گزارش گرامی داشت یاد جان باختگان کشتار دهه ی شصت و تمامی جان باختگان راه آزادی آتلانتا- ۲۰۱۹

بنیاد اسماعیل خویی به مناسبت گرامی داشت  یاد جان باختگان سال های ۶۰-۶۷ و تمامی جان  باختگان راه آزادی برنامه ی ویژه ای درتاریخ  بیست و نهم سپتامبر در شهر آتلانتا برگزارکرد.

مراسم با یک دقیقه کف زدن به یاد جان باختگان  و زندانیان راه آزادی و خوش آمد و مقد مه ای در باره ی بنیاد  اسماعیل خویی به وسیله ی آقای سیاوش عبقری آغاز شد و سپس خانم شهلا عبقری *داد نامه ی شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران  ” نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم ” با امضای ۲۵ نهاد حقوق بشری و هم چنین بنیاد اسماعیل خویی، را خواند.

سپس خانم مهین خدیوی( شاعر، نویسنده و ناشر ) پس از اعلام یک دقیقه سکوت  به یاد جان باختگان راه آزادی،  بخشی از شعر بلند ” منظومه ای برای سرزمینم”  و شعر ” سلام خاوران”  را خواند . شعر “سلام خاوران” :

سلام خاورا ن

خاک شیرین شوربخت

پنجه در پنجه می سایی

و آغوش به آغوش

تنگ  در تنگ

دستان گره خورده

عاشقانه به پا می خیزم

و بر تو سلام می کنم خاوران.

سیل جاری شد

اشگ در اشگ

خون کبوتر بود گره خورده بر گردن کبود افراسیاب ؟

یا بند بند گسیخته ی حسن؟

خاوران، چند سال گذشت؟

به یاد داری؟

اولین قدم

اولین دست که بر خاک رسید

اولین مرد که در گشود

خاوران به یاد داری آن چشم های وحشت زده را؟

می ترسیدند؟

آن ها ا ز تو می ترسیدند خاوران.

آن ها از گردن های خون گرفته

از دست های بسته

از چشم های بازمانده ی فرزندان ما می ترسیدند

تنها بودی و تاریک.

تو حرفی نداشتی خاوران

خاوران

اولین جوان من کی به آغوش تو رسید؟

شنیدم آن شب به شدت گریستی خاوران

زمینت تا مدت ها خیس بود

خاوران اشگ پرنده ها چه رنگی بودند؟

مویه می کردند

و تو صبورانه آغوش گشودی

آن ها  می آمدند

و تو صبورانه آغوش می گشودی

به یاد داری انوش در چندمین شب رسید؟

عباس، خاوران؟

عباس بانو را خاوران

در کدام پاره ی تنت جا دادی؟

یوسف، علیرضا، دارا، کسرا

نسرین فقط ۱۸ سال داشت

علا و برادرانش را در پای شیطان کوه به گلوله بستند.

سعید حلق آویز شده بود

چهار تن بهکیش ها ؟

سوسن – داریوش – بهرام – صلاح

مادر سیفی ها چگونه تاب می آورد؟

مسعود و نسرین

مریم و مهدخت

پروانه و فرزانه

خاوران مادر شکری ۶۰ ساله چی شد؟

خاوران از خواهرانت خبر داری؟

از دشت های سوخته ی اهواز

از لاله های خونی مسجد سلیمان

از فرهنگ و شاهپور

از شهر بارانی لاهیجان

از طاهره و مینو

از لعنت آبادها

آخ خاوران

 در گوشه های هر شهر خواهری داری پنهان

جوان هایت  را به یادگار دارند

راستی خاوران

هنوز هم مادر فرزانه هر شنبه غروب می آید؟

چه کشیده ای همه ی این سال ها خاوران

از نوازش گل های مادران

از زخم پوتین های جباران

بوی عشق می دهی

بوی آزادی

بوی دست های مادرانی که دور از تو به خواب رفته اند.

خاوران

شهر عروس های ناکام

شهر دامادهای بی حجله

شهر آرزوهای دور

خاوران

شهر عشق

 شهر بوسه های خونین

 خاوران وقتی می رسم

 هزار تکه می شوم با هزار گل سرخ...

خاوران مهرانگیز و شورانگیز ؟

 انگشت هاشان در هم گره خورده بود؟

و اما خاوران

حمید

دور از تو

بر بالای آن تپه

به تنهایی آرام گرفته است.

مهین خدیوی

آکوست ۲۰۱۵ – آتلانتا

 پس از شعر خوانی خانم مهین خدیوی ، خانم بانو صابری **کتاب همسر خود عباس‌علی منشی ، از جانباختگان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ را با توضیح چیدمان مطالب و روند شکل گیری کتاب آغاز و سپس به بازخوانی تعدادی از اشعار و نامه‌های همسرش پرداخت.  نمونه هایی از شعرهای خوانده شده:

دخمه

امشب

میان دخمه تاریکم

با من بمان تو،  پاک

زیرا که ای رفیق

                   بذان فردا

وقتی کلاغ پیر به زاغی بدل شود

وقتی شکارچی

                بر قلب زاغ پیر

تیری زند ز کین

من نیز می روم

صیدی شوم غمین

با قلب تیر خورده و خونین

صیاد وحشی خود را

                           ۳/۸/۱۳۵۶

بی بالان

شعر زیر در کمیته مشترک(انجمن توحید) زمانی سروده شده که بانو و فرزندانش همراه با شاعر در زندان اسیر بوده‌اند:

و شاعری تنها

چهار مانده به بند

چهار مانده به زندان

بهار مانده به زنجیر برف اسفندی

و بیژنی در چاه

و بانویی زیبا

رها شده در دشت پُر فریب کویر

و شاعری تنها.

       ***

بهار دیر نپاید که می شکوفد باز

منیژه از سر یاری به چاه می آید

ترا ولی

که پریزاد شهر عشق منی

سطور دفتر شعرم

                   فسانه می سازد.

                                مرداد ۶۵ ک.م

خسوف

سیاره من کوچک است

                        و شما ستارگان درخشانید

دستهای من کوتاهست

                      و شما عقابان کوههای بلندید

                   ***

چه پُر غرور از آتش گذشته اید

                                  ای سیاوشان سرفراز

و چه مستانه

قهقهه زنان

مرگ خویش را آواز داده اید !

                  ***

در این خسوف دیر پائیده

که پرده تاریک آسمان

                       حتی به روزن شهابی منور نمی شود.

چه پُر شعله درخشیده اید

ای فواره های پیامدار آتشفشان

و چه پُر خروش فریاد کرده اید

ای آذرخشهای صاعقه بار !

               ***

نگاه کنید !

انگشت مردمان

شما را نشان می دهد

ای ستاره های فروزان

و کوچه ها

          از نام شما پُر است.

                            * ۲۶/۲/۶۶

برای پسرم

 مرا نمی شناسی

ترا نمی جویم

خنده ات 

و نگاهت

          آشنا نیست

بیگانگان

آشناترند

           تا من و تو.

*

پیوندمان

-نه حتی مهره ای 

                    بر بازوی تو-

که تنها نامی است از من

برنام تو حک شده (حک شده برنام تو)

به حزب قوانین

که دیگران

              برپای داشته اند

تا اسب خویش برانند و 

              کام خود

مرا به زیبایی دنیایت

                    مژده مده

که سهم من

 زین جشنواره

جز نظاره زخمی

                   به گونه تو نیست*

***

سهراب سان!

من

-رستم *رویین نه-

خاکواره ای هستم

که  کینه دشمنان

و بهانه یاران

اندوه تهمتن سرایی را 

                       بر پشت من نهاده است

***

مرا به خشک مغزی پدران

                       هشدارگر مباش 

که من

                       خنجر خود را 

جز برای دشمن تو

                     بیرون نمی کشم

*

باری

در قلب من

                   هراس

زین حادثه است

اینسان که روزگار می گذرد 

                    ترسم

-از مکر دشمنان نه-

از خبط دوستان

در اولین نگاه

شمشیر نهی به *گلوگاهم.

*این شعر در اردیبهشت ۶۷ آخرین ملاقات بیژن و عباس سروده شده در آن زمان، صورت بیژن بخیه خورده بود و عباس در این شعر به این مساله اشاره کرده است.

* دستان، گلوگاه، جگرگاه ( عبارات ناخوانایی که مشخص نبودند برای همین  دو عبارت آورده  شده است ).

سخنان خانم صابری آن چنان همه را تحت تاثیر قرار داد که اشک در چشمان همه حلقه زد . در پایان همه به پا خواستند و بطور ممتد  برای انسانی که جان خود را برای آزادی از دست داد و خانواده ای که رنچ نبودن همسر و پدر و آزار و اذیت رژیم جهل و جنایت را تحمل کردند دست زدند ویک شاخه گل سرخ به خانم صابری تقدیم شد و سپس  تنفس  برای امضای کتاب و پذیرایی داده شد.

پس  از تنفس آقای دکتر حسن ماسالی  سخنان خود را از  کشتار ۴۰ ساله مبارزان راه آزادی و فاجعه تابستان  1367 آغاز و سپس  درمورد “راهکارهای مبارزاتی  گذار از رژیم دین سالار در ایران” سخن گفت . بخش های مختلف سخنان ایشان که به تفصیل توصیخ داده شد در زیر امده است :

راهکارهای مبارزاتی  گذار از رژیم دین سالار در ایران

الف :چشم اندازها :

۱– برچیدن تمام عیار رژیم  دین سالار – فاشیستی حاکم در ایران،

۲-تشکیل دولت موقت در دوران گذار،

۳– لغو تمام قوانین و مقررات تبعیض گرانه و لغو تمام قراردادهای بین المللی تحمیلی وتوطئه گرانه ، 

۴-برگزاری انتخابات آزاد و تشکیل مجلس موسسان برای تصویب قانون اساسی جدید بر مبنای جدایی کامل دین از دولت و حکومت ،

۵- استقرار دموکراسی پارلمانی و نظام  سیاسی غیر متمرکز ، حفظ استقلال و یکپارچگی کشور،

۶- تضمین رفاه اجتماعی مردمان سرا سر کشور  و شکوفاه سازی  فرهنگ و مناسبات اقتصادی و اجتماعی ایران ،

۷-حمایت از اعلامیه جهانی  حقوق بشر و طرفداری از صلح و دوستی در مناسبات جهانی

 ب : برنامه عمل 

 1- مشخص کردن راهکارهای تشکیلاتی – مبارزاتی در داخل و خارج از کشور با توجه به آسیب شناسی گذشته و چشم انداز آینده

۲-بر پایی جنبش و  جبهه قدرتمند  ائتلافی ازجمهوری خواهان در داخل و خارج از کشور، با توجه به فنون سازماندهی  ومبارزه در شرایط  ترور و اختناق،

۳ .حمایت از حنبش رفع تبعیض  و برابری طلبانه زنان ایران 

۴- حمایت از خواست های سندیکاها و نهادهای مستقل مردمی در ایران 

۵- برپایی جنبش همبستگی بین المللی ، با همکاری شخصیتهای سیاسی ، نیروهای ترقیخواه ، آزاد اندیش و مدافع حقوق بشردر سطح جهان،

۶-همکاری با کارشناسان ایرانی و خارجی به منظور آماده کردن طرح های علمی و کارشناسانه در باره : استفاده از انرژی افتاب ، مقابله با زلزله ، تامین آب ، حراست از محیط زیست ، شکوفاسازی مناسبات اقتصادی، فرهنگی ، هنری در سراسر ایران

ج: ابزار و شیوه های کار

۱- ایجاد کار گروهها  با مشارکت اعضای احزاب و نیروهای شرکت کننده در ائتلاف و همچنین جلب همکاری کارشناسان

۲- سازماندهی گفتمان و تبادل نظر از طریق رابطین احزاب، برگزاری سمینارها و کنفرانس ها ی مشترک با نیروهای ائتلافی 

۳-سازماندهی برنامه های فرهنگی و هنری به منظور جمع اوری کمک های مالی ،

۴- سازماندهی برنامه های آموزشی برای انتقال تجارب سیاسی و مبارزاتی به نسل جوان

د: نگرشی به آینده :

تشکیل اتحادیه کشورهای خاور میانه و آسیای مرکزی:

 تشکیل این اتحادیه پس از گذر از جمهوری اسلامی امکان پذیر است  و نیروهای ملی و دمکرات قادر خواهند بود که با اتخاذ روابط دوستانه و مسالمت آمیز با همه کشورهای خاور میانه و آسیای مرکزی همکاری های سیاسی،  اقتصادی و  فرهنگی  را شکوفا سازند و موانع بزرگی که قدرت های بزرگ  و نیروهای ارتجاعی تاکنون بوجود آورده بودند را بر طرف کنند.

جلسه با  پرسش و پاسخ وشرکت  پویای حاضران به پایان رسید .

*دادنامه همبستگی برای حقوق بشر در ایران :

۱ دیدگاه

  1. yashar roshan گفت:

    من بعنوان اخرین زندانی از سال سشتی ها که بعد ز ۱۵ سال از ان گشتابوی رژیم ضد انسانی ازاد شده ام همیشه مشکل دارم که چه ایرادی دارد جای خاوران را خاورانها خوش کند و همچنین است جای شهریور ماه را تابستان ۶۷ بگیرد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: