲۰۲۰ رو نمود (ناشی از کووید- ۱۹). خزانه داری فدرال آمریکا بدون هیچ آمادگی اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک در مقابل هر یک از آنها، از طریق تزریق مبالغ هنگفتی به بانک ها، شرکت های بزرگ و غیره (با کمترین نرخ بهره در طول تاریخ)، پاسخ داد. به کارگیری متوالی سیاست کاهش مالیاتی شرکت های بزرگ و ثروتمندان، هیچ بهره ای برای فقرا نداشت. هیچ مشکل مهمی در زمینه اقتصادی (نابرابری، بدهی های بیش از حد سیستماتیک، بی ثباتی دوره ای و غیره) حل نشد. برعکس، همه چیز بدتر شد. به عبارت دیگر، جنگ طبقاتی تشدید یافت.   

پس چه باید کرد؟ اولا ضروری است که ما جنگ طبقاتی ای را که در جریان است به رسمیت بشناسیم و به نبرد با آن متعهد باشیم. بر همین مبنا ما برای اینکه یک نیروی واقعی سیاسی را پشتوانه سیاست ها، احزاب و سیاستمداران سوسیال دموکراتیک بکنیم، باید پایگاه عظیمی را سازماندهی نماییم. ما به چیزی نظیر ائتلاف نیو دیل نیاز داریم. پاندمی، سقوط اقتصادی و ناتوانی عظیم سیاست رسمی (از جمله قربانی سازی خشونت آمیز رسمی) بسیاری را به سوی سوسیال دموکراسی کلاسیک سوق داد. موفقیت های سازمان سوسیالیست های دموکرات آمریکا (Democratic Socialists of America) این امر را نشان می دهد.

بيشتر بخوانید:  تجمع اعتراضی کارگران آذرآب اراک؛ شلیک گاز اشک‌آور و درگیری نیروی انتظامی با کارگران

دوما، ما باید با یک مانع عظیم روبرو بشویم. سرمایه داری و حامیان آن از سال ۱۹۴۵ تاکنون استدلالات و نهادهایی را توسعه دادند تا نیودیل و میراث چپ را خنثی کنند. آنها انتقاد از سرمایه داری را خاموش و منحرف کرده و آنرا شیطانی خواندند. تصمیمات استراتژیک اتخاذ شده توسط نیودیل ایالات متحده و همچنین سوسیال دموکراسی اروپا، به شکست های آنها کمک کرد. هر دوی آنها همیشه کارفرمایان را منحصرا در موقعیتی قرار داده و هنوز هم می دهند که:

۱ – سود بنگاه های اقتصادی خود را دریافت کرده و مدیریت کنند،

۲ – آنها در مورد اینکه تشکیلات آنها چه چیزی باید تولید کند، چگونه و کجا، تصمیم بگیرند و آن را هدایت کنند. این موقعیت ها، از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به سرمایه داران منابع و قدرت مالی می دهد تا مرتبا جلو بیافتند و کارگر و چپ را سرکوب نمایند.

سوما، ما باید عنصر جدیدی را به نسخه های جدیدا سازمان یافته ائتلاف نیودیل یا سوسیال دموکراسی بیافزاییم.  ما نمیتوانیم بار دیگر سرمایه داران را در مواضع انحصاری ای قرار بدهیم تا سودهای بنگاه های اقتصادی را دریافت کرده و تصمیمات اصلی را اتخاذ نمایند. عنصر جدید البته خواست تغییر تولید اجناس و خدمات بنگاههای اقتصادی است. ضروری است ما از سازمان های سلسله مراتبی سرمایه داری (جایی که صاحبان، هیئت مدیره و غیره در موقعیت کارفرما قرار می گیرند) به سازمان های مختلف دموکراتیک تعاونی کارگری تغییر کنیم. در این نوع سازمان ها هیچ گونه جدایی کارفرما – کارگر رخ نمی دهد. در تصمیم گیری اینکه چه چیزی و چگونه تولید شود، و در صورت سود دهی، کجا و چگونه مصرف شود، همه کارگران دارای صدای برابر می باشند. مشارکت همه کارگران، کارفرمای خود آنهاست. کارگران به مثابه چنین کارفرمایی، سرانجام  رفُرم های مرتبط با نیودیل و سوسیال دموکراسی را حمایت و البته تأمین خواهند کرد.

ما می توانیم انتقال از سرمایه داری به نهادهای سازمان های تعاونی کارگری را به عنوان یک انقلاب توصیف کنیم. این امر، بحث قدیمی رفُرم در مقابل انقلاب را حل می کند. انقلاب، به تنها راه نهایی برای حفظ رفرُم های ترقی خواهانه تبدیل می شود. رفرُم های سرمایه داری بر اثر فشار سیستم بر مردم و در نتیجه مطالبات آنها برای تغییر، ایجاد شده اند. مقاومت های سرمایه داری در مقابل آن رفُرم ها – و فسخ آنها پس از وقوع  – باعث شد که انقلاب برای حفظ آنها ضروری گردد. در این چنین انقلابی، جامعه فراتر از خود سرمایه داری می رود. همانگونه که در انقلاب فرانسه رخ داد: مطالبات برای رفُرم در درون جامعه فئودالی فقط می توانست از طریق انتقال از فئودالیسم به سرمایه داری سرانجام بوقوع بپیوندد .

منبع : CounterPunch

۱۹ ژوئن ۲۰۲۰

https://akhbar-rooz.com/?p=37954 لينک کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More