چیز دیگری جز تقسیم کار نیست! – بهزاد کریمی

روحانی، از مکارترین پایوران این نظام است و متکی بر تجربه اندوخته‌ خویش در کوره سه دهه کار امنیتی کلان و نیز کارکشتگی‌‌ها در عرصه دیپلماسی حکومت مبتنی بر صدور انقلاب اسلامی، آدم کاربلدی در پیشبرد سیاست‌های جمهوری اسلامی است
بهزاد کریمی

دعواهای درون جمهوری اسلامی میان پایوران رنگارنگ آن و واقعیت جناح بندی‎‌های درون این نظام را جملگی نمایش نامیدن و تقسیم کار شمردن، مسلماً خطایی است برخاسته از نگاه “دایی جان ناپلئونی” که خطر ساده اندیشی در سیاست‌ورزی بهمراه دارد. نظام اسلامی از بدو زایش خویش متنوع بوده، عمر خود را در منازعات درون سیستمی گذرانده و در گسل‌های هر دم فزاینده‌اش هم است که از این سرزمین رخت بر خواهد بست. اما نوشتن هر کشاکش در جمهوری اسلامی به حساب شکاف، یا از سر طنز است و یا کشف می‌شود تا که گره از کار فروبسته مشی اصلاح نظام بگشاید! اختلافات سر جای خود، تقسیم کار در آن را هم اما باید دید.

یک نمونه این تقسیم کار، بحران در رابطه با امریکاست

این واقعیت دارد که نگاه حسن روحانی رئیس جمهور اسلامی و اصلاح طلبان اعتدالی همدست او به بحران در مناسبات جمهوری اسلامی و امریکا و نیز سر چگونگی برون رفت از آن، همانی نیست که خامنه‌ای و حواریونش و جمع موسوم به اقتدارگرایان در سر دارند. لجاجت بیشتر‌ این یکی‌ها در جلوگیری از رفع بحران کاملاً هویداست. با اینهمه اما، ملاک را آنی باید دانست که در واقعیت جریان دارد. همگی آنان اکنون کارگزاران رویکردی واحد در رابطه با همین بحران‌اند. روحانی و حامیان اصلاح طب وی، اعضای ارکستری هستند در کار اجرای نوحه سیاسی برخاسته از اراده ولی فقیه. خامنه‌ای بود که برداشتن گام چهارم در سمت خروج از برجام را تصمیم گرفت و به روحانی ماموریت داد تا همان را اعلام کند. ظریف وزیر امور خارجه و سلیمانی فرمانده سپاه قدس را دو بال یک سیاست باید دانست که در آن، اولی موظف به نواختن نی برای لالایی است و دیگری عهده‌دار کوبیدن بر طبل “هل من مبارز”.

بيشتر بخوانید:  بهزاد کریمی - بایگانی مقالات در سایت قدیم

سخنان و اجراییات هر کارگزار حکومتی را باید بخشی از پازلی فهمید که پهن بر روی میز حکومتی است و چیده‌شده از سوی کل نظام و راس آن. در یک تقسیم کار، هر مهره‌ای طبعا نقشی را باید ایفاء کند که موجودیتش در سیستم دقیقاً وابسته به میزان توانایی‌‌های او در اجرای همانست. نقش آفرینی‌ها همواره در رابطه با کل منظومه فهم پذیرند. از نقش‌های منفرد در آن، لزوماً نمی‌توان و نباید در هر مورد شکاف و بدتر از آن حتی تقابل سیاسی را نتیجه گرفت. خامنه‌ای در راستای سیاست کلی نظام در نزاع با ترامپ، باید هم تیز بگوید که نباید با او مذاکره کرد و روحانی هم ژست بگیرد و بفرماید که اگر به ترامپ می شد اعتماد داشت آنگاه جاداشت آدم به گفتگو با او بنشیند! این در اساس، یک سیاست در دو بیان است و نه که دو بیان باشد به نشانه دو سیاست! این تفسیر که روحانی در سخنرانی اخیرش در یزد و بعدش در کرمان گویا غیر مستقیم با خامنه‌ای مخالفت کرد، صرفاً بیانگر ساده اندیشی است و ادامه رسوبات تفکر هنوز هم ناظر بر “قدرت دوگانه” در ساختار حاکم که اینجا متجلی در دوگانگی سیاسی است!

هم این برداشت از نوع سخن گفتن‌های این هفته روحانی گمراه کننده است که فکر می‌کند وی ترامپ را آدرس داد تا غیر مستقیم با خامنه‌ای خط و مرز بکشد و هم این تفسیر که او خالی‌بودن صندوق دولت به رخ خامنه‌ای کشید بلکه وی را اندکی وادار به نرم‌رفتاری کند! حال آنکه او اولی را در همآهنگی با خامنه‌ای گفت تا بتوان از زهر “گام چهارم” در حلقوم اروپای به واکنش برخاسته در برابر “گام چهارم” بکاهد تا فعلا مقابله جویی اروپا را از سر بگذراند و از پیامدهای آن پیشگیری کند. دومی را هم گفت تا برای اقدام دولت جهت افزایش ناگهانی و بسیار زیاد قیمت بنزین زمینه‌سازی بشود. این تدبر به منظور رفع معضل از بحران حاد در کسری عظیم بودجه جاری و بودجه سال آینده نیز با این توجیه که دولت برای برنامه یارانه‌ای به خانوارهای کم‌درآمد نیازمند تنخواه گردان مالی است. او اگر درد مردم داشت و نه درد تعلق خاطر به نظام و اطاعت از خامنه‌ای، تامین پشتوانه برای پرداخت یارانه‌ها را از محل بودجه تخصیصی سرسام‌آور نهادهای نظامی، انتظامی و اطلاعاتی و نیز از بودجه برای انواع ریخت‌و‌پاش‌های نهادهای انگل ایدئولوژیک و بذل و بخشش‌های حکومت به بازوهای نظامی و سیاسی خویش در کشورهای منطقه تامین می‌کرد. او اما چنین نمی‌کند زیرا نه در برابر بحران عمده درگیرکننده کشور، بلکه دقیقاً در کار کارگزاری مدیریت انواع بحران‌های زیردستی ناشی از اصل بحران است. او برآنست تا به هزینه فشار بیشتر بر مردم زحمتکش، سیاست “مقاومتی” خامنه‌ای را پیش ببرد. اسم این، چیزی جز تقسیم کار نیست!

بيشتر بخوانید:  خطاب به فرخ نگهدار: لطفاً "راه و نیروی سوم" را مسخ نکنید! - بهزاد کریمی

نمونه دیگری از این تقسیم کار

روحانی، از مکارترین پایوران این نظام است و متکی بر تجربه اندوخته‌ خویش در کوره سه دهه کار امنیتی کلان و نیز کارکشتگی‌‌ها در عرصه دیپلماسی حکومت مبتنی بر صدور انقلاب اسلامی، آدم کاربلدی در پیشبرد سیاست‌های جمهوری اسلامی است. او بی هیچ آزرم سیاسی سخن از جنس اپوزیسیونی می‌راند تا سیاست پوزیسیونی پیش ببرد! هر حرفی که می‌زند و هر عملی که از او سر می‌زند فقط و فقط در خدمت حفظ و موقعیت پوزیسیونی خود اوست و برای حفظ نظام متبوعش! واقعیت تلخ اما آنست که بیش از آنی هم که خود او زیرک باشد، دل بسته‌ها به تبلیغات‌های توخالی وی هستند که دچار خام‌اندیشی‌اند. فریب هم می‌خورند، چون دعواهای درون جمهوری اسلامی را در متن وحدت آن بر نمی‌رسند و از هر تفاوت حرف، دنیایی تفاوت بیرون می‌کشند!

حالا که باز موسم انتخاباتی در جمهوری اسلامی فرارسیده است، روحانی نیز دوباره دست اندرکار برنامه‌ای شده که در دو انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات دور پیش مجلس بکار گرفت و انصافاً نان چربش را هم خورد. اینجا نیز، با برداشت‌های بی مبنایی از تعرضات غیرمستقیم اخیر این شخص به قوه قضاییه چونان کانون اصلی اقتدارگرایان، جریان احمدی نژاد و سپاه مواجه هستیم. برداشتی که دعواهای انتخاباتی بر سر تقسیم کرسی‌ها را، اصلی‌تر و فراتر از نیاز کل حکومت به این انتخابات ارزیابی می‌کند. اگر رقابت میان جناح‌ها واقعیت دارد، حساب باز کردن زیادی روی آن اما ساده انگاری محض است. بکش بکش‌ها هست و انکار ناپذیر، مهمتر از آن اما خود نمایش انتخاباتی است که نظام به “پرشور” کردن آن در مختصات کنونی نیازی ویژه دارد. دغدغه روحانی اینست که نکند از دل انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی ترکیبی دربیاید که کار وی در یک سال و اندی مانده به پایان ریاستش را مشکل بکند. مسئله او اما بیشتر آنست که خود برنامه انتخاباتی داغ بشود. در حال حاضر، نظام احتیاج مبرم به “مشروعیت” نمایی و نشان دادن پایگاه “مردمی” خود در برنامه انتخابات آینده دارد تا تواند به نام مردم برنامه‌های هستی‌سوز خود را ادامه دهد. روحانی هم خوب می‌داند و با همه وجودش نیز آن را می‌پذیرد که این برنامه انتخاباتی، حلقه‌ای مشخص در زنجیره “سیاست مقاومتی” جمهوری اسلامی است. روحانی اینجا هم قبل از هرچیز نقشه رهبر نظام را اجرا می‌کند. این نیز، تقسیم کار دیگری است البته با پیچیدگی‌های خاص خود و امید که اپوزیسیون هوشیار وظیفه خود برای روشنگری آن را درست پیش ببرد.

بيشتر بخوانید:  تا ته خط می رود چون به ته خط رسیده است! - بهزاد کریمی

بهزاد کریمی ۲۴ آبان ماه ۱۳۹۸        

https://akhbar-rooz.com/?p=12171 لينک کوتاه

8 پاسخ

  1. روحانی فاقد این استعداد هایی است که شما به آن اشاره میکنید، احتمالا علت اصلی توافق بر سر رئیس جمهور شدن ایشان ناتوانی و بی میلی به درگیریهای مستقیم و البته بعضی ساپورتها در وضعیت آچمز نظام بوده است.
    یک چیزی شبیه مثلا منوچهر متکی… طمع و تشویق فامیلی و اطرافیان و اینکه جایی مناسب در حاکمیت داشته باشد، روحانی حتی در مورد درسهای طلبگی هم به خنگی معروف بوده است.

    1. جناب Pirooz,
      اگر همه ما ایرانیان به اندازه حسن روحانی(فریدون) “خنگ” بودیم و یا چهل سال گذشته را مشق “خنگی” میکردیم احتمالا اوضاع ما بسیار بهتر از این میبود که هست.

      حسن روحانی, ویکیپدیای فارسی.

  2. جای تاسف است که نیروی چپ ما همیشه با تاخیر عمل میکند.
    دوگانگی حکومت مدت هاست روشن است ،مسئله روز گرانی بنزین و تاثیرات آن در جامعه و چگونگی سازماندهی اعتراضات است که با تاخیر نابخشودنی بعدها تحلیل و بررسی خواهد شد.
    ۱.جهت اعتراضات که در بهترین وضع سیاسی شود و به آزادی جبهه اول مبارزان در زندان بیانجامد و شوراهای سازمانده از گروهای سالمرا در بر گیرد مسئله حاد روز است.
    ۲.برسی برای رفراندم ها ودر نهایت رفراندم قانون اساسی وشکل حکومتی.
    ۳.تشکیل جبهه ویا جبهه ها برای رهایی

  3. “روحانی، از مکارترین پایوران این نظام است”!
    “آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد”. حافظ.

    ضمنا جناب شیخ الاسلامی هم “دیر خبر شده اند”. انشای جناب کریمی معمولا به نحوی است که اغلب ذهن خواننده را مشوّش میکند و این موضوع احتمالا بیش از یک بار به عرض ایشان رسیده است.

    1. پس از ارسال کامنت و درک معنی جمله “روحانی، از مکارترین پایوران این نظام است” خنده ام گرفت که از صدر تا ذیل جماعت نظام “از مکار ترین” ها هستند ؛ اگر نبودند که یک گروه روضه خوان چهل سال ملت را منتر خود نمیکرد. البته باید اذعان کرد که ما ایرانی ها نیز از باهوش ترین مردم دنیائیم, بدون شک.

  4. نمیدانم چرا آقای کریمی دیر خبر شده اند . من بشخصه سالهاست !! که به تقسیم کار در جمهوری اسلامی ، باور داشته ام و میدانم که آدم منحصر بفردی قطعآ نیستم . مثلآ وقتی آقای روحانی کاندید شد ، بصراحت چند جا نوشتم که ایشان مآمور حل بحران اتمی است . به هوش زیادی نیاز نیست . حتی بسیاری از کسانی که بقول آقای کریمی با تصورات ” دایی جان ناپلئونی ” همۀ ارکان حکومتی را مثل هم به شمار میآورند و دعواهای آنها را زرگری تلقی میکنند ، در تحلیل نهایی معتقد به تقسیم کار بین ارکان حکومت هستند .
    صمنآ پاراگراف اول مقاله آقای کریمی به نحوی است که در آغاز ذهن خواننده را مشوّش میکند . اگر در این پاراگراف دقت کنید ، اول دسته بندیهای حکومت را جدّی بشمار میآورد و بعد مسئله تقسیم کار را مطرح میکند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها