مراسم یادبود جانباختگان دهه شصت در زوریخ

مراسم یادبود جانباختگان دهه ی شصت و کشتار تابستان 67 در زوریخ
مراسم یادبود جانباختگان دهه ی شصت و کشتار تابستان ۶۷ در زوریخ

مراسم در ساعت ۱۸: ۱۵ دقیقه در سالن آفولترن زوریخ با حضور جمع کثیری آغاز گشت. در ابتدای مراسم بیانیه کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران – سوییس قرائت گردید. در قسمتی از بیانیه چنین آمده است:

” خانم ها؛ آقایان؛ دوستان گرامی

از اینکه در سی و یکمین سال گشت کشتار تابستان ۶۷ در مراسمی که به مناسبت گرامی داشت یاد تمامی جانباختگان عمر حکومت اسلامی در ۴۰ سال گذشته برگزار می شود حضور دارید، از طرف کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران ـ سوییس به شما خیر مقدم می گویم.

امشب ما در این مکان گرد آمده ایم تا یادِ جاودانِ تمامی آرزومندانِ نیکی که دردههِ سیاه و خونبار اول جمهوری اسلامی و کشتار بی بدیل تابستان ۶۷ در حکومتِ داغ و درفش اسلامی بر خاک افتادند را گرامی بداریم. امشب ما در این مکان گرد آمده ایم تا با صدای بلند بگوییم جمهوری اسلامی را در کلیت خود تاراج کننده نیکی ها و پاسدارِ تاریک قفس ها و شوم کابوس ها می دانیم. امشب ما در این مکان گرد آمده ایم تا با آرزویِ پایان ِزخم از سرزمین مان؛ دست در دستان پر مهر و گرم شما بگذاریم و در تقابل با قدرت سیاسی ی انسان کش حاکم بر میهنِ به غارت رفته ‌مان، داد خواهیم این بی داد را. “

٭٭٭

سپس بیانیه اتحاد نیروهای دموکراتیک ایرانی – سوییس ( کانون دموکراتیک پناهندگان و مادران آزادی ) در حمایت از برگزاری این مراسم توسط یکی از اعضا آن خوانده شد. در قسمتی از بیانیه چنین آورده شده است: “اتحاد دموکراتیک نیروهای ایرانی – سوییس  در سی و یکمین سالگرد کشتارهای خونین دهه شصت و کشتار سراسری تابستان ۶۷، یاد و خاطره همه جانباختگان راه آزادی و برابری را گرامی می دارد… ما بر این باوریم که برگزاری هرچه گسترده تر یادمان ها، نه تنها امر دادخواهی را به پیش برده و مانع فراموشی چنین جنایاتی خواهد شد، بلکه بطور قطع قدمی در جهت جلوگیری از تکرار کشتاری چنین فاجعه بار علیه بشریت خواهد بود.”

بعد از خواندن بیانیه ها، مهدی برجسته گرمرودی از زندانیان سیاسی در دهه شصت که ده سال از عمر خود را در زندان های اوین، قزلحصار کرج و گوهردشت کرج گذرانده بود به بیان خاطرات خود از دوران بازجویی ها و شکنجه پرداخت که بنا به گفته خود در هنگام شکنجه به تنها چیزی که فکر می کرده “حفظ شرافت خود و خیانت نکردن” بوده است. سپس او به  روایت خود از فاجعه کشتار تابستان ۶۷ در زندان گوهر دشت  پرداخت.

بعد از سخنرانی مهدی برجسته گرمرودی، نسیم خاکسار نویسنده و شاعر ایرانی در تبعید ابتدا طی سخنان کوتاهی یاد نویسندگان و شاعران جانباخته راه آزادی همچون سعید سلطانپور، حسین اقدامی و محمد مختاری را گرامی داشت و طی سخنان کوتاهی به نوشته های دیگر نویسندگان به نقش ادبیات مقاومت پرداخت. سپس نسیم خاکسار به بازخوانی قصه “از زیر خاک” پرداخت. روایت بسیار زیبا از خاوران و قصه پردرد خانواده های جانباختگان در سرتاسر دهه سیاه شصت. نسیم خاکسار با این قصه و به مدد کلمات شنوندگان خود را به دیدن تصاویر عینی رنج خانواده ها دعوت می کند تا شنونده قصه او این رنج را بتواند حس کند. چرا که حتی دنیا نتوانست بفهمد که خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان در این دهه خونبار تاریخ معاصر ایران چه رنجی را بدوش کشیدند.

“زیر خاکم، اما نمرده‌ام. نه، ‌ نمرده‌ام. چهارده سال پیش وقتی با کامیون همراه دیگران بارمان کردند و ریختندمان توی چاله من خودم را کشاندم بیرون از خاک”

” با هوشی خوب است. با هوشی مثل همه چیز خوب دنیا خوب است.با هوشی مثل کار آن رفیق من در سلول بود. با آنکه خودش خیلی درد داشت توی این فکر بود چطور رفیقش را شاد کند. با هوشی شکل دستهای او بود روی زخمهای پایش. وقتی با هوش باشی می توانی خوبتر بجنگی “.

 ” صدا خوب است. هر صدایی که تو را وصل کند به زندگی خوب است. صدا که هست، سکوت نیست. آنوقت تو پی می بری به چیزی که بیرون از تو است”.

“خیلی جوان بودم که دستگیرم کرده بودند. پر از شر و شور بودم. فرصت نداشتم مثلاً به این کلاغی که روبرویم بر خاک نشسته بود نگاه کنم. به پرهای سیاهش که باد زیر آن‌ها می‌زد و کمی هواشان می‌‌کرد و یا به سرش که هی می‌چرخید به اطراف. بعد که پیدایم کردند از طرف بچه‌ها پیام خودمان را به دیدارکننده‌هایمان دادم که برایمان گل و سبزه بیاورید. گفتم برایمان سرو بیاورید و یا کاج، و در همین نزدیکی‌ها بکارید. آوردند. اما آنهائی که قرار بود بیاورند، نیاوردند. یک راننده تاکسی آورد. نمی‌دانم از کی شنیده بود. آمد نزدیک من، من آنوقت دیگر زیر خاک بودم، فقط استخوان یک بند انگشتم بیرون افتاده بود جائی روی خاک، ‌قاطی خاک که کسی نمی‌دیدیش.”

٭٭٭٭٭٭

در ادامه برنامه، حضار به تماشای تئاتر “گمشدگان” به کارگردانی نیلوفر بیضایی نشستند. تئاتر در دو پرده  که پرده اول آن به شکل فیلم نمایش داده شد و پرده دوم آن بطور زنده با بازی ستاره سهیلی اجرا شد. “گمشدگان” روایت مادری است که دخترش بدلیل مخالف با رژیم جنایتکار حاکم بر ایران  یعنی نظام جمهوری اسلامی دستگیر و تیرباران می شود.

“اولش می گن جنس مجانی ببر. نفت مجانی، آب مجانی، بعد برای اینکه جنازه تیکه تیکه شده بچه ات رو بهت بدن هم ازت پول می گیرن. بقول خودشون پول تیر!!!! برای اینکه جگر گوشه هامونو سوراخ سوراخ کردن و انداختن جلومون، ناز شصت هم می خوان!!!

ای که اگه دستم بهت می رسید که می دونستم بات چه کنم… نه بگو، بگو ببینم. اگه یه جو غیرت داری بگو ببینم، کی این وسط می سوزه؟ ها! غیر از یک مشت آدم بدبخت مثل مو و أمثال مو. ها بگو دیگه. اون دخترم رو که سینه دیوار گذاشتن و سینه اش رو گلوله بارون کردن. اون طفل معصوم، اون دختر زبون بسته رو میگم.”

٭٭٭٭٭٭

سپس نیلوفر بیضایی، نسیم خاکسار و مهدی برجسته گرمرودی به سوالات حاضرین پاسخ دادند. مراسم در ساعت ۱۱ شب به پایان رسید.

کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران – سوییس ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۹

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: